هند بنت سهیل بن عمرو عامری

(تغییرمسیر از هند دختر سهیل بن عمرو)

آشنایی اجمالی

هند دختر سهیل بن عمرو[۱] بن عبد شمس بن عبدود بن نصر بن مالک بن حِسل بن عامر بن لؤی است[۲]. پدر او سهیل در فتح مکه اسلام آورد و پس از رحلت پیامبر(ص) در بازداری قریشیان مکه از ارتداد نقش داشت[۳]. مادر هند، «حنفاء» دختر ابوجهل بن هشام بن مغیره بود[۴].

به گفته مدائنی[۵]، هند نخست با عبدالرحمن پسر عتاب[۶] بن اسید ازدواج کرد. عبدالرحمن از او جدا شد و سپس به ازدواج عبدالله بن عامر بن کریز[۷] درآمد که او نیز با نیرنگ معاویه ـ مبنی بر ازدواجش با دختر معاویه و رسیدن به حکومت بصره[۸] ـ طلاقش داد[۹]. در این فرصت، معاویه با واسطه قرار دادن ابوهریره - و به نقلی ابودرداء - از هند برای پسرش یزید خواستگاری کرد. ابوهریره در این مسیر با امام حسن(ع) مواجه شد و آن حضرت با آگاهی از وضعیت فرمود: از من هم نزد هند نام ببر. ابوهریره پیش هند رفت و موضوع را با او در میان نهاد. هند با مشورت ابوهریره امام مجتبی(ع) را برگزید و به ازدواجش درآمد[۱۰].

عبدالله بن عامر برای استرداد امانتی که نزد هند داشت، روزی از امام حسن(ع) اجازه خواست آن را از هند باز پس گیرد. امام نیز اجازه داد. عبدالله بن عامر که از هند دختری داشت، از او درخواست کرده بود دخترش را به وی بازگرداند؛ ولی دختر و مادر گریه کردند و ابن‌عامر هم سخت اندوهگین شد[۱۱]. امام با استفاده از فرصت به ابن‌عامر پیشنهاد داد که امام محلل[۱۲] باشد و از هند جدا شود و ابن‌عامر و هند به زندگی سابق بازگردند[۱۳]، هرچند به نقل بلاذُری، ابن‌عامر نپذیرفت، برابر گزارشی دیگر، آن دو به زندگی بازگشتند[۱۴].

به نظر می‌رسد گزارش بلاذری درست نباشد؛ زیرا:

  • اولاً: با لحاظ جایگاه امامت امام مجتبی(ع) و دوراندیشی وی ایشان به بازخورد ابن‌عامر توجه داشت؛ از این‌رو اگر چنین اقدامی عملی نبود، هیچ‌گاه به او پیشنهاد نمی‌کرد.
  • ثانیاً: با توجه به شرایط ابن‌عامر که فریب معاویه را خورده بود و همسرش را از دست داده بود، زمینه برای پذیرش او به جد آماده بود. به همین دلیل امام پیشنهاد بازگشت به زندگی را مطرح کرد.
  • ثالثاً: ابن‌عامر و آن زن فرزند مشترکی داشتند و این وضعیت اقتضا می‌کرد ابن‌عامر پیشنهاد امام را بپذیرد در بررسی این نقل چند نکته به نظر می‌رسد:
  1. ابن‌شهرآشوب و حسینی کرکی با نقل این داستان درباره همسر عبدالله بن عامر - با کمی تفاوت - نام آن زن را ام خالد دختر ابوجندل[۱۵] بن سهیل یعنی برادر زاده هند دختر سهیل ثبت کرده‌اند[۱۶]؛ ولی به گفته ابن‌سعد، ابوجندل در دوره خلافت عمر به سال ۱۸ هجرت در شام درگذشت و فرزندی از او نماند[۱۷]. پس با فرض صحت این خبر، نام این زن همان هند بنت سهیل است، نه برادرزاده او.
  2. این گزارش نزد رجال‌شناسان به ویژه رجالیان اهل سنت ضعیف است؛ زیرا اولاً مرسلِ غیر قابل اعتماد است؛ ثانیاً دیگر افراد حاضر در سند آن، علی بن محمد مدائنی (۱۳۵-۲۲۵ یا ۲۲۸ق)، ابوبکر هذلی (م. ۱۶۷ق) و ابن‌سیرین (۳۳ - ۱۱۰ق) هستند. درباره مدائنی در گزارش مربوط به حفصه دختر عبدالرحمن خواهد آمد که وی از ضعیفان بود و نقلش قابل اعتماد نیست[۱۸]، مگر اینکه پشتیبان داشته باشد و در اینجا ندارد. ابو بکر هذلی هم علاوه بر ضعیف بودن متروک‌الحدیث دانسته شد[۱۹]. ابن‌سیرین نیز منحرف از اهل‌بیت(ع) به‌شمار می‌‌آید. او هرچند به عرفان شهرت دارد، با این توجه که در بصره می‌‌زیست و کاتب انس بن مالک و یار حسن بصری بود[۲۰] و اینان همگی گرایش عثمانی داشتند و از امیرمؤمنان(ع) و خاندانش انحراف داشتند[۲۱]، نمی‌توان سخن آنان را در موردی که پشتیبان ندارد، پذیرفت که در این مورد بی‌پشتیبان است.
  3. این ازدواج با فرض صحت آن برای بازگرداندن این زن به خانه همسر پیشین او بود؛ چنان‌که از این تعبیر ایشان «من بهترین محلل برای شما هستم»[۲۲] همین نکته برمی‌‌آید و به نقل ابن‌شهرآشوب و حسینی کرکی، این زن به زندگی با عبدالله بن عامر بازگشت[۲۳].[۲۴]

منابع

پانویس

  1. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۰ (وَ تَزَوَّجَ الْحَسَنُ هِنْدَ بِنْتِ سُهَيْلِ بْنِ عَمْرٍو).
  2. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۵۳.
  3. ابن‌اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۴۸۰، ش ۲۳۲۵.
  4. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴.
  5. ویلفرد مادلونگ این داستان را نسخه‌برداری از داستان تلاش معاویه برای ازدواج یزید با ام‌اسحاق می‌داند. دلیل ایشان این است که مدائنی آن را بدون سند و با تعبیر «بلغنی» نقل کرده است (جانشینی حضرت محمد، ص۵۱۰).
  6. عتاب پدر عبدالرحمن در دوره پیامبر(ص) والی مکه بود و پس از آن حضرت در نبرد جمل با عایشه بود و در بصره نیز کشته شد. (ر.ک: ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۵، ص۳۵).
  7. ابن‌اثیر، اسدالغابه، ج۳، ص۱۸۴، ش ۳۰۳۱. مادربزرگ پدری عبدالله بن عامر، ام‌حکیم البیضاء دختر عبدالمطلب، عمه پیامبر(ص) بود.
  8. معاویه به او وعده داده بود اگر همسرت را طلاق دهی، دخترم هند را به عقد تو در می‌‌آورم و حکومت بصره را نیز به تو می‌‌سپارم. عبدالله همسرش را طلاق داد؛ ولی به دختر معاویه نرسید (محمد بن ابی‌طالب حسینی حائری کرکی، تسلیة المجالس و زینة المجالس، ج۲، ص۵۸). اما یوسفی غروی می‌‌نویسد: وی به دختر معاویه رسیده بود (ابومخنف کوفی، وقعة الطف، ص۲۶۹، پانوشت. زوجه ابنته هند بنت معاویة).
  9. احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۲۷۳.
  10. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۰۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰ (اعلمی)؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱۶، ص۲۱ (به نقل از مدائنی)؛ محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۵۰.
  11. سبط ابن‌جوزی، تذکرةالخواص، ص۲۱۵.
  12. «محلل» واژه‌ای فقهی است و در جایی به کار می‌رود که اگر بین زن و شوهری سه بار طلاق رخ داد، برای بار چهارم نمی‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند. در این فرض آن زن باید با مرد دیگری ازدواج کند و طلاق گیرد تا بتواند با همسر پیشین ازدواج کند. به همسر دوم «محلل» می‌گویند در مورد ابن عامر، هر چند سه طلاق رخ نداده بود، امام(ع) برای زمینه‌سازی و بازگرداندن آن دو نفر به زندگی مجدد از این واژه استفاده کرد.
  13. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۰۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۲۱.
  14. محمد بن ابی‌طالب حسینی حائری کرکی، تسلیة المجالس و زینة المجالس، ج۲، ص۵۸.
  15. ابوجندل پسر سهیل بن عمرو است که ضمن مخالفت پدر و مادر مسلمان شد و در این راه در مکه شکنجه شد و با پیامبر(ص) به مدینه هجرت کرد (ر.ک: محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۰۷).
  16. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۳۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۷۱.
  17. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۸۴.
  18. عبدالله بن عدی جرجانی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۵، ص۲۱۳.
  19. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، خامسة، ج۱، ص۳۰۳، اخبار متفرقه، ش ۲۶۲؛ محمد بن احمد ذهبی، دیوان المتروکین و الضعفاء، ص۳۵۲ (... مُجْمَعٌ عَلَى ضَعْفِهِ).
  20. ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۸۲.
  21. ر.ک: محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۵۶۳-۵۸۸، ش۲۲۳؛ ص۶۰۶-۶۲۲، ش ۲۴۶.
  22. فَلَا أَرَاكَ تَجِدُ مُحَلِّلًا لَكُمَا خَيْرًا مِنِّي؟ (احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۳، ص۲۱؛ همو، جمل من انساب الأشراف، ج۳، ص۲۷۳).
  23. محمد بن ابی‌طالب حسینی حائری کرکی، تسلیة المجالس و زینة المجالس، ج۲، ص۵۸.
  24. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۱۲.