مرگ در عرفان اسلامی
مراحل چهارگانه مرگ
برای موت چهار قسم و مرحله گفتهاند:
موت اخضر
موت اخضر خرمی و انبساط و آزادگی میآورد. در موت اخضر آدمی به دنبال قناعت و نوعی زندگی است که در آن اسراف و تجاوز و چپاول نباشد و آبروی خودش را نبرد. در این موت زندگیاش از روی حساب است و میانهروی پیشه میکند؛ او ﴿وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا﴾[۱] و فرمان خداوند به رسول خدا را اسوه و الگو میگیرد: ﴿وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا﴾[۲]؛ یعنی دست خود را همانند دست شکستهای که بر گردن آویخته و قبض و بسطی ندارد، قرار ندهید که بخل کنید و دست به جیب نبرید و چیزی خرج نکنید؛ از طرفی چنان نیز خرج نکنید که نتوانید پاسخگوی مخارج واجب خود باشید. رسول خدا(ص) فرمودند: «ابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ، ابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ»[۳]؛ اول از عائله و کسانی که مواجب آنها بر عهده شماست، شروع کنید. پس موت اخضر به معنای مهارکردن و لگام زدن و قناعت است.
موت ابیض
موت ابیض به این علت «ابیض» نامیده شده است که صفای جان میآورد و انسان را زلال میکند و سیاهی و دلمردگی و زنگار را از قلب میزداید. گرسنگی در موت ابیض اهمیت دارد؛ چراکه «الجوع سحابة»؛ گرسنگی ابری است که «یمطر الحکمة»؛ باران حکمت از آن میبارد. دستورات پنجگانه برای موت ابیض و صفای جان، دستور خوبی هستند: صمت و جوع و سهر و خلوت و ذکر به دوام *** ناتمامان جهان را کند این پنج تمام.
موت احمر
در موت احمر، خونریزی نیست؛ اما جهاد و جنگ کردن در آن وجود دارد! دشمنی حیلهگر امان از انسان میبرد و باید با او جنگید! یعنی با «نفس» که دشمن خانگی است.
موت اسود
موت اسود سختترین مرگهاست؛ یعنی تحمّل اذیت مردم و رنجبردن از دیگران و صبر در مشکلات؛ مدارا با افرادی که در مقاطع مختلف زندگی رقیب و دشمن هستند و صبر و تحمل آزار و اذیت آنها که حقیقتاً دشوار و مردافکن است[۴].[۵]
منابع
پانویس
- ↑ «و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.
- ↑ «و (هنگام بخشش) نه دست خود را فرو بند و نه یکسره بگشای که نکوهیده دریغ خورده فرو مانی» سوره اسراء، آیه ۲۹.
- ↑ از خانوادهات شروع کن. (محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۷، ص۲۳۴).
- ↑ حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۶۹۵-۶۹۷.
- ↑ علیزاده آملی، علی، عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی، ص ۲۶۸ ـ ۲۷۰.