حواء بنت زید
مقدمه
حواء دختر زید بن سکن بن کرز بن زعوراء از خاندان بنی عبدالاشهل است. مادرش عقرب دختر معاذ بن نعمان بن امرؤالقیس بن زید از همان خاندان است. حواء خواهر رافع بن یزید است که در جنگ بدر شرکت کرده است. حواء به همسری قیس بن خطیم بن عدی[۱] درآمد و صاحب فرزندی به نام ثابت شد. حواء پیش از هجرت رسول الله(ص) به مدینه و از دیرباز در مکه مسلمان شد و با آن حضرت بیعت کرد و اسلامش نیکو و پسندیده بود. این موضوع به اطلاع پیامبر اکرم(ص) رسید. آن حضرت میدانست که قیس نسبت به او سختگیری میکند و کمال بدرفتاری را با او دارد؛ لذا به قیس درباره او سفارش به نیکی و خوشرفتاری فرمود.
گفتهاند قیس به بازار ذوالمجاز که از بازارهای مکه است، آمده بود. پیامبر اکرم(ص) به دیدار او رفت و او را به اسلام فراخواند و بر پذیرش اسلام تشویق فرمود. قیس گفت: دعوت تو و آنچه که به آن فرامیخوانی بسیار نیکوست، ولی اینک جنگ ما را از این اندیشه و سخن بازداشته است. رسول الله(ص) برای احترام به او، وی را با کنیه مورد خطاب قرار داد و فرمود: «ای ابایزید! تو را به سوی خدا فرامیخوانم» قیس همان پاسخ نخست را داد. سپس رسول الله(ص) فرمود: ای ابایزید! به من خبر رسیده که از آن زمان که همسرت حواء از آیین تو دوری گزیده است، با او بدرفتاری میکنی، از خدا بترس و حرمت مرا درباره او پاس دار و متعرض او مشو! قیس گفت: با کمال میل اطاعت میکنم و آنچه دوست میداری، انجام میدهم و جز خیر بر او عرضه نخواهم داشت.
پس از آنکه قیس به مدینه برگشت، به همسر خود گفت: ای حواء! با محمد(ص) ملاقات کردم و از من خواست که حرمت او را دربارهات پاس دارم، به خدا سوگند در تعهدی که برای او کردهام، وفادار میمانم، هرچه میخواهی انجام بده و سوگند به خدا که هرگز از من به تو آزاری نخواهد رسید. حواء اسلام خود را که پوشیده میداشت، آشکار ساخت و قیس متعرض او نمیشد، در این باره به قیس اعتراض میکردند، اما او پاسخ میداد که من تعهد کردهام حرمت رسول الله(ص) را درباره او پاس دارم[۲].[۳]
منابع
پانویس
- ↑ قیس از شاعران بزرگ مدینه است. او حدود دو سال پیش از هجرت رسول الله(ص) درگذشت. اگرچه به دین اسلام تمایل داشت، اما مسلمان نشده درگذشت. ر.ک: طبقات الشعراء، ص۵۲؛ الاعلام زرکلی، ج۶، ص۵۴.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۳۴.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۳۱۹.