بابل در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'نفر' به 'نفر'
(صفحه‌ای تازه حاوی «<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight:...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'نفر' به 'نفر')
خط ۲۷: خط ۲۷:


==[[هاروت و ماروت]] در بابل==
==[[هاروت و ماروت]] در بابل==
در [[آیه]] {{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ }}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطان‌ها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) می‌خواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطان‌ها کافر شدند که به مردم جادو می‌آموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچ‌کس آموزشی نمی‌دادند مگر که می‌گفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را می‌آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی می‌افکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمی‌رساندند- چیزی را می‌آموختند که به آنان زیان می‌رسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب می‌دانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهره‌ای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر می‌دانستند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref> با خرده‌گیری از [[یهودیان]] به سحرآموزی آنان از شیطانها و دو فرشته‌ای که در بابل بوده‌اند اشاره شده است. رواج گسترده [[جادوگری]] و [[تعلیم و تعلم]] آن در میان بابلیان این دوره و استفاده نابجا از آن برای [[فتنه‌انگیزی]] همانند ایجاد جدایی میان [[زن]] و شوهر از این [[آیات]] قابل برداشت است.<ref>المیزان، ج ۱، ص ۲۳۵.</ref> این آیه از پرچالش‌ترین [[آیات قرآن]] است؛<ref>جامع‌البیان، مج۱، ج۱، ص۶۲۳ ـ ۶۳۲؛ زادالمسیر، ج ۱، ص ۱۲۳ ـ ۱۲۵؛ المیزان، ج ۱، ص ۲۳۳.</ref> از جمله داستان سرایان در مورد سبب آمدن [[هاروت و ماروت]] گفته‌اند که [[فرشتگان]] پس از فزونی [[عصیان]] [[آدمیان]]، بر آنها خرده گرفتند و [[خداوند]] دو [[نفر]] از ایشان به نامهای هاروت و ماروت را با ویژگی‌های بشری به [[زمین]] فرستاد تا بر آنها [[ثابت]] شود که آنان نیز در صورت برخورداری از ویژگی‌های بشری کمتر از [[انسان‌ها]] [[معصیت]] نمی‌کنند. این دو [[فرشته]] در زمانی اندک دست به [[گناهان]] بزرگی زدند و خداوند آنها را به عنوان [[مجازات]] در چاهی در [[بابل]] به بند کشید.<ref>جامع‌البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۶۳۸؛ التبیان، ج ۱، ص۳۷۵ ـ ۳۷۶؛ کشف‌الاسرار، ج۱، ص۲۹۵ـ۲۹۷.</ref> این حکایت با روایت‌های گوناگون در شماری از [[تفاسیر]] [[شیعه]]<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۸۳ـ۸۵؛ التبیان، ج۱، ص۳۷۶؛ مجمع‌البیان، ج ۱، ص ۳۳۰ ـ ۳۳۱.</ref> و [[سنی]] <ref>جامع‌البیان، مج۱، ج۱، ص ۶۳۴ ـ ۶۳۵؛ زادالمسیر، ج ۱، ص ۱۲۳ ـ ۱۲۴؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج ۱، ص ۱۴۲ ـ ۱۴۳.</ref> گزارش شده است که برخی از [[مفسران]] آن را از [[اسرائیلیات]] و ناسازگار با [[آیات قرآنی]] دانسته‌اند که فرشتگان را منزه از [[شرک]] و [[گناه]] می‌خواند.<ref>التبیان، ج ۱، ص ۳۷۶؛ کنزالدقائق، ج ۲، ص ۱۰۴؛ المیزان، ج ۱، ص ۲۳۹، ۲۴۱.</ref> مفسرانی از این دست [[هدف]] از آمدن هاروت و ماروت و آموزش‌های آنان را [[آزمایش الهی]] برای [[مردم]] بابل دانسته و بر این باورند که بر اثر گسترش [[جادوگری]] در بابل خداوند این دو را [[مأمور]] کرد تا [[سحر]] و روش ابطال آن را به مردم بیاموزند تا آزمایشی برای آنها باشد و در غیر موارد مجاز مانند ابطال سحر و [[شناسایی]] [[سحر]] از [[معجزه]] از آن استفاده نکنند.<ref>مبهمات القرآن، ج ۱، ص ۱۷۱؛ التحریر و التنویر، ج ۱، ص ۶۴۱؛ المیزان، ج ۱، ص ۲۳۵.</ref> نظیر چنین داستانی در میان [[یهود]] نیز وجود دارد؛<ref>. Judaica: Uzza, and Azaél.</ref> اما این دو واژه احتمالاً از [[زردشتی]] اقتباس شده است،<ref>. Britanica: Harut & Marut.</ref> با اینحال بیشتر بر این عقیده‌اند که این [[شهر]]، همان [[بابل]] باستانی در [[عراق]] کنونی است،<ref> جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۶۴۳؛ مبهمات القرآن، ج ۱، ص ۱۷۰؛ التحریر والتنویر، ج ۱، ص ۶۴۱.</ref> هرچند برخی در اقوال نادری آن را در دماوند یا [[مغرب زمین]] دانسته‌اند.<ref>معجم البلدان، ج ۱، ص ۳۰۹؛ روح المعانی، مج ۱، ج ۱، ص ۵۳۹.</ref> فراگیری [[سحر]] توسط [[یهودیان]] نیز احتمالاً در [[زمان]] [[اسارت]] آنها در بابل صورت گرفته،<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۶۱.</ref> زیرا [[عقاید]] [[یهودی]]، تأثیرات فراوانی از [[فرهنگ]] بابلی یافته است.<ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بابل (مقاله)|مقاله «بابل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵.</ref>
در [[آیه]] {{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ }}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطان‌ها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) می‌خواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطان‌ها کافر شدند که به مردم جادو می‌آموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچ‌کس آموزشی نمی‌دادند مگر که می‌گفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را می‌آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی می‌افکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمی‌رساندند- چیزی را می‌آموختند که به آنان زیان می‌رسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب می‌دانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهره‌ای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر می‌دانستند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref> با خرده‌گیری از [[یهودیان]] به سحرآموزی آنان از شیطانها و دو فرشته‌ای که در بابل بوده‌اند اشاره شده است. رواج گسترده [[جادوگری]] و [[تعلیم و تعلم]] آن در میان بابلیان این دوره و استفاده نابجا از آن برای [[فتنه‌انگیزی]] همانند ایجاد جدایی میان [[زن]] و شوهر از این [[آیات]] قابل برداشت است.<ref>المیزان، ج ۱، ص ۲۳۵.</ref> این آیه از پرچالش‌ترین [[آیات قرآن]] است؛<ref>جامع‌البیان، مج۱، ج۱، ص۶۲۳ ـ ۶۳۲؛ زادالمسیر، ج ۱، ص ۱۲۳ ـ ۱۲۵؛ المیزان، ج ۱، ص ۲۳۳.</ref> از جمله داستان سرایان در مورد سبب آمدن [[هاروت و ماروت]] گفته‌اند که [[فرشتگان]] پس از فزونی [[عصیان]] [[آدمیان]]، بر آنها خرده گرفتند و [[خداوند]] دو نفر از ایشان به نامهای هاروت و ماروت را با ویژگی‌های بشری به [[زمین]] فرستاد تا بر آنها [[ثابت]] شود که آنان نیز در صورت برخورداری از ویژگی‌های بشری کمتر از [[انسان‌ها]] [[معصیت]] نمی‌کنند. این دو [[فرشته]] در زمانی اندک دست به [[گناهان]] بزرگی زدند و خداوند آنها را به عنوان [[مجازات]] در چاهی در [[بابل]] به بند کشید.<ref>جامع‌البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۶۳۸؛ التبیان، ج ۱، ص۳۷۵ ـ ۳۷۶؛ کشف‌الاسرار، ج۱، ص۲۹۵ـ۲۹۷.</ref> این حکایت با روایت‌های گوناگون در شماری از [[تفاسیر]] [[شیعه]]<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۸۳ـ۸۵؛ التبیان، ج۱، ص۳۷۶؛ مجمع‌البیان، ج ۱، ص ۳۳۰ ـ ۳۳۱.</ref> و [[سنی]] <ref>جامع‌البیان، مج۱، ج۱، ص ۶۳۴ ـ ۶۳۵؛ زادالمسیر، ج ۱، ص ۱۲۳ ـ ۱۲۴؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج ۱، ص ۱۴۲ ـ ۱۴۳.</ref> گزارش شده است که برخی از [[مفسران]] آن را از [[اسرائیلیات]] و ناسازگار با [[آیات قرآنی]] دانسته‌اند که فرشتگان را منزه از [[شرک]] و [[گناه]] می‌خواند.<ref>التبیان، ج ۱، ص ۳۷۶؛ کنزالدقائق، ج ۲، ص ۱۰۴؛ المیزان، ج ۱، ص ۲۳۹، ۲۴۱.</ref> مفسرانی از این دست [[هدف]] از آمدن هاروت و ماروت و آموزش‌های آنان را [[آزمایش الهی]] برای [[مردم]] بابل دانسته و بر این باورند که بر اثر گسترش [[جادوگری]] در بابل خداوند این دو را [[مأمور]] کرد تا [[سحر]] و روش ابطال آن را به مردم بیاموزند تا آزمایشی برای آنها باشد و در غیر موارد مجاز مانند ابطال سحر و [[شناسایی]] [[سحر]] از [[معجزه]] از آن استفاده نکنند.<ref>مبهمات القرآن، ج ۱، ص ۱۷۱؛ التحریر و التنویر، ج ۱، ص ۶۴۱؛ المیزان، ج ۱، ص ۲۳۵.</ref> نظیر چنین داستانی در میان [[یهود]] نیز وجود دارد؛<ref>. Judaica: Uzza, and Azaél.</ref> اما این دو واژه احتمالاً از [[زردشتی]] اقتباس شده است،<ref>. Britanica: Harut & Marut.</ref> با اینحال بیشتر بر این عقیده‌اند که این [[شهر]]، همان [[بابل]] باستانی در [[عراق]] کنونی است،<ref> جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۶۴۳؛ مبهمات القرآن، ج ۱، ص ۱۷۰؛ التحریر والتنویر، ج ۱، ص ۶۴۱.</ref> هرچند برخی در اقوال نادری آن را در دماوند یا [[مغرب زمین]] دانسته‌اند.<ref>معجم البلدان، ج ۱، ص ۳۰۹؛ روح المعانی، مج ۱، ج ۱، ص ۵۳۹.</ref> فراگیری [[سحر]] توسط [[یهودیان]] نیز احتمالاً در [[زمان]] [[اسارت]] آنها در بابل صورت گرفته،<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۶۱.</ref> زیرا [[عقاید]] [[یهودی]]، تأثیرات فراوانی از [[فرهنگ]] بابلی یافته است.<ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[بابل (مقاله)|مقاله «بابل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵.</ref>


==اسارت [[یهود]] در بابل==
==اسارت [[یهود]] در بابل==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش