رباح مولی رسول‌الله

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از رباح اسود)

آشنایی اجمالی

وی برده مشهور و شایسته رسول خدا(ص) بود[۱] که به ملاقات‌کنندگان با پیامبر(ص) اجازه ورود می‌داد[۲]. چنان که وقتی عمر بن خطاب در ماجرای کناره‌گیری رسول خدا(ص) از همسرانش نزد ایشان آمد از رباح خواست تا برای او اجازه ورود بگیرد[۳]. از آنجا که وی چهره‌ای سیاه داشت به «رباح اسود» (سیاه) نیز معروف است[۴].

برخی وی را همان سفینه غلام ام‌سلمه (همسر رسول خدا(ص)) گفته‌اند که اهل فارس بود و ام‌سلمه او را به شرط خدمت به رسول خدا(ص) آزاد کرد[۵] و حضرت هم به وی رهایی بخشید[۶]. ام‌سلمه در روایتی می‌گوید: رسول خدا(ص) به یکی از برده‌ها فرمود: ای رباح، وقتی سجده می‌کنی صورتت را بر خاک بزن[۷]. رباح گاه برای پیامبر(ص) چوپانی می‌کرد[۸] و گاه نیز برای ایشان و خانواده‌اش از چاه‌های اطراف مدینه آب شیرین و گوارا می‌آورد[۹]. ابن حجر[۱۰] نامش را در بخش نخست الاصابه (صحابه) آورده است و به نقل از ابن‌‌شبه نمیری در کتاب اخبار مدینه می‌گوید: رباح در گوشه‌ای از «دار یمانیه» مدینه خانه‌ای گرفت، رسول خدا(ص) از او خواست جایش را تغییر دهد تا از خطر گرگ‌ها در امان باشد. رباح پس از رحلت پیامبر(ص) برای دفاع از حق حضرت فاطمه(س) در مسئله فدک شهادت داد[۱۱]، بدین جهت در برخی منابع شیعی تحسین شده است[۱۲].[۱۳]

منابع

پانویس

  1. ابن حبان، مشاهیر علماء الامصار، ص۵۳.
  2. طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۷۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۷.
  3. مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۸۸؛ بخاری، الادب المفرد، ص۱۸۰؛ ابویعلی موصلی، مسند، ج۱، ص۱۵۱؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۴۱۱.
  4. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۱۰۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۴۸.
  5. طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۷۱.
  6. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۸۶.
  7. ابن ماکولا، الإکمال، ج۴، ص۷.
  8. ر.ک: طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۵۹۶.
  9. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹۱؛ بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۱۹۹؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ج۷، ص۳۴۹.
  10. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۷.
  11. بلاذری، فتوح البلدان، ج۱، ص۳۵؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۴۴؛ امینی، الغدیر، ج۷، ص۱۹۱.
  12. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۳، ص۴۱۱.
  13. بانشی، رحمت‌الله، مقاله «رباح مولی رسول‌الله»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۰۹-۳۱۰.