برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| (۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[صراط مستقیم در لغت]] - [[صراط مستقیم در قرآن]] - [[صراط مستقیم در حدیث]] - [[صراط مستقیم در کلام اسلامی]] - [[صراط مستقیم در عرفان اسلامی]] - [[مقام صراط مستقیم]] - [[صراط مستقیم در فقه سیاسی]] - [[صراط مستقیم در جامعهشناسی اسلامی]]| پرسش مرتبط = صراط مستقیم (پرسش)}} | | {{مدخل مرتبط |
| | | موضوع مرتبط = قیامت |
| | | عنوان مدخل = |
| | | مداخل مرتبط = |
| | | پرسش مرتبط = |
| | }} |
|
| |
|
| '''[[صراط]]:''' راه، جاده باز و عمومی. در [[قرآن]] "صراط مستقیم" و راه راست درباره [[یکتاپرستی]] و [[راه خدا]] و [[انبیا]] به کار رفته است، راه دور از [[افراط]] و [[تفریط]]، دور از [[غلو]] و کوتاهی، راه [[مؤمنان]] که به [[بهشت]] منتهی میشود. در [[روایات]]، [[صراط]] به راهی گفته شده که باریک است و بر روی [[جهنم]] است و همه از آن میگذرند، بدکاران به [[دوزخ]] میافتند و [[اهل]] [[ایمان]] و [[تقوا]] به [[سلامت]] عبور میکنند و به [[بهشت]] میرسند. همچنین در [[روایات]]، "صراط مستقیم" به راه [[اهلبیت]]، [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]]، [[ائمه]] [[شیعه]] و [[حضرت علی]] {{ع}} هم [[تفسیر]] شده است. [[امام باقر]] {{ع}} فرموده است: "[[راه مستقیم]] [[خدا]] ماییم"<ref>{{متن حدیث|نَحْنُ صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِيمُ}}</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۳۲.</ref>.
| | ==واژهشناسی== |
| | «[[صراط]]» به معنای راه <ref>الصحاح، ج ۳، ص۱۱۳۹، «صرط».</ref> و [[راه مستقیم]] <ref>مفردات، ص۴۸۳، «صرط»؛ لغت نامه، ج ۹، ص۱۳۱۴۵، «صراط».</ref> است. گفتهاند که صراط در اصل «سراط»، از ماده «س - ر - ط» به معنی پنهان شدن هنگام [[راه رفتن]] است؛ گویا راه رونده به تدریج درون راه گم و از [[چشمها]] پنهان میشود.<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۱۵۲، «سرط»؛ ص۳۴۹، «صرط».</ref> «سین» به سبب شیوایی «صاد» به آن بدل شده است<ref>مجمع البحرین، ج ۴، ص۲۵۹، «صراط».</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[مجید بهبودی|بهبودی]]، [[صراط (مقاله)|مقاله «صراط»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص 185.</ref> |
|
| |
|
| == واژهشناسی لغوی == | | ==مقدمه== |
| *"[[صراط]]" در لغت به معنای راه راست و "مستقیم" اسم فاعل [[استقامت]]، به معنای راست و درست و [[پایداری]] است که هیچ گونه کژی در آن نباشد. استقامت طریق، آن است که راست و بر خط مستوی باشد و طریق [[حق]] را به آن [[تشبیه]] کردهاند<ref>مفردات فی غریب القرآن ۴۰۷.</ref> بنابراین صراط مستقیم یعنی راه روشـن و راست که همه را در برمیگیرد و دارای روندگان بسیاری است.<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص ۲.</ref>
| | در [[ادبیات]] [[معارف اسلامی]]، صراط نام پُلی در [[جهان آخرت]] است که روی [[جهنم]] کشیده شده است و یک سوی آن به [[بهشت]] منتهی میشود. همه [[مردم]] باید از روی آن بگذرند و [[اهل بهشت]] از آن به [[سلامت]] میگذرند و [[اهل آتش]]، از آن لغزیده و به درون جهنم [[سقوط]] میکنند.<ref>المصطلحات الکلامیه، ص۱۸۵ – ۱۸۶.</ref> [[اعتقاد]] به وجود پُل صراط و عبور از آن از آموزههای معادشناختی [[اسلام]] است. اعتقاد به آن را [[ضروری دین]] و مورد [[اجماع امت]] دانستهاند <ref>شرح اصول الخمسه، ص۴۹۸؛ حق الیقین، ص۵۶۱؛ گوهرمراد، ص۶۵۵.</ref> و درعین حال، گفته میشود [[معتزله]] صراط به معنای مصطلح و وجود خارجی آن را [[انکار]] کرده و آن را [[تأویل]] میکنند.<ref>المواقف، ج ۳، ص۵۲۵؛ دائرة المعارف بستانی، ج ۱۰، ص۷۱۵؛ شرح اصطلاحات تصوف، ج ۷، ص۱۵۱.</ref> |
|
| |
|
| == مقدمه ==
| | در میان [[ادیان]] پیش از اسلام، [[آیین زرتشت]] به مسئله صراط پرداخته و با تعبیر «چینوَت پُل» به معنای راهِ برگزیننده از آن یاد کرده است. این پُل برای [[آزمایش]] و [[برگزیدن]] [[روح]] [[درگذشتگان]] میان این [[جهان]] و بهشت افراشته شده است. براساس آموزههای [[زرتشت]]، روح مرده به سوی پُل چینوت [[هدایت]] میشود که همگان باید از آن بگذرند. درباره ویژگیهای آن آمده است که در میان پُل تیغهای تیزتر از [[شمشیر]] و به باریکی مو و زیر پُل، [[دوزخ]] قرار دارد. هنگام عبور [[پارسایان]] از [[اعمال]] آنها پرسیده میشود. کردارهای [[نیک]] [[پارسایان]] به شکل فردی [[خوشسیما]] به پیشواز آنان میآید. پُل برای آنها فراخ و گذر از آن آسان میگردد و او با [[شادمانی]] به [[بهشت]] وارد میشود. هنگام عبور [[انسان]] [[بدکار]]، آن تیغ راه را بر او میبندد و پس از اینکه وی سه گام برمیدارد، با آن تیغ دو نیمه شده و از فراز پُل در سراشیبی [[دوزخ]] فرومیافتد. براساس [[تعالیم]] [[زرتشت]]، کسی که پیرو [[دروغ]] باشد، [[پاداش نیک]] را برای خود تباه کرده و [[روح]] او هنگام [[دادرسی]] بر سر چینوَت پُل معطل خواهد ماند.<ref>تاریخ جامع ادیان، ص۴۷۴؛ سوشیانت، ص۱۸۴-۱۹۳.</ref> ادعا شده است که [[اعتقاد]] به پُل [[صراط]] از [[دین زرتشت]] به کتاب تلمود و [[دین یهود]] نیز راه یافته است؛ با این تفاوت که در [[آیین زرتشت]] [[زمان]] گذر از پُل صراط، سه [[روز]] پس از [[مرگ]] و در [[آیین یهود]] هنگام [[ظهور موعود]] ذکر شده است <ref>سوشیانت، ص۱۸۴-۱۹۳.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[مجید بهبودی|بهبودی]]، [[صراط (مقاله)|مقاله «صراط»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص 185 - 186.</ref> |
| * در چندین [[آیه]]، [[خداوند]] از "صراط مستقیم" و [[صراط]] [[خدا]] یاد کرده و [[مردم]] را به پیمودن آن فراخوانده است.<ref>از جمله: آل عمران ۱۰۱، نساء ۶۷ و ۶۸، انعام ۸۷ و ۱۵۳، حج ۵۴، ابراهیم ۲، مؤمنون ۷۳</ref> همچنین در آیاتی {{متن قرآن|سَبِيلِ اللَّهِ}} <ref>سوره نساء، آیه: ۷۶.</ref> و {{متن قرآن| سَبِيلِي}}<ref>سوره یوسف، آیه: ۱۰۸.</ref> آمده است.
| |
| * مفهوم اینها یعنی [[دین خدا]]، [[آیین حق]]، [[اسلام]]، [[خداشناسی]]، [[توحید]]. ولی در [[روایات]] متعددی، [[سبیل]] [[خدا]] و صراط مستقیم، [[پیامبر]] و [[امامت]] [[ائمه]] و [[امامان]] [[اهل بیت]] معرفی شده و بخصوص منظور از آن، [[امام علی|امیر مؤمنان]] {{ع}} دانسته شده است. [[امام صادق]] {{ع}} در ذیل آیۀ {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} میفرماید: {{عربی|" هو أمير المؤمنين عليه السّلام ومعرفته"}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۴ ص ۱۲</ref> و [[امام سجاد]] {{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ }}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۴ ص ۱۲</ref> و [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَة}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۴، ص ۱۶. روایات این موضوع را در «بحار الأنوار»، ج ۲۴ ص ۹ به بعد {{عربی|أنهم عليهم السلام السبيل و الصراط و هم و شيعتهم المستقيمون عليها}} و «معانی الأخبار»، ص ۳۲ مطالعه کنید.</ref>.
| |
| * از میان راههای گوناگون عملی و [[تفکرات]] رنگارنگ [[فلسفی]] و [[کلامی]]، صراط مستقیم [[امام علی|علی]] {{ع}} [[حق]] است و راست و بیانحراف و [[نجاتبخش]]. در [[دعای ندبه]] نیز از [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} به عنوان [[فرزند]] [[نبأ عظیم]] و صراط مستقیم یاد شده است <ref>{{متن حدیث| يَا ابْنَ الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِيمِ، يَا ابْنَ النَّبَإِ الْعَظِيم}}</ref>.
| |
| * راه [[علی]] و [[ائمه]]، راه درست و [[حق]] است و [[پیروان]] را به [[رضای خدا]] و به [[بهشت]] میرساند. راههای دیگر همه [[بیراهه]] است. صراط مستقیم، از [[افراط]] و [[تفریط]] هم دور است و بر محور [[حق]] است و چون از طریق [[حق]] عبور میکند، به خاطر [[خطرها]]، [[لغزشها]] و سقوطها دشوار است و باریک و پرگزند و نیاز به [[نور]] [[معرفت]] دارد، تا [[انسان]] را از روی [[جهنم]] [[شهوات]] و [[شبهات]] و [[تمایلات نفسانی]] بگذراند. در [[کلام]] [[امام سجاد]] {{ع}} است: [[صراط]] در [[دنیا]] آن است که از [[غلو]] و از [[تقصیر]] دور باشد، یعنی بدون [[افراط]] و [[تفریط]]. در [[آخرت]] نیز، [[صراط]] راه [[مؤمنان]] به سوی [[بهشت]] است. [[امام صادق]] {{ع}} نیز فرموده است: [[صراط]]، طریقی است به سوی [[شناخت خدا]]، و دو [[صراط]] است: یکی در [[دنیا]]، دیگری در [[آخرت]]. [[صراط]] [[دنیا]] همان [[امام]] است که اطاعتش [[واجب]] است و هرکس او را شناخته، از وی [[پیروی]] کند، از صراطی که پل جهنّم در [[آخرت]] است، خواهد [[گذشت]] و کسی که در [[دنیا]] [[امام]] [[مفترض الطّاعه]] را نشناسد، در [[آخرت]] قدمش میلغزد و در [[آتش دوزخ]] سرنگون میشود.<ref>معانی الاخبار، ص ۳۲</ref> با این تحلیل، تفاوت عبور [[مردم]] از [[صراط]] نیز بستگی به تفاوتشان در [[امامشناسی]] و [[پیروی]] آنان از [[ائمه]] دارد. در نتیجه، [[مخالفان]] با [[امام]] [[معصوم]]، هرگز نمیتوانند از آن عبور بکنند. از صراط مستقیم، به [[صراط]] اقوم و [[صراط]] سویّ هم تعبیر شده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۶۲.</ref>.
| |
|
| |
|
| == چیستی صراط مستقیم == | | ==صراط در قرآن کریم== |
| * صراط مستقیم در آموزههای [[قرآنی]] اصطلاحی خاص با معنا و مفهومی ویژه است، بار مفهومی خاصی را با خود به دوش دارد و به عبارتی همه [[آیات قرآنی]] تبیینگر مفهومی است که [[قرآن]] از صراط مستقیم [[اراده]] کرده است؛ زیرا [[خداوند]] پس از [[فرمان]] [[هبوط]] به [[حضرت آدم]] {{ع}}{{ع}} و [[حوا]] به آنان گوشزد میکند به سبب [[ترک اولی]] ایشان و خوردن از میوه درخت [[ممنوع]] میبایست از آن بیرون روند و در [[زمین]] تا زمانی خاص مستقر گردند تا این که از سوی [[خداوند]] برای ایشان [[دستور]] هدایتی فروآید و آنان را با آموزههای دستوری و [[راهنمایی]] خاص خود در مسیر قرار دهد و دوباره خود را در مسیر و راه [[انسانیت]] قرار دهند که راه [[خلافت الهی]] و [[ولایت]] بر همه هستی است ازاین روست که همه [[کتب آسمانی]] و [[آیات]] [[وحیانی]] در [[حکم]] بیان راهی است که آنان را از [[جایگاه]] هبوطی برانگیزاند و راه را از [[چاه]] بنمایاند. بنابراین آنچه در [[آیات]] [[کتاب مقدس]] [[قرآن]] و آموزههای [[وحیانی]] آن آمده، همانند دیگر [[کتب آسمانی]] [[تبیین]] کننده و تشریح گر راه مستقیمی است که [[انسان]] میبایست آن را طی نماید.
| | واژه صراط، ۴۵ بار در [[قرآن کریم]] آمده است. در اغلب این کاربردها صراط به معنای لغوی آن یعنی «راه» به کار رفته برای نمونه: {{متن قرآن|صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ}}<ref>«راه آنان که به نعمت پروردهای؛ که نه بر ایشان خشم آوردهای و نه گمراهاند» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى}}<ref>«بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه اند و چه کسی رهیافته است» سوره طه، آیه ۱۳۵.</ref>، {{متن قرآن|وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم» سوره صافات، آیه ۱۱۸.</ref>، {{متن قرآن|إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ الصِّرَاطِ}}<ref>«آنگاه که بر داود وارد شدند و او از ایشان ترسید؛ گفتند: نترس! ما دو داد خواهیم که یکی بر دیگری ستم کرده است، میان ما به درستی داوری کن و ستم مکن و ما را به راه میانه راهنما باش!» سوره ص، آیه ۲۲.</ref> و تنها در برخی از آنها و بنابر [[تفسیری]] نادر به معنای پُل صراط دانسته شده است. {{متن قرآن|وَلَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ}}<ref>«و اگر میخواستیم دیدگانشان را بیفروغ میکردیم آنگاه به سوی راه پیشی میجستند امّا چگونه میدیدند؟» سوره یس، آیه ۶۶.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ}}<ref>«و بیگمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشتهاند» سوره مؤمنون، آیه ۷۴.</ref>.<ref>روح المعانی، ج ۹، ص۲۵۵؛ نمونه، ج ۱۸، ص۴۳۵.</ref> در دسته سومی از [[آیات]]، هرچند به صراط تصریح نشده است، [[مفسران]] این آیات را در [[ارتباط]] با پُل صراط و دلالت کننده برآن دانستهاند. برای نمونه: {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا}}<ref>«و هر یک از شما در آن درخواهد آمد این، بر پروردگارت حکمی است ناگزیر انجامپذیر» سوره مریم، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ}}<ref>«بیگمان پروردگارت در کمینگاه است» سوره فجر، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«و بهشتیان، دمسازان آتش را ندا میکنند که ما وعده پروردگار خویش را راستین یافتهایم آیا شما (نیز) وعده پروردگارتان را راستین یافتهاید؟ میگویند: آری آنگاه بانگ برآورندهای در میان آنان بانگ برمیدارد که لعنت خداوند بر ستمکاران!» سوره اعراف، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[مجید بهبودی|بهبودی]]، [[صراط (مقاله)|مقاله «صراط»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص 186.</ref> |
| * از این روست که میتوان گفت اکثر [[آیات قرآنی]] [[تفسیر]] و تشریح و [[تبیین]] کننده اصطلاح [[قرآنی]] صراط مستقیم است. باتوجه به این نکته، اگر در [[تفاسیر]] [[روایی]] در بیان و یا از باب ذکر مصداق و [[تطبیق]] و [[تأویل]] سخن از این به میان میآید که {{متن حدیث|نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيم}} و یا {{عربی|الصراط هو صراط الولایه}} و مانند آن در [[حقیقت]] بیانگر نمادهای [[عینی]] از این واقعیت و [[حقیقت]] است که همه [[قرآن]] و یا همه اسوههای [[قرآنی]] چون [[پیامبر خاتم|پیامبراکرم]] {{صل}} و [[معصومان]] دیگر {{عم}} [[تفسیر]] صراط مستقیم میباشند. <ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص ۱.</ref>
| |
|
| |
|
| == [[صراط]]، [[سبیل]] و طریق == | | ==مستندات وجود پُل صراط== |
| * در [[قرآن کریم]] از سه واژۀ [[صراط]]، [[سبیل]] و طریق استفاده شده است که به نوعی با همدیگر مترادف، اما در واقع تفاوتهایی دارند، مانند:
| | [[قرآن کریم]] به [[صراحت]] درباره وجود پُل صراط و مسائل مربوط به آن سخنی نگفته است، بلکه مفسران، برخی آیات و [[مفاهیم قرآنی]] را ناظر به آن [[تفسیر]] کردهاند: |
| # یکی از تفاوتهای [[صراط]] با طریق و [[سبیل]]، در مفرد بودن و یکتایی در معنای [[صراط]] است، برخلاف دو واژۀ دیگر که هر دو جمع بسته میشوند و به راههای مختلف و بسیار اطلاق میشود<ref>ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۵.</ref>.
| | #قرآن کریم حضور همگان، اعم از [[مؤمن]] و [[کافر]] در گرداگرد [[جهنم]] را خواست حتمی [[خدا]] دانسته و در ادامه از [[نجات]] [[پارسایان]] و رها ساختن [[ستمکاران]] ([[کافران]] و [[گنهکاران]]) در [[آتش]] خبر میدهد: {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا}}<ref>«و هر یک از شما در آن درخواهد آمد این، بر پروردگارت حکمی است ناگزیر انجامپذیر» سوره مریم، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا}}<ref>«سپس کسانی را که پرهیزگاری ورزیدهاند رهایی میبخشیم و ستمگران را در آن درافتاده به زانو وا مینهیم» سوره مریم، آیه ۷۲.</ref> [[مفسران]] ورود عمومی به [[جهنم]] را همان گذر از [[صراط]] دانستهاند.<ref>جامع البیان، ج ۱۶، ص۱۳۸، ۱۴۱؛ الکشاف، ج ۳، ص۳۵؛ کشف الاسرار، ج ۶، ص۷۶.</ref> گفته شده است که مراد از ورود {{متن قرآن|وَارِدُهَا}}، نزدیک شدن به آتش و اِشراف بر آن است؛ زیرا «ورود» در اصل به معنای رسیدن به چیزی، بدون داخل شدن در آن است،<ref>التبیان، ج ۷، ص۱۴۲؛ مفردات، ص۸۶۵، «ورد».</ref> چنانکه در [[آیات]] {{متن قرآن|وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ}}<ref>«و چون به آب مدین رسید » سوره قصص، آیه ۲۳.</ref> و {{متن قرآن|فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ}}<ref>« آبکش خود را (سر چاه) فرستادند» سوره یوسف، آیه ۱۹.</ref> نیز ورود به معنای اِشراف و نزدیک شدن به کار رفته است.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۸۱۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۱، ص۲۴۳؛ المیزان، ج ۱۴، ص۹۱.</ref> با توجه به این معنا برای «ورود»، آیۀ یادشده میتواند مؤید وجود پُل صراط باشد. براساس این [[تفسیر]]، به همگان [[فرمان]] میدهند از پُل صراط بگذرند. [[مؤمنان]] به [[سلامت]] گذشته و کافران و گنهکاران به درون جهنم [[سقوط]] میکنند. برخی نیز ورود را به معنای داخل شدن در آتش دانستهاند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۱، ص۲۴۳.</ref> که میتواند با قول کسانی موافق باشد که استقرار پُل صراط را در متن و عمق جهنم میدانند.<ref>مناقب، ج ۲، ص۲۹۰.</ref> در [[تأیید]] این دیدگاه به روایاتی استناد شده است که براساس آن [[آتش جهنم]] هنگام عبور مؤمنان خاموش میشود و آنان به سلامت از آن میگذرند.<ref>جامع البیان، ج ۱۶، ص۱۳۶-۱۳۷؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۸۱۲؛ التفسیرالکبیر، ج ۲۱، ص۲۴۳.</ref> برخی هم گفتهاند که «ورود» برای مؤمنان، [[عبور از صراط]] و برای کافران، دخول و سقوط در آتش است.<ref>جامع البیان، ج ۱۶، ص۱۳۹؛ البحرالمدید، ج ۳، ص۳۵۳.</ref> |
| # تفاوت دیگر در مادی بودن [[سبیل]] و [[معنوی]] بودن [[صراط]] است و نیز گفته شده [[سبیل]] برای [[خیر و شر]] هر دو به کار رفته، در حالی که [[صراط]] فقط برای امور خیر استعمال شده است. (البته در [[قرآن کریم]] برای جحیم نیز واژۀ [[صراط]] استفاده شده است: {{متن قرآن|مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ}}<ref>و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.</ref>.) | | #در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>«و به یقین دوزخ وعدهگاه همه آنان است» سوره حجر، آیه ۴۳.</ref>، [[جهنم]]، وعدهگاه همه [[پیروان]] [[شیطان]] معرفی شده است. براساس برخی [[روایات]]، این [[آیه]] ناظر به استقرار آنان بر پُل [[صراط]] است.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۳۷۶؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۶۶.</ref> البته این معنا با [[ظاهر آیه]] که [[دوزخ]] را وعدهگاه وصف میکند سازگار نیست. از سویی، پُل صراط گذرگاه همگان است، نه فقط پیروان شیطان؛ همچنین [[قرآن کریم]] سخنان حسرتانگیز [[کافران]] را هنگامی که بر [[آتش]] نگاه داشته میشوند حکایت میکند: {{متن قرآن|وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشتهاند میدیدی که میگویند: ای کاش بازمان میگرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمیشمردیم و از مؤمنان میشدیم» سوره انعام، آیه ۲۷.</ref> برخی [[مفسران]] محل توقف کافران در برابر آتش را همان پُل صراط دانستهاند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص۱۹۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۴۰۸.</ref> |
| # تفاوت دیگر اینکه [[سبیل]]، متعدد و [[صراط]]، واحد است <ref>ر. ک؛ بستانی و کرئی: معنا، ویژگیها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم. شماره ۶۷.</ref><ref>[[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانینزاده|خوانینزاده، محمد حسین]]؛ [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی]]، ص ۲۸ و ۲۹.</ref>
| | #قرآن کریم، جهنم را کمینگاه: {{متن قرآن|إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا}}<ref>«بیگمان دوزخ کمینگاهی است» سوره نبأ، آیه ۲۱.</ref> و نیز [[خداوند]] را در کمین [[ستمگران]] معرفی میکند: {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ}}<ref>«بیگمان پروردگارت در کمینگاه است» سوره فجر، آیه ۱۴.</ref> برخی [[مرصاد]] را به پُل صراط [[تفسیر]] کرده <ref>تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص۵۵۵؛ تفسیر بغوی، ج ۵، ص۲۰۱.</ref> و آن را اشاره به وجود محلی برای عبور [[مردم]] از روی [[جهنم]] دانستهاند؛<ref>مفردات، ص۳۵۵، «رصد».</ref> ولی در روایات، مرصاد گذرگاهی خاص از پُل صراط دانسته شده است.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۹، ص۱۷۷؛ بحار الانوار، ج ۸، ص۶۴.</ref> |
| * بر خلاف "[[سبیل]]" و جمع آن "سبل"، جمع واژه "طریق" در [[قرآن کریم]] (الطرق) ذکر نشده است، اما واژه "طریق" به معنای راه و گاهی هم مترادف با "[[صراط]]" با واژه "مستقیم" یاد شده است، چنان که میفرماید: {{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«گفتند: ای قوم! ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است، آنچه را (از کتابهای آسمانی) که پیش از آن بوده است راست میشمارد، به سوی حق و به راهی راست راهنمایی میکند» سوره احقاف، آیه ۳۰.</ref>.
| | #قرآن کریم از جایگاهی میان [[بهشت و دوزخ]] به نام «[[اعراف]]» یاد کرده است که در آن مردانی هستند و هریک از [[بهشتیان]] و [[دوزخیان]] را با نشانههایشان میشناسند: {{متن قرآن|وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ}}<ref>« هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند » سوره اعراف، آیه ۴۶.</ref> برخی مفسران، اعراف را همان صراط <ref>تفسیر ثعلبی، ج ۴، ص۲۳۵.</ref> و برخی دیگر موضعی از صراط دانستهاند که محل حضور شماری از بزرگان [[دین]] است.<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۴، ص۲۳۶؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۶۵۲.</ref> براساس [[روایات شیعه]]، [[امامان]] [[اهلبیت]] در اعراف ایستاده و پیروان خود را در ورود به [[بهشت]] [[یاری]] میکنند.<ref>الصافی، ج ۲، ص۱۹۸؛ نورالثقلین، ج ۲، ص۳۲-۳۳.</ref> |
| | #برخی «عَقَبه» به معنای گردنه و راه صعبالعبور را نیز همان پُل [[صراط]] <ref>تفسیر ثعلبی، ج ۱۰، ص۲۱۰؛ التبیان، ج ۱۰، ص۳۵۳؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۵۰.</ref> یا گردنهای روی آن <ref>الکافی، ج ۱، ص۴۳۰-۴۳۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۵۴۸.</ref> دانستهاند: {{متن قرآن|فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ}}<ref>«اما او از گذرگاه سخت نگذشت» سوره بلد، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ}}<ref>«و تو چه دانی که گذرگاه سخت چیست؟» سوره بلد، آیه ۱۲.</ref>؛ اما براساس [[تفسیر]] مشهور، مراد از [[عقبه]]، انجام دادن برخی [[کارهای نیک]] است که به سبب دشوار بودن و نیاز به [[جهاد با نفس]] و [[مخالفت]] با [[خواهشهای نفسانی]] به گردنه صعبالعبور [[تشبیه]] شده است.<ref>زاد المسیر، ج ۴، ص۴۴۸؛ البحر المحیط، ج ۱۰، ص۴۸۲؛ مجمع البحرین، ج ۲، ص۱۲۴، «عقب».</ref> [[آیات]] بعدی این معنا را تبیین و [[تأیید]] میکنند: {{متن قرآن|وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ }}<ref>«و تو چه دانی که گذرگاه سخت چیست؟ آزاد کردن بردهای است، یا خوراک دادن در روز گرسنگی، به یتیمی خویشاوند، یا به بینوایی زمینگیر» سوره بلد، آیه ۱۲-۱۶.</ref> [[قرآن کریم]] [[پندار]] برخی [[مسلمانان]] مبنی بر اینکه فقط با انفاق فراوان به [[مقام]] خجستگان رسیدهاند، [[نفی]] کرده و آن را در گرو [[آزاد کردن برده]]، [[اطعام]] به [[یتیم]] و [[مسکین]] در [[راه خدا]] و... میخواند و انجام این [[کارها]] را به پشت سرگذاشتن گردنه و راه صعبالعبور تشبیه میکند.<ref>زبدة التفاسیر، ج ۷، ص۴۳۵؛ التفسیر الکاشف، ج ۷، ص۵۶۷؛ المیزان، ج ۲۰، ص۲۹۲.</ref> |
| | #قرآن کریم درآیات {{متن قرآن|أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ}}<ref>«هر ناسپاس ستیزهجو را در دوزخ افکنید!» سوره ق، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ}}<ref>«هر بازدارنده از کار نیک ، تجاوزکار دو دل را» سوره ق، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ}}<ref>«همان که با خداوند، خدایی دیگر نهاد پس او را در عذاب سخت افکنید» سوره ق، آیه ۲۶.</ref> از [[فرمان الهی]] به دو نفر در [[روز قیامت]] برای افکندن گروهی خاص از [[مشرکان]] در [[جهنم]] خبر میدهد: {{متن قرآن|أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ}}<ref>«هر ناسپاس ستیزهجو را در دوزخ افکنید!» سوره ق، آیه ۲۴.</ref>. براساس روایتی از [[امام صادق]] مخاطب {{متن قرآن|أَلْقِيَا}} [[پیامبر اکرم]] و [[امام علی]] هستند. آن دو در حالی که کنار پُل صراط ایستادهاند، [[فرمان]] مییابند تا [[دوستان]] و [[پیروان]] خود را به سوی بهشت رهنمون شده و [[دشمنان]] خویش را درون [[جهنم]] افکنند.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۲۴؛ تفسیر القرآن المجید، ص۲۰۲؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۴۴.</ref> بیشتر [[مفسران]]، [[تفاسیر]] دیگری را گفتهاند؛<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۲۱۲؛ زاد المسیر، ج ۷، ص۱۹۵؛ التبیان فی اعراب القرآن، ص۳۵۵.</ref> از جمله، مخاطب [[فرمان الهی]] را دو فرشتهای دانستهاند که پیشتر با عنوان «سائق» و «[[شهید]]» از آنان یاد شده است {{متن قرآن|وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ}}<ref>«و با هر کسی که میآید گسیلکننده و گواهی است» سوره ق، آیه ۲۱.</ref>.<ref>الکشاف، ج ۴، ص۸؛ المیزان، ج ۱۸، ص۳۵۱؛ التفسیر الکاشف، ج ۸، ص۱۳۵.</ref> پُل [[صراط]] پس از پدیدار شدن جهنم، روی آن قرار میگیرد.<ref>الامالی، ص۲۴۲-۲۴۳.</ref> [[قرآن کریم]] [[روز قیامت]] را [[زمان]] پدیدار شدن جهنم میداند: {{متن قرآن|وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ}}<ref>«و در آن روز دوزخ را (به میان) آورند» سوره فجر، آیه ۲۳.</ref>؛ همچنین براساس [[آیات قرآن]]، روز قیامت [[زمین]] و [[آسمانها]] به چیزی جز آنچه هستند بدل خواهند شد و همه پردهها کنار خواهند رفت: {{متن قرآن|يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ}}<ref>«روزی که (این) زمین زمینی دیگر گردد » سوره ابراهیم، آیه ۴۸.</ref> استقرار [[مردم]] روی پُل صراط، همزمان با زلزلۀ [[قیامت]] <ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص۳۳۱-۳۳۲؛ تفسیر سمعانی، ج ۳، ص۱۲۶.</ref> و جایگاه آن نیز [[زمین]] پس از تبدیل آن به مکانی [[پاکیزه]] از [[گناه]]، ذکر شده است<ref>تفسیر مقاتل، ج ۲، ص۴۱۳.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[مجید بهبودی|بهبودی]]، [[صراط (مقاله)|مقاله «صراط»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص 186-188.</ref> |
|
| |
|
| == راه [[شناخت]] صراط مستقیم == | | ==ماهیت و ویژگیهای پُل صراط== |
| * برای [[شناخت]] راه راست و صراط مستقیم از دو روش میتوان بهره گرفت: نخست از ویژگیهایی که [[خداوند]] در [[قرآن]] برای آن بیان داشته است سود جست و یا از کسانی که در این راه هستند و به عنوان سالکان و روندگان آن معرفی شدهاند استفاده کرد. [[قرآن]] از هر دو روش نظری و [[عینی]] برای بیان راه راست سود جسته است. در این جا نخست ویژگیهای نظری بیان و سپس به بیان سالکان و شاخصههای راه یافته گان پرداخته میشود.
| | هر چند [[آگاهی]] تفصیلی از [[حقایق]] [[جهان آخرت]] مانند ماهیت پُل صراط بهگونه عادی در این [[جهان]]، ناممکن است، درباره ماهیت آن دو دیدگاه وجود دارد: نخست اینکه به معنای ظاهری آن یعنی پُل یا راهی است همانند آنچه در [[دنیا]] وجود دارد که در سرای دیگر روی جهنم کشیده شده است. برهمین اساس، پُل صراط را تجسم صراط [[دنیوی]] دانستهاند؛ به این معنا که پُل منتهی به [[بهشت]] در این دنیا، [[صراط مستقیم]] [[توحید]]، [[فطرت الهی]] و [[احکام شریعت]] [[الهی]] است که گویا بر فراز شعلههای [[شهوتها]] و گرایشهای [[پست]] [[حیوانی]] [[انسان]] [[استوار]] است و صورت [[اخروی]] آن، به شکل پُلی کشیده شده روی جهنم بروز میکند.<ref>اسفار، ج ۹، ص۲۸۵؛ گوهر مراد، ص۶۶۰؛ منشور جاوید، ج ۹، ص۳۴۷-۳۴۹.</ref> این معنا به گونهای در [[احادیث]] نیز آمده است.<ref>الاصفی، ج ۱، ص۷.</ref> گذر برقآسای عدهای از پُل [[صراط]] نیز محصول عدم درنگ آنان بر [[شهوتها]] و [[تعلقات دنیوی]]، بلکه عدم راهیابی اندیشۀ ناروا در [[ذهن]] آنها در دنیاست؛<ref>معادشناسی، ج ۸، ص۲۴؛ منشور جاوید، ج ۹، ص۳۵۰.</ref> همچنین گفتهاند که حرکت بر پُل صراط، در [[حقیقت]] ظهور [[سیر]] درونی و ذاتی [[انسان]] در [[تقرب به خدا]] در [[زندگی]] دنیاست <ref>اسفار، ج ۵، ص۲۸۴، ۳۱۵.</ref> و چون تمام حقیقت این سیر و [[تقرب]]، در نهایت نتیجۀ [[لطف]] و [[رحمت الهی]] است، میتوان چنین برداشت کرد که ماهیت پُل صراط از جنس رحمت الهی و ویژه [[ایمان]] آورندگان است و [[کافران]] را بر آن عبوری نخواهد بود.<ref>اسفار، ج ۵، ص۲۸۴، ۳۱۵.</ref> دیدگاه دوم منسوب به [[صوفیه]] و بیشتر [[معتزله]] است که صراط را به [[میانهروی]] در سیر و [[سلوک اخلاقی]] و [[دوری از افراط و تفریط]] [[تأویل]] کردهاند، یا آن را کنایه از [[عدل و داد]] [[خدا]] میدانند.<ref>المواقف، ج ۳، ص۵۲۵؛ دائرة المعارف بستانی، ج ۱۰، ص۷۱۵؛ شرح اصطلاحات تصوف، ج ۷، ص۱۵۱.</ref> براساس [[روایات]]، پُل صراط برای کافران بُرندهتر از [[شمشیر]] و باریکتر از موست.<ref>الاعتقادات، ص۷۰؛ نورالثقلین، ج ۱، ص۲۱؛ الصافی، ج ۱، ص۸۶.</ref> دارای خار و خاشاک فراوان و مار و عقرب <ref>مناقب، ج ۲، ص۱۶؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۶۶ - ۶۷؛ حق الیقین، ص۵۶۴.</ref> و لغزنده <ref>جامع البیان، ج ۱۶، ص۱۴۲؛ کنزالعمال، ج ۱۴، ص۳۸۶.</ref> است. گردنههایی سخت با مسافت ۱۰۰۰ سال سربالایی، ۱۰۰۰ سال راه هموار و ۱۰۰۰ سال سراشیبی در آن وجود دارد.<ref> تفسیر ثعلبی، ج ۱۰، ص۲۱۰؛ الفتوحات المکیه، ج ۴، ص۴۴۶.</ref> براساس برخی روایات، صراط از پُلهای هفتگانهای تشکیل شده که طول هر یک ۱۷۰۰۰ فرسخ است.<ref>مناقب، ج ۲، ص۳؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۶۴؛ کفایة الموحدین، ج ۴، ص۳۲۳.</ref> پهن و باریک شدن صراط برای [[مؤمنان]] و کافران و [[گناهکاران]] از دیگر خصوصیات آن، بیان شده است<ref>شرح الاصول الخمسه، ص۴۹۸؛ اسفار، ج ۵، ص۲۸۴، ۳۱۵.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[مجید بهبودی|بهبودی]]، [[صراط (مقاله)|مقاله «صراط»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص 188-189.</ref> |
| === [[شناخت]] نظری ===
| |
| * از مهمترین ویژگیهای راه راست آن است که [[خداوند]]، آن را راهی بر میشمارد که میبایست [[انسان]] در آن مسیر قرار گیرد و به [[دعوت]] [[خداوند]] لبیک گوید. [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راهها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و به یقین تو آنان را به راهی راست میخوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.</ref> [[مردمان]] را [[دعوت]] کرده است که در این مسیر قرار گیرند. از نظر [[قرآن]] راهی است که میتواند [[انسان]] مستقر در [[زمین]] را به [[جایگاه]] واقعی و اصلی او به عنوان [[خلافت الهی]] بازگرداند و از نعمتهای خاص [[خداوند]] برخوردار نماید{{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref>. کسانی که در این راه قرار میگیرند نه تنها از [[ضلالت]] و [[گمراهی]] و اغوای [[ابلیس]] و [[شیاطین]] در [[امان]] میمانند{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدیها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۳۹ - ۴۰.</ref>. بلکه به عنوان اسوهها و الگوهای [[الهی]] مطرح و معرفی میشوند{{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پروردهای؛ که نه بر ایشان خشم آوردهای و نه گمراهاند» سوره فاتحه، آیه ۵ -۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ أُولَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِنْ يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ}}<ref>«و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون میشود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه میکردند تباه میشد آنان کسانی هستند که به آنها کتاب و داوری و پیامبری دادیم؛ اگر اینان به آن کفر ورزند، گروهی را بر آن گماردهایم که بدان کفر نمیورزند» سوره انعام، آیه ۸۷ -۸۹.</ref>. [[خداوند]] در [[آیات]] {{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ مَا كَانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است و بر من روزی که زاده شدم و روزی که درگذرم و روزی که زنده برانگیخته گردم درود باد این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید میکنند سزاوار خداوند نیست که فرزندی برگزیند، پاکا که اوست، چون آهنگ کاری کند تنها بدان فرماید: باش! بیدرنگ خواهد بود و بیگمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است» سوره مریم، آیه ۳۲- ۳۶.</ref>، کسانی را که در مسیر صراط مستقیم حرکت میکنند انسانهای [[سعادتمند]] و [[خوشبختی]] معرفی میکند که به [[آرامش]] و [[آسایش]] واقعی رسیدهاند<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص ۲.</ref>.
| |
| * از ویژگیهای انحصاری صراط مستقیم که در [[آیات]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ}}<ref>«و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمیدانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی میکنیم و بیگمان تو، به راهی راست راهنمایی میکنی راه خداوندی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز میگردد» سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.</ref> بدان اشاره شده این است که این راه، [[آدمی]] را به [[الله]] که [[هدف]] نهایی است میرساند و از هرگونه دوری باز میدارد. در [[حقیقت]] راهی است که میتوان آن را صددرصد درست و راست ارزیابی کرد، که هر کس در آن قرار گیرد به [[الله]] میرساند. از خصوصیات این راه آن است که راهی طبیعی و مطابق با [[فطرت بشری]] است و [[انسانها]] به طور طبیعی و [[فطری]] همان راه را [[انتخاب]] میکنند مگر آنکه [[طبیعت]] و [[فطرت]] آنان آسیب دیده باشد و یا تحت وسوسهها و القائات [[شیطانی]] و ابلیسی قرار گرفته باشند. راه راست راه [[خداوند]] است که در آن هیچ گونه کژی و [[انحرافی]] یافت نمیشود و [[آدمی]] را به سوی [[بدیها]] و [[زشتیها]] و نابهنجاریها نمیخواند.<ref>انعام آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳ و هود آیه ۵۶ و آیات دیگر</ref>
| |
| * کسانی که در راه راست قرار میگیرند دارای همه خصوصیات بلند [[اخلاقی]] و هنجاری هستند و رفتارها و گفتارهای ایشان براساس و پایه اصول [[عقلانی]] و عقلایی و [[شرعی]] است و از نابهنجاریها و [[زشتیها]] و پلیدیها [[پرهیز]] میکنند. از این روست که آنان آینه تمام نمای [[اخلاق]] و [[قانون]] هستند.<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص ۲.</ref>.
| |
| === [[شناخت]] از روی مصادیق ===
| |
| * [[قرآن کریم]] دارای دو مرتبه است؛ مرتبه اول [[حقیقت]] آن است و مرتبه دوم ظاهر [[آیات]]. [[ظاهر قرآن]] همان است که قرائت میشود و معنای ظاهری و سطحی آن درک میشود. اما [[حقیقت قرآن]]، تنها برای کسی که [[تقوا]] داشته باشد، آشکار است، چنانکه مرتبه [[درک]] [[حقیقت قرآن]] تنها از آن [[اولیاء]] و [[پیامبران]] و راهیافتگان به [[مقام]] [[وحی]] است. از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] است که فرمودند: "ما هستیم که [[راسخین]] در علم میباشیم و ما هستیم که تأویل [[قرآن]] را میدانیم"<ref>{{متن حدیث|نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِيلَه}}</ref>.
| |
| * [[ائمه اطهار]] {{عم}} [[علم]] به حقایق [[قرآن]] دارند و در [[روایات]] بسیاری وارد شده که [[قرآن]] درباره آنها و دشمنانشان و فرائض و [[سنن]] نازل شده است، [[اصبغ بن نباته]] [[نقل]] میکند که شنیدم [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} فرمود: "[[قرآن]] بر سه بخش نازل شده است یک بخش از آن درباره ما و درباره [[دشمن]] ماست، و یک بخش دیگر در [[سنّت]] و مثالهاست، و بخش سوم در [[واجبات]] و [[احکام]] است"<ref>{{متن حدیث|نَزَلَ الْقُرْآنُ أَثْلَاثاً ثُلُثٌ فِينَا وَ فِي عَدُوِّنَا وَ ثُلُثٌ سُنَنٌ وَ أَمْثَالٌ وَ ثُلُثٌ فَرَائِضُ وَ أَحْكَام}}</ref>.
| |
| * منظور [[امام]] در این [[روایت]]، تأویلات [[قرآن]] در خصوص ایشان و [[اهل بیت]] {{عم}} و [[دشمنان]] آن [[حضرت]] و [[اهل بیت]] که در [[حقیقت]] [[دشمنان]] خداوند و [[پیامبر خاتم|رسول]]{{صل}} اویند، میباشد. و این معانی حتما به طریق [[تأویل]] و پی بردن به حقایق [[قرآن]] به دست میآید. و غالبا این تأویلات از سوی خود [[اهل بیت]] وارد شده است.
| |
| * یکی از این مباحث که تأویلات آن از سوی [[اهل بیت]]{{عم}} در قالب [[روایات]] مختلفی وارد شده، بحث "صراط مستقیم" در [[قرآن]] است که به طریق [[تأویل]]، [[حقیقت]] آن توسط [[پیامبر]] و [[ائمه]] اطهار به کرات بیان شده است. از جمله از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} نقل است که در روز [[عید غدیر]] فرمود:"ای [[مردم]]، من [[صراط]] الله المستقیم هستم که شما به [[پیروی]] از آن امر شدهاید و پس از من، [[علی]] صراط مستقیم و سپس ذریه او، امامانی که به [[حق]] [[هدایت]] میکنند"<ref>{{متن حدیث|مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِيمُ الَّذِي أَمَرَكُمْ بِاتِّبَاعِهِ ثُمَّ عَلِيٌّ مِنْ بَعْدِي ثُمَّ وُلْدِي مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ }}البرهان فی تفسیرالقرآن، ج ۲،ص ۲۳۵.</ref>. همچنین از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] است که فرمود: {{متن حدیث| الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِي}}<ref>معانی الأخبار ۳۲.</ref>. و از [[امام زینالعابدین]] نیز [[روایت]] شده که فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ }}
| |
| * اما علت این [[تأویل]] چیست؟ [[خدای سبحان]] در [[سورۀ انعام]]، صراط مستقیم را [[دین]] قیّمی میداند که خود [[ایستاده]] و پیروانش را به [[ایستادگی]] فرامیخواند: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: بیگمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درستآیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref>. و چون برجستهترین روش را [[ابراهیم خلیل]] نشان داده، [[قرآن کریم]] [[دین]] را به روش او نسبت میدهد و چون صراط مستقیم دین الهی است، و [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه|ائمه اطهار]] {{عم}} بیانکننده [[دین]] و [[قرآن]] ممثل و [[ناطق]] هستند، از این رو، [[صراط]] مستقیم بر [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[امام]] [[تطبیق]] شده است<ref>ر. ک: تفسیر تسنیم، ۴۶۷/۱.</ref>. و همانطور که گفته شد، [[صراط]] مستقیم بزرگراه آشکار و نزدیکترین راه به سوی [[خداوند]] است و اگر بر [[امام]] [[تطبیق]] شده، برای آن است که هرکس به دنبال این [[قرآن ناطق]] و ممثل حرکت کند، با [[سلامتی]] به مقصدش میرسد<ref>[[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۵۴.</ref>
| |
|
| |
|
| == معانی صراط مستقیم در [[تفاسیر قرآن]] [[کریم]] == | | ==[[عبور از صراط]]== |
| * در [[تفاسیر قرآن کریم]] معانی بسیاری برای واژه [[صراط]] و صراط مستقیم ذکر شده است که همه آنها در سه عنوان زیر دستهبندی میشود:
| | براساس گزارش [[قرآن کریم]]، [[مؤمنان]] در [[روز قیامت]] همراه [[پیامبر اکرم]] خواهند بود و نورشان پیشاپیش و در سمت راست آنها به سرعت پیش خواهد رفت و مؤمنان از [[خدا]] میخواهند تا نورشان را برای آنان کامل کرده و گناهانشان را ببخشاید: {{متن قرآن|يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا}}<ref>«در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمیگذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان میشتابد، میگویند: پروردگارا! فروغ ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی» سوره تحریم، آیه ۸.</ref> برخی [[مفسران]] گفتهاند که [[نور]] مؤمنان روشنیبخش مسیر آنها هنگام گذر از پُل [[صراط]] به سوی [[بهشت]] خواهد بود.<ref>تفسیر مقاتل، ج ۴، ص۳۷۸؛ تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص۳۸۳.</ref> گفتهاند که شعاع نور برخی مؤمنان به گستردگی کوهی بزرگ و گروهی دیگر تا سرانگشتان پاهایشان خواهد بود و گاهی نیز خاموش خواهد شد <ref>احیاء علوم الدین، ج ۴، ص۵۲۵.</ref> و درخواست کامل شدن نور، به سبب [[هراس]] از [[خاموشی]] آن بر صراط است؛<ref>تفسیر مقاتل، ج ۴، ص۳۷۸؛ تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص۴۴۸.</ref> همچنین گفتهاند که [[پیشوایان]] [[اسلام]]، مؤمنان را در گذر از صراط و رسیدن به بهشت کمک خواهند کرد.<ref>جوامع الجامع، ج ۴، ص۳۲۲؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۷۸.</ref> براساس برخی [[روایات]]، [[پیامبراکرم]] همراه [[حضرت علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]]، [[حسین]]، [[حمزه]] و جعفر برقآسا از پُل صراط خواهند گذشت.<ref>بحار الانوار، ج ۸، ص۶۷.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«بیگمان منافقان، با خداوند نیرنگ میبازند و او نیز با آنان تدبیر میکند و (اینان) چون به نماز ایستند با گرانجانی میایستند، برابر مردم ریا میورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمیکنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref> از [[مکر]] و [[نیرنگ]] [[منافقان]] در برابر خدا و مکر متقابل خدا با آنان سخن به میان آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ}}. خدعۀ [[خداوند]] به منافقان، خاموشی نور سر راه آنان هنگام رسیدن به صراط، [[تفسیر]] شده است.<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۴۴۹؛ تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۳۷۵.</ref> برهمین اساس، آنها از مؤمنان نور میخواهند. به آنها گفته میشود به [[دنیا]] بازگردید و با [[ایمان]] و [[کردار]] [[شایسته]]، نوری بجویید که [[روشنایی]] امروز برخاسته از [[ایمان]] و [[عمل]] [[شایسته]] دیروز است؛ آنگاه میان [[مؤمنان]] و [[منافقان]] دیواری کشیده میشود:{{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان میگویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهرهای) بگیریم، (به آنان) گفته میشود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی میکشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد» سوره حدید، آیه ۱۳.</ref>.<ref>تفسیر مقاتل، ج ۴، ص۲۳۹؛ تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص۳۸۴.</ref> [[نور]] یاد شده در [[آیه]]{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۲۸.</ref> نیز به [[نورانیت]] هنگام گذر از [[صراط]] [[تفسیر]] شده است. براساس این آیه، [[تقوای الهی]] و ایمان به [[پیامبراکرم]] مایه بهرهمندی از نور و راهرفتن در روشنایی آن معرفی شده است.<ref>تفسیر مقاتل، ج ۴، ص۲۴۷؛ تفسیر ثعلبی، ج ۹، ص۲۵۰؛ تفسیر لاهیجی، ج ۴، ص۴۰۱.</ref> بر همین اساس، روشنی و گسترش صراط در [[آخرت]] را بسته به [[میزان]] کسب نور [[یقین]] و اندازۀ [[معرفت به خداوند]] در این [[دنیا]] معرفی کردهاند.<ref>اسفار، ج ۵، ص۲۸۴، ۳۱۵.</ref> آیه {{متن قرآن|وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ}}<ref>«و میگویند: سپاس خداوند را که اندوه را از (دل) ما برد؛ بیگمان پروردگار ما آمرزندهای سپاسپذیر است» سوره فاطر، آیه ۳۴.</ref> از [[حمد]] [[بهشتیان]] به درگاه [[خداوند]] به سبب رفع [[نگرانی]] آنان خبر میدهد. برخی مراد از «[[حزن]]» را نگرانی و [[اضطراب]] هنگام [[عبور از صراط]] دانستهاند.<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص۱۰۴؛ روح البیان، ج ۷، ص۳۵۲-۳۵۳؛ البرهان، ج ۴، ص۵۵۱.</ref> براساس [[روایات]]، وضع [[مردم]] هنگام عبور از صراط متفاوت است: گروهی برقآسا، عدهای چون [[تاختن اسب]]، برخی سینهخیز، شماری در حالت راهرفتن، بعضی هم آویخته و چسبیده به پُل حرکت میکنند و گاهی نیز شعله [[آتش]] آنان را میگیرد؛<ref>جامع البیان، ج ۱۶، ص۱۴۲؛ تفسیر قمی، ج ۱، ص۲۹؛ نورالثقلین، ج ۱، ص۲۱.</ref> همچنین گفتهاند که مردم همانند پروانه درون [[جهنم]] میریزند. [[فرشتگان]] از [[خدا]] برای مردم [[بخشایش]] میخواهند و عبورکنندگان [[سپاس]] [[الهی]] را به جای میآورند.<ref>الامالی، ص۲۴۲؛ المحجة البیضاء، ج ۸، ص۳۴۷؛ بحار الانوار، ج ۸، ص۶۵.</ref> [[محبت به اهل بیت]] [[پیامبر]]، [[شناخت امام]] برحق و [[پیروی]] از وی عامل [[پایداری]] و ثَبات قدم در [[صراط]] و تسهیل گذر از آن و نشناختن او سبب [[لغزش]] در آن معرفی شده است <ref>الاعتقادات، ص۷۰؛ معانی الاخبار، ص۳۲؛ اسفار، ج ۵، ص۲۸۴، ۳۱۵.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[مجید بهبودی|بهبودی]]، [[صراط (مقاله)|مقاله «صراط»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص 189-190.</ref> |
| # '''[[خدا]] و [[کتاب خدا]]''': در برخی از [[تفاسیر]] به [[توحید]]، [[خداوند]] و [[طاعت]] او صراط مستقیم اطلاق شده است، مانند: {{متن قرآن|وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.</ref>؛
| |
| # '''راه [[حق]] و [[دین الهی]]''': از [[دین]] نیز به صراط مستقیم یاد شده است: {{متن قرآن|يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«به زودی کمخردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبلهای که بر آن بودند بازگردانید؟ بگو: خاور و باختر از آن خداوند است، هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.</ref>
| |
| # '''[[نبوت]] و [[امامت]]''': در بعضی از [[تفاسیر]] نیز به [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}}، [[ائمه]] {{عم}} به طور عموم و [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} به طور خاص اشاره شده است که اغلب این [[تفاسیر شیعی]] هستند؛ به عنوان مثال در [[مجمع البیان]] فی التفسیر القرآن ذیل [[آیه]] ۵ [[سوره]] [[مبارکه]] [[فاتحة الکتاب]]، [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه]] {{عم}} [[جانشین]] او، صراط مستقیم یاد شده است: "{{عربی|اله النبي {{صل}} و الأئمة القائمون مقامه}}<ref>طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن با مقدمه محمدجواد بلاغی، چاپ سوم: تهران: انتشارات ناصرخسرو ج ۱: ۱۰۴.</ref>
| |
|
| |
|
| == راه دستیابی به صراط مستقیم == | | ==مواقف صراط و پرسشهای آن== |
| * [[پرسش]] این است که چگونه میتوان به راه راست دست یافت و در مسیر کمالی آن قرار گرفت؟ برخی از [[کارها]] و امور در [[شناخت]] [[راه مستقیم]] یاریگر [[انسان]] میباشد، از جمله این که راهی راه راست است که براساس [[فطرت]] و [[طبیعت]] سالم بشری باشد. از این رو هر امری که برخلاف [[حکم عقل]] و [[سیره عقلا]] و [[خردمندان]] و با اصول [[اخلاقی]] در تضاد باشد و در موارد مشکوک برخلاف راه [[شریعت]] دانسته شده است میبایست [[پرهیز]] کرد و آن را راهی بیرون از راه راست ارزیابی نمود. به این معنا [[هدایت]] یافتگان کسانی هستند که به آنان نعمتهایی خاص چون [[عقل]] و [[حکمت]] و [[رشد]] داده شده است و [[حق]] را از [[باطل]] و کارهای درست را از [[نادرست]] میشناسند و بر [[صداقت]] و [[راستی]] هستند و [[اعمال صالح]] انجام میدهند به گونهای که این [[کارها]] جزو [[سیره]] و [[منش]] آنان شده است. به نعمتهایی که به آنان داده شده است [[شکر]] میگزارند و آن را به [[درستی]] و در جای خود [[مصرف]] میکنند و [[شاکر]] واقعی [[نعمت]] میباشند. بنابراین هرگز از [[ولایت]] و [[اطاعت خدا]] و [[رسول]] و [[معصوم]] که [[خلیفه الهی]] است بیرون نمیروند و [[نعمت]] را [[کفران]] نمیکنند و مورد [[غضب الهی]] قرار نمیگیرند و یا سخن و آرا و انظار خود را بر [[حکم الهی]] مقدم نمیدارند که [[گمراه]] و [[ضال]] شوند و از مسیر کمالی خارج گردند. آنان کسانی هستند که از [[خداوند]] میخواهند تا [[اراده]] آنان را برای قرار گرفتن در مسیر تقویت کند{{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}<ref>«و تو از آنان برای این (رسالت خویش) پاداشی نمیخواهی؛ این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۷-۲۸.</ref>. [[اهل]] [[اطاعت]] {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا}}<ref>«و اگر بر آنان مقرّر میداشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمیدادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار میبستند برای آنان بهتر و استوارتر میبود» سوره نساء، آیه ۶۶.</ref> و {{متن قرآن|وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}}<ref>«و بیگمان آنان را به راهی راست رهنمون میشدیم» سوره نساء، آیه ۶۸.</ref>. [[اعتصام]] به [[خدا]]: {{متن قرآن|وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و چگونه کفر میورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما میخوانند و پیامبر او در میان شماست و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.</ref>. [[امداد]] از [[خدا]]: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۵-۶.</ref>. در مسیر [[راهنمایی]] [[پیامبران]]: {{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>. انجام [[تکالیف الهی]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا}}<ref>«و اگر بر آنان مقرّر میداشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمیدادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار میبستند برای آنان بهتر و استوارتر میبود» سوره نساء، آیه ۶۶.</ref> و {{متن قرآن|وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}}<ref>«و بیگمان آنان را به راهی راست رهنمون میشدیم» سوره نساء، آیه ۶۸.</ref>. [[حقگرایی]]: {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ }}<ref>«به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درستآیین بود و از مشرکان نبود سپاسگزار نعمتهای او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد» سوره نحل، آیه ۱۲۰-۱۲۱.</ref>. [[شکرگزاری]] {{متن قرآن|شَاكِرًا لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«سپاسگزار نعمتهای او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد» سوره نحل، آیه ۱۲۱.</ref> [[قرآن]]: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان میداشتید برای شما بیان میکند و بسیاری (از لغزشهای شما) را میبخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون میآورد و آنها را به راهی راست رهنمون میگردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. [[هجرت]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا}}<ref>«و اگر بر آنان مقرّر میداشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمیدادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار میبستند برای آنان بهتر و استوارتر میبود» سوره نساء، آیه ۶۶.</ref> و {{متن قرآن|وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}}<ref>«و بیگمان آنان را به راهی راست رهنمون میشدیم» سوره نساء، آیه ۶۸.</ref> و دیگر امور [[نیک]] و [[پسندیده]] هستند. این همان راهی است که [[انسان]] میتواند با قرار گرفتن در آن خود را به [[خدا]] برساند و [[اهل]] [[تقرب]] و [[کمال مطلق]] و نوعی [[ولایت]] و [[خلافت]] گردد<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص ۴.</ref>
| | براساس [[روایات]] و گزارشهای [[تفسیری]]، هنگام عبور از پُل صراط افراد را بارها نگه داشته و درباره موضوعات گوناگون از آنان میپرسند. از این جایگاهها با عنوان «مواقف» یاد شده است. [[قرآن کریم]] از نگهداشتن [[منکران]] [[قیامت]] در آن [[روز]] و [[پرسش]] از آنان خبر داده است: {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.</ref> به گفته برخی [[مفسران]]، این نگهداشتن و پرسش، بر پُل صراط خواهد بود.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۶، ص۱۳۳؛ تفسیر لاهیجی، ج ۳، ص۷۶۹.</ref> از آنان پرسیده میشود که چرا در برابر [[حق]] گردنکشی کرده و اکنون چرا در [[ستیز]] با حق یکدیگر را [[یاری]] نمیکنند: {{متن قرآن|مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ}}<ref>«چرا یکدیگر را یاری نمیکنید؟» سوره صافات، آیه ۲۵.</ref> براساس برخی روایات، پرسش یاد شده در [[آیه]]، درباره [[ولایت امیرمؤمنان]] [[امام علی]] <ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۲۲۲؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۶۸۸؛ تفسیر لاهیجی، ج ۳، ص۷۶۹.</ref> و [[پذیرش ولایت]] آن حضرت مجوز گذر از صراط است.<ref>کنزالدقائق، ج ۱۱، ص۱۲۰؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۷۰؛ المحجة البیضاء، ج ۸، ص۳۴۷.</ref> براساس روایات، بر سر پُل صراط درباره این موضوعات سؤال خواهد شد: [[فرایض الهی]]،<ref>الاعتقادات، ص۷۱-۷۲؛ بحار الانوار، ج ۸، ص۶۴؛ کفایة الموحدین، ج ۴، ص۳۲۵.</ref> [[امانتداری]]، [[خویشاوندی]]، [[نماز]]،<ref>الامالی، ص۲۴۲؛ المحجة البیضاء، ج ۸، ص۳۴۷؛ علم الیقین، ج ۳، ص۱۱۸۵.</ref> [[ولایت]] ([[ایمان]] [[خالص]])،<ref>الفتوحات المکیه، ج ۴، ص۴۴۶؛ بحار الانوار، ج ۸، ص۶۴.</ref>[[زکات]]، [[روزه]]، [[حج]]، [[جهاد]] و [[عدل]] <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۴۰؛ الفتوحات المکیه، ج ۴، ص۴۴۷.</ref> و رسیدگی به [[ظلم]] [[ستمگران]] که در آخرین توقفگاه صراط است و از آن به «مِرْصاد» تعبیر شده است.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۴، ص۴۴۷؛ علم الیقین، ج ۳، ص۱۱۸۶.</ref> در این گذرگاه که کمینگاه [[الهی]] است،<ref>شرح اصول کافی، ج ۹، ص۳۷۹؛ بحار الانوار، ج ۸، ص۶۴.</ref> [[خداوند]] به همه ستمگریهای [[ستمگران]] رسیدگی خواهد کرد.<ref>الاعتقادات، ص۷۲؛ منازل الآخره، ص۲۳۶.</ref> [[ناتوانی]] در پاسخ به [[پرسشها]] سبب توقف طولانی مدت بر [[صراط]] خواهد شد و اگر [[اعمال انسان]] سودی نبخشند و رحمتی از سوی [[خدا]] نیز [[آدمی]] را دربر نگیرد، وی دچار [[لغزش]] شده و در [[جهنم]] [[سقوط]] میکند و کسانی که از عهدۀ پرسشها برآیند روانۀ [[بهشت]] میشوند.<ref>الاعتقادات، ص۷۱-۷۲.</ref> براساس برخی [[روایات]]، رعایت [[صله رحم]] هنگام [[عبور از صراط]] به [[یاری]] [[انسان]] میشتابد<ref>الکافی، ج ۲، ص۱۵۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۵۴۴.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[مجید بهبودی|بهبودی]]، [[صراط (مقاله)|مقاله «صراط»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص 190-191.</ref> |
| | |
| == [[جایگاه]] [[عقل]] در رسیدن به قله [[تکامل]] ==
| |
| * میتوان گفت: جالبترین تعبیر و [[جامعترین]] سخن در [[تبیین]] نقش [[عقل]] در پیمودن صراط مستقیم [[الهی]] و رسیدن به قلّۀ [[کمالات انسانی]]، سخنی است که در [[نهج البلاغه]] از [[امام علی]] {{ع}} [[نقل]] شده که در توصیف سالک به سوی [[خدای سبحان]] میفرماید: "سالک، خردش را زنده گردانید و نفسش را میرانید تا پیکر ستبرش لاغر شد و دلِ سختش به لطافتگرایید. فروغی سخت روشن، بر او تابید و راهش را روشن ساخت و او را به راه راست، روان داشت، درها او را به آستانِ [[سلامت]] و سرای اقامت راندند و به سبب آرامشی که در بدنش پدید آمده بود، پاهایش در قرارگاه ایمنی و [[آسایش]]، [[استوار]] ماند؛ زیرا [[دل]] خود را به کار وا داشت و پروردگارش را [[خشنود]] ساخت"<ref>{{متن حدیث|قَدْ أَحْيَا عَقْلَهُ، وَ أَمَاتَ نَفْسَهُ، حَتَّى دَقَّ جَلِيلُهُ، وَ لَطُفَ غَلِيظُهُ وَ بَرَقَ لَهُ لَامِعٌ كَثِيرُ الْبَرْقِ، فَأَبَانَ لَهُ الطَّرِيقَ، وَ سَلَكَ بِهِ السَّبِيلَ، وَ تَدَافَعَتْهُ الْأَبْوَابُ إِلَى بَابِ السَّلَامَةِ، وَ دَارِ الْإِقَامَةِ، وَ ثَبَتَتْ رِجْلَاهُ بِطُمَأْنِينَةِ بَدَنِهِ فِي قَرَارِ الْأَمْنِ وَ الرَّاحَةِ، بِمَا اسْتَعْمَلَ قَلْبَهُ، وَ أَرْضَى رَبَّهُ}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۲۲۰؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج۶۹، ص۳۱۶.</ref>. بر پایه این سخن، زنده شدن نیروی [[عقل]] در وجود [[انسان]]، محرّک اصلیِ سالک در پیمودن صراط مستقیم [[الهی]] و رسیدن به قلّۀ [[کمالات انسانی]] است و به هر اندازه که [[عقل]] در [[جان انسان]] [[قوّت]] یابد، به همان اندازه، [[تمایلات نفسانی]] و [[شیطانی]] در او ضعیف میشود، تا آنجا که کاملاً از بین میرود و زمینهای برای انجام کارهای ناشایست در وجود [[انسان]]، باقی نمیماند. در این حال، [[عقل]] از [[حیات]] کامل برخوردار میگردد و زمام [[انسان]] را در [[سیر و سلوک]]، کاملاً به دست میگیرد، و او را از ابواب و منازل [[سلوک]]، عبور میدهد تا به سرمنزل مقصود که درگاهِ [[سلامت]] است و خانۀ اقامت که قلّه [[تکامل]] است، برسد: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ}}<ref>«سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که میکردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۷.</ref>؛ {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref>.
| |
| * چکیده سخن دربارۀ انطباق برنامههای انبیای [[راستین]] با [[موازین]] [[عقلی]] و [[علمی]] این است که: همه [[آیات]] و روایاتی که دربارۀ [[ارزش]] [[خرد]] وارد شده، و [[مردم]] را به [[خردورزی]] در همه امور [[دعوت]] کردهاند،<ref>ر. ک: دانشنامۀ عقاید اسلامی، ج۱.</ref> و همه [[آیات]] و روایاتی که درباره [[ارزش]] [[دانش]] است و [[مردم]] را به تحصیل [[علم]] و [[معرفت]] [[ترغیب]] نمودهاند،<ref>ر. ک: دانشنامۀ عقاید اسلامی، ج ۲.</ref> و همه [[آیات]] و روایاتی که آسیب [[خرد]]، و موانع [[معرفت]] را بیان نمودهاند<ref>ر. ک: دانشنامۀ عقاید اسلامی، ج ۱ و ۲.</ref>، همگی [[دلیل]] روشنی بر [[عقلانی]] بودن برنامههای [[دینی]] و انطباق آنها با [[موازین]] [[عقلی]] و [[علمی]] است و از این زاویه، [[تفسیر]] و [[تبیین]]، یکی از ویژگیهای صراط مستقیم [[الهی]]، بلکه اصلیترین ویژگی آن است. نکتهای که در پایان این بحث باید به آن توجّه داشت، این است که انطباق برنامههای [[انبیا]] با [[موازین]] [[عقلی]]، بدین معنا نیست که [[عقل]] میتواند [[راز]] همه [[دستور]] العملهای [[الهی]] را [[کشف]] کند؛ زیرا این کار به [[دلیل]] احاطه نداشتن [[عقل]] به همه [[مصالح]] و [[مفاسد]]، خارج از توان آن است، بلکه مقصود، آن است که در [[دستور]] العملهای [[انبیا]]، چیزی که ضدّ [[عقل]] باشد، وجود ندارد و بر این اساس، گزارشهای آنان را که [[عقل]] [[صد]] در [[صد]] [[نادرست]] تشخیص میدهد، منسوب به معتبر نیست و نمیتواند مبنای عمل قرار گیرد<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[ویژگیهای صراط مستقیم در قرآن (مقاله)|ویژگیهای صراط مستقیم در قرآن]]، ص ۸.</ref>.
| |
| | |
| == پیامدهای هماهنگی صراط مستقیم با [[حق]] ==
| |
| * از منظر [[قرآن]]، مطابقت کامل صراط مستقیم [[زندگی]] با [[حق]]، دو نشانۀ مهم دارد:
| |
| # '''[[ایمان]] انسانهای [[بینا]]''': [[انسان]]، به طور [[فطری]] حقبین{{متن قرآن|فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد،» سوره شمس، آیه ۸.</ref>، حقطلب و حقپذیر است{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. تنها کسانی [[حق]] را نمیبینند و با آن [[مخالفت]] میورزند که آلودگیهای [[اخلاقی]] و عملی، دیدۀ [[عقل]] و [[قلب]] آنها را کور، و گوشِ [[دل]] آنها را کر، کرده باشد. مطابقت کامل برنامهای که [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] {{صل}}، از جانب او برای [[زندگی]] [[انسان]] آورده است با [[حق]]، ایجاب میکند افرادی که [[فطرت]] [[پاک]] آنها [[آلوده]] نشده و حواسّ [[باطنی]] آنها سالم است، [[حق]] بودن آن را تشخیص دهند و به آن [[ایمان]] بیاورند: {{متن قرآن|أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}<ref>«آیا کسی که میداند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حقّ است، همانند کسی است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه متذکر میشوند» رعد: ۱۹.</ref>. این تعبیر لطیف و [[زیبا]]، بیانگر این واقعیت است که حقّانیت برنامههایی که [[پیامبر]] {{صل}} از جانب [[خداوند سبحان]] آورده، به قدری روشن است که امکان ندارد چشم دلِ کسی [[بینا]] باشد و آن را تشخیص ندهد و یا نپذیرد. این معنا با تعبیرهای دیگر، در [[آیات]] متعدّدی مانند: {{متن قرآن|وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«و کسانی که آنان را از دانش بهره دادهاند میبینند که آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده، راستین است و به راه (خداوند) پیروز ستوده، رهنمون میگردد» سوره سبأ، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ}}<ref>«و چون (قرآن) برای آنان خوانده شود میگویند: ما بدان باور داریم که راستین است، از سوی پروردگار ماست، ما پیش از آن (هم) گردن نهاده بودیم» سوره قصص، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«گفتند: ای قوم! ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است، آنچه را (از کتابهای آسمانی) که پیش از آن بوده است راست میشمارد، به سوی حق و به راهی راست راهنمایی میکند» سوره احقاف، آیه ۳۰.</ref> دیده میشود، مانند: {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«و [نیز] هدف این بود که آگاهان بدانند این (قرآن)، حقّ است از سوی پروردگارت، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و دلهایشان در برابر آن، خاضع گردد و خداوند، کسانی را که ایمان آوردند، به سوی صراط مستقیم، هدایت میکند». حج: ۵۴.</ref>
| |
| # '''[[جهانی شدن]] [[اسلام]] با [[پیشرفت]] [[علم]] و [[آگاهی]]''': دومین نشانۀ مطابقت کامل صراط مستقیم [[زندگی]] با [[حق]]، این است که هر چه [[علم]] و [[آگاهی]] [[جامعۀ بشر]] بیشتر شود، [[گرایش]] به [[اسلام]]، بیشتر میشود. آیاتی که [[پیشبینی]] کردهاند [[دین اسلام]] در [[آینده]] بر همۀ [[ادیان]] [[غلبه]] میکند و [[جهان]] را فرا خواهد گرفت. به این معنا اشاره دارند، مانند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همۀ آیینها غالب گردانَد، هر چند مشرکان، کراهت داشته باشند!» صف: ۹.</ref> و هنگامی که [[جامعۀ بشر]] با [[ظهور]] [[امام مهدی]] {{ع}} در قلّۀ [[علم]] و [[آگاهی]] قرار گرفت، این وعدۀ [[الهی]] تحقّق خواهد یافت. چنان که در روایتی از [[امام حسین]] {{ع}} آمده: "[[دوازده]] [[هدایت]] یافته، از ما هستند. نخستینِ آنان، [[امیر مؤمنان]]، [[علی بن ابی طالب]] است و آخرینشان نُهمین [[فرزند]] از [[نسل]] من است که [[حق]] را بر پا میدارد. [[خدا]]، [[زمین]] را پس از مردنش، به وسیله او زنده میکند و [[دین حق]] را به وسیله او بر همه [[دینها]] [[غلبه]] میدهد، هر چند [[مشرکان]] را ناخوش آید"<ref>{{متن حدیث|مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً؛ أَوَّلُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ {{ع}}، وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِي وَ هُوَ الْإِمَامُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ، يُحْيِي اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها، وَ يُظْهِرُ بِهِ دِيْنَ الْحَقِّ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}؛ صدوق، ۱۴۰۵، ص۳۱۷؛ الطبرسی، ۱۴۱۷ ق، الحلّى، ۱۴۰۸ ق، ص۷۱.</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[ویژگیهای صراط مستقیم در قرآن (مقاله)|ویژگیهای صراط مستقیم در قرآن]]، ص ۱۰ و ۱۱.</ref>.
| |
| | |
| == ویژگیهای صراط مستقیم ==
| |
| * '''۱. مطابقت با [[موازین]] [[عقلی]] و عملی:''' اصلیترین ویژگیهای صراط مستقیم [[الهی]]، هماهنگی با [[عقل]]، [[علم]] و [[حکمت]] است. به سخن دیگر، راهی که [[انبیا]] برای رسیدن به [[کمالات انسانی]] ارائه کردهاند و برنامههایی که [[انبیا]] از جانب [[خداوند سبحان]] برای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] آوردهاند، منطبق با [[موازین]] [[عقلی]] و [[علمی]] است و از این رو، [[قرآن کریم]]، تصریح میفرماید که [[دانشمندان]]، آنچه بر [[پیامبر]] {{صل}} نازل شده را [[حقّ]] و درست میدانند: {{متن قرآن|وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«و کسانی که آنان را از دانش بهره دادهاند میبینند که آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده، راستین است و به راه (خداوند) پیروز ستوده، رهنمون میگردد» سوره سبأ، آیه ۶.</ref> و در آیۀ دیگر آمده: {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و تا کسانی که دانش یافتهاند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دلهای آنها در برابر آن فروتن گردد و بیگمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است» سوره حج، آیه ۵۴.</ref>.
| |
| * نکته قابل [[تأمّل]] این که در این دو [[آیه]]، انطباق آوردههای [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی [[پیامبر]] {{صل}} از جانب [[خداوند سبحان]]، با [[موازین]] [[عقلی]] و [[علمی]] به گونهای دقیقه و [[زیبا]]، با [[هدایت]] به صراط مستقیم [[الهی]] پیوند خورده است. (...)
| |
| * '''۲. مطابقت کامل با [[حق]]:''' برجستهترین ویژگی صراط مستقیم (که حاکی از هماهنگی آن با [[موازین]] [[عقلی]] و [[علمی]] است) مطابقت کامل آن با [[حقّ]] است؛ یعنی راه درست [[زندگی]]، راهی است که کمترین [[انحرافی]] از [[حق]] ندارد. به عبارت دیگر، برنامهای که برای [[زندگی]] [[انسان]] ارائه میشود. به هر [[میزان]] که از [[حق]] فاصله داشته باشد، به همان اندازه مورد [[پذیرش]] [[عقل]] و [[علم]] نیست.
| |
| * بر این اساس، همه آیاتی که آنچه را بر [[پیامبر]] {{صل}} نازل شده، [[حق]] توصیف کردهاند، اشاره به این خصوصیت صراط مستقیم دارند، مانند: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا}}<ref>«ای مردم! به یقین حق از سوی پروردگارتان آمد. پس هر که راه یابد، جز این نیست که به سود خویشتن، راه یافته است و هر کس گمراه شود. به زیان خود گمراه گردیده است». یونس: ۱۰۸.</ref> این آیۀ [[شریف]]، همه برنامههایی را که [[پیامبر]] {{صل}} از جانب [[خداوند سبحان]] برای [[هدایت]] [[انسان]] آورده، راه [[حق]] و درست [[زندگی]] معرّفی مینماید و به جهانیان اعلام میکند هر کس این راه را [[انتخاب]] کند، از [[برکات]] آن، بهرهمند میشود و هر کس [[بیراهه]] را [[انتخاب]] نماید، زیانهای [[گمراهی]] نصیب او خواهد شد. این معنا در [[آیات]] متعدّدی با تعبیرهای مختلف، دیده میشود {{متن قرآن|المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«الف، لام، میم، را؛ این آیات کتاب (آسمانی) است و آنچه از پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده راستین است اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند» سوره رعد، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}<ref>«بگو: آن را روح القدس از نزد پروردگارت، راستین فرو فرستاده است تا مؤمنان را استوار بدارد و برای مسلمانان رهنمود و مژدهای باشد» سوره نحل، آیه ۱۰۲.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ}}<ref>«و آنچه از کتاب (آسمانی قرآن) به تو وحی کردیم راستین است و چیزی را که پیش از آن بوده است راست میشمارد، بیگمان خداوند به بندگان خویش، آگاهی بیناست» سوره فاطر، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ}}<ref>«خداوند است که کتاب را به حق و ترازو را فرو فرستاد و تو چه میدانی؟ شاید رستخیز نزدیک باشد» سوره شوری، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ}}<ref>«و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>
| |
| * در این جا، این نکته نیز قابل توجّه است که کتابی که میخواهد راه درست [[زندگی]] را پیشِ روی جهانیان قرار دهد، باید از هر گونه [[تحریف]] و راهیابی [[باطل]] به آن، [[مصونیت]] داشته باشد: {{متن قرآن|لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}<ref>«در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است» سوره فصلت، آیه ۴۲.</ref>.
| |
| * '''۳. [[اعتدال]]''': سومین خصوصیت صراط مستقیم، [[اعتدال]] و [[میانهروی]] است؛ یعنی: راه درست [[زندگی]]، برنامهای [[معتدل]]، مناسب، به دور از [[افراط]] و [[تفریط]] است و پاسخگوی همه نیازهای [[مادّی]]، [[معنوی]]، [[دنیوی]] و اُخروی [[انسان]] در همه زمینههاست و چنین برنامهای، طبعاً مطابق [[حق]] و منطبق با [[موازین]] [[عقلی]] و [[علمی]] است. در روایتی آمده که [[امام علی]] {{ع}} در [[تبیین]] {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref> میفرماید: "صراط مستقیم در [[دنیا]]، همان راهی است که از [[افراط]] و [[تفریط]]، دور است. راه میانه است و به سوی [[باطل]]، اندک [[انحرافی]] ندارد"<ref>{{متن حدیث| فَأَمَّا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ فِي الدُّنْيَا فَهُوَ مَا قَصُرَ عَنِ الْغُلُوِّ، وَ ارْتَفَعَ عَنِ التَّقْصِيرِ، وَ اسْتَقَامَ فَلَمْ يَعْدِلْ إِلَى شَيْءٍ مِنَ الْبَاطِلِ}}؛ صدوق، ۱۳۶۱ ش، ص ۳۳.</ref> و در روایتی دیگر از ایشان آمده: "راست و چپ، [[گمراهی]] است و راه وسط، همان راه اصلی است. [[کتاب خدا]] و [[سنّت پیامبر]] به آن راهنماست و رسیدن به [[سنّت]] و [[عاقبت]] [[نیکو]]، از این راه، میسّر است"<ref>{{متن حدیث|الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ، وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ، عَلَيْهَا بَاقِي الْكِتَابِ وَ آثَارُ النُّبُوَّةِ، وَ مِنْهَا مَنْفَذُ السُّنَّةِ، وَ إِلَيْهَا مَصِيرُ الْعَاقِبَةِ}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵ ق، الخطبة ۱۶.</ref> بر این پایه، جامعهای که در [[زندگی]] از برنامهای [[معتدل]] و به دور از [[افراط]] و [[تفریط]] [[پیروی]] میکند، از منظر [[قرآن کریم]]، [[امّت]] وسط نامیده شده: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد؛ و قبلهای که بر سوی آن بودی بر نگرداندیم مگر بدین روی که معلوم داریم چه کسی از پیامبر پیروی میکند و چه کسی واپس میگراید، و بیگمان آن جز بر آنان که خداوند رهنمو» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>. در این [[آیه]]، [[هدایت]] [[جامعۀ اسلامی]] به [[اعتدال]] و [[دوری از افراط و تفریط]]، به [[هدایت]] آنها در موضوع [[تغییر قبله]] از [[بیت المقدس]] به [[کعبه]]، [[تشبیه]] شده و هر دو مورد از مصادیق [[هدایت الهی]] به صراط مستقیم شمرده شده است. در آیۀ قبل از آن در پاسخ به [[اعتراض]] کسانی است که میگویند: چرا قبلۀ [[مسلمانان]] از [[بیت المقدس]] به [[کعبه]] [[تغییر]] یافته، آمده: {{متن قرآن|سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«به زودی کمخردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبلهای که بر آن بودند بازگردانید؟ بگو: خاور و باختر از آن خداوند است، هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.</ref> و در ادامه میفرماید: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>. کلمۀ {{متن قرآن|كَذَلِكَ}} (همچنین)، در [[تشبیه]] چیزی به چیز دیگر به کار میرود. ظاهراً در این جا مقصود این است: همان طور که به زودی [[قبله]] را [[تغییر]] میدهیم تا به سوى صراط مستقیم [[هدایت]] کنیم، همچنین شما را امّتی میانه قرار دادیم. "وسط" به معنای چیزی است که میانۀ دو چیز قرار گرفته باشد، نه جزو آن طرف باشد و نه جزو این طرف. [[امّت اسلامی]] نسبت به جوامعی که طرفدار مادّیت محض و یا [[معنویت]] محضاند، جامعۀ میانه محسوب میشود<ref>تفسیر المیزان، ذیل آیۀ یاد شده</ref>؛ بلکه به طور کلّی، [[پیروان]] [[راستین]] [[اسلام]]، کسانی هستند که در [[عقیده]] و [[اخلاق]] و عمل، نه تندرو هستند و نه کندرو، نه [[افراط]] میکنند و نه [[تفریط]]؛ بلکه در همه زمینهها بر صراط مستقیم [[حقّ]] و [[اعتدال]]، حرکت مینمایند. در روایتی از [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] {{صل}} در [[تفسیر]] آیۀ یاد شده آمده: الوسط، العدل<ref>البخاری، ۱۴۱۰، ج۵، ص ۱۵۱.</ref>. وسط یعنی میانه و به دور از [[افراط]] و [[تفریط]]<ref>ر. ک: خلیل الجر، ۱۳۷۵ ش، ج۲، ص ۲۱۷۹.</ref> چنین امّتی میتواند جامعۀ معیار در [[جهان]] باشد و بدینسان، [[قرآن]]، [[مسلمانان]] [[راستین]] را گواهانِ جهانیان نامیده است: {{متن قرآن|لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ}}<ref>«گواه بر مردم باشید» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>.
| |
| * [[بدیهی]] است همه مدّعیان [[اسلام]]، مصداق این آیۀ [[شریف]] نیستند؛ بلکه همان طور که اشاره شد، تنها [[پیروان]] واقعی [[اسلام]]، [[شاهد]] و الگوی [[کمالات انسانی]] هستند و بیتردید، سرآمدِ آنها [[اهل بیت]] {{عم}} هستند. از این رو، از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده که در [[تبیین]] آیۀ یاد شده میفرماید: "پیشتاخته، به سوی ما باز میگردد و بازمانده، به ما میپیوندد"<ref>{{متن حدیث|إِلَيْنَا يَرْجِعُ الْغَالِي وَ بِنَا يَلْحَقُ الْمُقَصِّرُ}}؛ العیّاشی، ج ۱، ص ۶۳.</ref> همچنین در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} آمده: "ماییم آن [[امّت]] میانه و ماییم [[گواهان]] [[خدا]] بر [[مردمان]] و حجّتهای او در [[زمین]]"<ref>{{متن حدیث|"نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوُسْطَى، وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فِي أَرْضِهِ"}}؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۱، ص۱۹۰.</ref> و نیز از [[امام علی]] {{ع}} [[نقل]] شده که فرمود: "ماییم [[گواهان]] [[خدا]] بر آفریدگانش و [[حجّت]] او در زمینش، و ما همانانی هستیم که [[خداوند متعال]] فرموده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>"<ref>{{متن حدیث|نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَ حُجَّتُهُ فِي أَرْضِهِ، وَ نَحْنُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ -جلّ اسمه-: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}}}؛ حسکانی، ۱۴۱۰، ج۱، ص۱۱۹.</ref>. همان طور که اشاره شد، این [[روایات]] در صدد محدود کردن مفهوم وسیع [[آیه]] نیستند؛ بلکه مقصود، بیان مصداقهای کامل [[امّت]] نمونه و ارائۀ الگوهایی هستند که در صف مقدّم قرار دارند و دیگران را به [[صراط مستقیم الهی]] [[دعوت]] مینمایند و از [[انحراف]] به [[چپ و راست]]، برحذر میدارند؛ چنان که در [[نهج البلاغه]] در توصیف [[اهل ذکر]] از [[امام على]] {{ع}} [[نقل]] شده که فرمود: "آنان به منزله [[راهنمایان]] در بیابانها هستند. هرکه راه درست را در پیش گیرد، او را به رفتن در آن راه، [[تشویق]] کرده، [[ستایش]] میکنند و نوید [[نجات]] به وی میدهند و هر که را به راست و چپ [[منحرف]] شود، از کجراههای که در پیش گرفته، [[نکوهش]] میکنند و او را از [[هلاکت]]، بر [[حذر]] میدارند"<ref>{{متن حدیث|بِمَنْزِلَةِ الْأَدِلَّةِ فِي الْفَلَوَاتِ، مَنْ أَخَذَ الْقَصْدَ حَمِدُوا إِلَيْهِ طَرِيقَهُ وَ بَشَّرُوهُ بِالنَّجَاةِ، وَ مَنْ أَخَذَ يَمِيناً وَ شِمَالًا ذَمُّوا إِلَيْهِ الطَّرِيقَ وَ حَذَّرُوهُ مِنَ الْهَلَكَةِ}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۲۲۲.</ref> بر این اساس، [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} آن بزرگوار در همه امور، [[میانهروی]] را رعایت میکردند و دیگران را نیز به [[اعتدال]] و [[دوری از افراط و تفریط]]، [[دعوت]] مینمودند. [[امام علی]] {{ع}} در توصیف [[زندگی]] [[پیامبر]] {{صل}} میفرماید: "رفتارش، [[میانهروی]] و [[اعتدال]] است و طریقهاش، [[راهنمایی]] و [[هدایت]]"<ref>{{متن حدیث|سِيرَتُهُ الْقَصْدُ، وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ"}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۹۴.</ref> با توجّه به خطری که از ناحیۀ [[افراط]] و [[تفریط]]، [[جامعه اسلامی]] را [[تهدید]] میکرد، بر پایۀ [[روایات]] متعدّدی [[پیامبر خدا]] {{صل}} تأکید میفرمود که [[مسلمانان]] باید در همۀ امور، [[میانهروی]] و [[اعتدال]] را رعایت کنند و از تندروی و کندروی اجتناب نمایند. از جمله در روایتی از ایشان آمده: "هان! هر عبادتی را [[جوش]] و خروشی است که سرانجام، فروکش میکند. پس هر کس [[جوش]] و خروش عبادتش به [[سنّت]] من آرام گیرد، [[هدایت]] شده است و هر که با [[سنّت]] من [[مخالفت]] ورزد، [[گمراه]] شده و عملش بر باد رفته است. بدانید که من [[نماز]] میخوانم و میخوابم، [[روزه]] میگیرم و [[افطار]] میکنم، و میخندم و میگریم. پس هر که از راه و [[سنّت]] من روی گردانَد، از من نیست"<ref>{{متن حدیث|أَلَا إِنَّ لِكُلِّ عِبَادَةٍ شِرَّةً ثُمَّ تَصِيرُ إِلَى فَتْرَةٍ، فَمَنْ صَارَتْ شِرَّةُ عِبَادَتِهِ إِلَى سُنَّتِي فَقَدِ اهْتَدَى، وَ مَنْ خَالَفَ سُنَّتِي فَقَدْ ضَلَّ وَ كَانَ عَمَلُهُ فِي تَبَابٍ، أَمَا إِنِّي أُصَلِّي وَ أَنَامُ وَ أَصُومُ وَ أُفْطِرُ وَ أَضْحَكُ وَ أَبْكِي، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ مِنْهَاجِي وَ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي}}؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۲، ص ۸۵.</ref> همچنین در دعایی که برای [[امام مهدی|امام عصر]] {{ع}} از [[امام رضا]] {{ع}} تقل شده، میخوانیم: "بار خدایا! ما را به دست او، سالک طریق [[هدایت]] و شاهراه [[رستگاری]] و راه میانه که تندروندۀ پیشافتاده، بدان بر میگردد و واپس مانده، به آن ملحق میشود، قرار ده"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ اسْلُكْ بِنَا عَلَى يَدَيْهِ مِنْهَاجَ الْهُدَى وَ الْمَحَجَّةَ الْعُظْمَى وَ الطَّرِيقَةَ الْوُسْطَى الَّتِي يَرْجِعُ إِلَيْهَا الْغَالِي وَ يَلْحَقُ بِهَا التَّالِي}}؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۹۵، ص۳۳۲.</ref> بنابراین، یکی از سیاستهای اصولی [[مهدوی]] و یکی از ویژگیهای برجستۀ [[جامعه آرمانی]] [[اسلام]] که به وسیلۀ [[امام مهدی]] {{ع}} تحقّق خواهد یافت، [[اعتدال]] و [[میانهروی]] در همۀ زمینههای [[مدیریت]] [[سیاسی]]، [[فرهنگی]]، [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] است.
| |
| * '''۴. وُسعت''': چهارمین ویژگیِ صراط مستقیم، وُسعت و گستردگی آن است. دو [[آیه]] از [[آیات]] [[قرآن]] و [[روایات]] فراوانی از [[اهل بیت]] {{عم}} بر این ویژگی دلالت دارند. در ادامۀ تشریح [[وضو]] و [[غسل]] برای [[نماز]] و جایگزینی تیمّم به جای آنها، آمده است: {{متن قرآن|مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ}}<ref>«خداوند، نمیخواهد شما را در تنگنا قرار دهد» سوره مائده، آیه ۶.</ref>. همچنین در پایان [[سورۀ حج]]، پس از طرح پنج [[دستور]] العمل، این ویژگی مهمّ صراط مستقیم، مورد تأکید قرار گرفته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ}}<ref>«ای مؤمنان! رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار نیکو انجام دهید باشد که رستگار گردید و در (راه) خداوند چنان که سزاوار جهاد (در راه) اوست جهاد کنید؛ او شما را برگزید و در دین- که همان آیین پدرتان ابراهیم است- هیچ تنگنایی برای شما ننهاد، او شما را پیش از این و در این (قرآن) مسلمان نامید تا پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید» سوره حج، آیه ۷۷-۷۸.</ref>. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] یاد شده، پنج برنامه از برنامههایی را که [[اسلام]] برای [[تکامل انسان]] ضروری میداند، ارائه میدهد که از مراحل سادۀ [[عبودیت]]، آغاز و به بالاترین مراتب آن، ختم میگردد. ابتدا سخن از [[رکوع]] و [[خم]] شدن در برابر [[آفریدگار]] هستی است، سپس [[سجود]] و به [[خاک]] افتادن در برابر او. پس از آن، [[عبادت]] [[خداوند سبحان]] به طور عام، مطرح میشود و در مرحلۀ چهارم، مطلق [[کارهای نیک]]، مورد تأکید قرار میگیرد و در آخرین مرحله، از [[اهل]] [[ایمان]] میخواهد که در راه به انجام رساندن [[اوامر الهی]]، همه توان خود را به کار گیرند و آن گونه که شایستۀ [[مجاهدت]] در راه خداست، خالصانه تلاش کنند و از آنجا که ممکن است تصوّر شود اجرای این [[دستور]] العملها برای [[انسان]] توانفرساست، به چند نکتۀ مهم اشاره فرموده است. "او شما را برگزید،" اشاره به نکتۀ نخست است. یعنی برنامههای پنجگانۀ یاد شده، اختصاص به [[برگزیدگان خداوند]] سبحان دارد و شما نیز چون [[برگزیدۀ الهی]] هستید، لازم است این [[دستور]] العملها را در [[زندگی]] [[اجرا]] کنید: و جملۀ "در [[دین اسلام]] بر شما تنگی و دشواری ننهاد"، به نکتۀ دوم اشاره دارد؛ یعنی اجرای این برنامهها برای شما توانفرسا نیست. کلمۀ {{متن قرآن|حَرَجٍ}} در این دو [[آیه]] به معنای ضیق و تنگناست. در روایتی از [[امام باقر]] {{ع}} نیز، در [[تبیین]] آیۀ نخست، {{متن قرآن|حَرَجٍ}} به "ضیق" [[تفسیر]] شده است <ref>کلینی، ۱۳۶۵ش، ج۳، ص۳۰، ح ۴</ref>. بر اساس این دو [[آیه]]، در مقرّرات [[الهی]] و برنامههای [[دینی]]، [[دستور]] العملی که [[مسلمانان]] را در تنگنا قرار دهد، وجود ندارد و به عبارت دیگر، [[صراط مستقیم الهی]]، ضیق و تنگنا نیست؛ بلکه وسیع و باز است، چنان که در روایتی از [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] {{صل}} [[نقل]] شده است: "راه راست و درست، وسیعتر از فاصلۀ میان [[آسمان]] و [[زمین]] است"<ref>{{عربی|"الصراط المستقيم أوسع ممّا بين السّماء وَ الأرض"}}؛ شهردار بن شیرویه، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۱۹.</ref>. مقصود از تنگ نبودن راه [[دین]] و وسیع بودن صراط مستقیم، این است که اجرای مقرّرات [[دینی]] در [[زندگی]]، دشوار نیست؛ بلکه به [[دلیل]] هماهنگی [[دستور]] العملهای [[دینی]] با [[فطرت]]، انجام دادن آن، سهل و آسان است. این معنا در [[روایات]] فراوانی مورد [[تبیین]] و تأکید قرار گرفته است؛ مانند آنچه از [[پیامبر]] {{صل}} [[نقل]] شده که فرمود: "[[خداوند]]، فریضههایی را [[واجب]] کرد و سنّتهایی را پایه نهاد... و [[دین اسلام]] را [[تشریع]] کرد و آن را آسان و راحت و وسیع، و نه تنگ، قرار داد"<ref>{{عربی|"إنّ اللّه فرّض فرائض وَ سنّ سنناً... وَ شرّع الإسلام و جعله سهلاً و سمحاً واسعاً، و لم يجعله ضيقاً"}}؛ ابو یعلى الموصلی، ۱۴۰۸، ج ۳، ص ۵۰.</ref>. در روایتی دیگر از [[امام علی]] {{ع}} آمده: "[[خداوند]] -تبارک و تعالی- [[اسلام]] را [[تشریع]] کرد و راههای آن را برای وارد شوندگان، آسان ساخت"<ref>{{عربی|"إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- شَرَعَ الْإِسْلَامَ وَ سَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ"}}؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۲، ص۴۹؛ ر. ک: سید رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۱۰۶.</ref> همچنین از ایشان در [[تفسیر]] {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref> [[نقل]] شده که میفرماید: "بخشندهای که با گستردن روزی، بر ما رحم میکند، [[مهربان]] با ما در [[دین]] و [[دنیا]] و آخرتمان؛ او که [[دین]] را بر ما سبُک قرار داد و آن را سهل و آسان کرد"<ref>{{متن حدیث|الرَّحْمَن الَّذِي يَرْحَمُ بِبَسْطِ الرِّزْقِ عَلَيْنَا، الرَّحِيمِ بِنَا فِي أَدْيَانِنَا وَ دُنْيَانَا وَ آخِرَتِنَا، خَفَّفَ عَلَيْنَا الدِّينَ وَ جَعَلَهُ سَهْلًا خَفِيفاً}}؛ محمدی ری شهری، ۱۳۸۸ش، ج۱۳، ص ۶۹.</ref>. بر این اساس، [[اطاعت]] از [[خداوند سبحان]] و اجتناب از [[گناهان]]، برای کسانی که [[فطرت]] [[پاک]] [[انسانی]] آنان [[آلوده]] نشده، آسان است. از [[امام علی|امیر مؤمنان]] {{ع}} [[روایت]] است که فرمود: "از نخستین پلّههای نردبام [[شیطان]]، [[پروا]] کنید و هم از پرتگاههای [[تجاوز]] [[لقمههای حرام]] را به شکمتان در نیاورید که شما در پیشدید همان کسی هستید که [[نافرمانی]] را بر شما [[حرام]] کرده و راه اطاعتش را برایتان آسان ساخته است"<ref>{{متن حدیث|اتَّقُوا مَدَارِجَ الشَّيْطَانِ وَ مَهَابِطَ الْعُدْوَانِ، وَ لَا تُدْخِلُوا بُطُونَكُمْ لُعَقَ الْحَرَامِ، فَإِنَّكُمْ بِعَيْنِ مَنْ حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَعْصِيَةَ، وَ سَهَّلَ لَكُمْ سُبُلَ الطَّاعَة}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵ق، الخطبة ۱۵۱.</ref>. گفتنی است آسان بودن انجام دادن برنامههای [[دینی]]، پیوند نزدیکی با سومین ویژگی صراط مستقیم، یعنی [[اعتدال]] دارد؛ بلکه میتوان گفت: آسان بودن [[دین]]، یکی از نشانههای [[معتدل]] بودن آن است. از این رو، در [[روایات]] [[اهل بیت]] {{عم}}، سختگیری بر خود در انجام دادن [[عبادات]] و برنامههای [[دینی]]، با تعبیرهای گوناگون، مذموم و محکوم شمرده شده است. در روایتی از [[پیامبر]] {{صل}} آمده: "من با [[دینی]] حقگرا و راحت، [[برگزیده]] شدهام و هر که با [[سنّت]] و روش من [[مخالفت]] کند، از من نیست"<ref>{{متن حدیث| بُعِثْتُ بِالْحَنِيفِيَّةِ السَّمْحَة، و من خالف سنّتي فليس منّي"}}؛المتّقى الهندى، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۸.</ref> در [[نقل]] دیگری آمده: "من [[دینی]] حقگرا، راحت، آسان و روشن، برایتان آوردهام"<ref>{{عربی|"بُعِثْتُ إِلَيْكُمْ بِالْحَنَفِيَّةِ السَّمْحَةِ السَّهْلَةِ الْبَيْضَاءِ"}}؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۶۵، ص۳۴۶.</ref>. یکی از [[یاران]] [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] {{صل}} به نام [[عثمان بن مظعون]]، روزها [[روزه]] میگرفت و شبها را به [[عبادت]] میگذراند و از این رو، توجّهی به [[زندگی]] [[زناشویی]] و مسائل [[خانوادگی]] نداشت. [[روایت]] شده که همسرش موضوع را با [[پیامبر]] {{صل}} در میان گذاشت. [[پیامبر]] {{صل}} پس از شنیدن [[شکایت]] وی با [[خشم]] نزد [[عثمان بن مظعون]] آمد و دید مشغول [[نماز خواندن]] است. وی با دیدن [[پیامبر]] {{صل}} [[نماز]] خود را [[سلام]] داد. [[پیامبر]] {{صل}} خطاب به او فرمود: "ای [[عثمان]]! [[خداوند متعال]]، مرا به [[رهبانیت]] نفرستاده؛ بلکه مرا با [[آیین]] یکتاپرستیِ سهل و سادهگیر، فرستاده است. من، هم [[روزه]] میگیرم و هم [[نماز]] میخوانم و هم با همسرم آمیزش میکنم. پس هر که [[آیین]] مرا [[دوست]] دارد، باید از [[سنّت]] من [[پیروی]] کند و از جملۀ [[سنّت]] من، [[نکاح]] کردن است"<ref>{{متن حدیث|يَا عُثْمَانُ! لَمْ يُرْسِلْنِي اللَّهُ تَعَالَى بِالرَّهْبَانِيَّةِ، وَ لَكِنْ بَعَثَنِي بِالْحَنِيفِيَّةِ السَّهْلَةِ السَّمْحَةِ، أَصُومُ وَ أُصَلِّي، وَ أَلْمِسُ أَهْلِي، فَمَنْ أَحَبَّ فِطْرَتِي فَلْيَسْتَنَّ بِسُنَّتِي، وَ مِنْ سُنَّتِيَ النِّكَاحُ}}؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۵، ص ۴۹۴؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۲۲، ص ۲۶۴.</ref>. در روایتی دیگر از ایشان آمده که فرمود: "از [[افراط]] و تندروی در [[دین]] بپرهیزید؛ زیرا [[خداوند]] آن را آسان قرار داده است. پس، از [[دین]]، آنچه توانش را دارید، برگیرید؛ که [[خداوند]]، کار خوب مستمر را، هر چند اندک باشد، [[دوست]] دارد"<ref>{{متن حدیث|إيّاكم و التّعمق في الدّين فإنّ اللَّه تعالى قد جعله سهلا، فخذوا منه ما تطيقون فإنّ اللَّه يحبّ ما دام من عمل صالح و إن كان يسيرا}}؛ على المتّقی الهندی، ۱۴۰۹ق، ح ۵۳۴۸.</ref>.
| |
| * نتیجه آنکه [[راه مستقیم]] [[الهی]]، گشاده، گسترده و مطابق با تواناییهای [[انسان]] باایمان است و [[اسلام]] به عنوان برنامۀ پیمودن این راه، هیچ تنگنایی را برای [[بشر]]، ایجاد ننموده و مقرّرات آن به [[دلیل]] هماهنگی با [[فطرت]]، سهل و سبکبار است. کسانی که بر اساس ندای [[فطرت]] خود و [[اطاعت]] از [[خدای رحمان]]، معقولانه و خالصانه پا به این راه مینهند و از [[وسوسه]] و اغوای [[شیطان]] دوری میکنند و در انجام دادن [[عبادات]] و برنامههای [[دینی]] بر خود سخت نمیگیرند. از [[سنّت]] پیامآور این [[دین]] [[پیروی]] نموده، به مسیر [[سعادت ابدی]] و صراط مستقیم، گام نهادهاند.
| |
| * '''۵. وضوح و روشنی''' پنجمین ویژگی صراط مستقیم، وضوح و روشنی است. همه آیاتی که دلالت دارند که [[دین]] ریشه در [[فطرت آدمی]] دارد، [[گواه]] این مدّعاست. مانند: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> نیازی به توضیح نیست که [[معارف فطری]]، [[بدیهی]] و روشن است. بنابر این، ادلّۀ [[فطری]] بودن [[دین]]، [[دلیل]] وضوح و روشنی صراط مستقیم نیز هست. همچنین، همه آیاتی که دلالت دارند [[خداوند]] منّان، به روشنی برنامهها و مقرّرات [[دینی]] را بیان کرده، [[گواه]] دیگری بر وضوح و روشنی صراط مستقیم است؛ مانند:{{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بیگمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> و امّا روایاتی که حاکی از روشن بودن صراط مستقیم است، چند دستهاند:
| |
| # '''ارائۀ راه روشن توسّط [[خداوند سبحان]]:''' دستۀ اوّل، روایاتی است که دلالت دارند [[خداوند سبحان]] به روشنی راه [[حق]] و صراط مستقیم [[زندگی]] را به [[مردم]] ارائه کرده است؛ مانند آنچه از [[امام على]] {{ع}} [[نقل]] شده که فرمود: "ای [[بندگان خدا]]! از [[خدا]] بترسید و مراقب عزیزترین [[جانها]] و محبوبترین آنها نزد خود باشید؛ زیرا که [[خداوند]]، راه [[حق]] را برای شما آشکار ساخته و راههایش را روشن گردانیده است. از آن پس، یا بدبختیِ همیشگی در [[انتظار]] شما است و یا خوشبختی دائمی"<ref>{{متن حدیث|عِبَادَ اللَّهِ! اللَّهَ اللَّهَ فِي أَعَزِّ الْأَنْفُسِ عَلَيْكُمْ وَ أَحَبِّهَا إِلَيْكُمْ؛ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَوْضَحَ لَكُمْ سَبِيلَ الْحَقِّ وَ أَنَارَ طُرُقَهُ، فَشِقْوَةٌ لَازِمَةٌ، أَوْ سَعَادَةٌ دَائِمَةٌ}}؛ ری شهری، ۱۳۸۵ش، ج۱۳، ص ۲۹۱.</ref> گفتنی است که [[روشنگری]] [[خداوند متعال]]، گاه از طریق [[فطرت]] است و گاه از طریق [[انبیا]] و اوصیای آنهاست. چنان که در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} آمده: "[[خداوند]] عز و جل با امامانِ [[هدایت]] که از [[خاندان پیامبر]] ما هستند، از دینش پرده برداشته و با آنها راه روشنش را آشکار نموده است"<ref>{{متن حدیث|"إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْضَحَ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّنَا عَنْ دِينِهِ، وَ أَبْلَجَ بِهِمْ عَنْ سَبِيلِ مِنْهَاجِهِ}}؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج ۱، ص ۲۰۳؛ النعمانی، ۱۴۲۲، ص ۲۲۴، ح ۷؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۲۵، ص۱۵۰.</ref>
| |
| # '''روشنترین راه [[زندگی]]:''' دستۀ دوم روایاتی است که تصریح میکنند راهی که [[اسلام]] به [[جامعه]] معرّفی کرده، روشنترین راه [[زندگی]] است؛ مانند آنچه از [[امام على]] {{ع}} [[نقل]] شده که فرمود: "[[خداوند]] -تبارک و تعالی- [[شریعت اسلام]] را مقرّر داشت و آبشخورهایش را برای کسی که بخواهد بدان وارد شود، آسان و هموار ساخت. پس آن، روشنترین راه و آشکارترین دستگیره است"<ref>{{متن حدیث|"إِنَّ اللَّهَ -تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- شَرَعَ الْإِسْلَامَ وَ سَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ... فَهُوَ أَبْلَجُ الْمَنَاهِجِ وَ أَوْضَحُ الْوَلَائِجِ}}؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۲، ص۴۹۱؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۱۰۶؛ شیخ مفید، ۱۴۱۵ق، ص ۲۷۵.</ref>
| |
| # '''تجسّم راه روشن:''' دستۀ سوم، روایاتی است که [[اهل بیت]] {{عم}} را، راه روشن و صراط مستقیم نامیدهاند؛ مانند روایتی که در آن، [[پیامبر]] {{صل}} خطاب به [[امام علی|امیر مؤمنان]] {{ع}} میفرماید: "تو راه روشنی و تو، راه [[راستی]]"<ref>{{عربی|"أَنْتَ الطَّرِيقُ الْوَاضِحُ، وَ أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ"}}؛ صدوق، ۱۴۱۷ق، ص۳۸۳؛ الطبری، ص۵۴؛ حسکانی، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص ۷۶.</ref>. همچنین در [[زیارت جامعه]] مروی از [[امام هادی]] {{ع}} در توصیف [[اهل بیت]] {{عم}} آمده: "شما راستترین راه هستید"<ref>{{عربی|"أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ"}}؛ شیخ طوسی، ۱۴۰۱ق، ج۶، ص۹۷؛ صدوق، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص ۶۱۳.</ref> و نیز در [[روایت]] دیگر از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده: "آنان، راه راست هستند. آنان، راه استوارند"<ref>{{عربی|"هُمُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ، هُمُ السَّبِيلُ الْأَقْوَمُ"}}؛ حلّی، ۱۴۱۳ق، ص۳۱۹؛ فرات کوفی، ۱۴۱۰ق.</ref> در این گونه [[روایات]]، [[اهل بیت]] {{عم}} به [[دلیل]] این که تجسّم راه روشن [[هدایت]] و الگوی [[عینی]] برنامههای مترقی [[اسلام]] هستند، راه راست و طریق واضح نامیده شدهاند.
| |
| # '''توصیه به [[انتخاب]] راه روشن:''' دستۀ چهارم، روایاتی است که به [[مسلمانان]] توصیه میکنند در [[زندگی]]، راه روشنی را که [[خداوند سبحان]] به آنها ارائه کرده است، [[انتخاب]] کنند؛ مانند آنچه در [[نهج البلاغه]] آمده: "[[رحمت خدا]] بر مردی که راه آشکار، در پیش گرفت و در مسیری روشن، حرکت کرد"<ref>{{متن حدیث|رَحِمَ اللَّهُ امْرَأ رَكِبَ الطَّرِيقَةَ الْغَرَّاءَ وَ لَزِمَ الْمَحَجَّةَ الْبَيْضَاء}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵ق، الخطبة ۷۶.</ref>.
| |
| # '''فواید [[انتخاب]] راه روشن و خطر [[انحراف]] از آن:''' دستۀ پنجم از [[روایات]]، آثار و [[برکات]] [[انتخاب]] راه روشن را بیان کردهاند و نسبت به خطر [[انحراف]] از آن، هشدار دادهاند. از [[امام علی]] {{ع}} در این باره [[نقل]] شده که فرمود: "ای [[مردم]]! هر کس راه روشن را بپیماید، به آب میرسد ([[هدایت]] مییابد)، و هر کس بر خلاف آن ره سپارَد، در بیابان [[گمراهی]] میافتد"<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ سَلَكَ الطَّرِيقَ الْوَاضِحَ وَرَدَ الْمَاءَ، وَ مَنْ خَالَفَ وَقَعَ فِي التِّيهِ}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵ق، خطبة ۲۰۱؛ ابراهیم بن محمد ثقفی، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص ۵۸۴؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۷۰، ص۱۰۷.</ref> این سخن، اشاره به این معناست که هر کس در [[زندگی]]، راه روشنی را که [[انبیای الهی]] ارائه کردهاند، [[انتخاب]] کند، به مقصد میرسد و کامیاب میگردد، و اگر کسی راه دیگری را در پیش گیرد، در بیابان [[افکار]] و [[عقاید]] [[باطل]] و [[منحرف]]، سرگردان خواهد شد. و نیز خطاب به [[کمیل]] میفرماید: "ای [[کمیل]]! [[ایمان]]، [[استوار]] و عاریتی دارد. پس هشدار که از عاریتداران نباشی. [[ایمان]]، آن گاه [[استوار]] میشود که پیوسته، راه روشن را بپویی؛ راهی که تو را به کژی نکشانَد و از راهت به در [[نبرد]]"<ref>{{متن حدیث|يَا كُمَيْلُ! إِنَّهُ مُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ، فَاحْذَرْ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُسْتَوْدَعِينَ، وَ إِنَّمَا يَسْتَحِقُّ أَنْ يَكُونَ مُسْتَقَرّاً إِذَا لَزِمْتَ الْجَادَّةَ الْوَاضِحَةَ الَّتِي لَا تُخْرِجُكَ إِلَى عِوَجٍ وَ لَا تُزِيلُكَ عَنْ مَنْهَجٍ}}؛ ابن شعبه الحرّانی، ۱۴۱۶ق، ص۱۷۴، ۱۳۸۳، ص۲۸؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۷، ص ۲۷۲.</ref>. مفاد این [[کلام]] [[نورانی]]، این است که شرط [[پایداری]] [[ایمان]]، حرکت در راه روشنی است که [[اهل بیت]] {{عم}} ارائه کردهاند و [[انحراف]] از این راه، خطر ناپایداری [[ایمان]] را در پی خواهد داشت. و در سخنی دیگر از ایشان آمده: "خدایتان [[رحمت]] کند، بر طبق نشانههایی آشکار، عمل کنید؛ زیرا که راه روشن است و شما را به سرای [[سلامت]]، فرا میخواند"<ref>{{متن حدیث|اعْمَلُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ عَلَى أَعْلَامٍ بَيِّنَةٍ؛ فَالطَّرِيقُ نَهْجٌ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ}}؛ محمدی ری شهری، ۱۳۸۵ش، ج۱۱، ص۱۹۵.</ref> بر پایه این سخن، [[انتخاب]] راه روشن [[زندگی]]، [[انسان]] را به سرای [[سلامت]] مطلق -که همان [[بهشت]] جاوید است- میرساند و [[انحراف]] از این راه، موجب وارد شدن به [[دوزخ]] میگردد.
| |
| * '''مقدمۀ تشخیص راه روشن:''' آخرین نکته این که وضوح و روشنی صراط مستقیم، بدین معنا نیست که همه کس میتواند آن را تشخیص دهد. بر اساس مفاد شماری از [[آیات قرآن]] و [[روایات]] [[اهل بیت]] {{عم}}، تشخیص صراط مستقیم، [[نیازمند]] تحقّق دو مقدمه است:
| |
| # زدودن حجابهای [[معرفت]] (...)
| |
| # تلاش (...)
| |
| * '''۶. [[وحدت]]:''' ششمین ویژگی صراط مستقیم، [[وحدت]] است. این ویژگی بدین معناست که شاهراه رسیدن به مقصد اعلای [[انسانیت]]، یکی بیشتر نیست و از این رو، [[پلورالیسم]] یا [[تکثرگرایی دینی]] از نظر [[قرآن]]، مردود است.
| |
| # '''تعدّد ناپذیری راه راست:''' نخستین [[دلیل]] [[وحدت]] صراط مستقیم، این است که اصولاً [[راه مستقیم]] مقصد، بر خلاف راههای غیر مستقیم که میتواند متعدّد باشد، تعدّدناپذیر است. در روایتی آمده که [[پیامبر خدا]] {{صل}} برای [[تبیین]] این معنا، خطّ مستقیمی کشید و فرمود: "این راه راست خداست"<ref>{{متن حدیث|هذا سبيل الله مستقيماً}}</ref> سپس در سمت راست و چپ آن، خطوطی را رسم کرد و فرمود: "بر سر هر یک از این راهها، [[شیطانی]] است که به آن فرا میخواند"<ref>{{متن حدیث|وَ هذهِ السُّبُلُ لَيسَ مِنها سَبيلٌ إلّا علَيهِ شَيطانٌ يدعو إلَيه}}</ref> سپس، [[آیه]] ۱۵۳ [[سوره انعام]] را قرائت فرمود:{{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راهها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.ابن حنبل، ۱۴۱۱ق، ج ۲، ص ۱۹۶؛ سیوطی، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۳۸۵.</ref> پیش از این توضیح دادیم راه [[راستی]] که [[انسان]] را به مقصد اعلای [[انسانیت]] میرساند، [[عبادت خدا]] و [[اطاعت]] [[اوامر]] اوست و علّت نامگذاری اموری مانند [[پیشوایان دین]]، [[اسلام]]، [[کتاب خدا]]، و راه [[معرفت]] و [[محبّت]] [[خدا]]، به صراط مستقیم، آن است که بدون آنها نمیتوان به [[عبادت]] و [[اطاعت خدا]] [[دست]] یافت. بنابراین، [[انسان]] برای رسیدن به مقصد [[آفرینش]] خود، راهی جز [[اطاعت]] و [[بندگی]] [[خداوند سبحان]] ندارد، و [[عبادت خدا]]، چیزی نیست که هر کس به دلخواه آن را [[تفسیر]] کند. در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} هنگامی که [[خداوند سبحان]] به [[شیطان]] [[دستور]] داد که به [[آدم]] {{ع}} [[سجده]] کند، [[شیطان]] به [[خدا]] پیشنهاد داد: {{متن حدیث|يَا رَبِّ وَ عِزَّتِكَ إِنْ أَعْفَيْتَنِي مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ لَأَعْبُدَنَّكَ عِبَادَةً مَا عَبَدَكَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا}} امّا [[خداوند متعال]]، این پیشنهاد را نپذیرفت و فرمود: {{متن حدیث|إِنِّي أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَيْثُ أُرِيدُ"}}<ref>مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۶۳، ص۲۵۰.</ref> بنابراین، اساس طرح تکثّرگرایی [[دینی]]، نه تنها بیمعناست؛ بلکه وسوسهای [[شیطانی]] برای [[گمراه کردن]] [[مردم]] و باز داشتن آنها از حرکت در [[صراط مستقیم الهی]] است.
| |
| # '''[[وحدت]] راه اصلی و تعدّد راههای فرعی:''' [[راه خدا]] در [[قرآن کریم]] با دو تعبیر، بیان شده است: یکی صراط مستقیم و دیگری [[سبیل الله]]. نکته قابل توجّه، این است که صراط مستقیم و یا [[صراط]] [[الله]] در [[قرآن]] به صورت جمع نیامده؛ ولی [[سبیل الله]] به صورت جمع آمده. مانند {{متن قرآن|سُبُلَنَا}}<ref>سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref>، و {{متن قرآن| سُبُلَ رَبِّكِ }}<ref> سوره نحل، آیه ۶۹.</ref>. این تفاوت تعبیر، میتواند اشاره به این معنا باشد که صراط مستقیم، یعنی راه اصلی و شاهراه رسیدن به [[آرمانهای الهی]] است و لذا نمیتواند متعدّد باشد؛ ولی [[سبیل]]، راه فرعی است که میتواند بلکه باید متعدّد باشد، مشروط به این که به راه اصلی منتهی گردد. راه اصلی که شاهراه وصول به کامیایی مطلق است، [[دین خدا]]، یعنی [[اسلام]] است که در همه دورانها [[مردم]] را به [[اطاعت از خداوند]] سبحان، [[دعوت]] مینماید و راههای فرعی شریعتهای مختلف و برنامههای گوناگون آنها، برای [[زندگی]] [[انسان]] است. (...)<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[ویژگیهای صراط مستقیم در قرآن (مقاله)|ویژگیهای صراط مستقیم در قرآن]]، ص ۶ و ۲۸.</ref>.
| |
| | |
| == مصادیق صراط مستقیم ==
| |
| | |
| == [[صراط]] مستقيم و [[نعمت]] الهى ==
| |
| == [[صراط]] مستقيم و شيطان ==
| |
| == [[صراط]] مستقيم و هدايت ==
| |
| == عوامل و اسباب هدايت به [[صراط]] مستقيم ==
| |
| === نخست: [[ایمان]] به [[خداوند]] ===
| |
| === دوم: [[ایمان]] به [[معاد]] ===
| |
| === سوم: [[اطاعت از خداوند]] و [[رسول]] و [[اولی الامر]] ===
| |
| === چهارم: [[اعتصام]] و تمسك جستن به [[حق]] ===
| |
| === پنجم: كسب خشنودى [[خداوند]] ===
| |
| === ششم: توجه به آيات [[خداوند]] ===
| |
| === هفتم: [[عبادت]] [[خداوند]] ===
| |
| === هشتم: تسليم در برابر اجراى تكاليف سخت ===
| |
| === نهم: [[شاکر]] بودن در برابر نعمات [[خداوند]] ===
| |
| | |
| == رابطۀ صراط مستقیم و [[غضب الهی]] ==
| |
| | |
| == نهی از گرایش به چپ و راست ==
| |
| چپ و راست در مقابل راه راست و [[صراط مستقیم]]، [[گرایش]] به چپ و راست است که [[انسان]] را از مقصد دور میکند. [[صراط مستقیم]]، راه [[امام علی|علی]] {{ع}} و [[اهل بیت]] و تمسّک به [[قرآن]] و [[عترت]] است.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۹۵.</ref>.
| |
| | |
| [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: به [[شرق]] و [[غرب]] بروید، هرگز [[دانش]] صحیحی نمییابید مگر آنکه از سوی ما [[اهل بیت]] برآمده باشد.<ref>کافی ج ۱ ص۳۹۹</ref> در [[روایات]]، از عدول به چپ و راست [[نکوهش]] شده است و [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}}، چپ و راست و [[یمین]] و [[یسار]] را [[گمراهی]] دانسته و راه وسط و مستقیم را جادۀ اصلی میشمارد که هم ضامن بقای [[قرآن]] و آثار [[نبوت]] است، هم اجرای [[سنت]] [[نبوی]] و هم فرجام آن [[عافیت]] است: {{عربی|الیمین و الشّمال مضلّة و الطّریق الوسطی هی الجّادّة...}}.<ref>نهج البلاغه خطبه ۱۶</ref> نیز راه چپ و راست را مسیر [[گمراهی]] میداند: ([[خطبۀ ۱۵۰]]: {{عربی|و أخذوا یمینا و شمالا ظعنا فی مسالک الغیّ}}) و از هرنوع چپروی و راستروی در مقابل راه میانه و [[معتدل]] [[نکوهش]] میکند و توصیه میفرماید که راهشان را مذمّت کنید و از [[هلاکت]] و [[تباهی]] برحذرشان بدارید: ([[خطبۀ ۲۲۲]]: {{عربی|و من أخذ یمینا و شمالا ذمّوا إلیه الطّریق و حذّروه من الهلکة}}). [[امام باقر]] {{ع}} در [[مجلسی]] که کسی از [[حسن بصری]] نکتهای [[نقل]] کرد، فرمود: [[حسن بصری]] چپ برود یا راست برود، به [[خدا]] قسم [[علم]] و [[دانش]] جز نزد ما یافت نشود.<ref>کافی ج ۱ ص ۵۱</ref> [[پیامبرئخاتم|پیامبر خدا]] در [[غدیر خم]]، میخواست راه راست و روشن را به [[امت]] نشان دهد، تا با [[امامت]] [[ولیّ خدا]]، به بیراهۀ چپ و راست [[منحرف]] نشوند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۹۵.</ref>.
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |