مراد از امر در آیه اولی الامر چیست؟ (پرسش)

مراد از امر در آیه اولی الامر چیست؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث امامت است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی امامت مراجعه شود.

مراد از امر در آیه اولی الامر چیست؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ امامت
مدخل بالاترولایت امر
مدخل اصلیآیه اولی الامر
تعداد پاسخ۱ پاسخ

پاسخ نخست

 
علی ربانی گلپایگانی

حجت الاسلام و المسلمین علی ربانی گلپایگانی در کتاب «امامت اهل بیت» در این‌باره گفته‌ است:

«کلمه «امر» در قرآن کریم کاربردهای متعدد و متفاوتی دارد[۱]:

  1. تکلیف و دستور در مقابل نهی: ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ[۲] و ﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا[۳].
  2. ابداع: آفرینش بدون ماده پیشین و بدون الگوی قبلی و غیر تدریجی: ﴿أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ[۴]، و ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ[۵]، و ﴿وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ[۶].
  3. شأن، که هم افعال را شامل می‌شود و هم اقوال را، هم شامل شئون تکوینی است و هم تشریعی، و جمع آن امور است: ﴿إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ[۷]، ﴿قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ[۸]، ﴿وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي[۹]، ﴿أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ[۱۰]. یکی از جلوه‌های امر به معنای شأن، رهبری و زعامت جامعه بشری است: ﴿قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي[۱۱] پیامبران الهی دارای چنین شأن و مقامی بوده‌اند: ﴿وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي[۱۲]، ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ[۱۳]. مسائل مربوط به رهبری جامعه ایمانی دو گونه است: مسائل تعبدی و مسائل عادی و عرفی. در قسم اول مشورت پیامبر (ص) با مؤمنان وجهی ندارد، بلکه آن چه را که از سوی خداوند به او وحی می‌شود به آنان ابلاغ می‌کند، و پیامبر (ص) و مؤمنان، مکلف به پیروی از آنها می‌باشند. آن‌چه مشورت و تبادل نظر در آن راه دارد، مسائل دسته دوم است، مانند مسائل مربوط به نقشه و شیوه جنگ و صلح با دشمنان، روش برقراری امنیت و خودکفایی در امور مختلف زندگی، شیوه تأمین و توسعه بهداشت و مانند آنها. «امر» در آیه ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ناظر به این گونه مسایل است. چنان که «أمر» در آیه ﴿وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ[۱۴] نیز به همین معنا نظر دارد. پیامبر اکرم (ص) رهبری مسلمانان در هر دو زمینه را عهده‌دار بود. از عطف «اولی الأمر» بر «الرسول» بدون تکرار کلمه «أطیعوا» به دست می‌آید که مقصود از امر در کلمه «اولی الأمر» رهبری مسلمانان در مسایل دینی و دنیوی یا تعبدی و عادی مربوط به زندگی اجتماعی آنان است[۱۵]. مؤید این سخن مطلبی است که ابن هشام از بنی عامر نقل کرده است که هنگامی که پیامبر (ص) آنان را به اسلام دعوت کرد، رئیس یا نماینده آنان گفت: اگر ما با تو بیعت کنیم و خداوند تو را بر مخالفانت غالب سازد، آیا امر [رهبری] پس از تو از آن ما خواهد بود؟ پیامبر (ص) پاسخ داد: «امر [رهبری] به خداوند اختصاص دارد و او به هر کس که بخواهد [به هر کس که شایسته بداند اعطا خواهد کرد»[۱۶]. مقصود از امر در این گفتگو رهبری امت اسلامی است»[۱۷].

پانویس

  1. المفردات فی غریب القرآن، ص۲۴-۲۵.
  2. «به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان می‌دهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز می‌دارد» سوره نحل، آیه ۹۰.
  3. «و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن» سوره طه، آیه ۱۳۲.
  4. «آگاه باشید که آفرینش و فرمان او را راست» سوره اعراف، آیه ۵۴.
  5. «فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.
  6. «و فرمان ما یک کلمه بیش نیست مانند یک چشم بر هم زدن» سوره قمر، آیه ۵۰.
  7. «بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند» سوره شوری، آیه ۴۳.
  8. «بگو: بی‌گمان یکسره کار با خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۴.
  9. «و کارم را برای من آسان کن» سوره طه، آیه ۲۶.
  10. «و کار خود را به خداوند وا می‌گذارم» سوره غافر، آیه ۴۴.
  11. «(آنگاه) گفت: ای سرکردگان! در کار، به من نظر دهید» سوره نمل، آیه ۳۲.
  12. «و او را در کارم شریک ساز» سوره طه، آیه ۳۲.
  13. «و با آنها در کار، رایزنی کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  14. «و کارشان رایزنی میان همدیگر است» سوره شوری، آیه ۳۸.
  15. إن المراد بالأمر في أمرهم هو الشأن الراجع إلى دين المؤمنين بهذا الخطاب أو دنياهم على ما يؤيده قوله تعالى ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ و قوله في مدح المتقين ﴿وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ. المیزان، ج۴، ص۳۹۱.
  16. سیره ابن هشام، ج۲، ص۶۶؛ الغدیر، ج۷، ص۱۸۳.
  17. ربانی گلپایگانی، علی، امامت اهل بیت، ص ۴۹.