نامه ۲۳ نهج البلاغه

(تغییرمسیر از نامۀ ۲۳ نهج البلاغه)

مقدمه

هنگامی‌ که امام در بستر شهادت قرار گرفت با فرزندانش وصیتی را آغاز کرد. در آغاز، آنان را به دو رکن اسلام، یعنی توحید و پیروی از سنت نبوی هدایت و سفارش کرد که اگر چنین کنند از سرزنش سرزنشگران در امان‌اند. سپس آنان را به عبرت‌پذیری از وضعیت خود و تحول وضعیت از دیروز تا امروز و فردا که به دیدار معبود می‌شتابد، دعوت می‌کند. هم‌چنین می‌فرماید که اگر زنده بمانم خود می‌دانم چه کنم. اما گذشت را بر قصاص ترجیح می‌دهد و فرزندان خویش را به گذشت تشویق می‌کند و آنان را در گرفتن یا بخشیدن حق خویش صاحب اختیار می‌داند[۱].

مطالب مهم نامه

این وصیّت‌نامه در عین اختصار از چهار بخش تشکیل شده است:

  1. در بخش اوّل، امام(ع) توصیه به تمسک به دو رکن مهم اسلام: توحید و نبوّت کرده و می‌فرماید: هیچ‌گونه شرک به زندگی خود راه ندهید و سنّت پیغمبر اکرم(ص) را ضایع مکنید.
  2. در بخش دوم، از دوران زندگانی خود سخن می‌گوید و آن را به سه مرحله تقسیم می‌کند که هر یک در مقایسه با دیگری درس عبرتی است برای مخاطب و می‌فرماید: روزی که سالم بودم و روزی که در بسترم و روزی که از میان شما می‌روم سه روز عبرت‌انگیز است.
  3. در بخش سوم، امام(ع) طرز رفتار با قاتلش را که آمیخته با نهایت محبّت و عطوفت است، بیان می‌کند که اگر زنده بماند، او را عفو خواهد کرد و اگر از بستر شهادت برنخیزد، گر چه اولیای دم می‌توانند قصاص کنند، باز هم توصیه به عفو می‌فرماید.
  4. و در بخش چهارم چگونگی برخورد خود را با مرگ شرح می‌دهد و می‌فرماید: من هرگز مرگ (شهادت) را ناخوش نداشتم و همچون تشنه‌ای که به سرچشمه می‌رسد از ورود به آن شادم[۲].

فرازی از نامه

وصیت و سفارش من به شما آن است که چیزی را با خدا انباز و همتا قرار ندهید و سنت محمد(ص) را ضایع و تباه نسازید (برخلاف دستور آن حضرت رفتار نکنید) و این دو ستون (شرک نیاوردن به‌خدا و رفتار طبق گفتار پیغمبر اکرم) را برپا نگاه دارید (که استواری بنای دین مقدس اسلام بر این دو ستون است) و این دو چراغ را بیفروزید (تا در تاریکی نادانی و گمراهی سرگردان نشوید) [در این صورت] نکوهش و سرزنشی بر شما نیست. من دیروز یار و هم‌نشین شما بودم (با تن درست و توانایی و دلیری) و امروز برای شما عبرت و پند هستم (با همه دلاوری و بزرگی از پا افتاده‌ام) و فردا از شما دور می‌شوم (می‌میرم). اگر ماندم صاحب اختیار خون خودم (به خواست خویش بخواهم ابن ملجم را به‌کیفر می‌رسانم یا می‌بخشم) و اگر مردم، مرگ وعده‌گاه من است (اختیاری ندارم و شما به وظیفه شرعی خود رفتار کنید) و اگر (خواستم او را) ببخشم، بخشش برای من طاعت و بندگی (موجب قرب و نزدیکی به رحمت خدا) است، و (اگر شما خواستید او را ببخشید) بخشش برای شما نیکوکاری است، پس (شما او را) ببخشید (زیرا خداوند در قرآن کریم، سوره نور، آیه ۲۲ می‌فرماید: ﴿أَلا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ[۳].[۴]

سوگند به‌خدا از مرگ نمی‌آید به‌سوی من آینده‌ای که از آن رنجشی داشته باشم و نه پیداشونده‌ای که آن را نخواسته باشم (آماده مرگ هستم، چون نیک‌بختی همیشگی از پس مرگ است و دل‌بند به این زندگی نیستم) و (برای مرگ) نیستم مگر مانند جویای آب که (به آب) برسد و مانند خواهانی که (خواسته خود را) دریابد (زیرا نیکویی و نیک‌بختی از پس مرگ است، چنان‌که در قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه ۱۹۸ می‌فرماید: ﴿وَمَا عِندَ اللهِ خَيْرٌ للْأَبْرَارِ[۵].[۶]

منابع

پانویس

  1. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۶۹.
  2. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۱۱، ص۲۷۷ ـ ۲۷۸.
  3. آیا دوست ندارید که خدا شما را بیامرزد، در حالی‌که خدا آمرزنده و مهربان است.
  4. نکته‌ای که باید یادآوری شود آن است که امر امام(ع) در اینکه ابن‌ملجم را عفو کنید، در معرض بیان حکم مستحبی است و تردید آن حضرت در اینجا که اگر مُردم یا نَمُردم منافات ندارد با اینکه آن بزرگوار به زمان مرگ خویش عالم و دانا بوده است.
  5. و آنچه نزد خداست [نعمت‌های جاودانی] برای نیکوکاران بهتر است از کالاهای دنیا.
  6. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۷۰.