بکار بن ابی‌بکر حضرمی

(تغییرمسیر از بکار بن ابی بکر حضرمی)

آشنایی اجمالی

بکار بن ابی‌بکر حضرمی کوفی[۱]، برادر بکر بن ابی بکر عبدالله بن محمد، از اصحاب امام صادق(ع)[۲] به شمار می‌رود. وی در طبقه پنجم راویان قرار دارد[۳] و تنها از آن حضرت روایت کرده است[۴]. بکّار بن أبی بکر افزون بر امامان معصوم، از محدثانی همچون سلیمان بن خالد و محمد بن شریح[۵] حدیث آموخته و روایت کرده است[۶]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان علی بن الحکم، الحسن بن علی بن الفضال[۷]، یونس بن عبدالرحمان و ثعلبة بن میمون می‌باشند[۸].

وضعیت بکّار بن أبی بکر در کتب رجالی قدما مجهول است و مدح و ذمی درباره او ثبت نشده است[۹]؛ از این‌رو، نام وی در کتب رجالی متقدم فاقد جرح و تعدیل صریح بوده و تنها از راه‌های غیرمستقیم به شناخت مذهب و وثاقت او استناد شده است. به قرائنی همچون ذکر نام وی از سوی شیخ طوسی[۱۰]، جایگاه اعتقادی پدرش[۱۱] و مضامین بعضی از روایاتش، امامی بودن وی استظهار می‌شود. همچنین برای اثبات وثاقت یا دست‌کم حسن حال او، به حضور نام وی در سند تفسیر القمی[۱۲] و نقل روایتِ اصحاب اجماع از او، از جمله روایت بی‌واسطه یونس بن عبدالرحمان[۱۳] و روایت باواسطه صفوان بن یحیی[۱۴] استدلال شده است[۱۵].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: أ. منابع شیعی: رجال الکشّی (اختیار معرفة الرجال، ص۴۱۶؛ رجال الطوسی، ص۱۷۱، ش۱۹۹۸؛ منهج المقال فی تحقیق أحوال الرجال، ج۳، ص۶۶، ش۸۳۲؛ نقد الرجال، ج۱، ص۲۸۷، ش۷۶۰؛ مجمع الرجال، ج۱، ص۲۷۴؛ جامع الرواة، ج۱، ص۱۲۵، ش۹۸۰؛ منتهی المقال فی أحوال الرجال، ج۲، ص۱۵۸، ش۴۶۶؛ تنقیح المقال، ج۱۲، ص۳۷۶، ش۳۱۵۴؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۴۴، ش۲۱۸۲؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۳۵۸، ش۱۱۶۶؛ معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۲۴۲، ش۱۸۲۳؛ طبقات رجال الکافی، ص۸۰؛ زبدة المقال، ج۱، ص۲۲۴.
    ب. منابع سنّی: لسان المیزان، ج۲، ص۴۲، ح۱۴۸.
  2. ر.ک: رجال الطوسی، ص۱۷۱، ش۱۹۹۸.
  3. ر.ک: طبقات رجال الکافی، ص۸۰.
  4. الکافی، ج۱، ص۲۶۵، ح۲؛ برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۴۹، (ح ۶۳)، ج۲، ص۳۲۰، (ح۵۵).
  5. مراد محمد بن شریح الحضرمی است که بکّار بن ابیبکر الحضرمی راوی کتابش است. ر.ک: رجال النجاشی، ص۳۶۶، ش۹۹۱.
  6. ر.ک: تفسیر القمی، ج۲، ص۳۵۶؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص۳۸۵، ح۸؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۶۵۴، ح۲۲؛ تهذیب الأحکام، ج۷، ص۱۴۸، ح۳.
  7. در بعضی اسناد حسن بن علی بن فضال به واسطه ثعلبه از بکّار بن ابی بکر روایت کرده است. ر.ک: علل الشرائع، ج۲، ص۵۱۸، باب ۲۹۰، ح۱.
  8. ر.ک: تفسیر القمی، ج۲، ص۳۵۶؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص۳۸۵، ح۸؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۶۵۴، ح۲۲؛ تهذیب الأحکام، ج۷، ص۱۴۸، ح۳.
  9. ر.ک: رجال الطوسی، ص۱۷۱، ش۱۹۹۸.
  10. یادآور می‌شود که موضوع رجال الطوسی اعم از راویان شیعی و غیر شیعی است.
  11. «...، عن أبی بکر الحضرمی، قال: مرض رجل من أهل بیتی فأتیته عائدا. فقلت له: یا ابن أخی! إن لک عندی نصیحة أ تقبلها؟ فقال: نعم. فقلت: قل: أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له. فشهد بذلک. فقلت: إن هذا لا تنتفع به إلا أن یکون منک علی یقین فذکر أنه منه علی یقین. فقلت: قل: أشهد أن محمدا عبده و رسوله. فشهد بذلک. فقلت: إن هذا لا تنتفع به حتی یکون منک علی یقین فذکر أنه منه علی یقین. فقلت: قل: أشهد أن علیا وصیه و هو الخلیفة من بعده و الإمام المفترض الطاعة من بعده. فشهد بذلک. فقلت له: إنک لن تنتفع بذلک حتی یکون منک علی یقین فذکر أنه منه علی یقین ثم سمیت الأئمة رجلا رجلا فأقر بذلک و ذکر أنه علی یقین فلم یلبث الرجل أن توفی فجزع أهله علیه جزعا شدیدا. قال: فغبت عنهم ثم أتیتهم بعد ذلک فرأیت عراء حسنا. فقلت: کیف تجدونکم کیف عزاؤک أیتها المرأة؟ فقالت: و الله! لقد أصبنا بمصیبة عظیمة بوفاة فلان رحمة الله کان مما سخا بنفسی لرؤیا رأیتها اللیلة. فقلت: و ما تلک الرؤیا؟ قالت: رأیت فلانا تعنی المیت حیا سلیما. فقلت: فلان. قال: نعم. فقلت له: أ ما کنت مت؟ فقال: بلی ولکن نجوت بکلمات لقنیها أبو بکر ولولا ذلک لکدت أهلک». (الکافی، ج۳، ص۱۲۳، ح۴).
    آیت‌الله خویی بعد نقل این روایت نوشته است: هذه الصحیحة المؤیدة بالروایات المتقدمة تدل علی تشیعه و کمال إیمانه. معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۳۱۷، ش۷۱۰۳.
  12. ر.ک: تفسیر القمی، ج۲، ص۳۵۴.
  13. الکافی، ج۳، ص۱۲، ح۶؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۵۰، ح۹.
  14. ر.ک: الاستبصار، ج۳، ص۸۰، ح۲۶۸؛ تهذیب الاحکام، ج۷، ص۴۹، ح۲۱۰.
  15. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۴، ص۵۵۸-۵۷۴.