هند بنت زید بن مخرمه

مقدمه

هند دختر زید بن مخرمه انصاری از زنان شاعری است که در کوفه می‌زیست و از شیعیان و دوستداران امیرالمؤمنین علی(ع) است. او هنگامی که حجر بن عدی یار باوفای آن حضرت را پیش معاویه گسیل داشتند، چنین سرود: && ترفع أیها القمر المنیر تبصر هل تری حجرا یسیر یسیر إلی معاویة بن حرب لیقتله کما زعم الأمیر تجبرت الجابر بعد حجر و طاب لها الخورنق و السدیر و أصبحت البلاد لها محولا کأن لم یحیها مزن مطیر ألا یا حجر حجر بنی عدی تلقتک السلامة والسرور أخاف علیک ما أردی عدیا و شیخا فی دمشق له زئیر یری قتل الخیار علیه حقا له من شر امته وزیر ألا یالیت حجرامات موتا ولم ینحر کما نحر البعیر فإن یهلک فکل زعیم قوم من الدنیا إلی هلک یصیر && ای ماه رخشان! بالا برو، فراتر و بنگر که آیا حجر را که در حال رفتن است می‌بینی؟ آن‌چنان که آگاهان می‌پندارند حجر پیش معاویه پسر حرب می‌رود تا معاویه او را بکشد. سرکشان پس از حجر بر سرکشی خواهند افزود و کاخ خورنق و سدیر بر آنان گوارا خواهد شد. سرزمین‌ها برای او چنان گرفتار خشکسالی و قحطی می‌شود که گویا هرگز باران زندگی‌بخش بر آن نباریده است. هان! ای حجر! ای حجر خاندان عدی! سلامت و شادمانی بهره تو باد. بر تو از آنچه که پدرت را نابود ساخت (مرگ) و از پیری که در دمشق نعره می‌کشد (معاویه) بیم دارم. بر فرض که نابود شوی سالار هر گروه سرانجام از این دنیا می‌رود. او همچنین این اشعار را در سوگ حجر سرود: && دموع عینی دیمة تقطر تبکی علی حجر ولا تفتر لو کانت القوس علی أسرة ماحمل السیف له الأعور && اشک چشمانم همچنان روان است (چونان باران تند و دیرپا می‌بارد). بر حجر می‌گرید و فروکش نمی‌کند. اگر کمان محکم بسته شده بود (اگر مردم وقتی او اسیر شد قیام می‌کردند و کمان می‌کشیدند)، آن (قاتل) یک چشم شمشیر به روی او نمی‌کشید. هند در زمان حکومت معاویه در گذشت[۱].[۲]

منابع

پانویس

  1. الطبقات الکبری، ج۶، ص۶۷۴؛ أخبار شعراء الشیعه، ص۴۵؛ اعلام النساء، ج۵، ص۲۳۴؛ اعیان الشیعه، ج۵۱، ص٨٠؛ البدایة والنهایة، ج۸، ص۵۴؛ شاعرات العرب، ص۴۶۲؛ الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۸۷.
  2. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۱۱.