خداش بن زهیر بن ربیعه عامری

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

وی از تیره عامر بن ربیعه، از بکر بن هوازن، از قیس عیلان بن مضر بود[۱]. وی شاعر بود و از او با عنوان «فارس الضحیاء» (سوارکار اسب سفید) یاد کرده‌اند[۲] چنان‌که جدش «عمرو» را نیز بدان لقب می‌خواندند[۳]. ابن حجر[۴]، در بخش سوم الاصابه (مخضرمین) از وی یاد کرده و می‌گوید: او با مشرکان در غزوه حنین (سال هشتم) شرکت کرد و در این باره شعری سرود. وی سپس اسلام آورد و پسرش، سعساع در زمان عبدالملک بن مروان[۵] بر سر عریف (رئیس) بودن با اقوامش اختلاف داشت و چون عبدالملک او را دید، وی را عریف قرار داد و هنگامی که اقوامش سخنانی گفتند، عبدالملک گفت: پدرت در جاهلیت هجو ما نگفته بود و ما در دوره اسلام تو را ریاست دادیم و به شعر یاد شده اشاره کرد[۶]. ابن حجر[۷] سپس می‌گوید: مرزبانی از وی یاد کرده و او را شاعر جاهلی دانسته است. وی معتقد است شعر یاد شده مربوط به جنگ فجار[۸] بوده و این نظر درست‌تر است[۹]. برخی منابع دیگر نیز این شعر را مربوط به خداش در زمان جاهلیت می‌دانند[۱۰] که اگر چنین باشد شرکت وی در حنین و صحابی بودن وی تضعیف می‌شود.[۱۱]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۲۸۱.
  2. ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۲۸۱.
  3. ابن منظور، لسان العرب، ج۱۴، ص۴۸۰.
  4. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۰۰.
  5. حک: ۶۵-۹۶.
  6. برای بررسی بیشتر ر.ک: ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۸، ص۲۸۰.
  7. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۰۰.
  8. نام جنگ‌هایی که قبل از اسلام و بیست سال پس از عام الفیل اتفاق افتاد؛ بنگرید: طبری، تاریخ، ج۲، ص۲۹۰.
  9. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۰۰.
  10. ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۱۷۰؛ عسکری، تصحیفات المحدثین، ص۵۳۱؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۷۷.
  11. خانجانی، قاسم، مقاله «خداش بن زهیر بن ربیعه عامری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۲۲۵.