حدیث وراثت انبیا در فقه سیاسی

مقدمه

یکی از روایاتی که برای اثبات ولایت فقیه به آن استناد شده است روایت صحیحه قداح است که در آن عبدالله بن میمون قداح از امام جعفر صادق (ع) نقل کرد: «الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ»؛ علما وارثان پیامبرانند[۱]. مراد از علما در این روایت "علمای امت اسلام" است به این صورت که علما آن بخش از شئون رسول اکرم (ص) و انبیا را که قابل انتقال است به ارث می‌برند و یکی از آن شئون، مسئله حکومت و زعامت است[۲].

ابتدا دربارۀ متن این روایت بحث می‌کنیم و در مرحلۀ دوم دلالت آن را بررسی می‌کنیم، و در مرحلۀ سوم به سند آن می‌پردازیم:

متن روایت

این روایت به طرق متعدد وارد شده که متن برخی از طرق آن تفاوت مختصری با متن دیگر طرق دارد، که در اینجا به آنها اشاره می‌کنیم:

۱. کلینی در کافی روایت می‌کند: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ، وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، جَمِيعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ الْقَدَّاحِ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَنْ‏ سَلَكَ‏ طَرِيقاً يَطْلُبُ فِيهِ عِلْماً سَلَكَ اللَّهُ بِهِ‏ طَرِيقاً إِلَى الْجَنَّةِ، وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْمِ رِضًا بِهِ‏، وَ إِنَّهُ يَسْتَغْفِرُ لِطَالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ حَتَّى الْحُوتِ فِي الْبَحْرِ، وَ فَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ كَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلَى سَائِرِ النُّجُومِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ، وَ إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ، إِنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُوَرِّثُوا دِينَاراً وَ لَا دِرْهَماً وَ لَكِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ، فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ أَخَذَ بِحَظٍّ وَافِرٍ»[۳]؛ امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: کسی که به منظور طلب دانش راهی بپیماید خداوند او را به راهی خود برد که او را به بهشت برساند، و همانا فرشتگان بال‌های خود را برای جویندۀ دانش به دلیل رضایت از او می‌گسترانند، و همانا ساکنان آسمان و ساکنان زمین حتی ماهیان دریا برای جویندۀ دانش طلب مغفرت می‌کنند، و برتری عالم بر عابد همانند برتری مهتاب در شب چهارده بر سایر ستارگان است و همانا علما وارثان پیامبرانند، و به تحقیق میراثی که پیامبران بجا می‌گذارند دینار و درهم نیست بلکه میراث بجا ماندۀ از آنان دانش است، پس آن کس از دانش آنان بهره برد، به نصیب فراوان دست یافته است.

این متن را ابوداود در سنن و ترمذی در صحیح هریک به سند خویش از ابی‌الدرداء عن رسول الله(ص) روایت کرده‌اند[۴].

عبارت متن این روایت چنین می‌رساند که این روایت یک روایت نیست بلکه مجموعه‌ای از روایات و گفتارهای رسول خدا(ص) دربارۀ فضیلت طلب علم و طالب علم، و علما است، که راویان آن را در مجلس واحد بیان کرده‌اند.

۲. نیز کلینی در کافی روایت می‌کند: «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي‌عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ، وَ ذَاكَ أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً، وَ إِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِيثَ‏ مِنْ‏ أَحَادِيثِهِم...»[۵]؛ امام صادق(ع) فرمود: به تحقیق عالمان وارثان پیامبرانند؛ زیرا پیامبران درهم و دینار از خود به ارث نمی‌گذارند، بلکه سخنانی از سخنان خود را به ارث می‌گذارند... .

در این روایت عبارت «ذَاكَ أَنَّ الْأَنْبِيَاء...» در علیّت برای مضمون جملۀ سابق، یعنی «الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» ظهور دارد.

۳. صدوق در من لا یحضره الفقیه روایت می‌کند: «عَنْ أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى، عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ‏(ع) - عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ -» (در ضمن وصیت به فرزندش محمد بن الحنفیه) «أَنَّهُ قَالَ: وَ تَفَقَّهْ فِي الدِّينِ، فَإِنَّ الْفُقَهَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ إِنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُوَرِّثُوا دِينَاراً وَ لَا دِرْهَماً وَ لَكِنَّهُمْ‏ وَرَّثُوا الْعِلْمَ‏ فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ أَخَذَ بِحَظٍّ وَافِرٍ...»[۶]؛ فقه و دانش دین به دست آور زیرا، فقها وارثان پیامبرانند، همانا پیامبران دینار و درهمی از خود به ارث نمی‌گذارند، بلکه دانش از خود به ارث می‌گذارند، پس آن کس که از آن بهره برد، به نصیب فراوانی دست یافته است.

صدوق در نقل این وصیّت آن را به نحو ارسال مسلّم از امیرالمؤمونین(ع) روایت می‌کند، و چنین می‌گوید: «وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) فِي وَصِيَّتِهِ لِابْنِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّة...» و در پایان می‌گوید: «هَذَا آخِرُ وَصِيَّتِهِ(ع) لِمُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّة»[۷].

۴. متقی هندی در کنز العمال از کتاب الکامل ابن عدی نقل می‌کند که به سندش از امیرالمؤمنین(ع) روایت می‌کند: «عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص): الْعُلَمَاءُ مَصَابِيحُ الْأَرْضِ وَ خُلَفَاءُ الْأَنْبِيَاءِ وَ وَرَثَتِي وَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ»[۸]؛ عالمان چراغ‌های نور‌افروز زمین و جانشینان پیامبران، و وارثان من و وارثان پیامبرانند.

۵. نیز متقی هندی در کنز العمال از ابن النجار نقل می‌کند که به سندش از انس روایت کرده است: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ يُحِبُّهُمْ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ يَسْتَغْفِرُ لَهُمْ الْحِيتَانُ فِي الْبَحْرِ إِذَا مَاتُوا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»[۹]؛ رسول خدا(ص) فرمود: علما وارثان پیامبرانند، اهل آسمان آنان را دوست می‌دارند، و آنگاه که از دنیا بروند ماهیان دریا تا روز قیامت برای آنان طلب مغفرت می‌کنند.

۶. نیز متقی هندی از خطیب به سندش از جابر، و از ابن عساکر به سندش از ابن عباس نقل می‌کند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَكْرِمُوا الْعُلَمَاءَ فَإِنَّهُمْ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ»[۱۰]؛ رسول خدا(ص) فرمود: علما را گرامی بدارید؛ زیرا آنان وارثان پیامبرانند.

دلالت روایت

در مجموع روایات فوق الذکر سه نوع عبارت دربارۀ وراثت علما از انبیا ملاحظه می‌شود:

  1. عبارت «الْعُلَمَاءُ مَصَابِيحُ الْأَرْضِ وَ خُلَفَاءُ الْأَنْبِيَاءِ وَ وَرَثَتِي وَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» این عبارت در روایت کنز العمال به نقل از امیرالمؤمنین(ع) آمده است.
  2. عبارت «الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ يُحِبُّهُمْ أَهْلُ السَّمَاءِ...» این عبارت در روایت کنز العمال به نقل از انس آمده است.
  3. عبارت «أَكْرِمُوا الْعُلَمَاءَ فَإِنَّهُمْ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» این عبارت به نقل از جابر بن عبدالله و ابن عباس آمده است.

دلالت این سه عبارت بر مقام وراثت مطلق علما از انبیا روشن است، و قرینه‌ای که موجب اختصاص این وراثت به خصوص «علم» باشد در این روایات وجود ندارد. بنابراین دلالت روایات سه‌گانۀ مذکور بر جانشینی علما برای انبیا به طور مطلق که شامل مقام ولایت‌امر و فرمانروایی آنان می‌شود، مسلّم و روشن است.

اما روایات سه‌گانۀ نخستین که در آنها عبارت «الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» همراه با عباراتی؛ نظیر «إِنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُوَرِّثُوا دِينَاراً وَ لَا دِرْهَماً وَ لَكِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ» یا «وَ إِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِيثَ‏ مِنْ‏ أَحَادِيثِهِم» و امثال آن آمده است، سیاق عبارت در این روایات به‌ویژه روایت نخستین - روایت دوم کلینی در کافی - که عبارت «وَ ذَاكَ أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً...» در آن آمده است ظهور روشنی در بیان علت وراثت علما از انبیا دارد، و صدمه‌ای به اطلاق عبارت «الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» وارد نمی‌کند، و به عبارتی دیگر: سیاق عبارت دلالت دارد بر اینکه جملۀ «لَمْ يُوَرِّثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً وَ لَكِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ» و امثال آن بیان حیثیت تعلیلی جملۀ «الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» است نه بیان حیثیت تقییدی.

حاصل آنکه ظهور عبارت روایت که به وسیلۀ سایر روایاتی که جملۀ «الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» مستقلاً در آنها آمده است تأیید می‌شود این است که مراد از وراثت علما وراثت به طور مطلق است که شامل مقام فرمانروایی نیز می‌شود، و علت این وراثت آن است که فقیهان و عالمان علوم انبیا به‌ویژه رسول الله(ص) همراه آنان است، نه آنکه وراثت فقیهان از انبیا مخصوص وراثت در علم باشد.

آنچه مدعای فوق را - حیث تعلیلی بودن جملۀ «أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً...» نه حیث تقییدی - مؤکد می‌کند آن است که حیث تقییدی بودن این جمله موجب می‌شود جملۀ «الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» جملۀ حملیۀ بشرط المحمول شود، و حاصل معنایش چنین شود که وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ فِي الْعِلْمِ هُمْ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ فِي الْعِلْمِ که جمله‌ای غیر مفید و مستهجن و خلاف اصول تخاطب عقلایی است.

ضمناً جای شک و تردید نیست که مراد از علما عالم به علم دین یعنی همان علمی که انبیا برای تعلیم آن آمده‌اند - یعنی دین خدا - می‌باشد؛ زیرا افزون بر مناسبات حکم و موضوع عبارت (ارث گذاشتن انبیا و میراث داری علما برای آنان) شاهد روشنی بر ارادۀ عالمان به دین است.

سند روایت

سند اول کلینی به روایت، صحیح و بسیار قوی است، سایر اسانید روایت از قوّت لازم برخوردار نیستند، لکن تعدد طرق به روایت از یک‌سو، و مؤید بودن طرق این روایات به طریق اول کلینی که صحیح و بلا اشکال است موجب اطمینان به صدور روایت از رسول الله(ص) است.

و بر فرض تشکیک در اطلاق جملۀ «الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» در سه روایت نخستین، روایات سه‌گانۀ اخیر که در آنها جملۀ «الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» به طور مستقل آمده است، و با توجه به وجود طرق متعدد به این متن از روایت - لااقل چهار طریق چنان‌که نقل کردیم - اطمینان به صدور جملۀ «الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» یا جملۀ هم‌معنایش «الْفُقَهَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ» از وجود مقدس رسول اکرم(ص) حاصل می‌گردد، و دلالت اطلاقی این جمله بر وراثت علما از انبیا در همۀ شئون انبیا به استثنای نبوت - که شامل مقام فرمانروایی می‌شود - جای شبهه و تردید نیست[۱۱].

منابع

پانویس

  1. اصول کافی، ترجمه سیدجواد مصطفوی، ج۱، ص۴۲، حدیث ۱.
  2. ابراهیم‌زاده آملی، عبدالله، امامت و رهبری، ص۱۵۰-۱۵۶.
  3. کافی، ج۱، ص۳۴.
  4. سنن ابی‌داود، ح۳۶۳۶؛ الجامع الصحیح ترمذی، ح۲۶۸۲.
  5. کافی، ج۱، ص۳۲.
  6. من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۷۷، باب النوادر، ح۱.
  7. من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۸۰.
  8. کنز العمال، ح۲۸۶۷۷.
  9. کنز العمال، ح۲۸۶۷۹.
  10. کنز العمال، ح۲۸۷۶۴ و ۲۸۷۶۵.
  11. اراکی، محسن، فقه نظام سیاسی اسلام ج۶، ص ۱۷۵ ـ ۱۸۱.