خالد بن اسيد بن ابی‌العيص اموى

آشنایی اجمالی

وی از تیره بنی امیة بن عبد شمس بن عبد مناف و برادر عتاب بن اسید[۱] است[۲]. نام مادر خالد، زینب دختر ابی‌عمرو بن امیة بن عبدشمس است[۳]. خالد کبر و غرور بسیار داشت و رسول خدا(ص) درباره او فرمود: «اللهم زِدْهُ تِیَها»[۴]. سمعانی[۵] گوید: با این دعای آن حضرت کبر و سرگردانی تا امروز در خاندان خالد وجود دارد. بلاذری[۶] گوید: رسول خدا(ص) آل خالد بن اسید را نفرین کرد که خدا پیروزی را نصیب آنان نکند و در این‌باره آمنه دختر عمر بن عبدالعزیز وقتی فرار همسر خود عبدالواحد بن سلیمان بن عبدالملک را از مقابل حمزه خارجی دید، علت فرار او را به خالد منتسب کرد و چنین گفت[۷]:

تَرَکَ الْقِتَالَ وَ مَا بِهِ مِن عِلَّةٍالا الوُهُونَ وَعَرْقَهُ مِن خَالِدٍ

خالد در فتح مکه به اکراه مسلمان شد. وی در روز فتح مکه وقتی صدای اذان بلال را شنید، گفت: سپاس خدای را که پدرم مرد و امروز را ندید و این صدا را نشنید که بلال بر فراز کعبه چنین نعره می‌کشد[۸]. خالد پس از مسلمان شدن در شهر مکه اقامت کرد. از او در شمار «مؤلفة قلوبهم» یاد شده است[۹]. عبدان نیز به نقل از بشر بن تیم، خالد را از «مؤلفة قلوبهم» ذکر کرده، اما نام جد او را ابوالمغلس آورده، که تصحیف ابوالعیص است[۱۰]. خالد در مکه شغل خزفروشی داشت[۱۱]. از خالد نقل شده است که رسول خدا(ص) ایام حج (گویا حجة الوداع) وقتی به منا می‌رفت تهلیل (لا اله الا الله) می‌گفت[۱۲]. ابن منده گوید: وی تنها به همین روایت شناخته شده است و ابن حجر[۱۳] سند این روایت را ضعیف دانسته است.

در تاریخ مرگ او اختلاف است، ابوحسان زیادی گوید: یکی از نوادگان عتاب بن اسید، برادر خالد به نام محمد بن امیه وفات وی را قبل از فتح مکه نقل کرده است[۱۴] که در این صورت از اساس صحابی بودن وی منتفی است؛ اما گزارش‌های دیگر از زنده بودن خالد تا دوره جنگ‌های رده در دوره ابوبکر و مفقود شدن وی در جنگ یمامه (سال ۱۲) حکایت دارند[۱۵]. سیف بن عمر نیز در فتوح گفته است: عتاب بن اسید، برادرش خالد را به فرماندهی گروهی به جنگ اهل ردّه فرستاد[۱۶] که بیانگر زنده بودن وی تا دوره ابوبکر است. فرزندش عبدالرحمن از او روایت دارد[۱۷]. امیه، عبدالله و ابوعثمان از دیگر فرزندان او هستند[۱۸]. رحبة خالد، میدانی در دمشق، به او منسوب است[۱۹].[۲۰]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. کارگزار پیامبر بر مکه پس از فتح آن.
  2. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۳، ص۷؛ ج۴، ص۱۳۷.
  3. ابن اثیر، أسد الغابة، ج۲، ص۱۱۴.
  4. ابن قتیبه، المعارف، ص۲۸۳.
  5. سمعانی، الانساب، ج۹، ص۲۱۳.
  6. بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۲۹۰.
  7. بلاذری، أنساب الأشراف، ج۹، ص۲۸۹.
  8. واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۳۸؛ یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۶۱؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۱، ص۴۵۲.
  9. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۵.
  10. ابن حجر، الاصابة، ج۲، ص۱۹۳.
  11. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۵؛ ابن اثیر، أسد الغابة، ج۲، ص۱۱۴.
  12. ابو نعیم، معرفة الصحابة، ج۲، ص۹۵۳.
  13. ابن حجر، الاصابة، ج۲، ص۱۹۳.
  14. ابن اثیر، أسد الغابة، ج۲، ص۱۱۴.
  15. ابن حجر، الاصابة، ج۲، ص۱۹۳.
  16. طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۲۲ و ص۳۲۹.
  17. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۵.
  18. بلاذری، أنساب الأشراف، ج۶، ص۷۴.
  19. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۱۳.
  20. محمدی، رمضان، مقاله «خالد بن اسيد بن ابی‌العيص اموى»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۷۹.