بحث:سریه مرثد بن ابیمرثد در تاریخ اسلامی
مظلومیت پیامبر(ص) در حادثه رجیع
پس از جنگ احد گروهی از قبیله عضل و قاره به مدینه آمده و خدمت پیامبر اکرم رسیدند و عرض کردند: یا رسول الله ما مسلمان شدهایم، تقاضا داریم افرادی از اصحاب خود را با ما بفرست تا قرآن و مسائل دین را به ما تعلیم کنند و در بین قبیله ما به امر تبلیغ بپردازند.
پیامبر ده نفر از بزرگان صحابه را فرستاد، بزرگوارانی چون عاصم بن ثابت و خبیب بن عدی و زید بن دثنه و عبدالله بن طارق و خالد بن بکیر، در این جمع بودند. ناگهان متوجه خیانت همراهان شدند که نقشهای در کار است و خود را در محاصره قبیله بنیلحیان که حدود صد نفر مسلح داشتند مشاهده کردند و قضیه به جنگ و درگیری کشید؛ ولی از خود دفاع نمودند تا ۸ نفر از آنها کشته شدند. به دو نفر گفتند: ما شما را نمیکشیم بلکه به جای ۱۳ اسیر که در اختیار قریش است به قریش تحویل میدهیم. حبیب بن الحارث به وسیله قریش خریداری شد و برای قتل او مصمم شدند. حبیب به آنها گفت: به من اجازه دهید دو رکعت نماز بخوانم بعد هر تصمیمی که دارید انجام دهید و آنها پذیرفتند. حبیب دو رکعت نماز خواند آنگاه رو به گروه نمود و گفت: به خدا سوگند اگر نبود که گمان برید از ترس کشته شدن نمازم را طولانی میکردم سپس او را به دار آویخته به قتل رساندند؛ ولی درباره زید، ابوسفیان او را خریداری نمود تا به قتل رساند. بزرگان قریش برای قتل او گرد آمدند بالای چوبه دار رفت؛ ولی پیش از آنکه سر از بدنش جدا شود. ابوسفیان از او پرسید: ای زید تو را به خدا سوگند میدهم آیا دوست داری که به جای تو محمد باشد تا گردن او زده شود و تو در خانوادهات باشی؟ زید گفت: به خدا سوگند میل ندارم که خاری به پای او خلیده شود و من میان خانوادهام باشم.
پیامبر بر کشته شدن این رجال بزرگ که به طرز وحشیانهای به قتل رسیده بودند سخت متأثر گردید[۱].
پانویس
- ↑ راجی، علی، مظلومیت پیامبر ص۱۹۸.