زیاد بن سکن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

زیاد بن السکن بن رافع بن امرئ‌القیس بن زید بن عبدالاشهل[۱]، از مردم مدینه، از قبیله اوس و از انصار بود که در جنگ احد (سال سوم) به شهادت رسید. او با سعد بن معاذ، رئیس قبیله اوس، از یک تیره بود و نسب آن دو، در جد بزرگشان، «امرئ‌القیس»، به هم می‌رسید[۲].

از سال تولد و جزئیات زندگانی او چیزی نمی‌دانیم؛ آنچه در منابع درباره او آمده، تنها گزارش حضور و شهادت وی در جنگ احد است. روز احد هنگامی که جنگ شدت گرفت و مسلمانان شکست خوردند و پیامبر مجروح شد، آن حضرت گفت: چه کسی جانش را به ما می‌فروشد؟ در این هنگام پنج تن از جوانان انصار؛ زیاد بن سکن، یزید بن سکن، سهل رومی بن وقش، رافع بن یزید و قرة بن عقبه[۳]، پیش قدم شدند؛ در دفاع از پیامبر(ص) جنگیدند و یک‌به‌یک کشته شدند. آخرین آنها زیاد بود. وقتی او مجروح شد و بر زمین افتاد، پیامبر(ص) پای خود را زیر سر او گذاشت و زیاد در حالی که صورتش بر پای پیامبر(ص) بود، جان داد[۴]. راوی این ماجرا نوه یزید بن سکن (برادر زیاد) یعنی محمود بن عمرو بن یزید بن سکن است. ابن اثیر آورده است که او از جد خود، یزید، این ماجرا را روایت کرده است[۵]، ولی به دلیل شهادت یزید در نبرد احد، نمی‌توان این سخن را پذیرفت. بنابراین به نظر می‌رسد محمود ماجرا را از قول پدرش، عمرو، روایت کرده باشد.

نکته قابل توجه آن است که این حادثه را برخی به عمارة پسر زیاد بن سکن نسبت داده و گفته‌اند او بود که در نبرد احد همراه چند تن دیگر از جوانان انصار به دفاع از پیامبر(ص) برخاست و به شهادت رسید[۶]. ابن عبدالبر آورده است که عمارة بن زیاد در روز احد شهید شد و چهارده جراحت برداشت. پیامبر(ص) سر او را بر پای خود گذاشت و او در این حال جان داد[۷]. ابن هشام نیز عمارة بن زیاد را از شهدای احمد دانسته است[۸]. اما شماری از همین نویسندگان با استناد به سخن ابن کلبی، عمارة بن زیاد را از جمله شهدای بدر (سال دوم) دانسته و گفته‌اند؛ آنکه در احد به شهادت رسید، پدر او زیاد بن سکن بود[۹]. برخی دیگر گفته‌اند؛ آنکه در ماجرای دفاع از پیامبر(ص) حضور داشت و روی پای آن حضرت جان داد، عمار پسر دیگر زیاد بن سکن بود[۱۰]. شاید چنین گزارش‌هایی ناشی از ثبت نادرست نام عماره بوده است، اما از همه عجیب‌تر گزارش حمدالله مستوفی است که در آن میان: زیاد بن سکن و زیاد بن لبید بن ثعلبة بن زریق انصاری خزرجی که او نیز از شهدای احد بود خلط کرده است[۱۱].[۱۲]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۰۶.
  2. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۳۵.
  3. ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل والسیر، ج۲، ص۴۰.
  4. ابن هشام، السیره النبویه، ج۳، ص۸۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۰۶؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۸۲.
  5. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۵، ص۴۵۷.
  6. ر.ک: واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۴۱؛ خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۳۹؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۵۱۵.
  7. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۲۳۳.
  8. ابن هشام، السیره النبویه، ج۳، ص۱۲۹.
  9. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۴، ص۴۷۸.
  10. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۴، ص۱۳۲.
  11. مستوفی، تاریخ گزیده، ص۲۲۶.
  12. قنوات، عبدالرحیم، مقاله «زیاد بن سکن»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۴۱۲.