|
|
| خط ۲۱۱: |
خط ۲۱۱: |
| [[اصحاب جمل]]، [[عثمان بن حنیف]] را [[آزاد]] گذاشتند که در [[بصره]] بماند یا به علی{{ع}} ملحق شود. او رفتن را [[انتخاب]] کرد و به علی{{ع}} پیوست. وقتی که آن حضرت را دید، گریست و گفت: {{عربی|فارقتك شيخا، و جئتك أمرد}}؛ «وقتی از شما جدا شدم، پیرمردی بودم و امروز که آمدم، بیریش و امرد هستم». پس علی{{ع}} سه بار فرمود: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref><ref>ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۲۱.</ref>. | | [[اصحاب جمل]]، [[عثمان بن حنیف]] را [[آزاد]] گذاشتند که در [[بصره]] بماند یا به علی{{ع}} ملحق شود. او رفتن را [[انتخاب]] کرد و به علی{{ع}} پیوست. وقتی که آن حضرت را دید، گریست و گفت: {{عربی|فارقتك شيخا، و جئتك أمرد}}؛ «وقتی از شما جدا شدم، پیرمردی بودم و امروز که آمدم، بیریش و امرد هستم». پس علی{{ع}} سه بار فرمود: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref><ref>ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۲۱.</ref>. |
| [[پاسداران]] و [[نگهبانان]] [[بیتالمال]] بصره که سَبابِجَه خوانده میشدند با [[قساوت]] و بیرحمی به دست [[ناکثین]] کشته شدند. این گروه اولین قومی بودند که در میان [[مسلمانان]] دستبسته گردن زده شدند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۲۱.</ref>.<ref>[[علی ملکی میانجی|ملکی میانجی، علی]]، [[ناکثین (مقاله)| مقاله «ناکثین»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص ۷۸.</ref> | | [[پاسداران]] و [[نگهبانان]] [[بیتالمال]] بصره که سَبابِجَه خوانده میشدند با [[قساوت]] و بیرحمی به دست [[ناکثین]] کشته شدند. این گروه اولین قومی بودند که در میان [[مسلمانان]] دستبسته گردن زده شدند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۲۱.</ref>.<ref>[[علی ملکی میانجی|ملکی میانجی، علی]]، [[ناکثین (مقاله)| مقاله «ناکثین»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص ۷۸.</ref> |
|
| |
| ==[[تحریفات]] مغرضانه در گزارشهای [[حادثه جمل]]==
| |
| متأسفانه در گزارشهای جنگ جمل، تحریفات مغرضانه و ظالمانهای [[اعمال]] گردیده است و میتوان علت اصلی آن را اعمال [[نفوذ]] خلفای جور اموی و عباسی دانست که مخالف [[امام علی]]{{ع}} بودند و با [[اهل بیت]]{{عم}} [[دشمنی]] داشتند. [[ابن ابیالحدید]] از کتاب الاحداث مداینی در مورد [[سیاست فرهنگی]] [[معاویه]] اینگونه نقل میکند که معاویه با [[اعمال]] [[سیاستها]] و [[هزینه]] [[پاداشها]]، همه جا را به صحنه [[تبلیغات]] و [[تشویق]] به [[جعل]] و [[نقل روایات]] در [[فضایل]] [[عثمان]] نمود و پس از اشباع این موضوع، دستور داد این کار را در مورد [[خلفای نخستین]] و [[صحابه]] انجام دهند تا موجب [[ناراحتی]] بیشتر [[شیعیان]] گردد. البته این [[سیاست]] همراه با ضدیت و [[عناد]] شدید با [[امیر مؤمنان]]{{ع}} اعمال میگردید<ref>ر.ک: ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۴۴. </ref>.
| |
| افزون بر [[سیاستهای امویان]]، [[خاندان]] [[زبیر]] در دوران [[امویان]] و [[عباسیان]]، [[نفوذ فرهنگی]] فوقالعادهای داشتند. این عوامل را میتوان موجب دگرگونی [[حقایق]] در گزارشهای [[جنگ جمل]] دانست. ساختههای [[سیف بن عمر]] و بهرهگیری گسترده [[طبری]] از آن برای [[تحریف]] وقایع [[جمل]] نیز نقش بسیار مخربی داشته است. طبری و [[مورخین]] دنبالهرو او، همان روش را در [[جنگ]] اصلی جمل نیز به کار بستهاند و تلاش نمودهاند با کمال [[بیانصافی]]، سران [[ناکثین]] را تبرئه نمایند و جنگ را به گردن غوغاییان و سباییان بیاندازند و بیشتر [[یاران صدیق امام]] را متهم سازند و گزارش [[بیعت]] [[طلحه]] و زبیر با [[حضرت امیر]]{{ع}} و علل وقوع جنگ را مخدوش نشان دهند. برخوردهای مغرضانه، گاهی به صورت کلیگویی است و گاهی با متهم نمودن اشخاص است. حمدالله مستوفی، جغرافیدان برجسته دوره ایلخانان [[مغول]]، با وجود اظهار [[محبت به اهل بیت]]{{عم}} در [[معارف]] جغرافیایی خود، در [[تاریخ]] گزیده، پا را از حد خود فراتر نهاده، با کمال بیانصافی نوشته است: «میان علی و [[عایشه]] و طلحه و زبیر [[صلح]] خواست شد بر آنکه هر که در [[خون عثمان]] ساعی بوده باشد، علی او را بسپارد. [[مالک اشتر]] و [[عدی بن حاتم]] و جمعی که [[قتل عثمان]] بدیشان نسبت میکردند، [[مکر]] کردند تا جنگ [[قائم]] شد»<ref>مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، ص۱۹۳.</ref>.
| |
|
| |
| حمدالله مستوفی در اینجا [[اولیای الهی]] را متهم به [[جنگافروزی]] نموده، در عوض از بانیان غائله جمل در موارد مختلف [[تمجید]] نموده است. این اظهار نظر، نه تنها [[بیتقوایی]] مستوفی را نشان میدهد، بلکه [[تعصب]] [[کور]] وی را در بیان [[تاریخ]] مینمایاند. اگر او به تمام اقوال منقول در کتاب [[طبری]]، پیشوای [[مورخین]] [[مکتب خلفا]]، [[عنایت]] داشت، چنین [[قضاوت]] یک سویهای را مرتکب نمیشد. شکی نیست که [[مالک اشتر]] همانند بسیاری از بزرگان [[عرب]]، از معارضان سرسخت [[عثمان]] بود؛ ولی این به معنای موافقت با [[قتل]] وی نیست. طبری در تاریخش ضمن نقل مجعولات [[سیف بن عمر]] و پروندهسازی وی برای مشارکین در [[قتل عثمان]]، نام چند تن از بزرگان [[یاران]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} را همانند [[عدی بن حاتم]] و مالک اشتر گنجانده است؛ اما در جای دیگر نوشته است مالک اشتر مخالف قتل عثمان بود<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۴، ص۴۹۳. </ref>. مواضع [[امویان]] از جمله [[معاویه]] و چگونگی [[روابط سیاسی]] وی با عدی بن حاتم، این [[یار]] باوفا و برجسته امیر مؤمنان{{ع}}، نافی اکاذیب سیف بن عمر است.<ref>[[علی ملکی میانجی|ملکی میانجی، علی]]، [[ناکثین (مقاله)| مقاله «ناکثین»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص۱۱۷.</ref>
| |
|
| |
|
| == ناکثین یا نخستین [[نبرد]] داخلی == | | == ناکثین یا نخستین [[نبرد]] داخلی == |