خطبه ۲۹ نهج البلاغه
مقدمه
بعضی از محقّقان، این خطبه را بخشی از خطبه ۲۷ دانستهاند و به نظر میرسد واقعیت امر، چنین است؛ زیرا حال و هوای هر دو خطبه یکی است و هر دو نشان میدهند که مردم کوفه و عراق، در برابر حملات ایذایی معاویه و شامیان بسیار سست و خونسرد بودند، گویی نمیدانستند در اطرافشان چه میگذرد و غارتگران شام چه میکنند! امام، با ناراحتی شدید برای بیدار کردن افکار خفته و ارواح سست و تنبل آنها با شلاقهای آتشین سخن، آنها را زیر ضربات پی در پی خود قرار میدهد، شاید به خود آیند و خطری را که از سوی شامیان خونخوار آنها را تهدید میکند درک کنند و در برابر آنها بپا خیزند.
ابن ابی الحدید، چنین نقل میکند: بعد از جریان حکمیت، بار دیگر امیر مؤمنان(ع) برای نبرد با معاویه آماده شد. وقتی این خبر به گوش معاویه رسید، به وحشت افتاد و نیروهای خود را برای مقابله با امام(ع) فرا خواند. این وحشت زمانی افزایش یافت که خبر حرکت علی(ع) از کوفه و عبورش از نخیله به گوش معاویه رسید. معاویه برای ایجاد رعب و وحشت، ضحّاک بن قیس فهری را خواست و به او دستور داد به طرف کوفه حرکت کند و هر کس را که در اطاعت علی(ع) میبیند، مورد هجوم قرار دهد و اموالشان را غارت کند. در هیچ جا توقف نکند. اگر روز را در شهری به سر میبرد، شب را در جایی دیگر باشد، ولی هرگز در برابر نیروهایی که برای مقابله با او بسیج شدهاند، مقاومت نکند. ضحّاک، با حدود چهار هزار نفر نیرو حرکت کرد و هر جا رسید به قتل و غارت پرداخت و هر کس را در اطاعت امام(ع) دید کشت. به کاروان حاجیان خانه خدا حمله برد و آنها را غارت کرد. عمرو بن عمیس ـ برادر زاده «عبداللّه بن مسعود» (صحابی معروف)- را با گروهی از یارانش در نزدیکی قطقطانه شهید کرد. وقتی این خبرها به امیر مؤمنان علی(ع) رسید، مردم را برای مقابله با این تهاجم توأم با وحشیگری فرا خواند. هنگامی که گروهی سستی نشان دادند، حضرت این خطبه را ایراد فرمود[۱].[۲]
منابع
پانویس
- ↑ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۲، ص۱۱۳ ـ ۱۱۷.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۲، ص۳۸۹ ـ ۳۹۰.