←آیا واجب الوجود، همان خداوند است؟
(←مقدمه) |
|||
| خط ۱۹۳: | خط ۱۹۳: | ||
ثانیاً: [[تبیین عقلی]]، منحصر در این نیست که وجود هر موجودی به علت آن مستند شود تا گفته شود اگر سلسله علل را غیرمتناهی و بیآغاز بدانیم، هر موجودی تبیین عقلی دارد؛ زیرا وجودش به علتش مستند و [[مبین]] میگردد، ولی اگر به وجود موجودی که معلول نیست (علت اولی) قائل شویم، چون وجودش مستند به علت نیست، پس تبیین عقلی ندارد، بلکه تبیین عقلی، آن است که [[عقل]] بتواند با توجه به اصل علیت و ملاک آن، وجود هر موجودی را تبیین کند. هرگاه موجودی ممکن الوجود نباشد، تبیین عقلیاش این است که وجودش مستند به علت نیست، بلکه متکی به ذات خود میباشد. مانند اینکه تبیین [[روشنایی]] ماه این است که نورش از [[خورشید]] است، ولی تبیین روشنایی خورشید این است که هویتش عین [[نورانیت]] است، یا مانند [[هویت]] نمک که عین [[شور]] بودن است و شور بودنش مستند به چیز دیگری نیست.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[برهان امکان (مقاله)|مقاله «برهان امکان»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۲]]، ص۱۴۲.</ref> | ثانیاً: [[تبیین عقلی]]، منحصر در این نیست که وجود هر موجودی به علت آن مستند شود تا گفته شود اگر سلسله علل را غیرمتناهی و بیآغاز بدانیم، هر موجودی تبیین عقلی دارد؛ زیرا وجودش به علتش مستند و [[مبین]] میگردد، ولی اگر به وجود موجودی که معلول نیست (علت اولی) قائل شویم، چون وجودش مستند به علت نیست، پس تبیین عقلی ندارد، بلکه تبیین عقلی، آن است که [[عقل]] بتواند با توجه به اصل علیت و ملاک آن، وجود هر موجودی را تبیین کند. هرگاه موجودی ممکن الوجود نباشد، تبیین عقلیاش این است که وجودش مستند به علت نیست، بلکه متکی به ذات خود میباشد. مانند اینکه تبیین [[روشنایی]] ماه این است که نورش از [[خورشید]] است، ولی تبیین روشنایی خورشید این است که هویتش عین [[نورانیت]] است، یا مانند [[هویت]] نمک که عین [[شور]] بودن است و شور بودنش مستند به چیز دیگری نیست.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[برهان امکان (مقاله)|مقاله «برهان امکان»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۲]]، ص۱۴۲.</ref> | ||
==== آیا | ==== آیا واجب الوجود، همان [[خداوند]] است؟ ==== | ||
[[پرسش]] دیگری که درباره [[برهان امکان]] و [[وجوب]] مطرح شده این است که آیا این [[برهان]] وجود [[خدا]] را [[اثبات]] میکند؛ زیرا با فرض قبول مقدمات آن، نتیجهاش اثبات موجودی است که از [[ضرورت]] و وجوب ذاتی برخوردار است. آیا این موجود همان خدایی است که [[ادیان آسمانی]] معرفی کردهاند، خدای [[رحیم]]، [[خیرخواه]]، عالم مطلق و [[قادر]] مطلق که فعل او غایتمند است. آیا [[واجب]] الوجودی که [[برهان امکان]] و [[وجوب]] [[اثبات]] میکند این صفات را دارد؟ | [[پرسش]] دیگری که درباره [[برهان امکان]] و [[وجوب]] مطرح شده این است که آیا این [[برهان]] وجود [[خدا]] را [[اثبات]] میکند؛ زیرا با فرض قبول مقدمات آن، نتیجهاش اثبات موجودی است که از [[ضرورت]] و وجوب ذاتی برخوردار است. آیا این موجود همان خدایی است که [[ادیان آسمانی]] معرفی کردهاند، خدای [[رحیم]]، [[خیرخواه]]، عالم مطلق و [[قادر]] مطلق که فعل او غایتمند است. آیا [[واجب]] الوجودی که [[برهان امکان]] و [[وجوب]] [[اثبات]] میکند این صفات را دارد؟ | ||
برخی برهان امکان و وجوب را در این خصوص نارسا دانسته و اثبات صفات الوهی را از طریق سایر [[براهین خداشناسی]] جستوجو کردهاند: «برای اثبات رابطه این همانی، باید درباره اوصاف آن موجود ضروری بحث و فحص بیشتری صورت بگیرد؛ چراکه [[ادیان]]، [[خداوند]] را موجودی متشخص، [[رحیم]]، [[خیرخواه]]، عالم مطلق و قادر مطلق میدانند که فعل او غایتمند است. شاید سایر براهین خداشناسی بتوانند نشان دهند که آن موجود ضروری واجد پارهای از این اوصاف است»<ref>پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه: احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۱۵۲.</ref>. | برخی برهان امکان و وجوب را در این خصوص نارسا دانسته و اثبات صفات الوهی را از طریق سایر [[براهین خداشناسی]] جستوجو کردهاند: «برای اثبات رابطه این همانی، باید درباره اوصاف آن موجود ضروری بحث و فحص بیشتری صورت بگیرد؛ چراکه [[ادیان]]، [[خداوند]] را موجودی متشخص، [[رحیم]]، [[خیرخواه]]، عالم مطلق و قادر مطلق میدانند که فعل او غایتمند است. شاید سایر براهین خداشناسی بتوانند نشان دهند که آن موجود ضروری واجد پارهای از این اوصاف است»<ref>پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه: احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۱۵۲.</ref>. | ||