رکانة بن عبدیزید بن هاشم مطلبی

آشنایی اجمالی

وی از تیره بنی‌مطلب، از قریش بود[۱] از این رو، از بنی هاشم بن عبدمناف (جد پیامبر(ص)) نیست[۲]. کنیه‌اش را ابویزید و نسبت او را هلالی نیز آورده‌اند[۳]. برخی منابع[۴] از رکانه دیگری با کنیه ابومحمد یاد کرده‌اند و ابن حجر[۵]، گوید: ابوداود و بلاذری داستان کشتی گرفتن را (که خواهد آمد) برای وی نقل کرده و میان او و رکانة بن عبدیزید فرق گذاشته‌اند، اما با توجه به اینکه این داستان برای رکانه بن عبدیزید شهرت دارد مصداق این دو نام یکی است.

وی از نیرومندترین افراد عرب[۶]، یا نیرومندترین قریشیان[۷]، یا نیرومندترین مردم[۸] و دشمن سرسخت رسول خدا(ص) بود و کسی با او کشتی نمی‌گرفت[۹]. چون خبر بعثت رسول خدا(ص) را شنید و با آن حضرت در کوه‌های مکه ملاقات کرد، به ایشان گفت از تو چیزهایی شنیده‌ام اگر با من کشتی گرفتی و مرا به زمین زدی می‌دانم که راست می‌گویی[۱۰]؛ از این رو، رسول خدا(ص) با او کشتی گرفت و او را[۱۱] به زمین زد؛ اما او گفت: گواهی می‌دهم که تو ساحر هستی[۱۲]. ابن حبان[۱۳] در اسناد این خبر تردید کرده است. ابونعیم[۱۴] داستان مفصلی درباره کشتی گرفتن وی با رسول خدا(ص) و رجزخوانی او و امید به یاری لات و عزی و اذعان پیامبر(ص) که به قدرت مضاعف یافتن با یاری خداوند و مانند این مسائل آورده است که البته چون در خلال داستان از جستجوی ابوبکر و عمر از پیامبر(ص) در منزل عایشه و مانند آن سخن رفته است، به دلیل اینکه هنوز در آن ایام عمر مسلمان نشده بود و عایشه هم در سنی نبود که به همسری پیامبر(ص) درآمده باشد، چندان داستان قابل اعتمادی نیست. چنان‌که برخی گفته‌اند: پیشنهاد کشتی نخست از رسول خدا(ص) و بر سر دریافت گوسفندی برای برنده مطرح شد[۱۵] که آن نیز قابل قبول نیست. به هر حال، بنا بر نقلی، وی پس از این کشتی اسلام آورد[۱۶]. برخی گفته‌اند: وی در فتح مکه (سال هشتم) مسلمان شد[۱۷] و نام او در شمار طلقاء نیز آمده است[۱۸]. در حالی که گفته‌اند: رسول خدا(ص) در سال هفتم از کثیبه[۱۹] که وادی خاصی در خیبر بود به او پنجاه وسق (بار شتر) بخشید[۲۰]. وی در مدینه سکونت گزید[۲۱]. بنا بر نقلی، وی همسر خود را در یک مجلس سه طلاقه کرد و چون اظهار ناراحتی کرد و قصد ازدواج با او را داشت رسول خدا(ص) فرمود: اگر از آن طلاق یک‌بار قصد کرده است می‌تواند دوباره با او ازدواج کند[۲۲]. البته در اسناد این خبر نیز اختلاف است[۲۳].

پسر وی علی بن رکانه نام داشت که چون بیش از دیگران افتخار می‌کرد، ضرب‌المثل شد و برای آنکه سنگینی چیزی را نشان دهند می‌گویند: «اثقل من فخر ابن‌رکانه»[۲۴]. گفته‌اند: وی تا زمان عثمان زنده بود و در سال ۴۱[۲۵]، یا سال ۴۲[۲۶] یا ابتدای خلافت معاویه[۲۷] درگذشت. بنا بر نقلی، وی از رسول خدا(ص) شنید که فرمود: هر دینی ویژگی‌ای دارد و ویژگی این دین (اسلام) حیاست[۲۸]. البته بیشتر منابع این خبر را از انس بن مالک نقل کرده‌اند[۲۹]. همچنین بنا بر نقلی وی از رسول خدا(ص) روایت کرده است که فرمود: فرق ما و مشرکان در این است که ما روی قلنسوه (عرقچین) عمامه می‌گذاریم[۳۰]. البته ترمذی[۳۱] این خبر را ناشناخته و اسناد آن را ضعیف دانسته و می‌گوید: ما ابوالحسن عسقلانی (راوی این خبر) و ابن‌رکانه را نمی‌شناسیم. به هر حال، نام رکانه در شمار کسانی است که چهار روایت از رسول خدا(ص) نقل کرده‌اند[۳۲].[۳۳]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. زبیری، نسب قریش، ص۹۵.
  2. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۴.
  3. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۴.
  4. ر.ک: ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۱۱۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۴۸.
  5. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۴۸.
  6. ابن حبیب، المنمق، ص۱۵۲.
  7. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۳۱.
  8. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۶.
  9. ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۷۶.
  10. یا به تو ایمان می‌آورم، ر.ک: زبیری، نسب قریش، ص۹۶.
  11. دو یا سه بار، ر.ک: ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۶.
  12. زبیری، نسب قریش، ص۹۶.
  13. ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۱۳۰.
  14. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۱۱۴-۱۱۱۶.
  15. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۵-۴۰۶.
  16. ابن حبیب، المنمق، ص۱۵۲؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۱۳.
  17. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۶؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۹۳.
  18. ر.ک: ذهبی، الکاشف، ص۳۹۸.
  19. یا کتیبه، قلعه‌ای از قلعه‌های خییر، ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۳۷.
  20. ابونعیم، معره الصحابه، ج۲، ص۱۱۱۲؛ و با اندکی تغییر، زبیری، نسب قریش، ص۹۶.
  21. زبیری، نسب قریش، ص۹۶.
  22. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۱۲۳؛ و با اندکی تغییر، ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۶.
  23. ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۱۴.
  24. ر.ک: زبیری، نسب قریش، ص۹۶؛ البته منابع دیگر «{{عربی|اثقل من مجذی بن رکانه» آورده‌اند، ر.ک: زمخشری، الفائق، ج۲، ص۵.
  25. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۱۱۲.
  26. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۷.
  27. زبیری، نسب قریش، ص۹۶.
  28. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۷.
  29. برای نمونه، ر.ک: ابویعلی، مسند، ج۶، ص۲۶۹؛ طبرانی، المعجم الاوسط، ج۲، ص۲۱۱.
  30. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۸۲؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۳۳۸؛ ترمذی، السنن، ج۳، ص۱۵۸.
  31. ترمذی، السنن، ج۳، ص۱۵۸.
  32. ابن حزم، اسما الصحابه الرواه، ص۲۳۰؛ ابن جوزی، تلقیح فهوم اهل الاثر، ص۳۷۳.
  33. خانجانی، قاسم، مقاله «ركانة بن عبديزيد بن هاشم مطلبی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۵۳-۳۵۴.