خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه
صد و چهاردهمین خطبه از نهج البلاغه، از خطبههای امام علی (ع) که پیام اصلی آن تقوا و تقواپیشگی است.
کلیات خطبه
پیام اصلی خطبه، تقوا و تقواپیشگی است. از اینرو آنجا که سخن را با یاد خدا میآغازد اشاره به نعمتهای الهی و لزوم شکر آن دارد. نیز طلب بخشش از گناهانی که آدمیان مرتکب میشوند و هیچ یک بر خداوند پوشیده نیست و همه در دیوان اعمال آدمیان ثبت و ضبط است. تقوای الهی توشه اصلی زندگی است و تنها همان در بزنگاههای حیات دنیوی و اخروی انسان، کارساز. تقوا انسان را از سقوط در دامهای گناه نگاه میدارد و ترس از خدا را در دل صاحبش برقرار میسازد. امام (ع) انسانها را به پروای الهی رهنمون میسازد و آنها را به پناه نجاتبخش اسلام فرامیخواند.
مطالب مهم خطبه
- وصف ایمان؛
- سفارش به تقوا؛
- توصیف تقواپیشگی؛
- توصیف دنیا؛
- مقایسه دنیا و آخرت؛
- مرگ آگاهی؛
- رهایی از اسارت دنیا و فراهم کردن رهتوشهای برای سفر آخرت؛
- زندگی دنیا، فرصت عمل برای آدمی[۱].
در بخش اوّل این خطبه، امام(ع) حمد و ثنای الهی را با تعبیراتی قرین میکند که راه خداشناسی را برای انسان هموار میسازد و راه و روش شهادت به اخلاص را به انسان میآموزد و اهمیّت گواهی به توحید و نبوّت را با تعبیرات پر معنایی نشان میدهد. در بخش دیگری از این خطبه، همه مخاطبین را به تقوای الهی دعوت میکند و آثار و برکات تقوا در وجود انسان را بر میشمرد. در بخش سوّم، سخن از ناپایداری دنیا و سرعت زوال نعمتها و ناتمام ماندن آرزوها و کم بودن فاصله زندگی و مرگ میگوید. در بخش چهارم این خطبه با نصایح و اندرزهای دقیق و حساب شده، همگان را به اطاعت پروردگار دعوت میکند و از فراموشی جهان آخرت و گرفتار شدن در چنگال غفلت و عدم توجه به وضع دنیای زودگذر برحذر میدارد. ارتباط این چهار بخش در ایجاد یک مجموعه، از اندرزهای منسجم بر کسی پوشیده نیست.
تعبیرات این خطبه چنان فصیح و بلیغ و لطیف است که نویسنده کتاب «الطراز» (امام یحیی زیدی از علمای قرن هشتم) در پایان این خطبه بیانی دارد که عین عبارت او چنین است: لو کان کلام من کلام البشر معجزة لکان هذا هو الأوّل و لو أعجز شیء من الکلام بعد کلام اللّه لکان هذا هو الثّانی؛ «اگر سخنی از سخنان بشر معجزه باشد این نخستین آنهاست و اگر کلامی بعد از کلام خدا اعجاز آمیز باشد این همان کلام دوّم است»[۲].[۳]
فرازی از خطبه
آنچه شما را بدان امر کردهاند، وسیعتر و آسانتر از چیزهایی است که شما را از آن بازداشتهاند و آنچه بر شما حلال شده، بیشتر، از چیزهایی است که بر شما حرام شده. پس اندک را بهخاطر بسیار فروگذارید و تنگ و دشوار را بهخاطر وسیع و آسان رها کنید. خداوند روزی شما را بر عهده گرفته و شما را به عمل فرمان داده است. مبادا طلب چیزی که برای شما بر عهده گرفتهاند، از چیزی که بر شما فریضه کردهاند سزاوارتر جلوه کند. به خدا سوگند که شک روی آورده و یقین به شک آلوده شده، تا آنجا که پندارید تحصیل رزق تعهد شده بر شما واجب است و بهجای آوردن واجبات از شما ساقط. به عمل روی آورید و از ناگهانی رسیدن مرگ بیمناک باشید، زیرا امیدی به بازگشتن عمر از دست رفته نیست و حال آنکه روزی از دست رفته باز خواهد گشت. هر چه از روزی شما که امروز فوت شود، امید است که فردا به زیادت بازآید، ولی عمری که دیروز از دست رفته، امروز بازآمدنش را امید نخواهد بود. پس امید همراه چیزی است که میآید و نومیدی همراه چیزی است که گذشته. پس از خدا بترسید آنسان که شایان ترس از اوست و جز بر دین اسلام نمیرید[۴].
منابع
پانویس
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص ۳۴۸-۳۴۹.
- ↑ مصادر نهج البلاغه، جلد ۲، صفحه ۲۵۲؛ الطراز، ج۲، ص۲۴۸.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۵، ص۵۵۶.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص ۳۴۸-۳۴۹.