بنی هاشم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل از زیرشاخه‌های بحث خاندان پیامبر خاتم و مرتبط با مدخل پیامبر خاتم است. "یاران امام حسین" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل بنی هاشم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • فرزندان هاشم بن عبد مناف، جدّ پیامبر خدا(ص). بنی هاشم در میان عرب، به پاکی و نجابت و آقایی معروف بودند و اهل بیت عصمت از این نسل و تبار و وارث مکارم این خاندانند و پیوسته به "آل هاشم" بودن خود افتخار می‌کردند. پیامبر فرمود: بغض بنی هاشم نفاق[۱]، دشمنی با بنی هاشم نفاق است. پیامبر، امامان را که از قریش‌اند، از تیرۀ هاشم می‌داند.[۲] حضرت امیر نیز تقابل بنی‌امیه با بنی هاشم را دیرین شمرده و از نابرابری هاشم و امیّه سخن می‌گوید: لیس امیّة کهاشم و لا حرب کعبد المطّلب[۳] شجاعت هاشمیان در نبرد با دشمن نیز مشهور است. امیر المؤمنین(ع) در یکی از نامه‌هایش به معاویه، سپاه خویش را که از مهاجرین و انصار است و شمشیرهای هاشمی (و سیوف هاشمیّة) را به رخ او می‌کشد[۴][۵].
  • فرزندان هاشم بن عبد مناف، جد اعلای رسول خدا(ص). امام حسین(ع) نیز در یکی از رجزهای خویش در روز عاشورا، به این نسب شریف اشاره کرده و به آن افتخار می‌کند. بنی امیه، از آغاز با بنی هاشم، مخالفت و دشمنی داشتند و این بغض و عداوت، در دوران ائمه نیز ادامه داشت. حادثه کربلا اوج عداوت و کینه امویان با بنی هاشم بود. پیامبر اسلام(ص) فرموده است: بغض بنی هاشم نفاق[۶] دشمنی و کینه با بنی هاشم، نشانه نفاق است. یزید، چون حسین بن علی(ع) را به شهادت رساند و اهل بیت او را به اسارت گرفت، در مجلس جشن، با چوب خیزران بر لب‌های حسین می‌زد و این اشعار را می‌خواند: بنی هاشم با ملک و سلطنت بازی کردند، نه خبری آمده و نه وحیی نازل شده است. اگر از فرزندان احمد انتقام نگیرم، از نسل خندف نیستم[۷][۸].

بنی هاشم در موعودنامه

  • نسل و نبیره هاشم بن عبد مناف، جدّ رسول خدا (ص) است. اینان در میان عرب به نجابت و شرافت مشهور و مورد احترام دیگر قبایل بوده‌اند. از حضرت رسول (ص) روایت شده که فرمود: دشمنی با امام علی (ع) کفر و دشمنی با بنی هاشم، نفاق است[۹]. در حدیثی آمده که هنگام ظهور، خداوند حجاز را برای ایشان فتح می‌کند و هرکس از بنی هاشم در زندان باشد را بیرون می‌آورد و حرکت می‌کند تا در بیت المقدس فرود می‌آید[۱۰]. در حدیث دیگر می‌خوانیم: قائم (ع) خارج نمی‌شود تا هنگامی که دوازده تن از بنی هاشم خروج کنند که هریکی به سوی خود فرا می‌خواند[۱۱]. و درباره جنبش سفیانی آمده است: سفیانی سپاهی را به سوی مدینه می‌فرستد و فرمان می‌دهد که هرکس از بنی هاشم در آن‌جا باشد، بکشند. بنی هاشم کشته می‌شوند و به کوه و صحرا فرار می‌کنند تا مهدی (ع) ظهور کند[۱۲][۱۳].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. بحار الأنوار، ج ۹۳ ص ۲۲۱
  2. نهج البلاغه، خطبه ۱۴۴
  3. نهج البلاغه، نامه۱۷
  4. نهج البلاغه، نامه۲۸ دربارۀ بنی هاشم از جمله ر. ک: دائرة المعارف تشیّع، ج ۳ ص ۴۹۵
  5. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۲۹.
  6. بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۲۲۱
  7. مقتل الحسین، مقرم، ص ۴۶۲ در زمینه رابطه عداوت آمیز آل امیه با خاندان رسالت، ر ک.: دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۳۹۸
  8. ر. ک. محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا صفحه ۸۶.
  9. بحار الانوار، ج ۹۶، ص ۲۳۴.
  10. روزگار رهایی، ج ۱، ص ۵۱۹.
  11. روزگار رهایی، ج ۲، ص ۹۰۰.
  12. همان، ص ۱۱۲۳.
  13. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۹.