حکم بن ابیالعاص بن بشر ثقفی
آشنایی اجمالی
وی برادر صحابی معروف عثمان بن ابیالعاص است که به تیره بنو جشم از قبیله ثقیف نسب میبرد[۱]. کنیهاش را ابوعثمان[۲] و ابوعبدالملک[۳] گفتهاند. ابن اثیر[۴] ابن عبدالبر را متهم کرده که نام پدر حکم را به اشتباه بشیر گفته است در حالی که این نسبت درست نیست، چون در نسخه موجود الاستیعاب[۵] نام پدر وی بشر آمده است. البته تصحیف «بشر» به «بشیر» زیاد اتفاق میافتد چنان که ذهبی[۶] نیز نام پدر حکم را بشیر گفته است.
همسو با ابن سعد[۷]، ابنسلام[۸]، ابن ابیحاتم[۹] و ذهبی[۱۰] که بر صحابی بودنش تصریح کردهاند، ابن حجر[۱۱] نیز شرح حالش را در بخش اول الاصابه (صحابه) آورده است؛ ولی ابن حبان[۱۲] وی را در شمار تابعین ذکر میکند، چنان که بخاری[۱۳] حکم را راوي عمر بن خطاب دانسته است.
وی بصری شمرده شده[۱۴] و در دوره خلیفه دوم جانشین برادرش عثمان در طائف شد[۱۵]. سپس از طرف برادرش که حاکم عمان و بحرین بود، حکومت بحرین را بر عهده گرفت و در سالهای نوزدهم و بیستم هجری منطقههای بسیاری را در عراق فتح کرد[۱۶]. بر پایه بعضی نقلها وی در فتح استخر فارس(سال ۲۳)، «شهرک»، فرمانده سپاه ایران را کشت که نتیجه آن شکست ایرانیان بود[۱۷]. بر اساس خبری که طبری[۱۸] در گزارشهای مربوط به سال ۴۵ هجری نقل کرده است، قرار بود زیاد بن عبید (زیادبن ابیه) وی را حاکم خراسان کند، ولی پیک ویژه زیاد اشتباه کرد و به جای حکم مورد بحث، حکم بن عمرو غفاری را برای این مأموریت فراخواند، زیاد هم آن را به فال نیک گرفت و فرمانداری خراسان را به حکم غفاری سپرد.
از نسل حکم فرزندش یزید، راوی[۱۹]، شاعر و از بزرگان دوره اموی است[۲۰] و نوادهاش عبد الوهاب بن عبدالحمید مکنی به ابومحمد ثقفی بصری از دانشمندان مشهوری بوده[۲۱] که در زمان خلافت منصور (138-158) در بغداد حدیث میگفته است[۲۲].[۲۳]
جستارهای وابسته
- بنیثقیف (قبیله)
- یزید بن حکم (فرزند)
- عبد الوهاب بن عبدالحمید (نوه)
- عثمان بن ابیالعاص (برادر)
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک:هشام کلبی، جمهرة النسب، ج2، ص188؛ ابن سلام، کتاب النسب، ص267.
- ↑ ذهبی، المقتني في سرد الكنى، ج2، ص97.
- ↑ دولابی، الكنى والاسماء، ج1، ص149؛ ابن حجر، الاصابه، ج7، ص221.
- ↑ ابن اثیر، اسدالغابه، ج2، ص50.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج1، ص113.
- ↑ ذهبی، تجرید اسما الصحابه، ج1، ص135.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج6، ص49.
- ↑ ابن سلام، کتاب النسب، ص267.
- ↑ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج3، ص130.
- ↑ ذهبی، تجرید اسما الصحابه، ج1، ص135.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج2، ص90.
- ↑ ابن حبان، کتاب الثقات، ج4، ص123.
- ↑ بخاری، التاریخ الکبیر، ج2، ص331.
- ↑ بخاری، التاریخ الکبیر، ج2، ص331؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج1، ص413.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج6، ص49.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج1، ص414؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج2، ص50.
- ↑ دینوری، الاخبار الطوال، ص133؛ طبری، تاریخ، ج4، ص176.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ج5، ص225.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج65، ص162.
- ↑ جاحظ، کتاب الحیوان، ج7، ص458؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج12، ص333.
- ↑ سمعانی، الانساب، ج1، ص509.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج11، ص19.
- ↑ بانشی، رحمتالله، مقاله «حکم بن ابیالعاص بن بشر ثقفی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۹۶-۹۷.