پرش به محتوا

آیه تبلیغ در تفسیر و علوم قرآنی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۹۹: خط ۹۹:


== [[شبهات]] پیرامون [[آیه]] ==
== [[شبهات]] پیرامون [[آیه]] ==
[[فخر رازی]] در [[تفسیر]] این آیه ده احتمال مختلف ذکر می‌کند و شاید تکثیر احتمالات برای پوشاندن [[واقعیت]] و مشتبه نمودن آن است. در نهایت فخر رازی دهمین احتمال را ارتباط این آیه با [[واقعه غدیر خم]] قرار می‌دهد و پس از نقل روایاتی که مربوط به [[جریان غدیرخم]] و [[نصب حضرت علی]] برای [[امامت]] است، می‌نویسد: روایات گرچه به این مضمون فراوان است، لکن بهتر این است که بگوییم این آیه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را از [[مکر]] [[یهود]] و [[نصاری]] ایمن ساخت و امر نمود که [[پیامبر]]{{صل}} [[دین]] را [[تبلیغ]] کند و از جانب [[یهود]] و [[نصاری]] نگران نباشد؛ زیرا قبل از این [[آیه]] و بعد از آن [[آیات]] فراوانی وجود دارد که با یهود و نصاری و در مورد آنان سخن می‌گوید، بنابراین ممتنع است که این یک آیه در این وسط از آیات قبلی و آیات بعدی جدا باشد<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۴۰۱.</ref>.
[[فخر رازی]] در [[تفسیر]] این آیه ده احتمال مختلف ذکر می‌کند و شاید تکثیر احتمالات برای پوشاندن واقعیت و مشتبه نمودن آن است. در نهایت فخر رازی دهمین احتمال را ارتباط این آیه با [[واقعه غدیر خم]] قرار می‌دهد و پس از نقل روایاتی که مربوط به جریان غدیرخم و [[نصب حضرت علی]] برای [[امامت]] است، می‌نویسد: روایات گرچه به این مضمون فراوان است، لکن بهتر این است که بگوییم این آیه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را از [[مکر]] [[یهود]] و [[نصاری]] ایمن ساخت و امر نمود که [[پیامبر]]{{صل}} [[دین]] را [[تبلیغ]] کند و از جانب [[یهود]] و [[نصاری]] نگران نباشد؛ زیرا قبل از این [[آیه]] و بعد از آن [[آیات]] فراوانی وجود دارد که با یهود و نصاری و در مورد آنان سخن می‌گوید، بنابراین ممتنع است که این یک آیه در این وسط از آیات قبلی و آیات بعدی جدا باشد<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۴۰۱.</ref>.


[[علامه طباطبایی]] در نقد سخن [[فخر رازی]] می‌نویسد: از جمله {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}} بر می‌آید حکمی که این آیه درصدد بیان آن است و [[رسول الله]]{{صل}} [[مأمور]] به تبلیغ آن شده، [[امر]] مهمی است که در تبلیغ آن [[بیم]] خطر هست یا بر [[جان]] رسول الله{{صل}} و و یا بر [[پیشرفت]] [[دین اسلام]] از ناحیه آنان خطری متوجه رسول الله{{صل}} بشود تا مجوز این باشد که رسول الله{{صل}} [[دست]] از کار تبلیغ خود بکشد و یا برای مدتی آن را به تعویق بیندازد و [[حاجت]] به این بیفتد که [[خدا]] به [[رسول]] خود ـ در صورتی که پیغام تازه را به آنان برساند ـ [[وعده]] [[حفظ]] و [[حراست]] از خطر دشمنش را بدهد. علاوه بر این، اگر این خطر، چشم‌زخمی بوده که احتمالاً ممکن بوده از [[اهل کتاب]] به آن جناب برسد جا داشت این [[سوره]] در اوایل [[هجرت]] نازل شود؛ زیرا در اوایل هجرت که رسول الله{{صل}} در [[شهر]] [[غربت]] و در بین عده معدودی از [[مسلمین]] آن شهر به سر می‌برد [[یهودیان]] او را از همه طرف محاصره کرده بودند، آن هم یهودیانی که با حدّت و شدت هر چه بیشتر به [[مبارزه]] علیه رسول الله{{صل}} برخاسته و صحنه‌های خونینی نظیر [[خیبر]] و امثال آن به راه انداختند، اگر در آیه مورد بحث مراد از "ناس" یهود بود جا داشت در آن روزها این آیه نازل شود، لکن [[نزول]] این سوره در اواخر [[عمر شریف]] آن حضرت اتفاق افتاده که همه اهل کتاب از [[قدرت]] و [[عظمت]] [[مسلمین]] در گوشه‌ای، ساکت مانده‌اند. پس کاملا معلوم شد که [[آیه]] مورد بحث هیچ‌گونه ارتباطی با [[اهل کتاب]] ندارد. افزون بر همه اینها، در آیه مورد بحث تکلیفی که سنگین، کمرشکن و طاقت‌فرسا باشد به اهل کتاب نشده تا در [[ابلاغ]] آن به اهل کتاب خطری از ناحیه آنها متوجه [[رسول الله]]{{صل}} بشود. از همه اینها گذشته، [[رسول الله]]{{صل}} در سال‌های اول [[بعثت]]، [[مأمور]] شد [[تکالیف]] بس خطرناکی را گوشزد [[بشر]] آن [[روز]] سازد، مثلا مأمور شد [[کفار]] [[قریش]] و آن عرب‌های [[متعصب]] را به [[توحید]] [[خالص]] و ترک [[بت‌پرستی]] [[دعوت]] کند. [[مشرکین]] [[عرب]] را که بسیار خشن‌تر و خونریزتر و خطرناک‌تر از [[اهل]] کتابند به [[اسلام]] و توحید بخواند، با این وجود، [[خداوند]] این [[تهدید]] و وعیدی که امروز به [[رسول الله]]{{صل}} می‌دهد آن روز نداد، پس معلوم می‌شود پیغام تازه، خطرناک‌ترین موضوعاتی است که رسول الله{{صل}} به تازگی مأمور [[تبلیغ]] آن شده است<ref>المیزان، ج۶، ص۴۳.</ref>.
[[علامه طباطبایی]] در نقد سخن [[فخر رازی]] می‌نویسد: از جمله {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}} بر می‌آید حکمی که این آیه درصدد بیان آن است و [[رسول الله]]{{صل}} [[مأمور]] به تبلیغ آن شده، [[امر]] مهمی است که در تبلیغ آن [[بیم]] خطر هست یا بر [[جان]] رسول الله{{صل}} و و یا بر [[پیشرفت]] [[دین اسلام]] از ناحیه آنان خطری متوجه رسول الله{{صل}} بشود تا مجوز این باشد که رسول الله{{صل}} [[دست]] از کار تبلیغ خود بکشد و یا برای مدتی آن را به تعویق بیندازد و [[حاجت]] به این بیفتد که [[خدا]] به [[رسول]] خود ـ در صورتی که پیغام تازه را به آنان برساند ـ [[وعده]] [[حفظ]] و حراست از خطر دشمنش را بدهد. علاوه بر این، اگر این خطر، چشم‌زخمی بوده که احتمالاً ممکن بوده از [[اهل کتاب]] به آن جناب برسد جا داشت این [[سوره]] در اوایل [[هجرت]] نازل شود؛ زیرا در اوایل هجرت که رسول الله{{صل}} در [[شهر]] غربت و در بین عده معدودی از [[مسلمین]] آن شهر به سر می‌برد [[یهودیان]] او را از همه طرف محاصره کرده بودند، آن هم یهودیانی که با حدّت و شدت هر چه بیشتر به [[مبارزه]] علیه رسول الله{{صل}} برخاسته و صحنه‌های خونینی نظیر [[خیبر]] و امثال آن به راه انداختند، اگر در آیه مورد بحث مراد از "ناس" یهود بود جا داشت در آن روزها این آیه نازل شود، لکن نزول این سوره در اواخر عمر شریف آن حضرت اتفاق افتاده که همه اهل کتاب از [[قدرت]] و عظمت [[مسلمین]] در گوشه‌ای، ساکت مانده‌اند. پس کاملا معلوم شد که [[آیه]] مورد بحث هیچ‌گونه ارتباطی با [[اهل کتاب]] ندارد. افزون بر همه اینها، در آیه مورد بحث تکلیفی که سنگین، کمرشکن و طاقت‌فرسا باشد به اهل کتاب نشده تا در [[ابلاغ]] آن به اهل کتاب خطری از ناحیه آنها متوجه [[رسول الله]]{{صل}} بشود. از همه اینها گذشته، [[رسول الله]]{{صل}} در سال‌های اول [[بعثت]]، [[مأمور]] شد [[تکالیف]] بس خطرناکی را گوشزد [[بشر]] آن [[روز]] سازد، مثلا مأمور شد [[کفار]] [[قریش]] و آن عرب‌های [[متعصب]] را به [[توحید]] [[خالص]] و ترک [[بت‌پرستی]] [[دعوت]] کند. [[مشرکین]] [[عرب]] را که بسیار خشن‌تر و خونریزتر و خطرناک‌تر از [[اهل]] کتابند به [[اسلام]] و توحید بخواند، با این وجود، [[خداوند]] این [[تهدید]] و وعیدی که امروز به [[رسول الله]]{{صل}} می‌دهد آن روز نداد، پس معلوم می‌شود پیغام تازه، خطرناک‌ترین موضوعاتی است که رسول الله{{صل}} به تازگی مأمور [[تبلیغ]] آن شده است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۴۳.</ref>.


در [[تفسیر تسنیم]] نیز آمده است: "چگونه [[رسول اکرم]]{{صل}} در [[زمان]] [[ضعف]] و نابودی [[قدرت]] [[یهود]] از [[ابلاغ]] مطلبی نه چندان دشوار بهراسد و حال آنکه در زمان [[اقتدار]] آنان تعبیرهایی تندتر از مضمون [[آیه]] یاد شده را بدون [[هراس]] به آنها ابلاغ کرده بود؛ مانند: {{متن قرآن|كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ}}<ref>«بوزینگانی باشید، رانده» سوره بقره، آیه ۶۵.</ref>، {{متن قرآن|كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ}}<ref>«چنان که "اصحاب سبت" را لعنت کردیم» سوره نساء، آیه ۴۷.</ref>.<ref>تسنیم، ج۲۳، ص۲۷۲.</ref>  
در [[تفسیر تسنیم]] نیز آمده است: "چگونه [[رسول اکرم]]{{صل}} در [[زمان]] [[ضعف]] و نابودی [[قدرت]] [[یهود]] از [[ابلاغ]] مطلبی نه چندان دشوار بهراسد و حال آنکه در زمان [[اقتدار]] آنان تعبیرهایی تندتر از مضمون [[آیه]] یاد شده را بدون [[هراس]] به آنها ابلاغ کرده بود؛ مانند: {{متن قرآن|كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ}}<ref>«بوزینگانی باشید، رانده» سوره بقره، آیه ۶۵.</ref>، {{متن قرآن|كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ}}<ref>«چنان که "اصحاب سبت" را لعنت کردیم» سوره نساء، آیه ۴۷.</ref>.<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۲۳، ص۲۷۲.</ref>  


مراد از مردمی که [[پیامبر]] از ناحیه آنان [[احساس]] خطر برای [[دین اسلام]] نموده است، قطعاً [[مردم]] [[مؤمن]] نبوده و نیز مراد کفار [[مکه]] نیست؛ زیرا اولاً [[سرزمین مکه]] فتح شده بود و ثانیاً برای پیامبر{{صل}} با ابلاغ [[جانشین]] خود از ناحیه کفار [[نگرانی]] حاصل نشده است؛ زیرا این کفار هستند که با ابلاغ و اعلام [[جانشین پیامبر]] باید نگران بشوند پس قطعاً [[نگرانی پیامبر]] از ناحیه [[منافقان]] بوده است و با مراجعه به [[روایات]] و وقایع [[تاریخی]] نیز روشن می‌شود که پیامبر از ناحیه منافقان نگران بوده است. پس منافقان در [[سال آخر عمر پیامبر]]{{صل}} نیز حضوری فعال داشته و عده فراوانی بوده‌اند به طوری که در موقع اعلام [[ولایت]] و [[امامت امیر مؤمنان]] برای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نگرانی حاصل شد<ref>تفسیر انوار ثقلین، ج۲، ص۲۵۱.</ref>. از این جمله آیه: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> استفاده می‌شود که [[دشمنان]] این [[پیام الهی]] و نیز مصداق {{متن قرآن|النَّاسِ}} در این [[آیه]]، [[کفار]] هستند که برخی از آنان قابل [[هدایت]] نیستند<ref>تفسیر انوار ثقلین، ج۲، ص۲۲۹.</ref> و همچنان که در [[حقّانیت]] [[قرآن]] جای هیچ شکی نیست؛ زیرا او ده‌ها هزار [[شاهد]] برای [[اثبات حق]] خود داشت! با این همه شاهد چه جای [[شک]] و ریب است. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: "ای اباحفص، شگفت‌آور است آنچه [[علی بن ابی‌طالب]] [[امیر مؤمنان]] دید! او ده هزار شاهد داشت ولی نتوانست [[حق]] خود را بگیرد با این که هر مردی با دو شاهد[[حق]] خود را می‌گیرد. [[رسول خدا]] از [[مدینه]] برای [[حج]] خارج شد در حالی که همراه او پنج هزار نفر [[آدم]] بود و از [[مکه]] بازگشت در حالی که پنج هزار نفر از [[اهل مکه]] او را [[همراهی]] می‌کردند تا این که به [[سرزمین جحفه]] رسید؛ در آنجا [[جبرئیل]] بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شد و [[آیه تبلیغ]] را به آن حضرت [[ابلاغ]] کرد..."<ref>بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۴۰.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه تبلیغ - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>
مراد از مردمی که [[پیامبر]] از ناحیه آنان [[احساس]] خطر برای [[دین اسلام]] نموده است، قطعاً [[مردم]] [[مؤمن]] نبوده و نیز مراد کفار [[مکه]] نیست؛ زیرا اولاً [[سرزمین مکه]] فتح شده بود و ثانیاً برای پیامبر{{صل}} با ابلاغ [[جانشین]] خود از ناحیه کفار نگرانی حاصل نشده است؛ زیرا این کفار هستند که با ابلاغ و اعلام [[جانشین پیامبر]] باید نگران بشوند پس قطعاً نگرانی پیامبر از ناحیه [[منافقان]] بوده است و با مراجعه به [[روایات]] و وقایع [[تاریخی]] نیز روشن می‌شود که پیامبر از ناحیه منافقان نگران بوده است. پس منافقان در سال آخر عمر پیامبر{{صل}} نیز حضوری فعال داشته و عده فراوانی بوده‌اند به طوری که در موقع اعلام [[ولایت]] و [[امامت امیر مؤمنان]] برای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نگرانی حاصل شد<ref>تفسیر انوار ثقلین، ج۲، ص۲۵۱.</ref>. از این جمله آیه: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> استفاده می‌شود که [[دشمنان]] این [[پیام الهی]] و نیز مصداق {{متن قرآن|النَّاسِ}} در این [[آیه]]، [[کفار]] هستند که برخی از آنان قابل [[هدایت]] نیستند<ref>تفسیر انوار ثقلین، ج۲، ص۲۲۹.</ref> و همچنان که در حقّانیت [[قرآن]] جای هیچ شکی نیست؛ زیرا او ده‌ها هزار [[شاهد]] برای [[اثبات حق]] خود داشت! با این همه شاهد چه جای [[شک]] و ریب است. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: "ای اباحفص، شگفت‌آور است آنچه [[علی بن ابی‌طالب]] [[امیر مؤمنان]] دید! او ده هزار شاهد داشت ولی نتوانست [[حق]] خود را بگیرد با این که هر مردی با دو شاهد[[حق]] خود را می‌گیرد. [[رسول خدا]] از [[مدینه]] برای [[حج]] خارج شد در حالی که همراه او پنج هزار نفر [[آدم]] بود و از [[مکه]] بازگشت در حالی که پنج هزار نفر از [[اهل مکه]] او را [[همراهی]] می‌کردند تا این که به سرزمین جحفه رسید؛ در آنجا [[جبرئیل]] بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شد و [[آیه تبلیغ]] را به آن حضرت [[ابلاغ]] کرد..."<ref>بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۴۰.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه تبلیغ - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۹۹۰

ویرایش