رفاعة بن وهب در تاریخ اسلامی
مقدمه
وی یهود از بنیقریظه و دایی صفیه، همسر رسول خدا(ص) بود[۱]. نام وی را سموال[۲] هم آوردهاند که شاید ناشی از سبک نوشتار یا تصحیف باشد. وی همسر تمیمه دختر وهب بود که در زمان رسول خدا(ص) او را به سه طلاق، طلاق داد و عبدالرحمن بن زبیر با او ازدواج کرد، اما با او آمیزش نکرد و چون رفاعه قصد داشت دوباره با او ازدواج کند، رسول خدا(ص) او را به سبب آنکه وی را سه طلاقه کرده بود، از این کار نهی کرد و فرمود او باید با مرد دیگری ازدواج کند و اگر جدا شد رفاعه میتواند دوباره با او ازدواج کند[۳]. به گفته ابن حجر[۴]، ابن شاهین از طریق تفسير مقاتل بن حيان مشابه همین خبر را برای عایشه دختر عبدالرحمن بن عتیک نضری، همسر رفاعة بن وهب بن عتيک نقل کرده و گفته است آیه ﴿فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُۥ مِنۢ بَعْدُ حَتَّىٰ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ...﴾[۵] نیز در همینباره نازل شد که ابوموسی مصداق این داستان را یکی دانسته است، اما ابن حجر[۶] میگوید: به ظاهر آنان دو نفرند و آنچه مشکل ساز شده این است که نام همسر دوم (عبدالرحمن بن زبیر) که این زنان پس از طلاق با او ازدواج کردهاند، یکی است، اگرچه نام زنان مطلقه اختلاف بسیاری با هم دارند. البته ابن حجر[۷]، به ظاهر آنان (دو رفاعه) را دو نفر دانسته است، اما عنوان «رفاعة بن وهب قرظى» را به عنوان «رفاعة بن سموال» ارجاع داده است. برخی دیگر نیز در یکی بودن مصداق آن دو اختلاف دارند[۸]. برخی منابع با اختلافی که در مصداق آن دارند، وی را از اسیران بنیقریظه دانستهاند که اممنذر سلمی، دختر قیس، خواهر سليط بن قیس، از رسول خدا(ص) خواست تا رفاعه را به او ببخشد و آن حضرت او را به سلمی بخشید[۹]. سلمی به پیامبر(ص) گفت: او نماز خواهد خواند و گوشت شتر خواهد خورد. پیامبر(ص) فرمود: اگر نماز خواند برای خودش بهتر است و اگر بر مسلک خود باقی بماند شر آن برای خودش است. سلمی گوید: او اسلام آورد. به رفاعه «مولی اممنذر» میگفتند که بر او گران آمد و از خانه دور شد تا آنکه اممنذر باخبر شد و به او پیغام داد و گفت: به خدا سوگند من مولای تو نیستم، بلکه من با رسول خدا(ص) درباره آزادی تو صحبت کردم و او تو را به من بخشید. من از ریختن خون تو جلوگیری کردم و تو بر نسب خود هستی. پس از این، او به خانه بازگشت و به اممنذر سر میزد[۱۰]. همچنین بنا بر نقلی وی یکی از ده نفری است که آیه ﴿وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ ٱلْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴾[۱۱] درباره آنان نازل شد[۱۲]. البته برخی این خبر را درباره «رفاعة بن قرظه قرظی» هم آوردهاند[۱۳].[۱۴]
جستارهای وابسته
- بنیقریظه (قیبله)
- تمیمه بنت وهب (همسر)
- صفیه بنت حیی بن اخطب (خواهرزاده)
منابع
پانویس
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۹۵؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۸۳.
- ↑ طبری، المنتخب من كتاب ذيل المذيل، ص۱۰۲.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۳۵؛ و به اختصار و اندکی تغییر، ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۷۹؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۸۳.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۰۹.
- ↑ «آنگاه اگر زن را (سومین بار) طلاق داد دیگر بر او حلال نیست تا آنکه به مرد دیگری شوهر کند؛ سپس اگر (آن مرد دیگر) او را طلاق داد، چنانچه (زن و شوهر اول) گمان میکنند که احکام خداوند را میتوانند بجا آورند بر آنان گناهی نیست که به یکدیگر باز گردند؛ و این احکام خداوند است که آن را برای گروهی که میدانند روشن میدارد» سوره بقره، آیه 230.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۰۹.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۱۱.
- ↑ ر.ک: ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۸۹.
- ↑ ر.ک: واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۱۴-۵۱۵؛ ابن هشام، السیره النبویه، ج۳، ص۲۵۵؛ ثعلبی، التفسیر، ج۸، ص۲۹.
- ↑ واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۱۵.
- ↑ سوره قصص، آیه۵۱؛ که اشاره به نزول پیدر پی آیات قرآن برای متذکر شدن دارد.
- ↑ ابن ابیحاتم، تفسیر، ج۹، ص۲۹۸۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۹؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۳، ص۴۰۴.
- ↑ ر.ک: رفاعة بن قرظه قرظی.
- ↑ خانجانی، قاسم، مقاله «رفاعة بن سموال قرظی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۴۹-۳۵۰.