نامه ۴۸ نهج البلاغه
مقدمه
نخست لازم است به شأن ورود نامه اشاره کنیم و آن اینکه نویسنده مصادر نهجالبلاغه آورده است که در یکی از روزهای جنگ صفین که کار جنگ بسیار پیچیده شده بود علی(ع) عمامه رسول خدا را بر سر پیچید و گفت: ای مردم هرکس امروز میخواهد با خدا معامله کند آماده شود. ده هزار نفر یا بیشتر آماده جنگ در رکاب آن حضرت شدند و آن حضرت بعد از خواندن اشعاری حماسی بر لشکر شام حمله کرد. همراهان امام(ع) نیز یکباره حملهور شدند و تمام صفوف شامیان را در هم شکستند. هنگامی که معاویه این وضع را دید پا در رکاب کرد و آماده فرار شد؛ ولی عمرو بن عاص توصیه کرد که قرآنها را بر سر نیزهها بلند کنند و لشکریان علی(ع) را به گردن نهادن در برابر حکم قرآن دعوت نمایند و همین امر سبب شد که در لشکر عراق اختلاف بیفتد. در این هنگام معاویه نامهای به علی(ع) نوشت که خلاصهاش چنین است: کار جنگ طولانی شده هر کدام از ما خود را بر حق میداند. گروه زیادی در این میان کشته شدند و من میترسم آینده بدتر باشد و ما در آینده در پیشگاه خدا مسئول خواهیم بود. من تو را به چیزی دعوت میکنم که صلاح امت و باعث حفظ خونها و دفع فتنه و دشمنی است و آن اینکه دو نفر حَکَم که مورد رضایت ما باشند یکی از یاران من و دیگری از یاران تو در میان ما مطابق فرمان خدا حکم کند. از خدا بپرهیز و به حکم قرآن راضی باش. والسلام».
امام(ع) در پاسخ، نامه مورد بحث را نوشته است که مشتمل بر نصایح مستدلی به معاویه و هشدار به اوست درباره عاقبت شوم اعمالش که مایه ندامت و خسران و پشیمانی است همان عاقبتی که برای هر کس که در برابر دعوت شیطان تسلیم شود و زمام خود را به او بسپارد مسلّم است. در بخش دیگری از این نامه، امام(ع) اعلام میدارد که مسأله حکَمیّت قرآن را پذیرفته است نه بهعلّت دعوت معاویه، بلکه به منظور عظمت و حرمت قرآن[۱].
منابع
پانویس
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۱۳، ص۱۹۷ ـ ۱۹۸.