مقدمه

از صفات سلبی خداوند است؛ بدین معنا که خداوند به چشم سر، دیدنی نیست. چیزی را می‌توان دید که جسم باشد و در مکانی محدود و جهتی خاص قرار گیرد و قابل اشاره حسی باشد؛ ولی خداوند جسم نیست[۱]. قرآن کریم آشکارا بر نامرئی بودن خدا پای فشرده است[۲].

رؤیتی که اهل عرفان و کشف و شهود از آن سخن می‌گویند، رؤیت قلبی است[۳]. در روایات معصومین(ع) از همین‌گونه رؤیت یاد شده است[۴]. مجسِمه، از فرقه‌های اسلامی بر این باورند که خداوند دارای جسم و جهت است و می‌توان او را به رؤیت حسی درآورد.

اهل حدیث و اشاعره نیز معتقدند که مؤمنان می‌توانند در آخرت همان سان که ماه را در آسمان می‌بینند، خداوند را ببینند؛ اما متکلمان امامیه و معتزله اتفاق دارند که خداوند را در دنیا و آخرت نمی‌توان دید[۵]. به نظر می‌رسد اینکه برخی مسلمانان معتقدند خداوند را می‌توان دید، اعتقاد خویش را از مسیحیان و یهودیان برگرفته‌اند[۶].[۷]

منابع

پانویس

  1. شرح التجرید، ۳۲۸.
  2. ﴿ لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ؛ سوره انعام، آیه ۱۰۳؛ ﴿وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ؛ سوره اعراف، آیه ۱۴۳.
  3. الالهیات‌، ۲/ ۱۲۵.
  4. نهج‌البلاغه‌، خطبه ۱۷۹؛ التوحید، باب ۸؛ الاصول من الکافی‌، ۱/ ۹۵.
  5. ارشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین‌، ۲۴۹- ۲۴۴؛ کشف المراد، ۳۲۴- ۳۲۲.
  6. الالهیات علی هدی الکتاب والسنة والعقل‌، ۲/ ۱۳۸.
  7. فرهنگ شیعه، ص۴۵۰ ـ ۴۵۱.