چرا لازمه افتراض طاعت امام ازدیاد دائمی علم امام است؟ (پرسش)
| چرا لازمه افتراض طاعت امام ازدیاد دائمی علم امام است؟ | |
|---|---|
| موضوع اصلی | بانک جامع پرسش و پاسخ علم معصوم |
| مدخل اصلی | وجوب طاعت امام |
| تعداد پاسخ | ۱ پاسخ |
چرا لازمه افتراض طاعت امام ازدیاد دائمی علم امام است؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث علم معصوم است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی علم معصوم مراجعه شود.
پاسخ نخست

حجت الاسلام و المسلمین یارمحمدیان در کتاب «ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت» در اینباره گفتهاند:
«در روایات بیان عقلانی صریحی وجود ندارد، اما اشاراتی شده است که عبارتاند از:
- احادیث افتراض طاعت امام: اشاره کردیم که طبق این احادیث، لازمه افتراض طاعت امام، ازدیاد دائمی علم او است. در این احادیث به علت تلازم هم اشارهای کردهاند و به گونهای افزایش ندادن علم امام را بر خداوند قبیح شمردهاند و آن را مخالف با صفات ذات اقدس خداوند متعال، مانند کریمیت، رحیمیت، رئوفیت، جلالت، عزت و عظمت دانستهاند. حال باید دید علت قبح چیست؟ چرا اگر خداوند علم امام را افزایش ندهد قبیح است؟ شکی نیست، خداوند برای هدایت بندگان، اطاعت از امام را به طور مطلق واجب کرده و این بدین معنا است که خداوند هدایت کل بشریت، در امور دین و دنیا را به دست امام سپرده است. اگر خداوند سکّان هدایت را به دست امام داده است، باید علوم لازم را در اختیار او قرار دهد. علوم لازم دو بخش است: دستهای از این علوم تشریعیات عمومی و تکوینیات عادی است که این علوم از پیش در اختیار امام قرار گرفته است. امام به خوبی از حلال و حرام دین خدا و مسائل گوناگون دین، و نیز از امور تکوینی و طبیعی نظام جهان و صلاح و فساد آن، آگاه است. دستهای دیگر اما رویدادهایی است که لحظه به لحظه در حال وقوع است. افعال انسانهای خوب و بد، پیروان و مخالفان، جنّهای مخالف و موالف، ملائکه و اتفاقات نوپدید جهان تکوین، همگی در امر و فرمانروایی بیخدشه امام دخیل هستند.
چنانچه قرار باشد فرامین امام مانند جهاد، صلح، حرکت، توقف و هر دستوری، به درستی انجام گیرد، به گونهای که مورد احتجاج خدا و بندگان قرار گیرد، باید علم همه این رویدادها در اختیار امام باشد. اینها اخبار آسمان و زمین است که باید لحظه به لحظه، در اختیار امام قرار گیرد. از این گذشته، فرمان امام خود تحت فرمانروایی خدای یکتا است. اگر خداوند بخواهد در هر مسئلهای به امام دستوری دهد یا ارادهای جدید راجع به امور جهان کند یا بَدایی رخ دهد، باید علم این اراده خداوند و فرمان الهی به امام برسد. این هم از آن دست خبرهای آسمانیای به حساب میآید که باید لحظه به لحظه در اختیار امام قرار گیرد. حال اگر خداوند اطاعت امام را مطلقاً واجب کرده، بدین معنا است که امر امام از هر خطایی مبرا است و امام در هر امر و نهیی عصمت دارد؛ امر و نهی او قابل احتجاج از سوی خدا و انسانها است و در حقیقت، امرونهی او دقیقاً همان امرونهی مرضیّ خداوند است. در این صورت برای تحقق چنین امر و نهیی، باید علم لازم در امور پیشگفته لحظه به لحظه به دست امام برسد.
نتیجه آنکه خداوند اطاعت از فرمان فاقد خطای امام را بر بندگان واجب کرده است. در این صورت، چنانچه علم او را افزایش ندهد، با صفات الهی در تضاد است و قبیح شمرده میشود. در احادیث شراکت امام در علم رسول الله (ص) نیز دلالت دوری به همین مطلب وجود دارد.
- احادیث نفاد: دلیل پیشین مربوط به مقام فعل وحجیت امام بود، اما میتوان از لحاظ مقام ذات امام، دلیل را به گونهای دیگر تقریرنمود. پاسخی که در اینجا میتوان به عنوان یک احتمال ضعیف مطرح کرد، آن است که علت ازدیاد، اطاعت مستمر و مطلق امام از خداوند است؛ بدین صورت که در توضیح علیت آن از برهان “إنّ”[۱] استفاده کرده و بگوییم، اگر ازدیاد که معلول است، وجود نداشته باشد، پی میبریم که علت ازدیاد وجود ندارد و این بدان معنا است که امام از خداوند اطاعت نکرده و با خداوند مخالفت نموده است و مسلم است امامی که با خداوند مخالفت نماید، همه چیز او نابود میگردد.
احتمال تنها در صورتی صحیح است که بتوان اثبات کرد علت ازدیاد علم امام، اطاعت او است. در این باره میگوییم: بدون شک شخصی که اطاعت خداوند را پیشه خود نماید، شکر عملی و لسانی خداوند را به جای آورده است و خداوند وعده ازدیاد نعمت بر چنین شخصی داده است[۲]. اگر نگوییم علم بزرگترین نعمت خدا است، یکی از نعمتهای شاخص است. در نتیجه خداوند به جهت اطاعت دائمی امام، دائماً علم او را افزایش میدهد.
تقریر دیگری که شاید بتوان برای این دلیل ارائه کرد آن است که امیرالمؤمنین (ع)، علت ازدیاد علم فرشتگان را اطاعت مستمر معرفی مینماید[۳]. چنانچه از ازدیاد علم فرشتگان القای خصوصیت کنیم و علت را در امام نیز تعمیم دهیم، میشود گفت، در فرض زیادنشدن علم امام، علت ازدیاد (اطاعت مستمر) وجود ندارد، و اطاعت الهی که در امام معدوم شود، امام همه صفات عالیه خود را از دست میدهد.»[۴].
منبعشناسی جامع علم معصوم
پانویس
- ↑ در علم منطق یکی از اقسام قیاس به اعتبار ماده را برهان انّی مینامند که در آن از وجود معلول به علت آن پی برده میشود؛ مانند آنکه از وجود دود پی به وجود آتش برده شود. خصوصیت این برهان آن است که معلوم نیست چیزی که در ذهن به عنوان علت فرض شده است، در واقع نیز علت باشد. از اینرو این برهان همیشه نتیجهبخش نمیباشد؛ ر.ک: یزدی، عبدالله، الحاشیة علی تهذیب المنطق، ص۱۱۲.
- ↑ ﴿وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ﴾ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان اعلام داشت: اگر سپاسگزار باشید به یقین بر (نعمت) شما میافزایم و اگر ناسپاسی کنید بیگمان عذاب من سخت است» سوره ابراهیم، آیه ۷.
- ↑ سید رضی، محمد بن حسین (گردآورنده)، نهج البلاغة، ص۱۳۱.
- ↑ یارمحمدیان، محمد تقی، ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت ص ۲۲۹.