عاصم بن عمر بن قتاده

موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد

آشنایی اجمالی

عاصم بن عمر بن قتاده، محدّث، نسب‌شناس تابعی و از آگاهان به سیره و مغازی پیامبر اکرم(ص). نسب وی به بنو ظفر بن خزرج بن عمرو، از تیره‌های قبیله اوس، در مدینه می‌رسد[۱]. کنیه‌اش را ابو محمد[۲]، ابو عمر یا ابو عمرو[۳] گفته‌اند. مادر عاصم، ام‌حارث، دختر سنان بن عمرو بن طلق (از هم‌پیمانان بنوظفر) بود[۴]. در منابع از پدر عاصم (عمر بن قتادة بن نعمان)، خبر چندانی نداده‌اند، جز اینکه وی از کسانی همچون پدرش (قتاده) و از امام سجاد(ع) روایت می‌کرده است[۵]. جد عاصم، قتادة بن نعمان از صحابه پیامبر اکرم به شمار می‌رفته[۶] و جزو هفتاد نفری بوده است که در دومین بیعت عقبه، با پیامبر اکرم بیعت کردند[۷]. از اعقاب وی، جز دو پسر به نام یعقوب و عاصم، کسی باقی نماند[۸]. مادربزرگ عاصم، رمیثه دختر عمرو بن هاشم بن مطلب بن عبد مناف، نیز از زنان صحابی بود و از پیامبر اکرم روایت می‌کرد و نیز از عایشه روایت شنیده بود[۹]. عاصم از علمای سیره نبوی و در زمره تابعین و به گفته ابن سعد[۱۰] در شمار طبقه سوم اهل مدینه بوده[۱۱] که از پدرش عمر، جدش قتاده، مادربزرگش رمیثه و از چندین تن از صحابه از جمله جابر بن عبد الله انصاری و انس بن مالک، و نیز از امام سجاد حدیث شنیده و روایت کرده است[۱۲].

عاصم همانند زهری (متوفی ۱۲۴)، سیره‌نگار معاصر خود، مورد توجه بنی‌امیه (شاخه مروانیان) بود. او در دوره خلافت عمر بن عبد العزیز (۹۹-۱۰۱) به علت بدهکاری به دربار وی رفت و سپس دستور یافت در مسجد دمشق به تعلیم اخبار و مغازی پیامبر و مناقب صحابه بپردازد، اما گویی این کار خوشایند مروانیان نبود و ظاهراً به همین سبب عاصم پس از چندگاهی به مدینه بازگشت[۱۳]. او همچون روزگار عمر بن عبدالعزیز، در دوره حکومت یزید بن عبدالملک (۱۰۱-۱۰۵) و هشام بن عبدالملک (۱۰۵-۱۲۵) نیز در شمار فقهای مشهور بود[۱۴] و تا آخر عمر در مدینه به نقل اخبار و احادیث پرداخت[۱۵].

در تاریخ وفات وی اختلاف هست، اما برحسب روایات صحیح‌تر، او در سال ۱۲۰ در ایام خلافت هشام بن عبدالملک اموی در مدینه درگذشته است[۱۶]. نسل وی برقرار نماند[۱۷]. از شاگردان و راویان وی، پسرش فضل، ابن اسحاق، زید بن اسلم و محمد بن عجلان بودند[۱۸]. از این میان، ابن اسحاق بسیار به او اعتماد داشت و در کتاب سیره خود که از آثار مهم و معتبر در سیره نبوی است، از روایات عاصم بهره گرفته است[۱۹]. محمد بن عمر واقدی (متوفی ۲۰۷)، مورخ و مغازی‌نویس مشهور، نیز از عاصم به واسطه افرادی همچون محمد بن صالح، یونس بن محمد ظفری، معاذ بن محمد انصاری، یعقوب بن محمد، موسی بن محمد و عبدالرحمان بن عبدالعزیز روایت کرده است[۲۰]. ابن سعد (متوفی ۲۳۰) نیز که روایات بسیاری در سیره نبوی را از عاصم اخذ کرده است، عاصم را محدثی پرمایه و معتمد دانسته که در سیره و مغازی پیامبر دانش و فهمی عمیق داشته است[۲۱]. دیگر علمای رجال و حدیث اهل سنت، همچون یحیی بن معین، ابو زرعه و نسائی نیز عاصم را عالم و محدثی فاضل و موثق دانسته‌اند[۲۲]. به جز روایات راجع به سیره و مغازی پیامبر، که بیشترین حجم روایات وی را شکل می‌دهند، پاره‌ای اخبار وی درباره حوادث دوران خلفا (سال ۳۵) نیز در دست است[۲۳].

با اینکه عاصم مطالب بسیاری در سیره و مغازی دارد[۲۴] و روایات بسیاری از او در منابع متأخر باقی مانده است، اما کتابی در این باره به او نسبت نداده‌اند. روش عاصم در گزارش اخبار، همانند دیگر هم‌عصرانش، ذکر اخبار و روایات به همراه اسناد آن بود، هر چند گاهی از ذکر سند خودداری کرده است[۲۵].[۲۶]

منابع

پانویس

  1. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۴۱۵؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۲-۳۴۳.
  2. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۵، ص۲۳۵.
  3. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۵، ص۲۴۰.
  4. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۴۱۵.
  5. مزی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۲۱، ص۴۸۳.
  6. ابن قتیبه، المعارف، ص۴۶۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۷۶.
  7. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۷-۲۷۹.
  8. ابن قتیبه، المعارف، ص۴۶۶.
  9. ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۴۶؛ مزی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۳۵، ص۱۷۸.
  10. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۴۱۵-۴۱۶.
  11. نیز: ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۲۵، ص۲۷۷.
  12. ابن ابی‌حاتم، کتاب الجرح و التعدیل، ج۶، ص۳۴۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۴۶؛ مزی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۱۳، ص۵۲۹؛ ج۲۱، ص۴۸۳؛ ج۳۵، ص۱۷۸؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۵، ص۲۴۰.
  13. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۴۱۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۲۵، ص۲۷۷.
  14. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۰۸، ۳۱۵، ۳۲۹.
  15. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۴۱۶.
  16. خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۲۷۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۲۲۸؛ برای روایات دیگر درباره مرگ وی، ر.ک: مزی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۱۳، ص۵۳۱.
  17. ابن قتیبه، المعارف، ص۴۶۶.
  18. بخاری، کتاب التاریخ الکبیر، ج۳، قسم ۲، ص۴۷۸؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۲، ص۲۵۸.
  19. ابن اسحاق، کتاب السیر و المغازی، ص۸۴-۸۵، و جاهای دیگر؛ نیز: طبری، تاریخ، ج۲، ص۳۵۱، ۳۵۳ و جاهای دیگر.
  20. واقدی، کتاب المغازی، ج۱، مقدمه جونز، ص۲۲.
  21. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۴۱۵.
  22. ابن ابی‌حاتم، کتاب الجرح و التعدیل، ج۶، ص۳۴۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۳؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۳۵۵.
  23. طبری، تاریخ، ج۴، ص۳۵۹.
  24. ابن قتیبه، المعارف، ص۴۶۶.
  25. Josef Horovitz، “The earliest biographies of the Proph - et and their authors"، translated by Marmaduke Pick - thall from the German typoscript، Islamic culture، vol.۲، p.۳۳.
  26. آقاجانی، کبریا، دانشنامه جهان اسلام، عاصم بن عمر بن قتاده، ص ۸۱۰.