پرش به محتوا

تفسیر فلسفی در علوم قرآنی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'خداوند متعالی' به 'خداوند متعال'
جز (جایگزینی متن - 'سری' به 'سری')
جز (جایگزینی متن - 'خداوند متعالی' به 'خداوند متعال')
خط ۳۲: خط ۳۲:


==پیشینه تفسیر فلسفی==
==پیشینه تفسیر فلسفی==
شاید [[یعقوب بن اسحاق کندی]] نخستین [[فیلسوف]] [[مسلمانی]] باشد که با [[نوشتن]] «رساله الابانة عن [[سجود]] الجرم الاقصی و طاعته لله تعالی» روش [[فلسفی]] را در تبیین کیفیت سجود افلاک بر [[خداوند]] متعالی به کار گرفته است. وی در این اثر خود آیه {{متن قرآن|وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ}}<ref>«و گیاه و درخت سجده می‌آورند» سوره الرحمن، آیه ۶.</ref> را تفسیر کرده، سجود را به معنای [[تسلیم]] و [[اطاعت]] از [[امر الهی]] می‌‌داند. <ref>تاریخ فلسفه در جهان اسلام، ص۳۸۱ - ۳۸۲؛ نیز ر. ک: بیان السعاده، ج ۴، ص۱۳۲؛ کشف الاسرار، ج ۹، ص۴۰۷. </ref> پس از وی، [[ابونصر فارابی]] در [[فصوص الحکم]] منسوب به او {{متن قرآن| لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ}}<ref>«ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم» سوره انعام، آیه ۷۶.</ref> را به ممکنات و موجودات [[باطل]] الذات تفسیر کرده <ref>ر. ک: نصوص الحکم، ص۱۰۲. </ref> و [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ }}<ref>«هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> را چنین تفسیر کرده است که ماهیات باطل الذات‌اند، چون معلول بوده، در ذات خود نسبت به وجود و عدم یکسان‌اند؛ ولی این ماهیات از جهت انتساب به مبدأ و علت خود [[وجوب]] وجود بالغیر داشته، از این جهت مصداق «وجهه» هستند. <ref> ر. ک: نصوص الحکم، ص۳۲ - ۳۳. </ref> [[ذهبی]] در اثر خود به تبیین روش [[فارابی]] پرداخته است. <ref>التفسیر و المفسرون، ج ۲، ص۴۲۰. </ref> [[جمعیت]] سری [[فیلسوفان]] [[اسماعیلی]] [[قرن چهارم]] معروف به اخوان الصفا نیز در رسائل خود روش [[فلسفی]] را در [[تفسیر]] و [[تأویل قرآن]] [[مجید]] به کار گرفته‌اند. اخوان الصفا که از طریق ترجمه آثار [[فلاسفه]] یونان، [[ایران]] و [[هند]] از جمله آثار [[افلاطون]]، ارسطو و نوافلاطونیان با [[فلسفه]] یونانی، [[ایرانی]] و [[هندی]] آشنا شده بودند با همین نگرش و [[اندیشه]] به [[تفسیر قرآن]] روی آورده، درصدد هماهنگ نشان دادن [[مبانی دینی]] با آرای فلسفی بودند. آنان می‌‌کوشیدند [[معارف اسلامی]] را در قالب فلسفه یونان یا هند بریزند. اخوان الصفا از نظر مذهبی [[گرایش]] اسماعیلی داشتند و بر این [[باور]] بودند که [[قرآن]] به ظاهرش نیست، بلکه رموزی برای [[عارفان]] است؛ همچنین به [[اعتقاد]] آنان [[کتاب‌های آسمانی]] تنزلات ظاهری حقایق‌اند؛ اما در شکل الفاظ قابل ادا و استماع و دارای تأویلات [[باطنی]] که همان مفاهیم و معانی عقلی‌اند. تأویلات اخوان الصفا شباهت زیادی به تأویلات باطنیان دارند؛ اما به باور بعضی، اخوان الصفا در مقایسه با باطنیان صورت علمی‌تر و [[عقلی]] تری به تأویلات خود داده‌اند. <ref>نک: [[شناخت قرآن]]، ص۴۶۲ ـ ۴۶۷. </ref>
شاید [[یعقوب بن اسحاق کندی]] نخستین [[فیلسوف]] [[مسلمانی]] باشد که با [[نوشتن]] «رساله الابانة عن [[سجود]] الجرم الاقصی و طاعته لله تعالی» روش [[فلسفی]] را در تبیین کیفیت سجود افلاک بر [[خداوند متعال]] به کار گرفته است. وی در این اثر خود آیه {{متن قرآن|وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ}}<ref>«و گیاه و درخت سجده می‌آورند» سوره الرحمن، آیه ۶.</ref> را تفسیر کرده، سجود را به معنای [[تسلیم]] و [[اطاعت]] از [[امر الهی]] می‌‌داند. <ref>تاریخ فلسفه در جهان اسلام، ص۳۸۱ - ۳۸۲؛ نیز ر. ک: بیان السعاده، ج ۴، ص۱۳۲؛ کشف الاسرار، ج ۹، ص۴۰۷. </ref> پس از وی، [[ابونصر فارابی]] در [[فصوص الحکم]] منسوب به او {{متن قرآن| لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ}}<ref>«ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم» سوره انعام، آیه ۷۶.</ref> را به ممکنات و موجودات [[باطل]] الذات تفسیر کرده <ref>ر. ک: نصوص الحکم، ص۱۰۲. </ref> و [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ }}<ref>«هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> را چنین تفسیر کرده است که ماهیات باطل الذات‌اند، چون معلول بوده، در ذات خود نسبت به وجود و عدم یکسان‌اند؛ ولی این ماهیات از جهت انتساب به مبدأ و علت خود [[وجوب]] وجود بالغیر داشته، از این جهت مصداق «وجهه» هستند. <ref> ر. ک: نصوص الحکم، ص۳۲ - ۳۳. </ref> [[ذهبی]] در اثر خود به تبیین روش [[فارابی]] پرداخته است. <ref>التفسیر و المفسرون، ج ۲، ص۴۲۰. </ref> [[جمعیت]] سری [[فیلسوفان]] [[اسماعیلی]] [[قرن چهارم]] معروف به اخوان الصفا نیز در رسائل خود روش [[فلسفی]] را در [[تفسیر]] و [[تأویل قرآن]] [[مجید]] به کار گرفته‌اند. اخوان الصفا که از طریق ترجمه آثار [[فلاسفه]] یونان، [[ایران]] و [[هند]] از جمله آثار [[افلاطون]]، ارسطو و نوافلاطونیان با [[فلسفه]] یونانی، [[ایرانی]] و [[هندی]] آشنا شده بودند با همین نگرش و [[اندیشه]] به [[تفسیر قرآن]] روی آورده، درصدد هماهنگ نشان دادن [[مبانی دینی]] با آرای فلسفی بودند. آنان می‌‌کوشیدند [[معارف اسلامی]] را در قالب فلسفه یونان یا هند بریزند. اخوان الصفا از نظر مذهبی [[گرایش]] اسماعیلی داشتند و بر این [[باور]] بودند که [[قرآن]] به ظاهرش نیست، بلکه رموزی برای [[عارفان]] است؛ همچنین به [[اعتقاد]] آنان [[کتاب‌های آسمانی]] تنزلات ظاهری حقایق‌اند؛ اما در شکل الفاظ قابل ادا و استماع و دارای تأویلات [[باطنی]] که همان مفاهیم و معانی عقلی‌اند. تأویلات اخوان الصفا شباهت زیادی به تأویلات باطنیان دارند؛ اما به باور بعضی، اخوان الصفا در مقایسه با باطنیان صورت علمی‌تر و [[عقلی]] تری به تأویلات خود داده‌اند. <ref>نک: [[شناخت قرآن]]، ص۴۶۲ ـ ۴۶۷. </ref>


نمونه ای از [[تفسیر فلسفی]] اخوان الصفا یا به عبارت دقیق‌تر [[تأویل]] و [[تطبیق]] آرا و اصطلاحات فلسفی آنها بر [[آیات قرآن]] این است که معتقدند [[آدم]] از [[بهشت]] عالم [[ارواح]] به عالم ماده [[هبوط]] کرد و به او و فرزندانش گفته شد: {{متن قرآن|انْطَلِقُوا إِلَى ظِلٍّ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ}}<ref>«به سوی سایه سه شاخه‌ای روانه گردید،» سوره مرسلات، آیه ۳۰.</ref>؛ یعنی به عالم اجسام که دارای سه بعد طول و عرض و عمق است بروید؛<ref>رسائل اخوان الصفا، ج ۲، ص۲۱. </ref> همچنین {{متن قرآن| زَوْجَيْنِ}} در {{متن قرآن|وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«و از هر چیز دو جفت آفریدیم باشد که پند گیرید» سوره ذاریات، آیه ۴۹.</ref> را به مربعات موسیقی تفسیر کرده‌اند. <ref> رسائل اخوان الصفا، ج ۱، ص۲۳۲. </ref> [[آیه]] {{متن قرآن|أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«یا بگویید: پدران ما بی‌گمان پیش از این شرک می‌ورزیدند و ما فرزندانی از پس ایشان بودیم؛ آیا ما را به (کیفر) آنچه تباه‌اندیشان کرده‌اند، نابود می‌فرمایی؟» سوره اعراف، آیه ۱۷۳.</ref> را نیز این گونه [[تفسیر]] کرده‌اند که مقصود از [[پدران]]، عالم اجساد و ماده است و به آنان گفته می‌‌شود به یاد عالم مجردات باشید و به سوی [[پدر]] و [[مادر]] [[روحانی]] خود و به سوی آنان حرکت کنید که از عالم ماده [[پاک]] و مبرّایند. <ref> رسائل اخوان الصفا، ج ۱، ص۲۱۰. </ref>
نمونه ای از [[تفسیر فلسفی]] اخوان الصفا یا به عبارت دقیق‌تر [[تأویل]] و [[تطبیق]] آرا و اصطلاحات فلسفی آنها بر [[آیات قرآن]] این است که معتقدند [[آدم]] از [[بهشت]] عالم [[ارواح]] به عالم ماده [[هبوط]] کرد و به او و فرزندانش گفته شد: {{متن قرآن|انْطَلِقُوا إِلَى ظِلٍّ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ}}<ref>«به سوی سایه سه شاخه‌ای روانه گردید،» سوره مرسلات، آیه ۳۰.</ref>؛ یعنی به عالم اجسام که دارای سه بعد طول و عرض و عمق است بروید؛<ref>رسائل اخوان الصفا، ج ۲، ص۲۱. </ref> همچنین {{متن قرآن| زَوْجَيْنِ}} در {{متن قرآن|وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«و از هر چیز دو جفت آفریدیم باشد که پند گیرید» سوره ذاریات، آیه ۴۹.</ref> را به مربعات موسیقی تفسیر کرده‌اند. <ref> رسائل اخوان الصفا، ج ۱، ص۲۳۲. </ref> [[آیه]] {{متن قرآن|أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«یا بگویید: پدران ما بی‌گمان پیش از این شرک می‌ورزیدند و ما فرزندانی از پس ایشان بودیم؛ آیا ما را به (کیفر) آنچه تباه‌اندیشان کرده‌اند، نابود می‌فرمایی؟» سوره اعراف، آیه ۱۷۳.</ref> را نیز این گونه [[تفسیر]] کرده‌اند که مقصود از [[پدران]]، عالم اجساد و ماده است و به آنان گفته می‌‌شود به یاد عالم مجردات باشید و به سوی [[پدر]] و [[مادر]] [[روحانی]] خود و به سوی آنان حرکت کنید که از عالم ماده [[پاک]] و مبرّایند. <ref> رسائل اخوان الصفا، ج ۱، ص۲۱۰. </ref>
۲۲۷٬۶۸۳

ویرایش