←پیشینه اعتقاد به بدا در میان مسلمانان
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
برخی دیگر از [[اهل سنت]] قول به [[بداء]] به [[کیسانیه]] و رهبرشان مختار ثقفی نسبت داده شده که از [[معتقدان]] به [[امامت]] [[محمد بن حنفیه]] بودند. دلیل مهمی که آنها را به این اعتقاد [[سوق]] داد این بود که [[مصعب ابن زبیر]] لشکری [[قوی]] به سوی آنها فرستاد و مختار، احمد بن شمیط را با سه هزار [[جنگجو]] برای مقابله با آنها اعزام کرد و به آنها گفت: به من [[وحی]] شده که [[پیروزی]] از آن شماست. اما ابن شمیط و همراهانش [[شکست]] خوردند و وقتی بازگشت به مختار گفت: پس آن پیروزی که به ما [[وعده]] داده بودی کجاست؟ مختار به او گفت: این چیزی بود که به من وعده داده شده بود اما سپس بداء رخ داد؛ زیرا [[خداوند سبحان]] و [[متعال]] فرموده است: “خداوند هر چه را بخواهد محو میکند یا ثابت نگه میدارد و اصل کتاب نزد اوست”. سپس مختار برای [[جنگ]] با [[مصعب]] بیرون رفت و شکست خورده به [[کوفه]] بازگشت و در آنجا او را کشتند. <ref>الإسفراييني: التبصير في الدين ص٣۴.</ref>.<ref>أحمد قوشي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص205.</ref>. | برخی دیگر از [[اهل سنت]] قول به [[بداء]] به [[کیسانیه]] و رهبرشان مختار ثقفی نسبت داده شده که از [[معتقدان]] به [[امامت]] [[محمد بن حنفیه]] بودند. دلیل مهمی که آنها را به این اعتقاد [[سوق]] داد این بود که [[مصعب ابن زبیر]] لشکری [[قوی]] به سوی آنها فرستاد و مختار، احمد بن شمیط را با سه هزار [[جنگجو]] برای مقابله با آنها اعزام کرد و به آنها گفت: به من [[وحی]] شده که [[پیروزی]] از آن شماست. اما ابن شمیط و همراهانش [[شکست]] خوردند و وقتی بازگشت به مختار گفت: پس آن پیروزی که به ما [[وعده]] داده بودی کجاست؟ مختار به او گفت: این چیزی بود که به من وعده داده شده بود اما سپس بداء رخ داد؛ زیرا [[خداوند سبحان]] و [[متعال]] فرموده است: “خداوند هر چه را بخواهد محو میکند یا ثابت نگه میدارد و اصل کتاب نزد اوست”. سپس مختار برای [[جنگ]] با [[مصعب]] بیرون رفت و شکست خورده به [[کوفه]] بازگشت و در آنجا او را کشتند. <ref>الإسفراييني: التبصير في الدين ص٣۴.</ref>.<ref>أحمد قوشي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص205.</ref>. | ||
===نقد و بررسی یهودی انگاری آموزه بدا=== | |||
شبهه کننده در بیان و بررسی منشأ و ریشه بدا در اسلام، ریشههای بداء را عمدتاً در تفکرات یهودی یا توجیهات موردی جستجو کرده است. با وجود اینکه آموزه بدا دارای مبانی متقنی است که در کلام برخی ائمه معصومان {{عم}} همچون امام امیرالمکومنین {{عم}} تصریح شده است. به عنوان نمونه بدا در مبانی متعددی همچون: تبیین آن حضرت از فاعلیت مستمر الهی {{متن آیه|کُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ}}، علم فراگیر خداوند، تأثیر قطعی اعمال (صدقه، صله رحم و...) بر تقدیرات (مانند افزایش روزی و تأخیر اجل) و رد صریح تقدیرگرایی جبرآمیز ریشه دارد که این مبانی اساس فهم شیعی از بداء را تشکیل میدهد، مسلما نادیده گرفتن این مبانی که در کلام امیرالمومنین {{عم}} هم آمده، نقدی بر تحلیل ریشهشناختی شبهه کننده است. | |||
توضیح اینکه: | |||
۱. در اعتقادات اسلامی [[خدا]] بر همه چیز و بر تمام رویدادها، از گذشته و حال و [[آینده]]، واقف است و هیچ چیز، از اندک و بسیار و از آشکار و پنهان، بر او پوشیده نیست؛ [[جهل]] به ساحت قدسی [[ربوبی]] راه ندارد و نادانستهای برای او مکشوف نمیشود. [[قرآن]] این [[باور]] را به صراحت اعلام و چندین بار بر آن تأکید کرده است<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۴، ص۷۸-۷۴. وی بیش از صد آیه از آیات راجع به علم حق تعالی را در آغاز باب دوم از کتاب التوحید فراهم آورده است.</ref>. از [[احادیث]] مربوط به [[علم خدا]] نیز معنا به وضوح فهمیده میشود. در خطبههای [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} از گستردگی و شمول [[علم خداوند]] سخن به میان آمده و اینکه «بر خدای - تعالی و سبحانه - چیزی که [[بندگان]] در روزها و شبهایشان انجام میدهند، پوشیده نیست؛ بر [[خرد]] و ریز کارشان [[بینا]] و بر آن محیط و [[دانا]]ست»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى لَا يَخْفَى عَلَيْهِ مَا الْعِبَادُ مُقْتَرِفُونَ فِي لَيْلِهِمْ وَ نَهَارِهِمْ لَطُفَ بِهِ خُبْراً وَ أَحَاطَ بِهِ عِلْماً أَعْضَاؤُكُمْ شُهُودُهُ وَ جَوَارِحُكُمْ جُنُودُهُ وَ ضَمَائِرُكُمْ عُيُونُهُ وَ خَلَوَاتُكُمْ عِيَانُه}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۹.</ref> و «[[فرمان]] ددان را در بیابان و [[نافرمانی]] بندگان را در نهانها و آمد و شد ماهیان را در دریاهایی با آب فراوان و به هم کوفتن آب را بر اثر بادهای سخت وزان، میداند»<ref>{{متن حدیث|يَعْلَمُ عَجِيجَ الْوُحُوشِ فِي الْفَلَوَاتِ وَ مَعَاصِيَ الْعِبَادِ فِي الْخَلَوَاتِ وَ اخْتِلَافَ النِّينَانِ فِي الْبِحَارِ الْغَامِرَاتِ وَ تَلَاطُمَ الْمَاءِ بِالرِّيَاحِ الْعَاصِفَاتِ}}، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸.</ref> و او «داناست بیاندوختن و افزودن [[دانش]] و نه دانشی فرا گرفته به کوشش»<ref>{{متن حدیث|الْعَالِمِ بِلَا اكْتِسَابٍ وَ لَا ازْدِيَادٍ وَ لَا عِلْمٍ مُسْتَفَادٍ}}. نهج البلاغه، خطبه ۲۱۳ و خطبه ۴۹.</ref>. | |||
۲. [[خدای متعال]] کار [[آفرینش]] را هرگز واننهاده و هر روزی در کاری نو است<ref>{{متن قرآن|كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ}} «هر که در آسمانها و زمین است از او درخواست دارد، او هماره در کاری است» سوره الرحمن، آیه ۲۹.</ref>. در خطبهای از امیرمؤمنان علی{{ع}}، که [[کلینی]] آن را در کافی<ref>کافی، ج۱، ص۱۴۱.</ref> [[روایت]] کرده و بنابر نقل او، راوی نخست [[خطبه]]، آن را در همان [[زمان]] ایراد خطبه ثبت و [[کتابت]] کرده است، در تبیین مضمون این [[آیه]]، از پدید آوردنهای پی در پی [[خدا]] سخن میگوید: {{متن حدیث|لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ}}. | |||
[[خلقت]] و [[تدبیر]] عالم بر پایه [[مشیت]] مستمر خدا است و هرگز [[دشواری]] و [[خستگی]] به تدبیر او راه ندارد<ref>{{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ}} «خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛ اریکه او گستره آسمانها و زمین است و نگاهداشت آنها بر وی دشوار نیست و او فرازمند سترگ است» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>. به بیان [[امام علی]]{{ع}} «نه آنچه در آغاز آفرید بر او دشوار بود و نه تدبیر کار [[آفریدگان]] بر وی گرانبار»<ref>{{متن حدیث|لَمْ يَؤُدْهُ خَلْقُ مَا ابْتَدَأَ وَ لَا تَدْبِيرُ مَا ذَرَأ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۶۵.</ref> و «او همه امور عالم را تقدیر میکند، بیآنکه به فکرت و [[تأمل]] درون نیازمند باشد»<ref>{{متن حدیث|الْعَالِمِ بِلَا اكْتِسَابٍ وَ لَا ازْدِيَادٍ وَ لَا عِلْمٍ مُسْتَفَاد}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۱۳.</ref>. | |||
از انتقادهای اساسی [[قرآن]] از [[پیروان]] [[دین یهود]]، همین نکته است که آنان کار [[آفرینش]] را پایان یافته میدانستند؛ آنگونه که هیچ رویداد نو در عالم پدید نخواهد آمد و هرچه میشود، از آغاز مقدر بوده است<ref>{{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ}} «و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref>. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} و [[امام رضا]]{{ع}}، در توضیح این آیه آمده است که [[باور]] [[یهود]] چنین بود که خدا از کار آفرینش فارغ شده، نه چیزی بر عالم افزوده و نه خواهد کاست<ref>{{متن حدیث|لَمْ يَعْنُوا أَنَّهُ هَكَذَا وَ لَكِنَّهُمْ قَالُوا قَدْ فَرَغَ مِنَ الْأَمْرِ فَلَا يَزِيدُ وَ لَا يَنْقُص}}؛ بحار الانوار، ج۴، ص۱۰۴ و ۹۵.</ref>. تعبیر [[قرآنی]] {{متن قرآن|بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ}}<ref>«و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند لعنت بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد و بیگمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان میافزاید؛ و میان آنان تا رستخیز دشمنی و کینهجویی افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای جنگ بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در زمین به تباهی میکوشند و خداوند تبهکاران را دوست نمیدارد» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref>، بر اهمیت [[اعتقاد]] به حضور بیوقفه [[اراده خداوند]] در اداره عالم، دلالت دارد. در خطبههای [[توحیدی]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز طنین این [[باور]] کاملاً به گوش میرسد<ref>ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۹۱ و ۹۰ و ۶۵.</ref>. | |||
۳. [[سرنوشت]] و [[مقدرات]] [[انسانها]]، به انفراد و در شکل [[اجتماعی]]، بر اثر کارهای فردی و جمعی [[تغییر]] میکند. [[صدقه]] و [[احسان]] و [[صله رحم]] و [[استغفار]] و [[توبه]] و [[شکرگزاری]] و ادای [[نعمت]] [[حق]] و بسیاری [[افعال]] دیگر، در جهت مثبت، سبب تغییراتی در مقدرات فرد یا مجتمع میشود. در برابر، رفتارهای غیراخلاقی و بیاعتنایی به [[احکام شریعت]] و [[ناسپاسی]] در برابر [[نعمتهای خدا]] و [[بخلورزی]] و [[قطع رحم]] و کارهایی از این دست، [[عمر]] را میکاهد؛ مایه تلخکامی [[زندگی]] میشود؛ قحطی به بار میآورد، و [[نعمتها]] را از [[انسان]] میگیرد. [[قرآن]] در چندین جا بهصورت مصداقی و در مواردی بهصورت کلی بر این آموزه مهم [[دینی]] تأکید دارد: از زبان نوح{{ع}} گزارش میدهد که او قومش را به استغفار فرامیخواند تا بر اثر آن [[خدا]] [[باران]] [[آسمان]] را فرو ببارد و داراییهایشان را بیفزاید و رودهایشان را جاری سازد<ref>{{متن قرآن|فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا * يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا * وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا}} «و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است * و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید * و شما را با داراییها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستانها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه ۱۰-۱۲</ref>؛ به ماجرای [[قوم یونس]] اشاره میکند که بر اثر [[دعا]] و [[ابتهال]] به [[درگاه الهی]]، [[عذاب]] از آنان برداشته شد<ref>{{متن قرآن|فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ}}، «پس چرا (مردم) هیچ شهری بر آن نبودند که (به هنگام) ایمان آورند تا ایمانشان آنان را سودمند افتد جز قوم یونس که چون (به هنگام) ایمان آوردند عذاب خواری را در زندگانی این جهان از آنان برداشتیم و تا روزگاری آنان را (از زندگی) بهرهمند ساختیم» سوره یونس، آیه ۹۸.</ref>؛ مهمتر از همه، آنکه سخن از «تغییر [[تقدیرات الهی]]» درباره هر [[قوم]]، بر اثر [[رفتار]] آنان به میان میآورد و در [[مقام]] بیان قاعده کلی یادآوری میکند که «خدا نعمتهایی را که به قومی داده است، تغییر نمیدهد مگر آنکه خودشان اسباب دگرگونی آن را فراهم کنند»<ref>{{متن قرآن|وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلَائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَنْ يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ}} «و تندر به سپاس او، او را پاک میخواند و فرشتگان نیز از بیم وی (او را پاک میخوانند) و آذرخشها را میفرستد که آنها را به هر که میخواهد میرساند و آنان درباره خداوند چالش میورزند و او سخت کیفر است» سوره رعد، آیه ۱۳.</ref>. تأکید قرآن بر پیوند مقدرات انسانها با کارهایشان، در همه اقسام آن، امری است که از مروری اندک بر مضامین [[آیات]] به روشنی دانسته میشود<ref>برای نمونه ر.ک: انفال، آیه ۵۳ و اسراء، آیه ۱۱۳.</ref>. | |||
در سخنان [[حضرت علی]]{{ع}} نیز به مواردی از این ربط وثیق اشاره شده است. برای نمونه در خطبهای که در آن برخی از ارکان نظری و عملی ([[عبادی]] و [[اخلاقی]]) [[دین]] را برمیشمارد، در باب [[صلهرحم]] و صدقه و کار [[نیکو]] میفرماید: «[[پیوند با خویشان]]، [[مال]] را افزون سازد و [[اجل]] را واپس اندازد، و [[صدقه دادن]] نهانی [[گناه]] را [[پاک]] کند و برجا نگذارد و صدقه دادن آشکارا، [[مرگ]] بد را بازدارد، و [[کارهای نیک]] از فرو افتادن به [[خواری]] نگاه دارد»<ref>{{متن حدیث|صِلَةُ الرَّحِمِ فَإِنَّهَا مَثْرَاةٌ فِي الْمَالِ وَ مَنْسَأَةٌ فِي الْأَجَلِ وَ صَدَقَةُ السِّرِّ فَإِنَّهَا تُكَفِّرُ الْخَطِيئَةَ وَ صَدَقَةُ الْعَلَانِيَةِ فَإِنَّهَا تَدْفَعُ مِيتَةَ السُّوءِ وَ صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ فَإِنَّهَا تَقِي مَصَارِعَ الْهَوَان}}، نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰.</ref>. یا «با [[صدقه]] روزی را بر خود نازل کنید»<ref>{{متن حدیث|اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ}}؛ «روزی را با دادن صدقه فرود آورید». نهج البلاغه، حکمت ۱۳۷.</ref>. | |||
[[نفی]] «تقدیر و قضای تغییرناپذیر» نکته مهمی است که در بیان [[امام علی]]{{ع}} بر آن تأکید شده است. به [[روایت]] [[محمد بن علی بن بابویه]] [[قمی]] ([[شیخ صدوق]])<ref>صدوق، التوحید، ص۳۸۱-۳۸۰؛ همو، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۴۰-۱۳۸.</ref> هنگام بازگشت [[امام]] از [[نبرد صفین]]، مردی نزد وی آمد و پرسید: «آیا رفتن ما به سوی [[شام]] (برای [[نبرد]] با سپاه معاویه) به حسب [[قضا و قدر الهی]] بوده است؟» پاسخ امام مثبت بود؛ چراکه هیچ حادثهای و هیچ حرکتی در عالم جز به قضا و قدر الهی روی نمیدهد؛ اما امام بیدرنگ افزود که این [[قضا و قدر]]، [[قطعی]] و حتمی نیست؛ زیرا در آن صورت [[ثواب و عقاب]] [[آخرت]] و [[امر و نهی]] [[الهی]] بیمعناست؛ معنای [[وعد و وعید]] از بین میرود، و از آن بالاتر «گناه کار، شایان تقدیر و [[نیکوکار]] درخور نکوهش میشود»<ref>{{متن حدیث|وَ مِنْ [كَلَامِهِ] كَلَامٍ لَهُ ع لِلسَّائِلِ الشَّامِيِّ لَمَّا سَأَلَهُ أَ كَانَ مَسِيرُنَا إِلَى الشَّامِ بِقَضَاءٍ مِنَ اللَّهِ وَ [قَدَرِهِ] قَدَرٍ بَعْدَ كَلَامٍ طَوِيلٍ هَذَا مُخْتَارُهُ وَيْحَكَ لَعَلَّكَ ظَنَنْتَ قَضَاءً لَازِماً وَ قَدَراً حَاتِماً لَوْ كَانَ ذَلِكَ كَذَلِكَ لَبَطَلَ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ وَ سَقَطَ الْوَعْدُ وَ الْوَعِيد}}، نهج البلاغه، حکمت ۷۸.</ref>. در واقع، اگر [[مقدرات]] [[انسانها]] محتوم و تغییرناپذیر باشد، [[گناهکاران]] از روی [[جبر]] [[مرتکب گناه]] ـ و به تبع آن [[مؤاخذه]] ـ شدهاند. پس به جاست که این مؤاخذه جبران و گناه کار [[تشویق]] شود. این بیان [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، هر چند ناظر به نفی جبر در [[افعال]] انسانها است، تصریح آن بر نفی قدر و قضای محتوم الهی در همه امور، و نیز تأکید بر دگرگونی مقدرات انسانها، بر پایه زمینهها و عوامل [[انسانی]] درخور توجه ودقت بسیار است. از این بیان به روشنی برمیآید که همه پدیدههای عالم فقط با تقدیر و [[قضای الهی]] صورت تحقق مییابد و این تقدیرات بارفتار [[انسانها]] پیوسته [[تغییر]] میپذیرد<ref>[[حسن طارمی|طارمی، حسن]]، [[بداء - طارمی (مقاله)| مقاله «بداء»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]]، ص ۲۸۶.</ref>. | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||