رشیدالدین فضل الله

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

رشیدالدین فضل الله (م۷۸۱)، وزیر بزرگ دوره ایلخانی آثار فراوانی در زمینه‌های مختلف علوم از کلام و تفسیر گرفته تا تاریخ و کشاورزی داشت. در حوزه تاریخ، اثر جامع و برجسته وی، جامع التواریخ است که یک دوره تاریخ جهان را در مفهومی که آن زمان شناخته شده بود، ارائه کرده است. شرحی مفصل از این کتاب، و بخش‌های آن، در چاپ نسخه عکسی که به تازگی از آن منتشر شده (تهران، میراث مکتوب، ۱۳۹۹) آمده است. استفاده رشیدالدین از منابع غیر ایرانی در بخش تاریخ چین یا اروپا یکی از نکات قابل توجه این تاریخ است. آنچه به حوزه تاریخ اسلام مربوط می‌شود مجلداتی از این اثر است که ضمن آن تاریخ انبیاء یا همان کتاب المبتدأ را تا سیره نبوی و از آنجا تا آخرین خلیفه عباسی شامل می‌شود. این بخش از جامع التواریخ، اخیراً در دو مجلد به همراه یک جلد نسخه بدل‌ها و نمایه‌ها توسط آقای محمد روشن چاپ شده است (تهران، ۱۳۹۲). مجلد اول آن تاریخ و جهان قدیم به علاوه تاریخ ایران تا پایان دوره ساسانی در ۹۰۸ صفحه و مجلد دوم از سیرت رسول الله تا مرگ مستعصم عباسی با محاسبه صفحات مجلد اول تا صفحه ۱۵۲۳ ادامه یافته است. در مقدمه چاپ عکسی جدیدی که از نسخه کهن جامع التواریخ صورت گرفته، آمده است که بخش نخست جامع التواریخ چاپ محمد روشن، در واقع از مجمع التواریخ حافظ ابرو است که در تکمیل نسخه از جامع التواریخ که در کتابخانه شاهرخ بوده، نوشته شده است. (بنگرید: صفحات شصت و پنج و شصت و شش).

رشیدالدین در همان آغاز کتاب بخش اسلام، باور خود را به چهاریار مورد تأکید قرار داده و همین موضع را در بخش تاریخ خلفای نخست دارد. در ادامه، پس از بحثی درباره عدالت، تاریخ را تعریف کرده و سخن از حقیقت علم تاریخ به میان می‌آورد (جامع التواریخ، تاریخ ایران و اسلام،ج۱، ص۱۳). آنگاه از فواید علم تاریخ به تفصیل سخن گفته با این شعر از آن استقبال می‌کند که: پس از آن، تاریخ از حضرت آدم آغاز شده و ادامه می‌یابد. مجلد دوم که تاریخ دوره اسلامی است، یک تاریخ عمومی است که علی‌القاعده بر اساس متون معروف و شناخته شده همان روزگار نوشته شده و ارجاعی در آنها به چشم نمی‌خورد، گرچه در بخش سیره، گهگاه اشاره به نام ابن اسحاق شده است. حافظ ابرو نیز یک دوره تاریخ اسلام دارد که تقریباً مشابه نوشته رشیدالدین فضل الله است. این اثر تاکنون خطی مانده و به چاپ نرسیده است. سابقا مقاله‌ای با عنوان «نگاه سنایی غزنوی و رشید الدین فضل الله به امویان» نوشته‌ام و دیدگاه‌های سنیان ایران را نسبت به معاویه و برخی از مسائل دیگر شرح داده‌ام (مقالات و رسالات تاریخی، تهران نشر علم ۱۳۹۳، دفتر دوم، مقاله ٢۴).[۱]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس