پرش به محتوا

بحث:جنگ جمل در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۰۴: خط ۲۰۴:
پس از برقراری آتش‌بس، ناکثین که از [[ضعف]] و شمار اندک خویش [[هراس]] داشتند، تصمیم گرفتند به قبایل [[پیام]] بفرستند و از [[اعراب]] [[صحرانشین]] [[دلجویی]] کنند. آنان به سرشناسان [[مردم]] و کسانی که [[اهل شرف]] و [[ریاست]] بودند، پیام فرستادند و [[مردم]] را به [[خونخواهی عثمان]] و [[خلع]] علی از [[خلافت]] و بیرون کردن [[عثمان بن حنیف]] از [[بصره]] فراخواندند.
پس از برقراری آتش‌بس، ناکثین که از [[ضعف]] و شمار اندک خویش [[هراس]] داشتند، تصمیم گرفتند به قبایل [[پیام]] بفرستند و از [[اعراب]] [[صحرانشین]] [[دلجویی]] کنند. آنان به سرشناسان [[مردم]] و کسانی که [[اهل شرف]] و [[ریاست]] بودند، پیام فرستادند و [[مردم]] را به [[خونخواهی عثمان]] و [[خلع]] علی از [[خلافت]] و بیرون کردن [[عثمان بن حنیف]] از [[بصره]] فراخواندند.
[[قبایل]] أَزد و ضَبّه و قَیس بن عَیلان، همگی با [[طلحه]] و [[زبیر]] [[بیعت]] کردند؛ جز یکی دو مرد از هر [[قبیله]] که از آنان کناره گرفتند. طلحه و زبیر، کسی را نزد هلال بن وکیع تمیمی فرستادند؛ ولی او از آمدن خودداری کرد. طلحه و زبیر به خانه‌اش رفتند؛ ولی او خود را از آن دو پوشیده داشت. مادرش به او گفت: دو پیرمرد [[قریش]] به دیدارت می‌آیند و از آن دو خود را پوشیده می‌داری؟ سرانجامِ [[اصرار]] مادر، بیعت وی با [[ناکثین]] بود. همراه او، قبیله عمروبن [[تمیم]]، همگی و بنو حنظله، به جز [[بنی‌یربوع]] که همگان [[شیعه علی]]{{ع}} بودند، بیعت کردند. همچنین همه افراد بنو دارم، جز تنی چند از [[بنی‌مجاشع]] که [[اهل دین]] و [[فضیلت]] بودند، بیعت کردند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۲۱.</ref>.<ref>[[علی ملکی میانجی|ملکی میانجی، علی]]، [[ناکثین (مقاله)| مقاله «ناکثین»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص ۷۵.</ref>
[[قبایل]] أَزد و ضَبّه و قَیس بن عَیلان، همگی با [[طلحه]] و [[زبیر]] [[بیعت]] کردند؛ جز یکی دو مرد از هر [[قبیله]] که از آنان کناره گرفتند. طلحه و زبیر، کسی را نزد هلال بن وکیع تمیمی فرستادند؛ ولی او از آمدن خودداری کرد. طلحه و زبیر به خانه‌اش رفتند؛ ولی او خود را از آن دو پوشیده داشت. مادرش به او گفت: دو پیرمرد [[قریش]] به دیدارت می‌آیند و از آن دو خود را پوشیده می‌داری؟ سرانجامِ [[اصرار]] مادر، بیعت وی با [[ناکثین]] بود. همراه او، قبیله عمروبن [[تمیم]]، همگی و بنو حنظله، به جز [[بنی‌یربوع]] که همگان [[شیعه علی]]{{ع}} بودند، بیعت کردند. همچنین همه افراد بنو دارم، جز تنی چند از [[بنی‌مجاشع]] که [[اهل دین]] و [[فضیلت]] بودند، بیعت کردند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۲۱.</ref>.<ref>[[علی ملکی میانجی|ملکی میانجی، علی]]، [[ناکثین (مقاله)| مقاله «ناکثین»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص ۷۵.</ref>
==دومین [[جنگ]] ناکثین با [[والی بصره]]==
اولین [[پیمان‌شکنی]] [[اصحاب جمل]]، [[نقض بیعت]] با [[حضرت امیر]]{{ع}} بود و دومین [[نقض عهد]] آنان، زیر پا گذاشتن [[معاهده صلح]] با والی بصره، عثمان بن حنیف و مبادرت به جنگ و کودتای خونین علیه وی بود. ناکثین با جذب نیروهای جدید و [[تحکیم]] [[مواضع سیاسی]] خود، با پیمان‌شکنی دوباره، اقدام به یک کودتای خونین علیه والی بصره نمودند.
شارح [[نهج‌البلاغه]] از [[ابو مخنف]] نقل می‌کند: ناکثین در شبی تاریک و بارانی و طولانی بیرون آمدند. [[زره]] پوشیده بودند و روی آن، [[جامه]] بر تن داشتند. هنگام [[نماز صبح]] و [[سحرگاه]] به [[مسجد]] رسیدند؛ عثمان بن حنیف پیش از ایشان به مسجد رسیده بود و صف‌های [[نماز]] برپا بود<ref>جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج۴، ص۳۵۷ - ۳۵۸.</ref>. آنان با کشمکش‌های فراوان، عثمان بن حنیف را از [[امامت جماعت]] کنار زدند و زبیر را جایگزین وی کردند. به [[فرمان]] زبیر، ابن [[حنیف]] و [[نگهبانان]] [[بیت‌المال]] دستگیر شدند. ابن حنیف را تا پای [[مرگ]] زدند و پس از کندن موهای ابروان و مژه‌ها و تمام [[موی سر]] و صورتش، او را نزد [[عایشه]] بردند. عایشه از [[ابان]]، پسر [[عثمان]] خواست که گردن ابن [[حنیف]] را بزند؛ اما وقتی ابن حنیف آنان را به [[انتقام]] برادرش سهل، [[حاکم مدینه]] هشدار داد، از کشتن او صرف نظر نمودند<ref>ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۲۰ - ۳۲۱؛ ابن اثیر، الکامل، ترجمه سید محمدحسین روحانی، ج۴، ص۱۷۷۱، با کمی اختلاف.</ref>.
[[اصحاب جمل]]، [[عثمان بن حنیف]] را [[آزاد]] گذاشتند که در [[بصره]] بماند یا به علی{{ع}} ملحق شود. او رفتن را [[انتخاب]] کرد و به علی{{ع}} پیوست. وقتی که آن حضرت را دید، گریست و گفت: {{عربی|فارقتك شيخا، و جئتك أمرد}}؛ «وقتی از شما جدا شدم، پیرمردی بودم و امروز که آمدم، بی‌ریش و امرد هستم». پس علی{{ع}} سه بار فرمود: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref><ref>ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۲۱.</ref>.
[[پاسداران]] و [[نگهبانان]] [[بیت‌المال]] بصره که سَبابِجَه خوانده می‌شدند با [[قساوت]] و بی‌رحمی به دست [[ناکثین]] کشته شدند. این گروه اولین قومی بودند که در میان [[مسلمانان]] دست‌بسته گردن زده شدند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۳۲۱.</ref>.<ref>[[علی ملکی میانجی|ملکی میانجی، علی]]، [[ناکثین (مقاله)| مقاله «ناکثین»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص ۷۸.</ref>


== ناکثین یا نخستین [[نبرد]] داخلی ==
== ناکثین یا نخستین [[نبرد]] داخلی ==
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش