حسن بن عباس بن حریش رازی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از حسن بن عباس بن حریش)

آشنایی اجمالی

حسن بن عباس بن حریش رازی[۱] با کنیه «ابوعلی» یا «ابومحمد»[۲]، از روایتگران اهل ری است. وی از اصحاب امام جواد(ع) شمرده شده[۳] و از آن حضرت[۴] و ابومحمد قاسم بن خلیفه حدیث آموخته و روایت کرده است[۵]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان احمد بن ابی‌عبدالله برقی، احمد بن محمد بن عیسی اشعری، احمد بن اسحاق بن سعد اشعری و ابوسهل احمد بن محمد بن عبدالله قطان می‌باشند[۶]. با توجه به دوران زندگانی وی، طبقه او در میان راویان، طبقه هفتم یا صغار طبقه ششم ذکر شده است[۷].

درباره شخصیت حسن بن عباس بن حریش رازی، میان علما و رجال‌نویسان اختلاف است: برخی چون نجاشی و ابن غضائری وی را ضعیف دانسته[۸] و عالمانی نظیر علامه حلی، ابن داود، مامقانی، شوشتری و خویی نیز به ضعف او رأی داده‌اند[۹]. در مقابل، بزرگانی چون مجلسی اول، مجلسی دوم، وحید بهبهانی و ابوعلی حائری بر اعتبار و وثاقت وی تأکید کرده‌اند[۱۰]. افزون بر این، راویان معروف و ثقه قمی همچون محمد بن حسن صفار و محمد بن یحیی عطار به روایات او اعتماد کرده[۱۱] و فقهای شیعه نیز احادیث وی را پذیرفته و پایه فتوای خود قرار داده‌اند[۱۲]. طبق روایتی که از بصائر الدرجات نقل شده، گویا کتاب وی به امضای امام جواد(ع) رسیده[۱۳] و آن حضرت او را ستوده و به برخی از اسرار آگاه ساخته است[۱۴].

از تاریخ وفات وی گزارشی ثبت نشده، اما کتاب «تفسیر سوره إنا أنزلناه» که با نام‌های «ثواب إنا أنزلناه» و «فضل إنا أنزلناه فی لیلة القدر» نیز شناخته می‌شود، از آثار اوست[۱۵].[۱۶]

منابع

پانویس

  1. رجال النجاشی، ص۶۰، ش۱۳۸، رجال الطوسی، ص۳۷۴، (ش ۵۵۴۴) و ۴۲۰، (ش ۶۰۶۷)؛ الفهرست، طوسی، ص۱۳۶، (ش ۱۹۸) و ۱۲۶، (ش ۱۷۰)؛ رجال البرقی، ص۵۷؛ الرجال، ابن غضائری، ص۵۱، ش۳۴؛ معالم العلماء، ص۳۷، (ش ۲۱۸) و ۳۴، (ش ۱۹۰)؛ رجال العلامة الحلی، ص۲۱۴، ش۱۳؛ إیضاح الاشتباه، ص۱۵۷، ش۲۰۷؛ الرجال، ابن داود، ص۴۴۰، (ش ۱۱۹) و ۵۴۳؛ منهج المقال، ج۴، ص۷۵، (ش ۱۴۱۰) و ۷۷، (ش ۱۴۱۱)؛ روضة المتقین، ج۱۴، ص۳۵۲؛ اکلیل المنهج، ص۱۸۵، ش۲۶۹ و ۲۷۰؛ مجمع الرجال، ج۲، ص۱۱۸ و ۱۱۹؛ جامع الرواة، ج۱، ص۲۰۵، ش۱۶۴۷؛ الرجال، حر عاملی، ص۹۰، ش۳۷۳؛ الوجیزة فی الرجال، ص۵۶، ش۴۹۶؛ منتهی المقال فی أحوال الرجال، ج۲، ص۴۰۰ و ۴۰۲، ش۷۴۴ و ۷۴۵؛ تکملة الرجال، ج۱، ص۳۹۰؛ بهجة الآمال، ج۳، ص۱۳۸؛ تنقیح المقال، ج۱۹، ص۳۵۵، ش۵۲۶۵؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۴۱۳، ش۳۶۱۷؛ قاموس الرجال، ج۳، ص۲۷۱، (ش ۱۹۲۷) و ۲۷۳، (ش ۱۹۲۸)، الذریعة إلی تصانیف الشیعه، ج۵، ص۱۸، ش۷۹؛ أعیان الشیعه، ج۵، ص۱۲۸، ش۳۰۹؛ الجامع فی الرجال، ج۳، ص۱۷۶، (ش ۳۳۷۲) و ۱۷۷، (ش ۳۳۷۳ و ۳۳۷۴)؛ لسان المیزان، ج۲، ص۲۱۶، ش۹۵۳.
  2. رجال النجاشی، ص۶۰-۶۱، ش۱۳۸.
  3. رجال الطوسی، ص۳۷۴، ش۵۵۴۴؛ رجال النجاشی، ص۶۰-۶۱، ش۱۳۸.
  4. رجال النجاشی، ص۶۰-۶۱، ش۱۳۸.
  5. التوحید، صدوق، ص۱۰۱، ح۱۱؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۵۶.
  6. کتاب الغیبه، نعمانی، ص۶۰، ح۳؛ الکافی، ج۱، ص۲۴۲، (ح۱) و ۵۳۲، (ح۱۱)؛ کمال الدین، ج۱، ص۲۸۰ - ۲۸۱، ح۳۰؛ فلاح السائل، ص۱۹۹؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۳۲، (ح۶) و ۲۸۰، (ح ۱۵)؛ فضائل الاشهر الثلاثه، ص۱۱۷، ح۱۱۳؛ التوحید، صدوق، ص۱۰۱، ح۱۱؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۲۳، ح۱۴؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۵۶.
  7. الموسوعة الرجالیه، ج۷، ص۲۴۰.
  8. کتب فی عش: کان مکان تشهد إلی قوله موضوع بیاض فی النسخة المنقولة من خط ابن طاوس، انتهی. و فی خلاصة الأقوال: مخایله تشهد. ترتیب خلاصة الأقوال، ص۱۴۵.
    الرجال، ابن غضائری، ص۵۱ - ۵۲، ش۳۴؛ رجال النجاشی، ص۶۰، ش۱۳۸.
  9. مامقانی در ج۱۹، ص۳۵۸ - ۳۵۹، ش۵۲۶۵ درباره جایگاه حدیثی راوی، رأی نجاشی را برگزیده و تصریح او به ضعف راوی را درست و بی‌چون و چرا و دور از خطا و لغزش پنداشته است:
    لو لا تضعیف النجاشی بضرس قاطع لأمکن مقابلة تضعیف غیره بما ذکره، إلا أن النجاشی لشدة ضبطه، و قوة الوثوق به لا معدل عن تضعیفه، سیما و تضعیفه نص، و ما ذکر ظواهر، و الظاهر لا یعارض النص، فالاعتماد علی ما تفرد به الحسن بن العباس مشکل، و علیک بالفحص و البحث لعلک تقف علی ما لم تنله یدی.
    علامه شوشتری نیز در قاموس الرجال (ج ۳، ص۲۷۱ - ۲۷۲، ش۱۹۲۷) روایات راوی را نشانه درستی کلام نجاشی دانسته و راوی را ردی الحدیث و مضطرب الالفاظ به شمار آورده است:
    ثم إن أردت صحة قول النجاشی فی کتابه: ردی الحدیث، مضطرب الألفاظ و صحة قول ابن الغضائری فی کتابه: فاسد الألفاظ تشهد مخائله علی أنه موضوع فراجع باب فضل إنا أنزلناه من الکافی تجد صحة کلامهما؛ فتری أنه روی فی ذاک الباب تسعة أخبار بسند واحد، کلها عن الحسن بن عباس بن حریش عن الجواد(ع) فان کلها لفظها فاسد و معناها کاسد و کذا راجع تفسیر القمی فی أول سورة محمد(ص).
    سپس در ص۲۷۳ – ۲۷۴، ش۱۹۲۸ روایت یکی از سختگیرترین محدثان قم، جناب احمد بن محمد بن عیسی اشعری از حسن بن عباس را تعجبآور خوانده و شگفتی خویش را که نشان از اعتقاد وی به ضعف راوی است، چنین ابراز کرده است: ثم لا عرو من روایة سهل و أحمد البرقی عنه، و إنما العجب من روایة أحمد الأشعری عنه!.
    آیت الله خویی در معجم رجال الحدیث (ج ۵، ص۳۶۱، (ش۲۸۹۴) و ص۳۶۲، (ش۲۸۹۵) تضعیف الحسن بن العباس بن الحریش (الجریش) از سوی نجاشی و ابن غضائری را یاد کرده؛ سپس به شرح حال الحسن بن العباس الحریشی (الجریشی) پرداخته و آن را متحد با راوی مورد بحث دانسته است: کیف کان فالرجل ضعیف إما لثبوت اتحاده مع سابقه، أو لاحتماله، فتوثیق علی بن إبراهیم یسقط بمعارضة تضعیف النجاشی. معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۳۶۳.
    رجال العلامة الحلی، ص۲۱۴، ش۱۳؛ الرجال ابن داود، ص۴۴۰، (ش۱۱۹) و ۵۴۳.
  10. علامه محمدتقی مجلسی (مجلسی اول) در روضة المتقین (ج۱۴، ص۳۵۲) پس از یادکرد عنوان الحسن بن العباس بن الحریش الرازی به پشتیبانی از راوی و اعتباربخشی به کتاب او، نیز خرده‌گیری از نجاشی پرداخته و می‌نویسد:
    له کتاب رواه أحمد البرقی (الفهرست) و ذکر الکتاب الکلینی فی الأصول و أکثره من الدقیق، لکنه مشتمل علی علوم کثیرة و لما لم یصل أفهام بعض إلیه رده بأنه مضطرب الألفاظ رواه أحمد بن محمد بن عیسی. والذی یظهر بعد التتبع و التأمل التام أن أکثر الأخبار الواردة عن الجواد و الهادی والعسکری(ع) لا یخلو من اضطراب تقیة أو اتقاء علی أصحابهم(ع) لأن أکثرها مکاتبة، و یمکن أن تقع بأیدی المخالفین و یصل بها ضرر علی الأصحاب و لما کان أئمتنا(ع) أفصح فصحاء العرب عند المؤالف و المخالف، فلو اطلعوا علی أمثال أخبارهم کانوا یجزمون بأنها لیست منهم(ع). و لهذا لا یسمون غالباً و یعبرون عنهم بالرجل و الفقیه و أمثالهم و علی ذلک النهج صدر تفسیر العسکری(ع) عنهم(ع) و لما لم یتنبهوا لما قلناه رد أخبارهم من لم یکن له تدبر، و لهذا تری شیخ الطائفة أنه لم یرد أمثالها من الأخبار لأنه کان عالما بذلک فتنبه لذلک الفائدة فإنها تنفعک کثیرا.
    وحید بهبهانی در تعلیقه‌اش بر منهج المقال (ج ۴، ص۷۵، ش۴۶۲) هنگامی که به عنوان الحسن بن العباس بن الحریش الرازی می‌رسد، نگاه خواننده کتابش را به الفائدة الثانیة که در صفحه‌های آغازین این کتاب نگاشته، بازگشت داده است. وی در الفائدة الثانیة (ج ۱، ص۱۲۶ – ۱۲۷) درباره عبارت ضعیف می‌نویسد:
    قولهم: ضعیف؛ و نری الأکثر یفهمون منه القدح فی نفس الرجل و یحکمون به بسببه، و لا یخلو من ضعف،...، و لعل من أسباب الضعف عندهم: قلة الحافظة، و سوء الضبط، و الروایة من غیر إجازة و الروایة عمن لم یلقه، و اضطراب ألفاظ الروایة، و إیراد الروایة التی ظاهرها الغلو أو التفویض أو الجبر أو التشبیه و غیر ذلک، کما هو فی کتبنا المعتبرة، بل هی مشحونة منها کالقرآن، مع أن عادة المصنفین إیرادهم جمیع ما رووه کما یظهر من طریقتهم، مضافا إلی ما ذکره فی أول الفقیه و غیره و کذا من أسبابه روایة فاسدی العقیدة عنه و عکسه، بل و ربما کان مثل الروایة بالمعنی و نظائره سببا. و بالجملة: أسباب قدح القدماء کثیرة، و سنشیر إلی بعضها و غیر خفی أن امثال ما ذکر لیس منافیا للعدالة.
    مامقانی در تنقیح المقال (ج ۱۹، ص۳۵۸، ش۵۸۲) با اشاره به راوی و روایاتش در کتاب الکافی نوشته است:
    إن الکلینی رحمه الله مع أنه قال فی أول الکافی ما قال لم یذکر فی باب شأن ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ (سورة القدر، الآیة ۱) و تفسیرها غیر روایة الحسن بن عباس و کتابه و أیضاً رواه محمد بن یحیی و محمد بن الحسن مع أنه مر عنهما ما مر فی أحمد بن محمد بن خالد، و رواه أحمد بن محمد بن عیسی مع صدر منه ما مر فی أحمد و غیره و بالجملة هؤلاء القمیون رووا عنه أنه و قد أشرنا إلی الأمر فی ذلک فی إبراهیم بن هاشم و إسماعیل بن مرار.
    علامه مجلسی در مرآة العقول (ج ۳، ص۶۱ و ۶۲) درباره راوی نوشته است:
    ضعیف. علی المشهور بالحسن بن العباس، لکن یظهر من کتب الرجال أنه لم یکن لتضعیفه إلا روایة هذه الأخبار العالیة الغامضة التی لا یصل إلیها عقول أکثر الخلق، و الکتاب کان مشهورا عند المحدثین و أحمد بن محمد روی هذا الکتاب مع أنه أخرج البرقی عن قم بسبب أنه کان یروی عن الضعفاء، فلو لم یکن هذا الکتاب معتبرا عنده لما تصدی لروایته و الشواهد علی صحته عندی کثیرة.
    کرباسی در اکلیل المنهج (ص ۱۰۹) با خرده‌گیری از نجاشی و همفکرانش، الحسن بن العباس و برخی راویان همسان با او را تقویت کرده و می‌نویسد:
    اعلم: أن روایات أصحابنا إن کانت موافقة لعقائدهم خالیة عما یوجب الغمز بزعمهم، یوصفون بأنه صحیح الروایة کما فی أحمد بن إدریس، و صحیح الحدیث سلیم و نحوه کما فی أحمد بن الحسین بن إسماعیل، و إن کان فی روایاته ما یوجب غمزا علی زعم الباحث، کأحادیث باب فی شأن ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ و تفسیرها من الکافی، فیقولون ما قالوا فی الحسن بن عباس الحریش، و کأحادیث باب فیه نکت و نتف من التنزیل فی الولایة من الکافی، یقولون ما قالوا فی علی بن حسان، و کأحادیث تدل علی المعجزات و الکرامات و الأعاجیب کجل الأحادیث المذکورة فی کتاب الحجة من الکافی، فیقولون ما قالوا فیهم من أنه غال، و أنه مرتفع القول، و أنه منفرد بالغرائب و أنه یقول بالتفویض، و أکثر أحادیث أصول الکافی من هذا الباب، و تضعیف جعفر بن محمد بن مالک أیضاً من هذا الباب، و کأحادیث سلیم بن قیس المنتشرة فی الکافی، و لما انفرد بروایاته أبان یقولون بوضع الکتاب و أن فی أحادیثه علامات الوضع، و هذا کله یوجب الوهن مما ذکروه و عدم الاعتماد بما قالوه.
    همچنین هنگام شرح حال الحسن بن عباس بن الحریش (ص ۱۸۵، ش۲۶۹) می‌نویسد: ذکر الشیخ محمد بن یعقوب بإسناده عنه باب فی شأن ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ و تفسیرها، و ذکر فی الباب بطوله روایاته، و ذکر أیضاً فیما جاء فی الاثنی عشر عدة روایات عنه، و ذکر فی أول الکافی ما یدل علی أنه لا یعمل بالظن و أحادیث الکتاب صحاح عن الصادقین(ع)، و أنت تری کلام (جش) و (صه) و (غض) و لم یذکر فیه من المتقدمین شیء، و تضعیفه لیس إلا من جهة روایاته، و هو عند الشیخ محمد بن یعقوب مقبول الروایة لا بأس بروایاته، فتضعیفه لا یکون إلا من اجتهاد و الحق أن المدح و الذم و توثیقهم و تضعیفهم کله یرجع إلی اجتهاداتهم، و لاحجة فیما ذکروه علی غیرهم، و استنباط التعدد و الاتحاد و التمییز عند الإشتراک أیضاً راجع إلی اجتهاداتهم.
    شیخ نمازی در مستدرکات علم رجال الحدیث (ج ۲، ص۴۱۶ - ۴۱۷، ش۳۶۱۷) همسو با مجلسی اول و دوم نیز وحید بهبهانی به تأیید راوی و تجلیل از او پرداخته و تضعیف نجاشی را نوعی استضعاف و ضعف در فهم به شمار آورده و آن را رد کرده است:
    ظاهر من روایاته المذکورة ضعف الاستضعاف، و أنه من عظماء الأصحاب و أجلائهم، المتحمل من العلوم ما لا یتحمله إلا الخواص، و نعم ما نقل عن العلامة المجلسی من أنه مال إلی اصلاح حال هذا الرجل حیث قال: روی الکتاب (أی کتابه فی تفسیر إنا أنزلنا) الکلینی و أکثره من الدقیق، لکنه مشتمل علی علوم کثیرة، و لما لم یصل إلیها افهام بعض رده بأنه مضطرب الألفاظ... إلی آخره، و مثله میل الوحید و الحائری إلی إصلاح حاله و یؤکد ذلک ما رواه القمی فی أول سورة محمد(ص) عن أحمد بن إدریس، عن أحمد بن محمد، عنه، عن أبی جعفر(ع) قال: قال أمیر المؤمنین(ع) بعد وفاة رسول الله(ص) فی المسجد و الناس مجتمعون بصوت عال: ﴿الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ فقال له ابن عباس: یا أبا الحسن! لم قلت ما قلت؟ قال: قرأت شیئا من القرآن، قال: لقد قلته لأمر، قال: نعم، إن الله یقول فی کتابه ﴿مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فتشهد علی رسول الله أنه استخلف أبا بکر؟ قال: ما سمعت رسول الله أوصی إلا إلیک، قال: فهلا بایعتنی؟ قال: اجتمع الناس علی أبیبکر فکنت منهم، قال أمیر المؤمنین: کما اجتمع أهل العجل علی العجل، هاهنا فتنتم - الخبر. و هذه الروایة معتمدة مقبولة عند القمی حیث أنه استدل بها لقوله: نزلت فی أصحاب رسول الله الذین ارتدوا بعد رسول الله و غصبوا أهل بیته حقهم و صدوا عن أمیر المؤمنین عن ولایته ﴿أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ أی أبطل ما کان تقدم منهم مع رسول الله من الجهاد و النصرة و وی در بخش دیگری از عبارتش در ج۲، ص۴۱۴، ش۳۶۱۷ چنین آورده است؛ و مما ذکرنا ظهر ضعف استضعافه و ان المستضعف مستضعف من حیث عدم الاحاطة بمضامین روایاته، فالاستضعاف مردود.
    شیخ موسی زنجانی در الجامع فی الرجال (ج ۳، ص۱۷۶، ش۳۳۷۲) نوشته است:
    ذکره الشیخ فی الفهرست من غیر جرح، وعده فی رجاله من أصحاب الجواد(ع) لکن ضعفه صریحا النجاشی و ابن الغضائری و تبعهما العلامة و ابن داوود و غیرهما نعم عن المجلسی الأول المیل إلی إصلاح حاله، و تبعه الوحید فی التعلیقة، و اعتمادهما فی ذلک إلی روایة القمیین عنه، و إلی عدم جرحه من الشیخ، و لیس بذلک البعید فإن روایة أحمد بن إسحاق الجلیل و أحمد بن محمد بن عیسی عنه یکفی فی قبول ما رواه، و لعله لأجل ذلک أخذ عن کتابه فی الکافی.
  11. تفسیر القمی، ج۲، ص۳۰۱؛ بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۳۲، ح۶؛ الکافی، ج۱، ص۲۴۲، (ح۱) و ۵۳۲، (ح۱۱)؛ التوحید، صدوق، ص۱۰۱، ح۱۱؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۸۰، ح۳۰؛ رجال النجاشی، ص۶۱، ش۱۳۸؛ الفهرست، طوسی، ص۱۳۶، ش۱۹۸.
  12. الکافی، ج۷، ص۳۱۷، ح۱؛ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۲۷۶ - ۲۷۷، ح۸. این روایت، مفصل‌تر در الکافی، (ج ۱، ۲۴۷ - ۲۴۸، ح۲) گزارش شده است.
  13. بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۲۲، ح۱۲.
  14. بصائر الدرجات، ج۱، ص۴۵۳، ح۹.
  15. رجال النجاشی، ص۶۰-۶۱، ش۱۳۸؛ الفهرست، طوسی، ص۱۳۶، ش۱۹۸؛ رجال، ابن غضائری، ص۵۱-۵۲، ش۳۴.
  16. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۷، ص۳۳-۷۵.