تاریخ‌نگاری عمومی و تقویمی

مقدمه

نوشتن تاریخ بر اساس سنوات، یا «کتاب التاریخ علی السنین» (کتابی با همین عنوان از هیثم بن عدی) یکی از سبک‌های رایج در نگارش تاریخ است، سبکی که به احتمال در نگارش سیره و مغازی، تا حدودی مورد توجه بوده است؛ زیرا در سیره، افزون بر یاد از حوادث بر محور پیامبر(ص)، سیر زمانی جنگ‌ها نیز مورد توجه قرار گرفته است[۱]. تقسیم‌بندی سیره به کتاب المبتدأ، کتاب المبعث و کتاب المغازی و همین‌طور سیر رخدادها بر حسب زمان در هر سه بخش را باید شاهدی بر این دانست که تاریخ‌نویسی اسلامی در نخستین مرحله، با سیر زمانی به خوبی آشنا بوده است. به دنبال آن تاریخ فتوحات و همین‌طور سرگذشت‌نامه برای خلفا، بحث زمان و تقویم را جدی‌تر کرده است. تاریخ‌نویسی سنتی عرب که بر محور ایام العرب بود، با ترکیبی از میراث قدیم و حدیث‌نگاری جدید، و همین‌طور سیره به سمت تاریخ‌نویسی رفت که عبارت از همان تک‌نگاری‌های حادثه‌ای در قرن دوم بود، اما از نگاشته‌هایی با مشخصه تاریخ عمومی، در قرن دوم، خبری نیست و آنچه امروزه موجود است همگی از قرن سوم به بعد نگارش یافته است.

در تواریخ عمومی، شکل‌های مختلفی در ارائه گزارش‌های تاریخی وجود داشت. برخی از آثار که سال‌شمار بودند، تحت تأثیر علم حدیث گزارش‌ها را بر اساس آوردن سند برای تک تک نقل‌ها عرضه می‌کردند. در واقع به سبب ضرورت ذکر «سند» برای حدیث که به دلیل رواج دروغ در احادیث منسوب به پیامبر(ص) به وجود آمد گزارش‌های تاریخی نیز به سیاق کتاب‌های تاریخی «سند دار» گشت و به این ترتیب شکل ارائه آنها مثل کتاب‌های حدیثی شد. بدین ترتیب، ارائه حدیث گونه وقایع، یکی از نخستین اَشکال آگاهی‌های تاریخی، هم در سیره، هم در تک نگاشته‌های حادثه‌ای و هم در تواریخ عمومی مانند طبری بود. این روش حتی در کتاب‌های تاریخ‌نگاری نسب‌شناسانه، مانند انساب بلاذری هم تا حدود زیادی رعایت شده است. باید توجه داشت که مهم‌ترین امتیاز این کتاب‌ها نقل سند برای جزء جزء اخبار است؛ گرچه در بسیاری از موارد، حتی کسانی مانند واقدی که کاملا متعلق به مکتب حدیثی مدینه بود، وقتی حس می‌کرد کار مفصل می‌شود روایات نقل شده توسط چند سلسله راوی را با هم تلفیق کرده و یکجا ارائه می‌نمود. باید گفت همین مقدار ارائه سند اولین قدم در ارزیابی یک نقل تاریخی است با تأکید بر اینکه این تنها یک قدم در ارزیابی خبر است. ذکر سند می‌تواند ارتباط منابع مختلف تاریخی را با یکدیگر نشان دهد که این نیز در ارزیابی نقل‌های تاریخی بسیار مهم است.

گونه‌ای دیگر از تواریخ عمومی، نه به صورت سال‌شمار که به صورت حادثه محور است. این رویه، بیشتر برای مورخانی است که ارتباطی با نقل حدیث نداشتند و شاید بتوان گفت از مورخان حرفه‌ای و کسانی هستند که تحت تأثیر ادبیات تاریخ‌نویسی عربی قدیم یا ایرانی بوده‌اند. افرادی مانند یعقوبی دینوری و مسعودی تنها در مواردی اندک و گاه در اول کتاب، برخی از منابع و اسناد خود را یادآور شده‌اند اما آنچه از اخبار گزینش کردند به ترتیب آورده و گفته‌ای که نمی‌خواستند مسئولیت آن را بپذیرند با عنوان «چنین گفته شده» قیل نقل نموده‌اند. درحالی که طبری در سبک خبری خود حتی اخبار متضاد را نقل کرده است. نوشته‌های از نوع دوم، که کاری به سند ندارند، برای مطالعه آسان اما برای ارزیابی دشواری دارند؛ زیرا برای بررسی آنها باید به راه‌های غیر سندی پرداخته شود؛ کاری که حتی در روایات مسند نیز لازم است. این کتاب‌ها به ویژه در قسمت تاریخ ملوک و انبیا، تنها یک سیر کلی زمانی را که نزد مورخان یهودی و مسیحی مرسوم بوده[۲] به کار گرفته و بعد از آن، حوادث مهم را به عنوان آغاز هر فصل کتاب خویش جای داده‌اند.

معروف‌ترین و مهم‌ترین کتاب تاریخی که در جهان اسلام نوشته شده، تاریخ طبری است که حوادث از اسلام بدین سو را بر اساس سنوات بیان کرده است. خلیفه بن خیاط (م ٢۴٠) همین روش را پیش گرفته است. اندکی بعد فَسَوی (م (۲۷۷) در المعرفة و التاریخ، که متأسفانه تاریخ اسلام تا پایان امویان آن مفقود شده، کتاب خود را به همین سبک نگاشته است. شیوه نگارش سنواتی به صورت پذیرفته‌ترین شکل نگاشته‌های تاریخی میان مسلمانان باقی ماند. ابن جوزی در المنتظم، ابن اثیر در الکامل و ابن کثیر در البدایة و النهایه و بسیاری دیگر از مورخان از همین شیوه استفاده کرده‌اند[۳].

سیره و مغازی

اگر بنا باشد تنها آنچه را که بر اساس سیر زمانی به نگارش در آمده تاریخی بدانیم، باید سایر نوشته‌های شبه تاریخی را مقدمه یا حاشیه این نوع نوشته‌های تلقی کنیم. نوشتن تاریخ براساس سنوات، به احتمال در نگارش سیره و مغازی تا حدودی مورد توجه بوده است؛ زیرا در سیره، افزون بر یاد از حوادث بر محور پیامبر(ص)، سیر زمانی جنگ‌ها نیز مورد توجه قرار گرفته است[۴]. نوشتن زندگی‌نامه خلفا و بیان حوادث زمان آنان، نیاز به بهره‌گیری بیشتر از زمان و تقویم را ایجاب کرده است.

از این نگاشته‌ها در قرن دوم کمتر سراغ داریم و آنچه امروزه موجود است همگی از قرن سوم به بعد نگارش یافته است. برخی از این نوشته‌ها در عین در برداشتن سیر زمانی، بر اساس سال، حوادث را بیان نکرده‌اند؛ همچون تاریخ یعقوبی، مسعودی دینوری این کتاب‌ها به ویژه در قسمت تاریخ ملوک و انبیاء تنها یک سیر کلی زمانی را که نزد مورخان یهودی مرسوم بوده[۵] به کارگرفته و بعد از آن، حوادث از اسلام به این سورا بر اساس سنوات بیان کرده است؛ همین طور خلیفد بن خیاط در تاریخ خود، و فسوی در المعرفة والتاریخ، که متأسفانه تاریخ اسلام تا پایان امویان آن مفقود شده است. گفته شده که کتاب تاریخ هیثم عدی (م ۲۰۷) مبتنی بر سالشمار بوده است. شیوه نگارش سنواتی به صورت پذیرفته‌ترین شکل نگاشته‌های تاریخی میان مسلمانان باقی ماند. ابن جوزی در المنتظم، ابن اثیر در الکامل و ابن کثیر در البدایة و النهایة و بسیاری دیگر از مورخان از همین شیوه استفاده کرده‌اند[۶].

منابع

پانویس

  1. واقدی تاریخ غزوات را بر پایه شمارش ماه‌هایی که از هجرت گذشته، معین می‌کند.
  2. موارد تاریخ، الطبری، بخش نخست، ص۱۷۳.
  3. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۳۳.
  4. واقدی تاریخ غزوات را بر پایه شمارش ماه‌هایی که ازهجرت گذشته معین می‌‌کند
  5. موارد تاریخ الطبری، بخش نخست، ص۱۷۳
  6. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۳۷.