خالد بن بکیر لیثی کنانی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از خالد بن بکیر لیثی)

آشنایی اجمالی

چنان که از نسبش پیداست از تیره بنی‌لیث، از قبیله کنانه و حلیف بنی عدی بن کعب[۱] و از سابقین در اسلام است[۲]. در برخی منابع نام پدر وی ابوالبکیر آمده است[۳]. رسول خدا(ص) میان خالد و زید بن دثنه بیاضی عقد برادری بست[۴]. او همراه برادرانش عاقل، ایاس و عامر در بدر شرکت داشت[۵] و پیش از نبرد، رسول خدا(ص)، خالد را همراه عبدالله بن جحش برای خبرگیری از کاروان قریش فرستاد که عمرو بن حضرمی را کشتند، قتل عمرو در ماه رجب دستاویزی برای کفار شد که مسلمانان حرمت ماه حرام را نگه نداشته‌اند، ولی خداوند با نزول آيه﴿يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلشَّهْرِ ٱلْحَرَامِ قِتَالٍۢ فِيهِ قُلْ قِتَالٌۭ فِيهِ كَبِيرٌۭ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ[۶]، حرمت ماه‌های حرام را مهم دانست، اما بازداشتن مردم از بت پرستی را مهم‌تر معرفی کرد[۷]. خالد در ۳۴ سالگی در حادثه رجیع (سال چهارم) به شهادت رسید. داستان کشته شدن او چنین بود که پس از جنگ اُحد، جمعی از مردم عضل و قاره از رسول خدا(ص) خواستند تا کسانی از یاران خویش را برای تعلیم دین و شریعت و خواندن قرآن نزد آنان بفرستد، آن حضرت شش تن از یاران خویش یعنی: مرثد غنوی، خالد بن بكير، عاصم بن ثابت، خبيب بن عدى، زيد بن دثنه و عبدالله بن طارق را با آنان فرستاد و آنها با مردم عضل و قاره رفتند تا به رجیع[۸] رسیدند. در آنجا مردم عضل و قاره خیانت کردند و مردم هذیل را بر ضد فرستادگان رسول خدا(ص) برانگیختند و آن شش نفر ناگهان خویشتن را در محاصره دیدند، مهاجمان گفتند: قسم می‌خوریم و پیمان می‌بندیم که شما را نکشیم، بلکه می‌خواهیم در مقابل شما چیزی از مکیان بگیریم. مرثد غنوی و خالد بن بکیر و عاصم بن ثابت گفتند: ما پیمان مشرکان را نمی‌پذیریم و جنگ کردند تا هر سه نفر به شهادت رسیدند[۹]. حسان بن ثابت در بیت ذیل خالد بن بکیر را ستوده است:

أَلَا لَيْتَنِي فِيهَا شَهِدْتُ ابْنَ طَارِقو زيداً وَ مَا تُعْنِي الْأَمَانِي وَ مَرْتَدَا
فَدَافَعْتُ عَن حِنِّي خُبَيْبٍ وَ عَاصِمٍوَكَانَ شِفَاءٌ لَوْ تَدَارَكْتُ خَالِداً

یعنی: ای کاش در آنجا (در رجیع) حاضر بودم و پسر طارق و زید و مرثد را می‌دیدم و آرزوها چه سودی دارد، و از دوستان خود خبیب و عاصم دفاع می‌کردم و اگر خالد را دریافته بودم مایه شفا بود[۱۰].[۱۱]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن کلبی، جمهره النسب، ج۱، ص۲۰۳؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۳۲.
  2. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۹۴.
  3. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۹۷.
  4. ذهبی، سير أعلام النبلاء، ج۱، ص۱۸۶.
  5. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۱.
  6. «از تو درباره جنگ در ماه حرام می‌پرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگ‌تر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگ‌تر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ می‌کنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۱۷.
  7. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۹۵۴.
  8. آب طایفه بنی هذیل، بنگرید یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۹.
  9. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۷۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۸۲ و ج۱۱، ص۹۹؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۵۳۸.
  10. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۱۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۱.
  11. محمدی، رمضان، مقاله «خالد بن بکیر لیثی کنانی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۸۰-۱۸۱.