ثعلبة بن میمون اسدی کوفی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از ثعلبة بن میمون)

آشنایی اجمالی

ثعلبة بن میمون[۱] با کنیه ابواسحاق[۲]، مولی محمد بن قیس انصاری[۳] و اهل کوفه[۴]، از اصحاب امام صادق(ع) و امام کاظم(ع)[۵] بوده و از آن دو بزرگوار روایت کرده است[۶]. همچنین شواهدی وجود دارد که دلالت دارد که ثعلبة بن میمون دوران امام باقر(ع) و امام رضا(ع) را نیز درک کرده است. ثعلبة بن میمون افزون بر امامان معصوم، از محدثانی همچون زرارة بن اعین، ابی بصیر و اسحاق بن عمار[۷] حدیث آموخته و روایت کرده است. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان حسن بن علی بن فضال، علی بن اسباط و احمد بن محمد بن ابی نصر[۸] می‌باشند. با توجه به قرائن، وی در طبقه پنجم راویان قرار دارد[۹].

درباره شخصیت ثعلبة بن میمون، میان علما و رجال‌نویسان اختلاف است: برخی چون فقیه سبزواری و ابوعلی حائری مازندرانی در وثاقت وی تأمل کرده و مدعی شده‌اند که توثیق صریحی درباره او وجود ندارد و اوصاف ذکر شده تنها بر حسن حال وی دلالت دارند[۱۰]. در مقابل، بزرگانی چون وحید بهبهانی[۱۱]، علامه مامقانی[۱۲] و کشی[۱۳] بر وثاقت وی تأکید کرده‌اند. نجاشی نوشته است: ثعلبة بن میمون از سرشناسان اصحاب، قاری، فقیه، لغوی و راوی بود و عمل نیکو و عبادت و زهد فراوان داشت. طبق روایتی که نجاشی نقل می‌کند، گویا ثعلبه در زمان هارون الرشید در مسجد کوفه مشغول عبادت بوده و هارون دعای او را شنیده، وی را ستوده و او را از نیکان کوفه دانسته است[۱۴].

تاریخ دقیق وفات وی معلوم نیست، ولی به تصریح ابن الجوزی وی اندکی پس از آخرین حج هارون الرشید به سال ۱۸۸ درگذشته است[۱۵]؛ کتابی که روایات مختلفی از آن نقل شده نیز از آثار اوست[۱۶].[۱۷]

منابع

پانویس

  1. ر.ک: أ. منابع شیعی رجال البرقی، ص۴۸ و ۴۹؛ رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۴۱۲، ش۷۷۶؛ رجال النجاشی، ص۱۱۷، ش۳۰۲؛ رجال الطوسی، ص۱۷۴، (ش ۲۰۵۸)، ص۳۲۷، (ش ۴۸۹۹) و ص۳۳۳، (ش ۴۹۶۰)؛ رسالة أبی غالب الزراری، ص۱۸۴؛ خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۳۰، ش۱؛ معالم العلماء، ص۶۶، ش۱۵۹؛ الرجال (ابن داوود)، ص۷۸، ش۲۸۲؛ التحریر الطاووسی، ص۹۶، ش۶۸؛ منهج المقال، ج۳، ص۱۳۲، ش۹۴۲؛ نقد الرجال، ج۱، ص۳۱۹، ش۸۶۷؛ إکلیل المنهج، ص۱۵۴، ش۱۹۱؛ مجمع الرجال، ج۱، ص۳۰۰ و ۳۰۱؛ جامع الرواه، ج۱، ص۱۴۰، ش۱۱۰۵؛ الرجال (حر عاملی)، ص۷۴، ش۲۵۸؛ الوجیزة فی الرجال، ص۴۱، ش۳۲۳؛ منتهی المقال، ج۲، ص۲۰۱، ش۵۱۰؛ ج۷، ص۱۰۶، (ش ۳۳۲۳ و ۳۳۲۷)؛ عدة الرجال، ج۲، ص۱۰۸؛ تکملة الرجال، ج۱، ص۳۲۹؛ شعب المقال، ص۵۸، ش۱۲۴؛ بهجة الآمال، ج۲، ص۴۷۲؛ رجال الخاقانی، ص۱۱۸؛ أعیان الشیعه، ج۴، ص۲۵؛ تنقیح المقال، ج۱۳، ص۳۸۸، ش، ۳۴۸۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۳۱۶، ش۲۰۰۱؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۸۹، ش۲۳۶۲؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۴۸۹، ش۱۳۰۷؛ ج۱۱، ص۲۰۷، (ش ۲۱ و ۲۳)؛ الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق(ع)، ج۱، ص۲۷۱، ش۵۵۸.
    ب. منابع سنی: لسان المیزان، ج۲، ص۸۲، ش۳۳۲.
  2. رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۳۷۵، ش۷۰۵؛ رجال النجاشی، ص۱۱۷، ش۳۰۲.
  3. رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۴۱۲، ش۷۷۶.
  4. رجال البرقی، ص۴۳، ص۴۸ و ۴۹.
  5. با اینکه شیخ طوسی در اینجا تصریح کرده که ثعلبة بن میمون صاحب کتاب بوده؛ ولی در الفهرست خودش که به ذکر نام راویان صاحب اثر اختصاص دارد، از وی یاد نکرده است که علامه شوشتری آن را بر غفلت شیخ طوسی حمل کرده (قاموس الرجال، ج۲، ص۴۹۰: و عدم عنوان الفهرست له غفلة بعد قوله فی رجاله له کتاب) و بعضی هم علت آن را نداشتن طریق به کتاب ثعلبه دانستند.
    لعدم الظفر إلی الطریق إلیه فی وقت تألیفه، و الإکتفاء فی أصل النسبة بما ذکره فی الرجال تهذیب المقال، ج۴، ص۳۲۹.
    رجال الطوسی، ص۱۷۴، ش۲۰۵۸.
  6. بعضی از محققان در توضیح عبارت تختلف الروایة عنه نوشته‌اند: یحتمل فیه وجوه: أحدها: الإختلاف من جهة الإمام، بمعنی أن یسند کتابه إلی ما رواه عن أبی عبدالله(ع)، أو عن الکاظم(ع)، أو عنهما جمیعاً، أو عن الرجال عنهما. ثانیها: الإختلاف من جهة الموضوع فی الفقه أو أحد أبوابه، کالطهارة، و الوضوء، و الغسل، و الدماء، و أمثالها، أو فی التوحید، أو النبوة، أو الإمامة، أو الموالید، و الوفیات و السیر و التفسیر و نحوها من سایر العلوم. ثالثها: الإختلاف من جهة عنوان الکتاب، و المصنف، و الأصل، و النوادر، و المسائل و الرسائل، و سایر صنوف التألیف، أو غیر ذلک مما یمکن اختلاف ما جمع فیه. تهذیب المقال، ج۴، ص۳۲۹.
    بعضی هم احتمال دادند که مراد، نقل روایات گوناگون در موضوعات مختلف از امام(ع) است.
    و کتاب مختلف الروایة الظاهر أن المراد به الحاوی للروایات المختلفة الواردة عنه(ع) أعیان الشیعه، ج۴، ص۲۵.
  7. ر.ک: تفسیر کنز الدقائق، ج۲، ص۴۰۴، ج۳، ص۱۷۱ و ۵۹۵؛ ج۴، ص۱۳۶، ج۵، ص۴۶۶، ۴۷۴ و ۵۶۱؛ ج۷، ص۷۹؛ ج۸، ص۳۹۲ و ۴۲۹، ج۱۳، ص۱۱۳؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص۳۳۱، ح۳؛ المحاسن، ج۱، ص۱۵۶، (ح ۸۸)؛ ج۲، ص۳۸۷، (ح۶) و ص۵۷۱، (ح۱۰).
  8. ر.ک: تفسیر کنز الدقائق، ج۴، ص۴۴۲ - ۴۴۳، ج۵، ص۴۶۶؛ ج۸، ص۲۳۲؛ ج۱۱، ص۲۴۵؛ الأصول الستة عشر، ص۱۲۲؛ بصائر الدرجات، ص۴۲، (ح۲۴) و ص۳۳۲، (ح۸).
  9. الموسوعة الرجالیه، ج۴، ص۸۳، ص۴۰۶ و ج۷، ص۱۱۴۶.
  10. ر.ک: منتهی المقال، ج۲، ص۲۰۳، ش۵۱۰؛ ذخیرة المعاد، ج۲، ص۱۸۶.
  11. منهج المقال، ج۳، ص۱۳۲ - ۱۳۳، ش۹۴۲: و مع ذلک ربما یتأمل فی وثاقته لعدم ذکرها بلفظها یحتمل کونه من محمد بن عیسی و ربما یکون هذا هو الظاهر و أنت خبیر بأن هذا التأمل فی غایة الرکاکة و نهایة السخافة و الشناعة و بنهایة الظهور لا یحتاج إلی التنبیه و لعمری إن جش لم یدر أنه سیجیء من یقنع بمجرد ثقة بل و بمجرد رجحانه و لا یکفیه جمیع ما ذکر علی أن محمد بن عیسی من الثقات و أیضاً غیر خفی أن ذکر کش ذلک لیس مجرد القصة و الحکایة بل الظاهر أن الإتیان به لأجل الإنتفاع و أنه فی مقام الإعتداد و الإعتماد و مر فی أبان بن عثمان عند ذکر من أجمعت العصابة قالوا: و زعم أبو إسحاق الفقیه أن أوجه هؤلاء جمیل و الظاهر منه استنادهم إلیه و اعتمادهم علیه و بالجملة هو أجل من أن یحتاج إلی ذکر أمثال ذلک.
  12. تنقیح المقال، ج۱۳، ص۳۹۰، ش۳۴۸۹.
  13. رجال الکشی، إختیار معرفة الرجال، ص۴۱۲، ش۷۷۶.
  14. رجال النجاشی، ص۱۱۸، ش۳۰۲: حدثنا علی بن الحسن بن فضال، عن علی بن أسباط قال: لما أن حج هارون الرشید مر بالکوفة، فصار إلی الموضع الذی یعرف بمسجد سماک و کان ثعلبة ینزل فی غرفة علی الطریق، فسمعه هارون، و هو فی الوتر، و هو یدعو - و کان فصیحاً حسن العبارة - فوقف یسمع دعاءه، و وقف من قدامه و من خلفه و أقبل یتسمع، ثم قال للفضل بن الربیع ما تسمع ما أسمع؟ ثم قال: إن خیارنا بالکوفة.
  15. المنتظم، ج۹، ص۱۵۵ - ۱۵۶.
  16. رجال النجاشی، ص۱۱۷ - ۱۱۸، ش۳۰۲.
  17. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۵، ص۱۵۹-۱۷۲.