دعوت علنی پیامبر خاتم در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
خط ۱۵۳: خط ۱۵۳:
[[هانی بن قبیصه]] که بزرگ [[قبیله]] و [[رهبر دینی]] آنها بود گفت: همه سخنان تو را شنیدم. اما نمی‌توانیم تنها با یک جلسه از همه [[دین]] و [[آیین]] خود دست برداریم، از تو و دینت [[تبعیت]] کنیم. این کار [[سستی]] در [[رأی]] و دقت نکردن در [[عاقبت]] کار و [[عجله]] کردن است. از طرفی ما با [[قوم]] دیگر در [[معاهده]] هستیم و نمی‌توانیم بدون [[مشورت]] با ایشان اقدامی کنیم. آن‌گاه گفت برو با [[مثنی بن حارثه]] سخن بگو و او را نیز دعوت کن. او بزرگ ما و [[فرمانده]] [[جنگ]] ماست.
[[هانی بن قبیصه]] که بزرگ [[قبیله]] و [[رهبر دینی]] آنها بود گفت: همه سخنان تو را شنیدم. اما نمی‌توانیم تنها با یک جلسه از همه [[دین]] و [[آیین]] خود دست برداریم، از تو و دینت [[تبعیت]] کنیم. این کار [[سستی]] در [[رأی]] و دقت نکردن در [[عاقبت]] کار و [[عجله]] کردن است. از طرفی ما با [[قوم]] دیگر در [[معاهده]] هستیم و نمی‌توانیم بدون [[مشورت]] با ایشان اقدامی کنیم. آن‌گاه گفت برو با [[مثنی بن حارثه]] سخن بگو و او را نیز دعوت کن. او بزرگ ما و [[فرمانده]] [[جنگ]] ماست.


پیامبر به نزد او رفت. در این [[ملاقات]] [[مثنی]] گفت: من سخن تو را شنیدم و آن قدر آن را [[زیبا]] دیدم که مرا به [[حیرت]] در آورده است؛ لیکن ما با [[پادشاه ایران]]، کسری عهدی داریم که عملی غیر معمول و مرسوم نکنیم و آن کسان که چنین اعمالی می‌کنند را [[پناه]] ندهیم. شاید آنچه تو ما را بدان می‌خوانی، چیزی باشد که [[پادشاهان]] را ناخوشایند باشد. اگر می‌خواهی که ما تو را در بلاد [[عرب]] [[یاری]] و [[حفاظت]] کنیم، حاضریم. [[پیامبر]] فرمود: چون به [[راستی]] و [[صراحت]] سخن گفتید، سخنانی [[پسندیده]] گفتید؛ اما آنچه من می‌خواهم این نیست و از شما [[پذیرش اسلام]] می‌خواهم و این را بدانید که آن کس که به [[دین خدا]] پای می‌نهد، باید همه چیز آن را بپذیرد<ref>دلائل النبوة (بیهقی)، ج۲، ص۴۲۲؛ دلائل النبوة (ابو نعیم)، ص۲۸۲؛ الجامع الکبیر (سیوطی)، ج۱۷، ص۶۶۹؛ کنز العمال، ج۱۲، ص۵۲۱؛ عیون الاثر، ج۱، ص۱۷۹؛ سبل الهدی، ج۲، ص۴۵۴؛ الانساب، ج۱، ص۳۸؛ نهایة الارب، ج۱۶، ص۳۰۹؛ شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید)، ج۴، ص۱۲۵-۱۲۶.</ref>.<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۵۵.</ref>
پیامبر به نزد او رفت. در این [[ملاقات]] [[مثنی]] گفت: من سخن تو را شنیدم و آن قدر آن را [[زیبا]] دیدم که مرا به [[حیرت]] در آورده است؛ لکن ما با [[پادشاه ایران]]، کسری عهدی داریم که عملی غیر معمول و مرسوم نکنیم و آن کسان که چنین اعمالی می‌کنند را [[پناه]] ندهیم. شاید آنچه تو ما را بدان می‌خوانی، چیزی باشد که [[پادشاهان]] را ناخوشایند باشد. اگر می‌خواهی که ما تو را در بلاد [[عرب]] [[یاری]] و [[حفاظت]] کنیم، حاضریم. [[پیامبر]] فرمود: چون به [[راستی]] و [[صراحت]] سخن گفتید، سخنانی [[پسندیده]] گفتید؛ اما آنچه من می‌خواهم این نیست و از شما [[پذیرش اسلام]] می‌خواهم و این را بدانید که آن کس که به [[دین خدا]] پای می‌نهد، باید همه چیز آن را بپذیرد<ref>دلائل النبوة (بیهقی)، ج۲، ص۴۲۲؛ دلائل النبوة (ابو نعیم)، ص۲۸۲؛ الجامع الکبیر (سیوطی)، ج۱۷، ص۶۶۹؛ کنز العمال، ج۱۲، ص۵۲۱؛ عیون الاثر، ج۱، ص۱۷۹؛ سبل الهدی، ج۲، ص۴۵۴؛ الانساب، ج۱، ص۳۸؛ نهایة الارب، ج۱۶، ص۳۰۹؛ شرح نهج البلاغة (ابن ابی الحدید)، ج۴، ص۱۲۵-۱۲۶.</ref>.<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۵۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش