احمد بن محمد بن ابی‌نصر بزنطی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از احمد بن بزنطی)

آشنایی اجمالی

ابوجعفر احمد بن محمد بن عمرو بن ابی نصر کوفی، معروف به بزنطی و مولی السکون[۱]، از راویانِ جای‌گرفته در طبقه ششم و یا هفتم[۲] و از اصحاب امام کاظم، امام رضا و امام جواد(ع) بود[۳] و از آن سه بزرگوار روایت کرده است[۴]. احمد بن محمد افزون بر امامان معصوم، از محدثانی همچون داوود بن سرحان، عبدالکریم بن عمرو، هشام بن سالم، جمیل بن دراج و صفوان الجمال حدیث آموخته و روایت کرده است[۵]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان احمد بن محمد بن خالد، احمد بن محمد بن عیسی، محمد بن یحیی و فضل بن شاذان می‌باشند[۶].

درباره اتحاد شخصیت احمد بن محمد با «صاحب الأنزال»[۷]، میان علما اختلاف است[۸]؛ برخی چون آیت‌الله خویی و محقق اردبیلی[۹] با استناد به اختلاف طبقه در اسناد، قائل به تغایر شده‌اند. در مقابل، بزرگانی چون محقق شوشتری به قرینه قیام وی به برخی امور امام کاظم(ع)، بر احتمال اتحاد آنها تأکید کرده‌اند[۱۰]. در وثاقت و جلالت قدر وی تردیدی نیست و از مشایخ ثلاثه[۱۱] و اصحاب اجماع به شمار می‌آید[۱۲]. نجاشی نوشته است: وی جایگاه والا و بلندی نزد امام رضا و امام جواد(ع) داشت[۱۳]. علامه حلی نیز او را موثق و جلیل‌القدر دانسته و بر اختصاص وی به آن دو امام تأکید ورزیده است[۱۴]. گویا وی در ابتدا بر مذهب واقفیه بود، ولی با مشاهده کرامتی از امام رضا(ع)، مذهب واقفیه را رها کرد[۱۵]. طبق روایاتی که وی نقل می‌کند، گویا مورد عنایت خاص امام رضا(ع) قرار داشته و آن حضرت مصحفی را نیز برای وی ارسال فرموده‌اند[۱۶].

وی به سال ۲۲۱ درگذشت[۱۷] و کتاب‌های الجامع و النوادر از آثار اوست[۱۸].[۱۹]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. بالباء المنقطة تحتها نقطة و الزای بعدها مفتوحة أیضاً و النون الساکنة ثم الطاء غیر المعجمة؛ خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۱۳، ش۱.
    و هو موضع نسب إلیه و منه الثیاب البزنطیة؛ السرائر، ج۳، ص۵۵۳.
    علامه شوشتری می‌نویسد: فالثیاب البزنطیة معروفة، و الظاهر أنه کان بایعاً لها؛ قاموس الرجال، ج۱، ص۵۷۳.
    نجاشی نوشته است: "أحمد بن محمد بن عمرو بن أبی نصر زید مولی السکون، أبوجعفر المعروف بالبزنطی، کوفی لقی الرضا و أبا جعفر(ع)، وکان عظیم المنزلة عندهما. و له کتب، منها: الجامع... وکتاب النوادر... رجال النجاشی، ص۷۵، ش۱۸۰.
    شیخ طوسی در الفهرست نوشته است: "أحمد بن محمد بن أبی نصر زید مولی السکونی أبوجعفر، وقیل: أبوعلی، المعروف بالبزنطی، کوفی (ثقة) لقی الرضا(ع)، وکان عظیم المنزلة عنده، و روی عنه کتاباً وله من الکتب کتاب الجامع... وله کتاب النوادر طوسی، الفهرست، ص۵۰، ش۶۳.
  2. الموسوعة الرجالیة، طبقات رجال الکافی، ص۵۱ - ۵۲.
  3. أحمد بن محمد بن أبی نصر، مولی السکونی (السکون) ثقة، جلیل‌القدر؛ رجال الطوسی، ص۳۳۲، ش۴۹۵۴.
    أحمد بن محمد بن أبی نصر البزنطی، ثقة، مولی السکونی (السکون)، له کتاب الجامع، روی عن أبی الحسن موسی(ع)؛ همان، ص۳۵۱، ش۵۱۹۶.
    أحمد بن محمد بن أبی نصر البزنطی، من أصحاب الرضا(ع)؛ همان، ص۳۷۳، ش۵۵۱۸.
  4. رجال النجاشی، ص۷۵، ش۱۸۰.
  5. تفسیر کنز الدقائق، ج۱، ص۳۶۵، ج۲، ص۱۵۵، ۲۲۹، ۲۳۱، ۲۴۴، ۲۸۸، ۳۷۸، ۴۱۵؛ ج۳، ص۳۰، ۴۵۷، ۵۰۲، ۵۹۹؛ ج۵، ص۳۸۳، ۳۹۳؛ ج۷، ص۴۷۴؛ ج۸، ص۱۳۰، ۲۳۲؛ ج۹، ص۱۷۶، ۳۸۳؛ ج۱۲، ص۵۱۴؛ ج۱۳، ص۷۲، ج۱۴، ص۲۴۹، ۳۲۷.
  6. تفسیر کنز الدقائق، ج۱، ص۲۳۹، ۳۳۵ - ۳۳۶، ۳۷۱؛ ج۲، ص۴۵، ۲۸۳، ۳۷۸، ج۳، ص۴۸۱؛ ج۴، ص۲۳۱، ج۵، ص۴۴۴، ج۶، ص۱۰۸؛ ج۱۰، ص۱۲۱؛ ج۱۴، ص۲۴۹.
  7. «صاحب الأنزال» یعنی صاحب الضیافة: «و أنزال القوم: أرزاقهم. و النزل و النزل: ما هیّی للضیف إذا نزل علیه. و یقال: إن فلاناً لحسن النزل و النزل أی الضیافة»؛ لسان العرب، ج۱۱، ص۶۵۸.
  8. «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا وَ هُوَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْفَضْلِ وَ یُلَقَّبُ سِکْبَاجَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ صَاحِبِ الْأَنْزَالِ وَ کَانَ یَقُومُ بِبَعْضِ أُمُورِ الْمَاضِی(ع)»، الکافی، ج۶، ص۴۷۱، ح۳.
  9. ر.ک: معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۳۲، ش۸۰۵؛ جامع الرواة، ج۱، ص۵۹ و ۶۱.
  10. ثم أن الجامع جعل هذا الأخیر غیر البزنطی، لأنه لم یصف أحد البزنطی بصاحب الأنزال، إلا أن إتحاده معه لیس ببعید، و من أین أن صاحب الأنزال لیس عبارة أخری عن البزنطی؟...؛ قاموس الرجال، ج۱، ص۵۷۳، ش۵۰۳.
  11. فإن کان ممن یعلم أنه لا یرسل إلا عن ثقة موثوق به فلا ترجیح لخبر غیره علی خبره، و لأجل ذلک سوت الطائفة بین ما یرویه محمد بن أبی عمیر و صفوان بن یحیی و أحمد بن محمد بن أبی نصر و غیرهم من الثقات الذین عرفوا بأنهم لا یروون و لا یرسلون إلا عمن یوثق به...؛ العدة، ج۱، ص۱۵۴.
  12. "أجمع أصحابنا علی تصحیح ما یصح عن هؤلاء و تصدیقهم، وأقروا لهم بالفقه و العلم" رجال الکشی، إختیار معرفة الرجال، ص۵۵۶، ش۱۰۵۰ و ص۵۸۷-۵۸۸، ش۱۰۹۹.
  13. "وکان عظیم المنزلة عندهما" رجال النجاشی، ص۷۵، ش۱۸۰.
  14. علامه حلی نوشته است: "کان عظیم المنزلة عنده وهو ثقة جلیل القدر وکان له اختصاص بأبی الحسن الرضا و أبی جعفر(ع)، أجمع أصحابنا علی تصحیح ما یصح عنه و أقروا له بالفقه" خلاصة الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۱۳، ش۱.
  15. ظهر من المعجزات علی ید الرضا(ع)؛ الدالة علی صحة إمامته و هی مذکورة فی الکتب. و لأجلها رجع جماعة من القول بالوقف، مثل... أحمد بن محمد بن أبی نصر و الحسن بن علی الوشاء و غیرهم ممن کان قال بالوقف فالتزموا الحجة وقالوا بإمامته و إمامة من بعده من ولده؛ طوسی، الغیبة، ص۷۱.
    « أَنَّ أَحْمَدَ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ الْبَزَنْطِیَّ قَالَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الْوَاقِفَةِ عَلَی مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ(ع) وَ أَشُکُّ فِی الرِّضَا(ع) فَکَتَبْتُ إِلَیْهِ أَسْأَلُهُ عَنْ مَسَائِلَ وَ نَسِیتُ مَا کَانَ أَهَمَّ الْمَسَائِلِ إِلَیَّ. فَجَاءَ الْجَوَابُ عَنْ جَمِیعِهَا ثُمَّ قَالَ وَ قَدْ نَسِیتَ مَا کَانَ أَهَمَّ الْمَسَائِلِ عِنْدَکَ فَاسْتَبْصَرْتُ...»؛ الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۶۶۲، ح۵.
  16. رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۵۵۶، ش۱۰۵۰؛ ص۵۸۸، ح۱۱۰۰؛ ص۵۸۸ - ۵۸۹، ح۱۱۰۱.
  17. رجال الطوسی، ص۳۳۲، ش۴۹۵۴، ۳۵۱، ش۵۱۹۶ و ۳۷۳، ش۵۵۱۸.
  18. ر.ک: الفهرست (طوسی)، ص۵۰، ش۶۳؛ رجال النجاشی، ص۷۵، ش۱۸۰.
  19. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱، ص۱۲۱.
    ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۲، ص۵۶ -۵۷ و ص۴۸۷-۴۹۶.