توحید صفاتی در اخلاق اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

مراد از «توحید صفاتی» نیز، آن است که صفات حضرت حق جل و علا عین ذات اوست و از این‌رو ذات او مرکب نبوده بسیط صرف است؛ بلکه او وجود یگانه و یگانه وجودِ عالم است.

نمونه را ذات ما آدمیان غیر از دانشمان، و دانشمان غیر از توانائیمان است؛ امّا در حضرت حق، ذات او عین علمش و عین قدرتش و نیز عین دیگر صفات اوست؛ از این‌رو، صفات مختلف او تنها عباراتی گونه گون‌اند، که به ذاتی واحد اشاره می‌‌نمایند؛ «غایت توحید او اخلاص‌ورزی برای او، و کمال اخلاص‌ورزی برای او، نفی صفات از اوست»[۱]؛

این گونه از توحید، در شمار مسائل واضح و بدیهی است؛ چه اگر چنین نبود، ذات - از باب احتیاج کل به اجزاء خود، به صفات که در شمار اجزای او قرار می‌‌گرفتند، محتاج شده از وجوب وجود و بی‌نیازی به غیر، خارج می‌‌شد؛ و واضح است که این مطلب با وجوب او سازگاری ندارد[۲].

انواع توحید صفاتی

توحید خواص

خواص امّا این نگرش استقلالی به موجودات را عین شرک دانسته، برآنند که در دار وجود جز او - جلَّ وعلا! - موجود دیگری نیست. آری! موجودات گوناگونی که به ظاهر در این عالم دیده می‌‌شوند، تنها و تنها سرابی هستند که لحظه‌ای ظهور می‌‌نمایند و لحظه‌ای دیگر ناپدید می‌‌شوند؛ بدیهی است که جز جاهلان، هیچکس سراب را آب نمی‌پندارد و برای او ارزشی قائل نمی‌شود. از این‌رو، با مشاهده ملکوت جهان، ذرّه ذرّه این عالم را وابسته و ایستادة به او می‌‌دانند، و او را عامل حیات و بقای تمامی موجودات. حضرت حق در ذکر مبین می‌‌فرماید: ﴿وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ[۳].

گویا مراد از ملکوتی که به ابراهیم (ع) نمایانده شد، صورت واقعی عالم بود؛ صورتی که نشان از بطلان محض و ایستائی آن به ذات حضرت حق داشت.

ابراهیم (ع) چون به ملکوت عالم آگاه شد، به فقر موجودات و غنای حضرت حق آگاهی یافته او را تنها موجود حقیقی جهان یافت[۴].

توحید أخصّ خواص

این نوع از توحید، که در مرتبه‌ای فراتر از مرتبه پیشین قرار داشته از معنای دقیقتری برخوردار است، بدان معنا است که تمامی نیکوئی‌ها، قدرت‌ها، دانش‌ها و... و در یک سخن، تمامی زیبائی‌ها و صفات زیبا، تنها و تنها از آنِ اوست؛ و جز او هیچ موجود دیگری را بهره‌ای از این امور نیست. حضرت حق خود در این رابطه می‌‌فرماید: ﴿وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ[۵].

از این‌روست که بنظر دانشمندان موحّد، هرکس به ستایش از کسی می‌‌پردازد، خواه ناخواه و دانسته و نادانسته، خداوند متعال را ستایش کرده است؛ چراکه تمامی نیکی‌ها که ستایش کسان را بر می‌‌انگیزاند، تنها از آنِ اوست و جز او هیچکس را هیچ بهره‌ای از آن نیست: ﴿أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ[۶]، ﴿لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ[۷].[۸]

منابع

پانویس

  1. امیرالمؤمنین (ع) راست: «كَمَالُ تَوْحِيدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ وَ كَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ»؛نهج‌البلاغه، ‌ خطبه ۱.
  2. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۱، ص ۳۲۰.
  3. «و این‌گونه ما گستره آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.
  4. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۱، ص ۳۲۳.
  5. «و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمی‌فرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.
  6. «آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد» سوره شوری، آیه ۵۳.
  7. «فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست و کارها به سوی او باز گردانده می‌شود» سوره حدید، آیه ۵.
  8. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۱، ص ۳۲۳-۳۲۴.