نامه ۵۰ نهج البلاغه
مقدمه
امام(ع) همواره در انتخاب کارگزاران میکوشید و آنها را از بین افراد مورد اعتماد برمیگزید. اما آدمی همواره در معرض لغزش و اشتباه است و شیطان در مسیر او دامهای گناه و آلودگی را پهن کرده و چهره آن را بر مردمان زیبا جلوه میدهد. آدمی همواره نیاز به موعظه و پند دارد. امام افزون بر دقت در انتخاب، مراقب پنهان و مواعظ خود را نیز از کارگزاران دریغ نمیکرد. از اینرو در ابتدای نامه گوشزد میکند، مبادا بهواسطه مقامی که کسب کردهاند، خدا و مردم را از یاد ببرند و در انجام وظیفه کوتاهی کنند. شکرانه نعمت الهی در پاسداری حقوق مردم و مهربانی با آنهاست.
نکته دیگر توجه امام به وظیفه دوجانبه والی و کارگزار است، همانگونه که این موضوع را در ارتباط با حقوق مردم و حکومت نیز مطرح میکند و به آن پایبند است. امام حقوقی را که نسبت به کارگزار خویش برعهده دارد برمیشمرد: جز اسرارنظامی چیزی را از او پنهان نکند، جز حکم شرع کاری بیرایزنی او انجام ندهد،حق او را بههنگام و بدون تبعیض در اختیارش قرار دهد و در ادای آن کوتاهی نکند.
در مقابل، کارگزار نیز موظف به فرمانبری از حاکم، عدم کوتاهی در انجام وظیفه و حمایت همهجانبه از حق است. امام(ع) همانگونه که انجام وظیفه از جانب خود را موجب رضایت الهی میداند، کوتاهی کارگزار از انجام وظیفه را موجب خواری و ذلت او میداند[۱].
این نامه عمدتاً از سه بخش تشکیل شده است:
- بخش اوّل از حقّ خداوند بر زمامداران سخن میگوید که نباید قدرت، آنها را از تودههای مردم غافل و دور سازد، بلکه هرچه توانایی بیشتری پیدا میکنند به مردم نزدیکتر میشوند.
- در بخش دوم خطاب به فرماندهان لشکر کرده و میگوید: من باید شما را محرم اسرار خود بدانم و همه چیز را ـ جز اسرار محرمانه جنگی ـ برای شما بازگو کنم و در اموری که حکم مسلم الهی در آن نیست با شما مشورت نمایم و حقتان را به طور کامل بپردازم و در برابر، شما هم باید در برابر فرمان من که به نفع جامعه اسلامی است کاملًا مطیع و خاضع باشید و از هر گونه فداکاری دریغ ندارید.
- در بخش سوم سخن از کسانی میگوید که راه مخالف در پیش گیرند و از اطاعت فرمان پیشوایشان سرپیچی کنند. حضرت آنها را به مجازات (سخت) تهدید میکند[۲].
فرازی از نامه
بدانید، حقی که شما بر عهده من دارید، این است که چیزی را از شما مخفی ندارم، جز اسرارجنگ را و کاری را بیمشورت شما نکنم، جز اجرای حکم خدا را. و حقی را که از آن شماست از موعد خود به تأخیر نیفکنم و تا به انجامش نرساننم از پای ننشینم و حق شما را به تساوی دهم. چون چنین کردم، بر خداست که نعمت خود بر شما عنایت کند و بر شماست که از من فرمان ببرید و اگر شما را فراخواندم، درنگ روا ندارید و در انجام دادن کاری که صلاح شما را در آن میدانم قصور مورزید و در راه حق خود را به سختیها افکنید[۳].
منابع
پانویس
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۹۴ ـ ۷۹۵.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۱۳، ص۲۰۵ ـ ۲۰۶.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۹۴ ـ ۷۹۵.