بابل در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰٬۴۶۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ سپتامبر ۲۰۲۲
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۵: خط ۴۵:
تقسیم شبانه [[روز]] به [[ساعت]] و دقیقه و ثانیه و تقسیم سال به [[دوازده]] و قسمت کردن ماه به سی روز و همچنین درجه‌بندی دایره از آنهاست»<ref>بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۳۳۷.</ref> خلاصه «هرودوت که صد سال بعد از [[وفات]] [[بخت النصر]] بابل را دیده درباره این شهر نوشته است:دور بابل دیواری به طول چهارصد و هشتاد استاره و به بلندی دویست ذرع کشیده شده و عرض دیوار به اندازه‌ای است که یک ارابه چهارصد اسبه می‌تواند بر فراز دیوار به حرکت کند، بابل دارای دروازه مسین است و در مرز آن؛ [[قصر]] بخت النصر ساخته شده و در قسمت سفلای آن [[معبد]] «بعلوس» یکی از بناهای [[زیبا]] و محکم این شهر واقع می‌باشد.
تقسیم شبانه [[روز]] به [[ساعت]] و دقیقه و ثانیه و تقسیم سال به [[دوازده]] و قسمت کردن ماه به سی روز و همچنین درجه‌بندی دایره از آنهاست»<ref>بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۳۳۷.</ref> خلاصه «هرودوت که صد سال بعد از [[وفات]] [[بخت النصر]] بابل را دیده درباره این شهر نوشته است:دور بابل دیواری به طول چهارصد و هشتاد استاره و به بلندی دویست ذرع کشیده شده و عرض دیوار به اندازه‌ای است که یک ارابه چهارصد اسبه می‌تواند بر فراز دیوار به حرکت کند، بابل دارای دروازه مسین است و در مرز آن؛ [[قصر]] بخت النصر ساخته شده و در قسمت سفلای آن [[معبد]] «بعلوس» یکی از بناهای [[زیبا]] و محکم این شهر واقع می‌باشد.
از همه آنچه گذشت معلوم می‌شود که بابل شهری باستانی است بر کرانه فرات به فاصله ۱۶۰ کیلومتری جنوب شرقی [[بغداد]].<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۶۴.</ref>
از همه آنچه گذشت معلوم می‌شود که بابل شهری باستانی است بر کرانه فرات به فاصله ۱۶۰ کیلومتری جنوب شرقی [[بغداد]].<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۶۴.</ref>
==جغرافیای [[بابل]]، در [[سوره مبارکه بقره]]==
{{متن قرآن|... وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ...}}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطان‌ها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) می‌خواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطان‌ها کافر شدند که به مردم جادو می‌آموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچ‌کس آموزشی نمی‌دادند مگر که می‌گفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را می‌آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی می‌افکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمی‌رساندند- چیزی را می‌آموختند که به آنان زیان می‌رسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب می‌دانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهره‌ای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر می‌دانستند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref>.
واژه بابل، فقط یک بار، در [[قرآن مجید]]، در [[آیه]] ۱۰۲ [[سوره بقره]] بیان شده، ذکر این واژه در [[حقیقت]]، بیان: «... فصل دیگری، از زشتکاری‌های [[یهود]] که... [[پیامبر]] بزرگ [[خدا]]، [[سلیمان]]{{ع}} را به [[سحر]] و [[جادوگری]] متهم ساختند؛ آمده و می‌گوید: آنها، از آنچه [[شیاطین]]، در عصر سلیمان، بر [[مردم]] می‌خواندند؛ [[پیروی]] کردند... سپس [[قرآن]] به دنبال این سخن، اضافه می‌کند، سلیمان هرگز [[کافر]] نشد... او هرگز به سحر [[توسل]] نجست و از جادوگری، برای پیشبرد اهداف خود، استفاده نکرد، ولی شیاطین کافر شدند و به مردم [[تعلیم]] سحر دادند. آنها یهود همچنین، از آنچه بدو [[فرشته]] بابل، [[هاروت و ماروت]] نازل گردید؛ پیروی کردند»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۷۱.</ref>.
تصویر خیالی قسمتی از [[شهر بابل]]، پایتخت [[دولت]] [[کلده]].
اما آنچه در این مقوله، مورد تحقیق و [[پژوهش]] است؛ جغرافیای بابل می‌باشد، که نام مکانی است؛ که [[هاروت و ماروت]]، در آن به [[آموزش]] [[سحر]]، به [[مردم]] پرداخته بودند؛ لذا از آنجا، که آشنایی با اصل داستان، ما را در [[فهم]] دقیق موضوع مورد تحقیق [[یاری]] می‌نماید؛ [[شایسته]] به نظر می‌رسد؛ که به ذکر [[اجمال]] داستان بسنده کنیم: «در [[سرزمین]] بایل سحر و [[جادوگری]] به اوج خود رسید و باعث [[ناراحتی]] و [[ایذاء]] مردم گردیده بود، [[خداوند]] دو [[فرشته]] را به صورت [[انسان]] [[مأمور]] ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را، به مردم بیاموزند تا بتوانند خود را از [[شر]] [[ساحران]]، بر کنار دارند»<ref>سند شماره ۱، ص۳۷۴.</ref>.
به هر تقدیر، آنچه از [[تاریخ]] نویسان و قصه پردازان؛ در مورد [[بابل]] برای ما باقی مانده؛ آن است، که بازار جادوگری، در میان مردم بابل، شایع بوده است، چنان که آقای صدر بلاغی، در [[فرهنگ]] [[قصص قرآن]]<ref>فرهنگ قصص قرآن، ص۳۲۶.</ref> می‌نویسد: «مردم، به [[قدرت]] [[ارواح]] [[مردگان]] [[عقیده]] راسخی داشتند و از [[آزار]] و [[تصرف]] ایشان می‌هراسیدند و از این جهت بازار سحر و جادوگری، در آن [[کشور]] رونق و رواجی بسیار داشته و [[جادوگران]] در آن سرزمین، [[مقام]] و اقتداری بسزا دارا بودند و از [[طلسمات]] و علف‌های مخصوص و پاشیدن آب متبرک و دوختن نوارهای مخصوص، برای [[اعمال]] غریبه و [[مبارزه]] با ارواح و دفع سیاه بختی استفاده می‌کردند و داستان [[هاروت و ماروت]] و [[تعلیم]] سحر که از ایشان به [[بنی اسرائیل]] [[نفوذ]] کرده، در [[آیه]] ۱۰۲، از [[سوره بقره]]، به آن اشاره می‌کند، از همین باب است».
با توجه به؛ آنچه بیان شد؛ روشن می‌شود، که [[شهر]]، یا کشوری به نام بابل، وجود داشته، که در دوره [[رسالت]] [[حضرت سلیمان]]؛ جادوگری، در آن [[رشد]] فراوان داشته و [[قرآن مجید]]، به منظور بهره‌گیری [[عقلی]]، از تاریخ گذشتگان، به آن محل و ساکنین آن اشاره‌ای، گذرا نموده و ما در این گفتار، به دنبال آن محل هستیم؛ تا خواننده [[قرآن]] را، در فهم بهتر [[آیات شریفه قرآن]]، بیشتر به [[تدبر]] واداریم.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۱۷.</ref>
==[[بابل]]، در کدام [[کشور]] فعلی [[جهان]] واقع شده است؟==
هردوت [[مورخ]] [[یونانی]]، که به [[پدر]] [[تاریخ]] معروف است و در بین سال‌های ۴۸۰ تا ۴۲۵ پیش از میلاد می‌زیسته است، درباره بابل چنین ضبط نموده است: «[[آشور]] چندین [[شهر]] بزرگ دارد، که معروف‌ترین و مستحکم‌ترین آنها، در این [[زمان]] - زمان [[سفر]] او به آشور – بابل بوده که بعد از [[سقوط]] [[نینوا]] مقر [[حکومت]]، به آنجا انتقال یافت. شرح تعریف این محل، به قرار ذیل است:
شهر، در دشت پهناوری قرار دارد و درست مربع شکل است. طول هر سمت آن یک صد و بیست فورلنگ است، بنابراین محیط آن چهارصد و هشتاد فورلنگ می‌شود و در حالی که این قدر وسیع است، در [[شکوه]] نیز هیچ شهر دیگری به پای آن نمی‌رسد. اولاً دور تا دور آن را [[خندق]] عریض و عمیقی فرا گرفته، که پر از آب است و در عقب آن دیواری است، به عرض پنجاه [[ارج]] شاهی و دویست ارج ارتفاع»<ref>ارج شاهی، سه انگشت دراز‌تر از ارج معمولی است - ارج معمولی برابر، با یک فوت و هشت اینچ است. </ref>و<ref>هردوت، تاریخ هردوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص۱۱۶ و ۱۱۷.</ref>.
در مورد وضع [[محافظت]] و [[دفاعی]] شهر اضافه می‌نماید:... خندق‌های بزرگی را که گردشهر می‌کندند... خاکی، که از آن به دست می‌آمد... آجر می‌کردند... لبه‌های خندق را، با آجر فرش و روی آن دیوار برپا می‌کردند و در تمام آن کار قیر داغ کار می‌بردند. در دو کناره‌های بالای دیوار بناهای یک اطاقی مقابل هم می‌ساختند که بین آنها فاصله کافی برای گرداندن یک عرابه چهار چرخه، جا می‌گذاشتند.
در محیط دیوار چهارصد دروازه هست، که درهای آن تماماً از برنج ساخته شده بود<ref>هردوت، تاریخ هردوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص۱۱۶ و ۱۱۷.</ref>.
... هردوت، توضیحات مفصلی، در مورد دروازه‌ها، خیابان‌ها، زراعت، [[صنعت]] و سایر مسائل و موضوعات [[مدنی]] بابل، نقل نموده، که ما به منظور ایجاز، از نقل آنها صرف نظر می‌کنیم.
تا اینجا آنچه بیان شد، مشاهدات هردوت، [[تاریخ]] نویس [[یونانی]] است، که ما علاوه بر آن، به سایر دیدگاه‌های تاریخ نگاران و [[مفسرین]] [[قرآن]]، در ذیل اشاره می‌نماییم: یرخی از [[علما]] و بزرگان<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۲۶.</ref> در مورد [[تفسیر آیه]] مورد بحث می‌نویسند: «مفسرین، در [[تفسیر]] این [[آیه]]، [[اختلاف]] عجیبی به راه انداخته‌اند، به طوری که نظیر این اختلاف را، در هیچ آیه‌ای، از ایشان نمی‌یابیم.»..<ref>محمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۲، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، ص۲۵ و ۲۶.</ref> و چهارده اختلاف نظر بیان می‌فرماید، تا به اختلاف دهم آنان، که مورد بحث ما: یعنی [[بابل]] است می‌رسد و در این مورد چنین بیان می‌دارد: اختلاف دهمشان، در معنای /بابل است، که آیا منظور از آن بابل [[عراق]] است، یا بابل دماوند؟ و یا از [[نصیبین]] گرفته، تا رأس العین است؟<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۲، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی.</ref>
اکنون ما، اظهارنظرهای تاریخ نگاران و اهل لغت و مفسرین را در ذیل تقل می‌کنیم:
#لویس معلوف در بخش اعلام المنجد می‌نویسد: {{عربی|بابل عاصمه قدیمه فی اواسط ما بین النهرین انقاضها واقعه علی الفرات، قریب الحله علی مسافت ۸۰ کیلومتر جنوب شرقی بغداد}} یعنی، بابل پایتخت قدیمی، در اواسط [[بین النهرین]]. که [[شهر]] حله است و در مسافت هشتاد کیلومتری جنوب [[بغداد]] [[احداث]] شده است.
#برخی از [[پژوهشگران]]، در این باره می‌نویسند: {{عربی|بابل باب ایل = باب الله}}. دروازه [[خدا]]... شهری قدیم، در بین النهرین، که خرابه‌های آن، در ساحل [[فرات]]، در ۱۶۰ کیلومتری جنوب شرقی بغداد واقع است.
#مولف [[قاموس قرآن]]، زیر واژه بابل، چنین اظهار داشته است: «بابل مملکتی بوده، در محل کنونی مملکت عراق، مرکز آن، نیز نامش بابل بود، گویند آن، در کنار فرات و در محل فعلی شهر حله بوده است.
#برخی از پژوهشگران، در [[فرهنگ]] لغات قرآن، زیر واژه بابل نقل می‌کند: «بابل، به [[انگلیسی]] Babvlon است شهر معروف باستانی، در عراق، که بر دو جانب [[رود فرات]]، آباد شده و پایتخت شاهی [[نیرومندی]] شده بود، که در سنه ۵۳۸ قبل از میلاد تباه گشت. در آن [[شهر]] ستاره‌شناسی و [[ستاره]] پرستی چنان [[پیشرفت]] کرد؛ که [[مردم]]، [[دانشمندان]] آنجا را، به ستاره‌شناسی و ضمناً [[سحر]] می‌شناختند.»...<ref>عباس مهرین شوشتری</ref>
#برخی از [[علما]]، در [[تفسیر آیه]] مورد تحقیق<ref>آیة الله طالقانی، پرتوی از قرآن، ص۲۴۶.</ref>، در مورد محل نشر اوهام و سحر، می‌نویسد: «گویا نظر [[قرآن]] همان توجه، به منشاء دیگر اوهام [[گمراه]] کننده‌ای است که از [[بابل]]، مرکز [[کلده]] قدیم و آن [[سرزمین]] [[تمدن]] اسرارآمیز، به وسیله دو تن، که این [[اسرار]] را، از میان دیوارهای محدود [[ساحران]] و [[کاهنان]] بیرون آوردند، در میان [[ملل]]، به خصوص [[یهود]]، منتشر گردید، یهود هم، به نوبه خود. به هر جا پراکنده شدند؛ این اوهام را، با خود بردند و پراکندند». و به دنبال آن، در مورد کلده، می‌افزاید؛ [[کشور]] کلده، در میان دجله و [[فرات]] و در دهانه خلیج [[فارس]] بود... دشت وسیع و دره مانند، [[آسمان]] باز و درخشان آن، تا آنجا که وسائل [[علمی]] آن [[روز]] اجازه می‌داد؛ هوشمندان کلد‌ه‌ای را متوجه [[مدارات]] و اوج و حضیض و [[قرب]] و بعد و دیگر اوضاع کواکب نمود».
#در کتاب درسی [[تاریخ]] تمدن و [[فرهنگ]]، [[سال]] دوم [[آموزش]] متوسطه، تألیف گروه تاریخ دفتر تحقیقات و [[برنامه ریزی]] و تألیف کتب درسی سال ۱۳۶۴ زیر عنوان تمدن بابل چنین آمده است: «پس از [[غلبه]] آکد، بر سومر بابل به صورت پایتخت تمام قسمت سفلای [[بین النهرین]] در آمد و مقدمات [[تشکیل دولت]] بابل فراهم شد، و سرانجام حمورابی این [[دولت]] را به وجود آورد. در طول تاریخ، پنج سلسله [[پادشاهی]]، بر بابل [[فرمانروایی]] کردند. حمورابی ششمین [[پادشاه]] از سلسله اول بود که از سال ۲۱۲۳ - ۲۰۸۰. م. به مدت ۴۳ بر بابل [[سلطنت]] کرد. [[بخت النصر]] - [[بنوکد نصر]] - از دیگر [[پادشاهان]] معروف بابل بود، این پادشاه [[جماعت]] بسیاری، از [[یهودیان]] را به [[اسارت]] در آورد و به [[بابل]] منتقل کرد. این [[اسیران]]، پس از [[سقوط]] بابل، به دست کورش [[آزاد]] شدند. [[قانون]] حمورابی: قدیمی‌ترین قانون [[نامه]] مدونی که [[بشر]] سراغ دارد، قانون حمورابی است. این [[پادشاه]]، پس از آنکه توانست، از [[قبایل]] پراکنده و [[قدرت]] [[ضعیف]] بابل، [[حکومت]] نیرومند به وجود آورد؛ [[امنیت]] و [[آسایش]] نسبی را، در بابل ایجاد کرد و قانون نامه [[تاریخی]] خود را صادر نمود و دستور به تدوین آن داد. قانون حمورابی، که بر روی ستونی، از سنگ، به ارتفاع ۴۵/۲ متر و به شکل [[منظم]] و [[زیبایی]] نوشته شده است، در سال ۱۹۰۲ م. بر اثر کاوش‌های باستانی، در خرابه‌های [[شهر]] [[شوش]] پیدا شد و اکنون، در موزه لوور در پاریس نگهداری می‌شود. متن قانون، مشتمل بر ۲۸۲ ماده و یک مقدمه است».
#در [[کتاب قصص قرآن]]، در مورد بابل می‌خوانیم: «حدود پنج هزار سال قبل، در [[سرزمین]] میان رود دجله و [[فرات]] [[تمدنی]] [[عظیم]] وجود داشته که از [[تمدن]] [[مصر]] چیزی کم نداشته است. قسمتی از این سرزمین، که طولش، در حدود چهارصد میل و عرضش بالغ بر صد میل است؛ به نام [[کشور]] بابل نامیده می‌شده و [[اراضی]] این مملکت هموار و [[مسطح]] و در [[روزگار]] [[مجد]] و جلال این مملکت، آن اراضی کاملاً آباد و پر آب... و خرمای آن ممتاز بوده است. نام قدیم بابل شنعار است و گاهی آن را سر [[زمین]] [[کلدانیان]] نیز می‌نامند. کشور بابل، در روزگار قدیم به شهرهای بزرگ و آباد و سورهای بلند و قلعه‌های نیرومند و قصر‌های رفیع و [[بت]] کده‌های عظیم آراسته بود و اکنون، از آن بناهای عظیم آثار و ویرانه‌هایی به جا مانده، که علمای [[باستان‌شناسی]]، از طریق آن، آثار بسیاری از آن [[شهرها]] و بناها را [[کشف]] کرده‌اند»<ref>صدرالدین، بلاغی قصه قرآن، ص۳۲۵.</ref>. مطالب فراوانی، در مورد گذشته بابل وجود دارد؛ ولی ما به منظور بیان مختصر، از ذکر آنها خودداری می‌نماییم و در پایان، به آخرین نکته، که وضع جغرافیایی آن است: بسنده می‌کنیم.
#«[[شهر]] قدیم [[بابل]]، در چهل درجه و سی و دو دقیقه عرض شمالی و سی و سه درجه و بیست و سه دقیقه طول شرقی، در [[مشرق]] [[فرات]] نزدیک دجله کنونی در [[کشور عراق]] فعلی واقع بوده و موضع اولی آن، همان شهر بوسیبا می‌باشد، [[برج]] [[نمرود]]، در آن ساخته شده و این برج، گویا [[معبد]] نمرود، یکی از [[خدایان]] [[کلده]] بوده است... به هر حال فعلاً، از بابل اصلی، سه بنای ویران باقی است و این عبارت است از: [[حصن]] بابل، که معبد بعلوس است و دیگر [[قصر]] [[بخت النصر]] و سومی ویرانه قصر است، که به نام [[عمران بن علی]] معروف است»<ref>محمد، خزائلی، اعلام قرآن، ص۲۴۱ – ۲۴۳.</ref>.
یکی از نکته‌های قابل ذکر، وجه تسمیه بابل است، که برای خوانندگان خالی از [[لطف]] نیست: «در خصوص این که چرا بابل را به این نام خوانده‌اند چند قول ذکر شده، از جمله آن که: در [[روزگار]] قدیم معبدی [[عظیم]]، در آن شهر وجود داشته، که [[قضات]] برای فصل [[مخاصمات]] و مرافعات [[مردم]]، بر در آن معبد می‌نشسته‌اند و آن محل را باب ایل یعنی در [[خدا]] می‌نامیده‌اند و بعدها این کلمه [[تخفیف]] یافته و به صورت بابل در آمده و نام آن شهر شده... قول دیگر این است، که اصل لفظ بابل باب - ایلو بوده و ایلو نام یکی از خدایان [[اقوام]] سامی بوده است»<ref>سند شماره ۶، ص۳۲۵.</ref>.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۱۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۵۰: خط ۸۳:
# [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بابل (مقاله)|مقاله «بابل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۵''']]
# [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بابل (مقاله)|مقاله «بابل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۵''']]
# [[پرونده:IM010430.jpg|22px]] [[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|'''اماکن جغرافیایی در قرآن''']]
# [[پرونده:IM010430.jpg|22px]] [[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|'''اماکن جغرافیایی در قرآن''']]
# [[پرونده:IM010435.jpg|22px]] [[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|'''دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۳۸۰

ویرایش