آزر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۷ بایت حذف‌شده ،  ‏۹ ژانویهٔ ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{نبوت}}
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = آزر| عنوان مدخل  = آزر| مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = آزر
| عنوان مدخل  = [[آزر]]
| مداخل مرتبط = [[آزر در قرآن]] - [[آزر در حدیث]] - [[آزر در کلام اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
خط ۳۶: خط ۳۰:
== آزر در دایره المعارف قرآن ==
== آزر در دایره المعارف قرآن ==
== [[آزر]] در [[قرآن]] ==
== [[آزر]] در [[قرآن]] ==
واژه آزر فقط یک بار در قرآن آمده: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> و در دوازده مورد دیگر بدون ذکر نامش، از او به صورت "ابِ [[ابراهیم]]" یاد شده است <ref>[[علی اکبر ارجی|ارجی]] و [[علی خراسانی|خراسانی]]، [[آزر - ارجی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آزر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>.
واژه آزر فقط یک بار در قرآن آمده: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> و در دوازده مورد دیگر بدون ذکر نامش، از او به صورت "ابِ [[ابراهیم]]" یاد شده است <ref>[[علی اکبر ارجی|ارجی]] و [[علی خراسانی|خراسانی]]، [[آزر - ارجی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آزر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 206.</ref>.


== ریشه لغوی ==
== ریشه لغوی ==
بیش‌تر لغت شناسان چون [[ابن‌منظور]]،<ref>لسان‌العرب، ج ۱، ص ۱۳۲، «أزر».</ref> [[جوهری]]<ref>الصحاح، ج ۲، ص ۵۷۸، «آزر».</ref> و [[جوالیقی]]،<ref> المعرّب، ص ۲۱، «آزر».</ref> آزر را نامی غیر [[عربی]] می‌دانند. گروهی، اصل‌ آن‌ را عبری، <ref>الاتقان، ج ۱، ص ۲۹۱.</ref> و عدّه‌ای [[سریانی]]،<ref> ینابیع الاسلام، ج ۱، ص ۵۶.</ref> و جمعی‌ نیز فارسی <ref>قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> می‌شمرند. جوهری، آزر را برگرفته از {{عربی|"آزَرَ فلانٌ فلاناً"}} به معنای مددکار می‌داند. وی را از آن رو آزر می‌گفتند که قومش را بر [[پرستش]] [[بت‌ها]] [[یاری]] می‌کرد.<ref>الصحاح، ج۲، ص ۵۷۸، «آزر»؛ قرطبی، ج۷، ص ۱۶.</ref> به نظر ابن‌فارس، آزر، مشتق از "اَزْر" به معنای [[قوّت]] است.<ref>مقاییس، ج ۱، ص ۱۰۲، «أزر»؛ قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> برخی واژه پژوهان معاصر، کلمه آزر را معرّب "آزور" به معنای "کمر بسته به [[خدمت]]" و مشابه کلمه [[وزیر]] دانسته‌اند و از آنجا که او وزیر مورد [[اعتماد]] و گرداننده امور [[نمرود]] بود، آزر [[لقب]] گرفت.<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۷۶، «آزر».</ref> برخی دیگر به استناد منابع کهن [[عهد عتیق]] که از سریانی به عربی برگردانده شده، آزر را "آثر" ضبط کرده و آن را همان آزر دانسته‌اند که [[ایرانیان]]، به صورت آذر به معنای [[آتش]] می‌نویسند.<ref>ینابیع‌الاسلام، ج ۱، ص ۵۶.</ref> در برابر قول مشهور که آزر نام شخصی است، برخی احتمال داده‌اند نام "[[بت]]"<ref>الکشّاف، ج ۲، ص ۳۹؛ قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> یا برگرفته از "[[وزر]]" به معنای [[گناه]] باشد.<ref> قرطبی، ج ۷، ص ۱۷.</ref> برخی هم گفته‌اند: آزر "صفت" و به معنای "[[منحرف]] از [[حق]]" یا "[[سال‌خورده]]" است.<ref>قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> [[نسب]] آزر در [[منابع اسلامی]] به این صورت آمده: [[آزر بن باعز بن ‌تاخور بن ‌ارغو بن ‌فالغ بن ‌شالخ بن ارفخشد بن‌ سام بن‌ نوح]]<ref> کشف‌الاسرار، ج ۸، ص ۲۸۵.</ref> که برگرفته از [[سفر]] [[تکوین]] [[عهد عتیق]] است.<ref>سفر تکوین، ۱۱: ۱۰ ـ ۳۲.</ref> از [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> و نیز از آیاتی که از "[[اب]] [[ابراهیم]]" [[سخن]] رفته، استفاده می‌شود که وی [[بت‌ها]] و صورت‌های دارای نقش و نگار {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ}}<ref>«هنگامی که به پدر و قوم خویش، گفت: این تندیس‌ها چیست که شما به (خدمت) آنها ماندگارید؟» سوره انبیاء، آیه ۵۲.</ref> و موجودات بی‌جان و فاقد هرگونه [[شنوایی]] و [[بینایی]] {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئًا}}<ref>«هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟» سوره مریم، آیه ۴۲.</ref> را به همراه قومش می‌پرستید و راه [[گمراهی]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> و [[پیروی]] از [[شیطان]] {{متن قرآن|يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}<ref>«ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است» سوره مریم، آیه ۴۴.</ref> رامی‌پیمود و به ‌اعتکاف‌ و عبادت ‌در کنار بت‌های خود می‌پرداخت. {{متن قرآن|قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ}}<ref>«گفتند: بت‌هایی را می‌پرستیم و در کنارشان (به خدمت) ماندگاریم» سوره شعراء، آیه ۷۱.</ref> او از روی [[نادانی]] در برابر هدایت‌های مشفقانه ابراهیم {{ع}} [[ایستادگی]] و از [[بت]] و [[بت‌پرستی]]، متعصّبانه [[دفاع]] می‌کرد تا جایی ‌که ابراهیم {{ع}} را به [[مجازات]] سنگ‌سار، [[تهدید]] نمود و به خروج از [[شهر]] [[فرمان]] داد. {{متن قرآن|قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> این موضوع، نشانه موقعیّت [[اجتماعی]] [[آزر]] در آن [[روزگار]] بود؛ چنان که بر پایه روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} آزر، [[وزیر]] و گرداننده دربار [[نمرود]] معرّفی شده است؛ هم‌چنین گفته‌اند: آزر [[سرپرستی]] امور بت‌خانه را از سوی نمرود به عهده داشت.<ref>البرهان، ج ۲، ص ۴۳۷.</ref> [[عمر]] آزر در برخی منابع، ۲۵۰ یا ۲۶۰ سال گزارش شده است<ref>اعلام القرآن، ص ۱۶.</ref><ref>[[علی اکبر ارجی|ارجی]] و [[علی خراسانی|خراسانی]]، [[آزر - ارجی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آزر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
بیش‌تر لغت شناسان چون [[ابن‌منظور]]،<ref>لسان‌العرب، ج ۱، ص ۱۳۲، «أزر».</ref> [[جوهری]]<ref>الصحاح، ج ۲، ص ۵۷۸، «آزر».</ref> و [[جوالیقی]]،<ref> المعرّب، ص ۲۱، «آزر».</ref> آزر را نامی غیر [[عربی]] می‌دانند. گروهی، اصل‌ آن‌ را عبری، <ref>الاتقان، ج ۱، ص ۲۹۱.</ref> و عدّه‌ای [[سریانی]]،<ref> ینابیع الاسلام، ج ۱، ص ۵۶.</ref> و جمعی‌ نیز فارسی <ref>قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> می‌شمرند. جوهری، آزر را برگرفته از {{عربی|"آزَرَ فلانٌ فلاناً"}} به معنای مددکار می‌داند. وی را از آن رو آزر می‌گفتند که قومش را بر [[پرستش]] [[بت‌ها]] [[یاری]] می‌کرد.<ref>الصحاح، ج۲، ص ۵۷۸، «آزر»؛ قرطبی، ج۷، ص ۱۶.</ref> به نظر [[ابن‌ فارس]]، آزر، مشتق از "اَزْر" به معنای [[قوّت]] است.<ref>مقاییس، ج ۱، ص ۱۰۲، «أزر»؛ قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> برخی واژه پژوهان معاصر، کلمه آزر را معرّب "آزور" به معنای "کمر بسته به [[خدمت]]" و مشابه کلمه [[وزیر]] دانسته‌اند و از آنجا که او وزیر مورد [[اعتماد]] و گرداننده امور [[نمرود]] بود، آزر [[لقب]] گرفت.<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۷۶، «آزر».</ref> برخی دیگر به استناد منابع کهن [[عهد عتیق]] که از سریانی به عربی برگردانده شده، آزر را "آثر" ضبط کرده و آن را همان آزر دانسته‌اند که [[ایرانیان]]، به صورت آذر به معنای [[آتش]] می‌نویسند.<ref>ینابیع‌الاسلام، ج ۱، ص ۵۶.</ref> در برابر قول مشهور که آزر نام شخصی است، برخی احتمال داده‌اند نام "[[بت]]"<ref>الکشّاف، ج ۲، ص ۳۹؛ قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> یا برگرفته از "[[وزر]]" به معنای [[گناه]] باشد.<ref> قرطبی، ج ۷، ص ۱۷.</ref> برخی هم گفته‌اند: آزر "صفت" و به معنای "[[منحرف]] از [[حق]]" یا "[[سال‌خورده]]" است.<ref>قرطبی، ج ۷، ص ۱۶.</ref> [[نسب]] آزر در [[منابع اسلامی]] به این صورت آمده: [[آزر بن باعز بن ‌تاخور بن ‌ارغو بن ‌فالغ بن ‌شالخ بن ارفخشد بن‌ سام بن‌ نوح]]<ref> کشف‌الاسرار، ج ۸، ص ۲۸۵.</ref> که برگرفته از [[سفر]] [[تکوین]] [[عهد عتیق]] است.<ref>سفر تکوین، ۱۱: ۱۰ ـ ۳۲.</ref> از [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> و نیز از آیاتی که از "[[اب]] [[ابراهیم]]" [[سخن]] رفته، استفاده می‌شود که وی [[بت‌ها]] و صورت‌های دارای نقش و نگار {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ}}<ref>«هنگامی که به پدر و قوم خویش، گفت: این تندیس‌ها چیست که شما به (خدمت) آنها ماندگارید؟» سوره انبیاء، آیه ۵۲.</ref> و موجودات بی‌جان و فاقد هرگونه [[شنوایی]] و [[بینایی]] {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئًا}}<ref>«هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟» سوره مریم، آیه ۴۲.</ref> را به همراه قومش می‌پرستید و راه [[گمراهی]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> و [[پیروی]] از [[شیطان]] {{متن قرآن|يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}<ref>«ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است» سوره مریم، آیه ۴۴.</ref> رامی‌پیمود و به ‌اعتکاف‌ و عبادت ‌در کنار بت‌های خود می‌پرداخت. {{متن قرآن|قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ}}<ref>«گفتند: بت‌هایی را می‌پرستیم و در کنارشان (به خدمت) ماندگاریم» سوره شعراء، آیه ۷۱.</ref> او از روی [[نادانی]] در برابر هدایت‌های مشفقانه ابراهیم {{ع}} [[ایستادگی]] و از [[بت]] و [[بت‌پرستی]]، متعصّبانه [[دفاع]] می‌کرد تا جایی ‌که ابراهیم {{ع}} را به [[مجازات]] سنگ‌سار، [[تهدید]] نمود و به خروج از [[شهر]] [[فرمان]] داد. {{متن قرآن|قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> این موضوع، نشانه موقعیّت [[اجتماعی]] [[آزر]] در آن [[روزگار]] بود؛ چنان که بر پایه روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} آزر، [[وزیر]] و گرداننده دربار [[نمرود]] معرّفی شده است؛ هم‌چنین گفته‌اند: آزر [[سرپرستی]] امور بت‌خانه را از سوی نمرود به عهده داشت.<ref>البرهان، ج ۲، ص ۴۳۷.</ref> [[عمر]] آزر در برخی منابع، ۲۵۰ یا ۲۶۰ سال گزارش شده است<ref>اعلام القرآن، ص ۱۶.</ref><ref>[[علی اکبر ارجی|ارجی]] و [[علی خراسانی|خراسانی]]، [[آزر - ارجی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آزر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 206-207.</ref>


== آیا آزر پدر [[ابراهیم]] {{ع}} بود؟ ==
== آیا آزر پدر [[ابراهیم]] {{ع}} بود؟ ==
زجّاج می‌گوید: نَسَب‌شناسان در این که نام [[پدر]] ابراهیم [[تارخ]] بوده، اختلافی ندارند.<ref>التبیان، ج ۴، ص ۱۷۵.</ref> [[طبری]]، ابن‌اثیر و ابن‌قتیبه نیز نام پدر ابراهیم را تارخ [[ثبت]] کرده‌اند.<ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۱۴۲؛ المعارف، ص ۳۰؛ الکامل، ج۱،ص ۸۲.</ref> بعضی [[روایات]] نیز همین نظر را [[تأیید]] می‌کند.<ref>بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۴۲ و ج ۱۵، ص ۳۶.</ref> در [[تورات]] حاضر نیز "تارح" ضبط شده است.<ref>کتاب مقدّس، پیدایش ۱۱: ۲۵.</ref> در پاسخ به این [[پرسش]] که آیا آزرِ [[مشرک]] و [[بت‌پرست]]، پدر [[ابراهیم خلیل]] است، بیش‌تر [[مفسّران]] [[اهل‌سنّت]] چون [[طبری]]،<ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۳۱۷.</ref> [[فخر رازی]]،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۳۷.</ref> [[میبدی]] <ref>کشف‌الاسرار، ج ۳، ص ۴۰۹.</ref> و [[زمخشری]] <ref> الکشّاف، ج ۲، ص ۳۹.</ref> با استناد به ظاهر کلمه "[[اب]]" در آیاتی که از گفت‌وگوی [[ابراهیم]] {{ع}} با او سخن می‌گوید، [[آزر]] [[مشرک]] و [[بت‌پرست]] را [[پدر]] [[حقیقی]] ابراهیم شمرده و بر این مدّعای خود به [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> استناد کرده‌اند. آنان به اینکه در کتاب‌های [[تاریخ]]، نامی از آزر به میان نیامده، چند پاسخ داده‌اند: [[طبری]] احتمال داده که او دو اسم داشته، یا آزر، لقبِ او بوده است.<ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۳۱۷.</ref> فخررازی می‌گوید: از ظاهر آیه {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> استفاده می‌شود که ‌آزر، نام پدر ابراهیم‌ بوده و اجماعِ [[نقل]] شده از مؤرّخان، [[ضعیف]] است؛ زیرااین قولِ یک یا دو مورّخ‌است که دیگر مورّخان از آن [[پیروی]] کرده‌اند و بر فرضِ [[پذیرفتن]] تارح در [[مقام]] پدرابراهیم، محتمل است که وی دو اسم داشته یا اسم اصلی او آزر و لقبش تارح، یا به عکس بوده است. او در ادامه می‌گوید: [[دلیل]] محکم بردرستی ظاهر آیه و این که آزر، پدر ابراهیم بوده، آن است که اگر این نسبت [[نادرست]] بود، [[یهود]]، [[نصارا]] و [[مشرکان]] که همواره درصدد [[تکذیب]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[قرآن]] بودند، ساکت نمی‌نشستند.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۳۸.</ref> در عرائس، پس از نامیدن پدر ابراهیم به [[تارخ]]، آمده است: بعد از [[سرپرستی]] وی بر امور بت‌خانه، [[نمرود]] او را آزر [[لقب]] داد.<ref>قصص الانبیاء، ص ۶۳.</ref> [[عالمان شیعه]] در اینکه آزرِ مشرک، پدر ابراهیم نیست، اتّفاق نظر دارند <ref>التبیان، ج ۴، ص ۱۷۵ و ج ۷، ص ۱۲۹.</ref> و او را پدرِ [[مادر]] یا عموی [[ابراهیم خلیل]] دانسته‌اند.<ref> مجمع‌البیان، ج ۴، ص ۴۹۷.</ref> [[مجلسی]] می‌گوید: امامیّه اتّفاق نظر دارند که آبا و اجداد پیامبر [[موحّد]] و از [[صدّیقان]]، (پیامبر مرسل یا [[جانشین]] آنان) بوده‌اند.<ref>بحارالانوار، ج ۱۵، ص ۱۱۷.</ref> مهم‌ترین دلیل کسانی که آزر را پدر ابراهیم می‌دانند، ظاهر واژه "اب" است. مفسّرانی هم که آزر را عمو یا جدّ [[مادری]] [[ابراهیم]] دانسته‌اند، با استناد به [[کلام]] لغویان، نتیجه گرفته‌اند که کاربرد "[[اب]]" در غیر [[پدر]] صلبی نیز امری رایج است. راغب می‌گوید: به پدر و هر که سبب ایجاد یا [[اصلاح]] یا ظهور چیزی باشد، "اب" گفته می‌شود؛ چنان‌که میزبان را ابوالضیف و آتش‌افروز [[جنگ]] را ابوالحرب و معلّم را نیز اب گفته‌اند.<ref>مفردات، ص ۵۷، «اَب».</ref>  
[[زجّاج]] می‌گوید: نَسَب‌شناسان در این که نام [[پدر]] ابراهیم «تارخ» بوده، اختلافی ندارند.<ref>التبیان، ج ۴، ص ۱۷۵.</ref> [[طبری]]، ابن‌اثیر و ابن‌قتیبه نیز نام پدر ابراهیم را تارخ [[ثبت]] کرده‌اند.<ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۱۴۲؛ المعارف، ص ۳۰؛ الکامل، ج۱،ص ۸۲.</ref> بعضی [[روایات]] نیز همین نظر را [[تأیید]] می‌کند.<ref>بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۴۲ و ج ۱۵، ص ۳۶.</ref> در [[تورات]] حاضر نیز "تارح" ضبط شده است.<ref>کتاب مقدّس، پیدایش ۱۱: ۲۵.</ref> در پاسخ به این [[پرسش]] که آیا آزرِ [[مشرک]] و [[بت‌پرست]]، پدر [[ابراهیم خلیل]] است، بیش‌تر [[مفسّران]] [[اهل‌سنّت]] چون [[طبری]]،<ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۳۱۷.</ref> [[فخر رازی]]،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۳۷.</ref> [[میبدی]] <ref>کشف‌الاسرار، ج ۳، ص ۴۰۹.</ref> و [[زمخشری]] <ref> الکشّاف، ج ۲، ص ۳۹.</ref> با استناد به ظاهر کلمه "[[اب]]" در آیاتی که از گفت‌وگوی [[ابراهیم]] {{ع}} با او سخن می‌گوید، [[آزر]] [[مشرک]] و [[بت‌پرست]] را [[پدر]] [[حقیقی]] ابراهیم شمرده و بر این مدّعای خود به [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> استناد کرده‌اند. آنان به اینکه در کتاب‌های [[تاریخ]]، نامی از آزر به میان نیامده، چند پاسخ داده‌اند: [[طبری]] احتمال داده که او دو اسم داشته، یا آزر، لقبِ او بوده است.<ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۳۱۷.</ref> فخررازی می‌گوید: از ظاهر آیه {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref> استفاده می‌شود که ‌آزر، نام پدر ابراهیم‌ بوده و اجماعِ [[نقل]] شده از مؤرّخان، [[ضعیف]] است؛ زیرااین قولِ یک یا دو مورّخ‌است که دیگر مورّخان از آن [[پیروی]] کرده‌اند و بر فرضِ [[پذیرفتن]] تارح در [[مقام]] پدرابراهیم، محتمل است که وی دو اسم داشته یا اسم اصلی او آزر و لقبش تارح، یا به عکس بوده است. او در ادامه می‌گوید: [[دلیل]] محکم بردرستی ظاهر آیه و این که آزر، پدر ابراهیم بوده، آن است که اگر این نسبت [[نادرست]] بود، [[یهود]]، [[نصارا]] و [[مشرکان]] که همواره درصدد [[تکذیب]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[قرآن]] بودند، ساکت نمی‌نشستند.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۳۸.</ref> در عرائس، پس از نامیدن پدر ابراهیم به [[تارخ]]، آمده است: بعد از [[سرپرستی]] وی بر امور بت‌خانه، [[نمرود]] او را آزر [[لقب]] داد.<ref>قصص الانبیاء، ص ۶۳.</ref> [[عالمان شیعه]] در اینکه آزرِ مشرک، پدر ابراهیم نیست، اتّفاق نظر دارند <ref>التبیان، ج ۴، ص ۱۷۵ و ج ۷، ص ۱۲۹.</ref> و او را پدرِ [[مادر]] یا عموی [[ابراهیم خلیل]] دانسته‌اند.<ref> مجمع‌البیان، ج ۴، ص ۴۹۷.</ref> [[مجلسی]] می‌گوید: امامیّه اتّفاق نظر دارند که آبا و اجداد پیامبر [[موحّد]] و از [[صدّیقان]]، (پیامبر مرسل یا [[جانشین]] آنان) بوده‌اند.<ref>بحارالانوار، ج ۱۵، ص ۱۱۷.</ref> مهم‌ترین دلیل کسانی که آزر را پدر ابراهیم می‌دانند، ظاهر واژه "اب" است. مفسّرانی هم که آزر را عمو یا جدّ [[مادری]] [[ابراهیم]] دانسته‌اند، با استناد به [[کلام]] لغویان، نتیجه گرفته‌اند که کاربرد "[[اب]]" در غیر [[پدر]] صلبی نیز امری رایج است. راغب می‌گوید: به پدر و هر که سبب ایجاد یا [[اصلاح]] یا ظهور چیزی باشد، "اب" گفته می‌شود؛ چنان‌که میزبان را ابوالضیف و آتش‌افروز [[جنگ]] را ابوالحرب و معلّم را نیز اب گفته‌اند.<ref>مفردات، ص ۵۷، «اَب».</ref>  


[[علامه طباطبایی]] بین واژه "والد" و "اب" فرق گذاشته و گفته است: "والد" فقط به پدر صلبی گفته می‌شود؛ ولی "اب" بر جدّ و عمو و جز آن نیز اطلاق شده و در [[قرآن]] نیز به کار رفته است: {{متن قرآن|أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«مگر هنگامی که مرگ یعقوب فرا رسید گواه بودید، آنگاه که از پسران خود پرسید: پس از من چه می‌پرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را می‌پرستیم که خدایی یگانه است و ما فرمانبردار اوییم» سوره بقره، آیه ۱۳۳.</ref> پس با اینکه ابراهیم جدّ یعقوب و اسماعیل عموی او است، برای هر دو، کلمه "اب" به کار رفته است. [[خداوند]] گفته [[یوسف]] را نیزچنین حکایت می‌کند: {{متن قرآن|وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ذَلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ}}<ref>«و از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی می‌کنم؛ در خور ما نیست که هیچ چیز را شریک خداوند بدانیم؛ این از بخشش خداوند به ما و به مردم است امّا بیشتر مردم سپاس نمی‌گزارند» سوره یوسف، آیه ۳۸.</ref> بنابراین با اینکه اسحاق، جدّ یوسف، و ابراهیم جدِّ پدر او به شمار می‌رود، برای هر یک از این دو، "اب" به کار رفته است. [[المیزان]] با بررسی [[آیات]] {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا قَالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلاَّ أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلا جَعَلْنَا نَبِيًّا }}<ref>«و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود. هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟ ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم. ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است. ای پدر! من می‌هراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی. گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو. گفت: درود بر تو، از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست که او با من مهربان است. و از شما و آنچه به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید کناره می‌جویم و پروردگارم را می‌خوانم باشد که در خواندن پروردگارم رنجور نباشم. پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند می‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم.» سوره مریم، آیه ۴۱-۴۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«و از پدرم درگذر که او از گمرهان است» سوره شعراء، آیه ۸۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلا تَأْكُلُونَ مَا لَكُمْ لا تَنطِقُونَ فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأَسْفَلِينَ وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و از پیروان وی ابراهیم بود. که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد. آنگاه که به پدر و قوم خویش گفت: چه می‌پرستید؟ آیا خدایانی دروغین به جای خداوند می‌جویید؟ و پندارتان درباره پروردگار جهانیان چیست؟ آنگاه نگاهی به ستارگان افکند. و گفت: من بیمارم. و (آنان) پشت‌کنان روی از او گرداندند (و رفتند). آنگاه نهانی رو به خدایان آنها آورد و گفت: چرا چیزی نمی‌خورید؟ چرا سخن نمی‌گویید؟ و در نهان با دست راست ضربه‌ای سخت بر آنان کوفت. آنگاه (بت‌پرستان) به شتاب رو به او آوردند. (ابراهیم) گفت: آیا چیزی را که خود می‌تراشید می‌پرستید؟ در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که می‌سازید آفریده است. گفتند: برآورده‌ای (پر آتش) برایش بسازید و او را در آتش افکنید. و خواستند نیرنگی در کار او کنند اما ما آنان را فروتر نهادیم. و (ابراهیم) گفت: من به سوی پروردگارم می‌روم که به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد. پروردگارا (فرزندی) از شایستگان به من ببخش!» سوره صافات، آیه ۸۳-۱۰۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَهَذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُونَ وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِه عَالِمِينَ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ}}<ref>«و این (قرآن) یادکردی خجسته است که آن را فرو فرستاده‌ایم پس آیا شما آن را انکار می‌کنید؟ و بی‌گمان پیش از آن به ابراهیم کاردانی (در خور) وی را ارزانی داشتیم و به (شایستگی) او دانا بودیم. هنگامی که به پدر و قوم خویش، گفت: این تندیس‌ها چیست که شما به (خدمت) آنها ماندگارید؟» سوره انبیاء، آیه ۵۰-۵۲.</ref> و {{متن قرآن|رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ}}<ref>«پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را در روزی که حساب برپا می‌شود بیامرز!» سوره ابراهیم، آیه ۴۱.</ref>، نتیجه گرفته که آزرِ مذکور در [[آیه]]، پدر [[حقیقی]] ابراهیم نیست؛ بلکه دارای صفاتی بوده که به کار بردن "[[پدر]]" را درباره او تجویز می‌کند. در لغت نیز کاربرد اَبْ برای جدّ، عمو، شوهرِ [[مادر]] و بر هر صاحب [[اختیار]] و بزرگی که [[پیروی]] می‌شود، تجویز شده است. این توسعه در کاربرد، اختصاص به [[زبان]] [[عرب]] ندارد و در زبان‌های دیگر نیز رایج است.<ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۶۲ ـ ۱۶۵.</ref> [[محدّثان]] و [[مفسّران]] [[شیعه]]، در [[تأیید]] نظر خود به چند [[دلیل]] استناد کرده‌اند:
[[علامه طباطبایی]] بین واژه "والد" و "اب" فرق گذاشته و گفته است: "والد" فقط به پدر صلبی گفته می‌شود؛ ولی "اب" بر جدّ و عمو و جز آن نیز اطلاق شده و در [[قرآن]] نیز به کار رفته است: {{متن قرآن|أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«مگر هنگامی که مرگ یعقوب فرا رسید گواه بودید، آنگاه که از پسران خود پرسید: پس از من چه می‌پرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را می‌پرستیم که خدایی یگانه است و ما فرمانبردار اوییم» سوره بقره، آیه ۱۳۳.</ref> پس با اینکه ابراهیم جدّ یعقوب و اسماعیل عموی او است، برای هر دو، کلمه "اب" به کار رفته است. [[خداوند]] گفته [[یوسف]] را نیزچنین حکایت می‌کند: {{متن قرآن|وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ذَلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ}}<ref>«و از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی می‌کنم؛ در خور ما نیست که هیچ چیز را شریک خداوند بدانیم؛ این از بخشش خداوند به ما و به مردم است امّا بیشتر مردم سپاس نمی‌گزارند» سوره یوسف، آیه ۳۸.</ref> بنابراین با اینکه اسحاق، جدّ یوسف، و ابراهیم جدِّ پدر او به شمار می‌رود، برای هر یک از این دو، "اب" به کار رفته است. [[المیزان]] با بررسی [[آیات]] {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا قَالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلاَّ أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلا جَعَلْنَا نَبِيًّا }}<ref>«و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود. هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟ ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم. ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است. ای پدر! من می‌هراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی. گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو. گفت: درود بر تو، از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست که او با من مهربان است. و از شما و آنچه به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید کناره می‌جویم و پروردگارم را می‌خوانم باشد که در خواندن پروردگارم رنجور نباشم. پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند می‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم.» سوره مریم، آیه ۴۱-۴۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«و از پدرم درگذر که او از گمرهان است» سوره شعراء، آیه ۸۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلا تَأْكُلُونَ مَا لَكُمْ لا تَنطِقُونَ فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأَسْفَلِينَ وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و از پیروان وی ابراهیم بود. که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد. آنگاه که به پدر و قوم خویش گفت: چه می‌پرستید؟ آیا خدایانی دروغین به جای خداوند می‌جویید؟ و پندارتان درباره پروردگار جهانیان چیست؟ آنگاه نگاهی به ستارگان افکند. و گفت: من بیمارم. و (آنان) پشت‌کنان روی از او گرداندند (و رفتند). آنگاه نهانی رو به خدایان آنها آورد و گفت: چرا چیزی نمی‌خورید؟ چرا سخن نمی‌گویید؟ و در نهان با دست راست ضربه‌ای سخت بر آنان کوفت. آنگاه (بت‌پرستان) به شتاب رو به او آوردند. (ابراهیم) گفت: آیا چیزی را که خود می‌تراشید می‌پرستید؟ در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که می‌سازید آفریده است. گفتند: برآورده‌ای (پر آتش) برایش بسازید و او را در آتش افکنید. و خواستند نیرنگی در کار او کنند اما ما آنان را فروتر نهادیم. و (ابراهیم) گفت: من به سوی پروردگارم می‌روم که به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد. پروردگارا (فرزندی) از شایستگان به من ببخش!» سوره صافات، آیه ۸۳-۱۰۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَهَذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُونَ وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِه عَالِمِينَ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ}}<ref>«و این (قرآن) یادکردی خجسته است که آن را فرو فرستاده‌ایم پس آیا شما آن را انکار می‌کنید؟ و بی‌گمان پیش از آن به ابراهیم کاردانی (در خور) وی را ارزانی داشتیم و به (شایستگی) او دانا بودیم. هنگامی که به پدر و قوم خویش، گفت: این تندیس‌ها چیست که شما به (خدمت) آنها ماندگارید؟» سوره انبیاء، آیه ۵۰-۵۲.</ref> و {{متن قرآن|رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ}}<ref>«پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را در روزی که حساب برپا می‌شود بیامرز!» سوره ابراهیم، آیه ۴۱.</ref>، نتیجه گرفته که آزرِ مذکور در [[آیه]]، پدر [[حقیقی]] ابراهیم نیست؛ بلکه دارای صفاتی بوده که به کار بردن "[[پدر]]" را درباره او تجویز می‌کند. در لغت نیز کاربرد اَبْ برای جدّ، عمو، شوهرِ [[مادر]] و بر هر صاحب [[اختیار]] و بزرگی که [[پیروی]] می‌شود، تجویز شده است. این توسعه در کاربرد، اختصاص به [[زبان]] [[عرب]] ندارد و در زبان‌های دیگر نیز رایج است.<ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۶۲ ـ ۱۶۵.</ref> [[محدّثان]] و [[مفسّران]] [[شیعه]]، در [[تأیید]] نظر خود به چند [[دلیل]] استناد کرده‌اند:
خط ۴۹: خط ۴۳:
# [[استغفار]] ابراهیم در اواخر [[عمر]] خود برای پدر و مادرش: {{متن قرآن|رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ}}<ref>«پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را در روزی که حساب برپا می‌شود بیامرز!» سوره ابراهیم، آیه ۴۱.</ref> بیان‌گر [[ایمان]] پدر و مادر ابراهیم است و اگر آنان [[مشرک]] می‌بودند، او نمی‌توانست برایشان [[آمرزش]] بطلبد؛ زیرا براساس [[آیه]] {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> [[پیامبر]] و مؤمنان [[حق]] ندارند برای مشرکانی که [[اهل]] دوزخند، استغفار کنند؛ هرچند از [[نزدیکان]] آنان باشند؛ از سوی دیگر در [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> آمده‌ است که وقتی [[ابراهیم]] از [[هدایت]] [[آزر]] [[مأیوس]]، و [[دشمنی]] او با [[خدا]] روشن شد، از او بی‌زاری جست<ref>نمونه، ج ۵، ص ۳۰۴؛ روح‌المعانی، مج ۷، ج ۱۱، ص ۵۰.</ref>
# [[استغفار]] ابراهیم در اواخر [[عمر]] خود برای پدر و مادرش: {{متن قرآن|رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ}}<ref>«پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را در روزی که حساب برپا می‌شود بیامرز!» سوره ابراهیم، آیه ۴۱.</ref> بیان‌گر [[ایمان]] پدر و مادر ابراهیم است و اگر آنان [[مشرک]] می‌بودند، او نمی‌توانست برایشان [[آمرزش]] بطلبد؛ زیرا براساس [[آیه]] {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> [[پیامبر]] و مؤمنان [[حق]] ندارند برای مشرکانی که [[اهل]] دوزخند، استغفار کنند؛ هرچند از [[نزدیکان]] آنان باشند؛ از سوی دیگر در [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> آمده‌ است که وقتی [[ابراهیم]] از [[هدایت]] [[آزر]] [[مأیوس]]، و [[دشمنی]] او با [[خدا]] روشن شد، از او بی‌زاری جست<ref>نمونه، ج ۵، ص ۳۰۴؛ روح‌المعانی، مج ۷، ج ۱۱، ص ۵۰.</ref>
# [[قرآن]] خطاب ‌به‌ رسول خدا می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ}}<ref>«همان که چون (به نماز) برخیزی تو را می‌نگرد؛» سوره شعراء، آیه ۲۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ}}<ref>«و گردش تو را در میان سجده‌گزاران (می‌بیند)» سوره شعراء، آیه ۲۱۹.</ref> گروهی از [[مفسّران]] با استناد به برخی [[روایات]] گفته‌اند: مقصود، حرکت [[رسول خدا]] در صلب [[خداپرستان]] از [[زمان]] [[آدم]] تا عبدالله است.<ref>التبیان، ج ۸، ص ۶۸.</ref> [[طبرسی]] روایاتی را از [[امام ‌باقر]] و [[امام‌ صادق]] {{ع}} در [[تأیید]] این گفته، [[نقل]] کرده است.<ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص ۳۲۴.</ref>
# [[قرآن]] خطاب ‌به‌ رسول خدا می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ}}<ref>«همان که چون (به نماز) برخیزی تو را می‌نگرد؛» سوره شعراء، آیه ۲۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ}}<ref>«و گردش تو را در میان سجده‌گزاران (می‌بیند)» سوره شعراء، آیه ۲۱۹.</ref> گروهی از [[مفسّران]] با استناد به برخی [[روایات]] گفته‌اند: مقصود، حرکت [[رسول خدا]] در صلب [[خداپرستان]] از [[زمان]] [[آدم]] تا عبدالله است.<ref>التبیان، ج ۸، ص ۶۸.</ref> [[طبرسی]] روایاتی را از [[امام ‌باقر]] و [[امام‌ صادق]] {{ع}} در [[تأیید]] این گفته، [[نقل]] کرده است.<ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص ۳۲۴.</ref>
# [[ابوالفتوح رازی]] نیز دلیلی [[عقلی]] بر این امر اقامه نموده است: اگر [[پدران]] [[پیامبر]]، [[مشرک]] می‌بودند، موجب می‌شد که [[مردم]] گفته و [[دعوت]] وی را نپذیرند و از [[حضرت]] [[اطاعت]] نکنند و هرگاه به [[سرزنش]] [[کفر]] و [[شرک]] بپردازد، مردم بگویند: این [[عیب]] در پدران تو موجود است و چون [[خدای تعالی]] [[مشرکان]] را [[نجس]] می‌خواند، کسی را باید برای [[طهارت]] آنان بفرستد که [[انسان]] [[پاکی]] او را زاده باشد.<ref>روض‌الجنان، ج ۷، ص ۳۴۰.</ref> گروهی از [[اهل‌سنّت]] نیز آزر را [[پدر]] ابراهیم نمی‌دانند. [[آلوسی]] می‌نویسد: بسیاری از سنّیان معتقدند که آزر عموی ابراهیم است، نه پدر او، و در این موضوع، کتاب‌هایی نوشته و ادّعا کرده‌اند: به [[دلیل]] فرموده رسول خدا که لم‌أزَل أنقلُ مِن أصلاب الطّاهِرین إلی أرحام الطّاهِرات، در میان پدران پیامبر، هیچ کافری وجود ندارد؛ در حالی که مشرکان نجسند و انحصار طهارت به [[پاک‌دامنی]] بدون دلیل است. آلوسی در ادامه، اختصاص این دیدگاه را به [[شیعه]] ناشی از [[ضعف]] تحقیق می‌داند.<ref>روح‌المعانی، مج ۵، ج ۷، ص ۲۸۳.</ref> [[سیوطی]]، نیز در مسالک‌الحنفاء بر این [[باور]] است که آزر، پدر ابراهیم نبوده؛ زیرا براساس روایات فراوانی، پدران [[رسول‌خدا]] از [[آدم]] تا عبدالله بهترین‌های [[روزگار]] خود بوده‌اند. [[روایات]] فراوانی نیز هست که از [[زمان]] آدم و [[نوح]] تا [[رسول خدا]]، همواره افرادی به مقتضای [[فطرت]] [[پاک]] و [[خداجوی]] خود، یکتاپرست بوده‌اند؛ آن‌گاه از این دو دسته روایات نتیجه گرفته که در میان [[پدران]] [[پیغمبر اسلام]]، مشرکی نبوده؛ زیرا با وجود [[خداپرست]]، [[مشرک]] "[[بهترین]]" نیست. او هم‌چنین از فخررازی در اسرار التنزیل [[نقل]] کرده که پدران [[پیامبران]]، [[کافر]] نبوده‌اند و [[آزر]] نیز عموی [[ابراهیم]] بوده نه [[پدر]] او<ref>مسالک الحنفا، ص ۱۹.</ref><ref>[[علی اکبر ارجی|ارجی]] و [[علی خراسانی|خراسانی]]، [[آزر - ارجی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آزر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
# [[ابوالفتوح رازی]] نیز دلیلی [[عقلی]] بر این امر اقامه نموده است: اگر [[پدران]] [[پیامبر]]، [[مشرک]] می‌بودند، موجب می‌شد که [[مردم]] گفته و [[دعوت]] وی را نپذیرند و از [[حضرت]] [[اطاعت]] نکنند و هرگاه به [[سرزنش]] [[کفر]] و [[شرک]] بپردازد، مردم بگویند: این [[عیب]] در پدران تو موجود است و چون [[خدای تعالی]] [[مشرکان]] را [[نجس]] می‌خواند، کسی را باید برای [[طهارت]] آنان بفرستد که [[انسان]] [[پاکی]] او را زاده باشد.<ref>روض‌الجنان، ج ۷، ص ۳۴۰.</ref> گروهی از [[اهل‌سنّت]] نیز آزر را [[پدر]] ابراهیم نمی‌دانند. [[آلوسی]] می‌نویسد: بسیاری از سنّیان معتقدند که آزر عموی ابراهیم است، نه پدر او، و در این موضوع، کتاب‌هایی نوشته و ادّعا کرده‌اند: به [[دلیل]] فرموده رسول خدا که لم‌أزَل أنقلُ مِن أصلاب الطّاهِرین إلی أرحام الطّاهِرات، در میان پدران پیامبر، هیچ کافری وجود ندارد؛ در حالی که مشرکان نجسند و انحصار طهارت به [[پاک‌دامنی]] بدون دلیل است. آلوسی در ادامه، اختصاص این دیدگاه را به [[شیعه]] ناشی از [[ضعف]] تحقیق می‌داند.<ref>روح‌المعانی، مج ۵، ج ۷، ص ۲۸۳.</ref> [[سیوطی]]، نیز در مسالک‌الحنفاء بر این [[باور]] است که آزر، پدر ابراهیم نبوده؛ زیرا براساس روایات فراوانی، پدران [[رسول‌خدا]] از [[آدم]] تا عبدالله بهترین‌های [[روزگار]] خود بوده‌اند. [[روایات]] فراوانی نیز هست که از [[زمان]] آدم و [[نوح]] تا [[رسول خدا]]، همواره افرادی به مقتضای [[فطرت]] [[پاک]] و [[خداجوی]] خود، یکتاپرست بوده‌اند؛ آن‌گاه از این دو دسته روایات نتیجه گرفته که در میان [[پدران]] [[پیغمبر اسلام]]، مشرکی نبوده؛ زیرا با وجود [[خداپرست]]، [[مشرک]] "[[بهترین]]" نیست. او هم‌چنین از فخررازی در اسرار التنزیل [[نقل]] کرده که پدران [[پیامبران]]، [[کافر]] نبوده‌اند و [[آزر]] نیز عموی [[ابراهیم]] بوده نه [[پدر]] او<ref>مسالک الحنفا، ص ۱۹.</ref><ref>[[علی اکبر ارجی|ارجی]] و [[علی خراسانی|خراسانی]]، [[آزر - ارجی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آزر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 207-211.</ref>


== آزر در برابر ابراهیم ==
== آزر در برابر ابراهیم ==
آزر، از مروّجان و مدافعان سرسخت [[آیین]] [[بت‌پرستی]] بود؛ از این رو در [[جامعه]] [[شرک‌آلود]] [[بابل]]، [[نفوذ]] و اعتبار فراوانی داشت {{متن قرآن|قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> و ابراهیم که نزدیک‌ترین [[خویشاوند]] خود را در [[خدمت]] [[شرک]] و بت‌پرستی می‌دید، از هر فرصتی برای [[هدایت]] او بهره می‌گرفت و با منطقی [[قوی]] و مؤدّبانه، به گفت و گو با وی می‌پرداخت؛ چرا که هدایت او در ریشه‌کنی بنیاد [[شرک]] و بت‌پرستی نقش فراوانی داشت.
آزر، از مروّجان و مدافعان سرسخت [[آیین]] [[بت‌پرستی]] بود؛ از این رو در [[جامعه]] [[شرک‌آلود]] [[بابل]]، [[نفوذ]] و اعتبار فراوانی داشت {{متن قرآن|قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> و ابراهیم که نزدیک‌ترین [[خویشاوند]] خود را در [[خدمت]] [[شرک]] و بت‌پرستی می‌دید، از هر فرصتی برای [[هدایت]] او بهره می‌گرفت و با منطقی [[قوی]] و مؤدّبانه، به گفت و گو با وی می‌پرداخت؛ چرا که هدایت او در ریشه‌کنی بنیاد [[شرک]] و بت‌پرستی نقش فراوانی داشت.


[[قرآن کریم]] در آیه‌های {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref>؛ {متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا قَالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلاَّ أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلا جَعَلْنَا نَبِيًّا وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا}}<ref>«و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود. هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟ ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم. ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است. ای پدر! من می‌هراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی. گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو. گفت: درود بر تو، از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست که او با من مهربان است. و از شما و آنچه به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید کناره می‌جویم و پروردگارم را می‌خوانم باشد که در خواندن پروردگارم رنجور نباشم. پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند می‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم. و به آنان از بخشایش خویش ارزانی داشتیم و برای آنان نام و آوازه نیکوی بلندی پدید آوردیم» سوره مریم، آیه ۴۱-۵۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ وَلا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ}}<ref>«و مرا از میراث بران بهشت پرنعمت بگمار. و از پدرم درگذر که او از گمرهان است. و مرا در روزی که (همه) برانگیخته می‌گردند، خوار مکن» سوره شعراء، آیه ۸۵-۸۷.</ref>؛ {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ}}<ref>«آنگاه که به پدر و قوم خویش گفت: چه می‌پرستید؟» سوره صافات، آیه ۸۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم به پدر و قومش گفت: من از آنچه می‌پرستید، بیزارم» سوره زخرف، آیه ۲۶.</ref> و {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}<ref>«بی‌گمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونه‌ای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید بیزاریم، شما را انکار می‌کنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی می‌آوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref> از [[احتجاج]] و گفت‌وگوی ابراهیم با آزر سخن می‌گوید.
[[قرآن کریم]] در آیه‌های {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم» سوره انعام، آیه ۷۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا قَالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلاَّ أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلا جَعَلْنَا نَبِيًّا وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا}}<ref>«و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود. هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟ ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم. ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است. ای پدر! من می‌هراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی. گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو. گفت: درود بر تو، از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست که او با من مهربان است. و از شما و آنچه به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید کناره می‌جویم و پروردگارم را می‌خوانم باشد که در خواندن پروردگارم رنجور نباشم. پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند می‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم. و به آنان از بخشایش خویش ارزانی داشتیم و برای آنان نام و آوازه نیکوی بلندی پدید آوردیم» سوره مریم، آیه ۴۱-۵۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ وَلا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ}}<ref>«و مرا از میراث بران بهشت پرنعمت بگمار. و از پدرم درگذر که او از گمرهان است. و مرا در روزی که (همه) برانگیخته می‌گردند، خوار مکن» سوره شعراء، آیه ۸۵-۸۷.</ref>؛ {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ}}<ref>«آنگاه که به پدر و قوم خویش گفت: چه می‌پرستید؟» سوره صافات، آیه ۸۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم به پدر و قومش گفت: من از آنچه می‌پرستید، بیزارم» سوره زخرف، آیه ۲۶.</ref> و {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}<ref>«بی‌گمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونه‌ای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید بیزاریم، شما را انکار می‌کنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی می‌آوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref> از [[احتجاج]] و گفت‌وگوی ابراهیم با آزر سخن می‌گوید.


در [[آیات]] {{متن قرآن| إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا }}<ref>«هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟ ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم. ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است. ای پدر! من می‌هراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی» سوره مریم، آیه ۴۲-۴۵.</ref> بخشی از [[کوشش]] مشفقانه [[حضرت]] را بیان می‌کند؛ امّا برهان‌های صریح و روشن ابراهیم در [[دل]] سخت آزر اثر نکرد و با [[عتاب]] و [[تهدید]] [[ابراهیم]]، بر [[عناد]] و [[کفر]] خود افزود: {{متن قرآن|قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> [[آزر]] تا به [[آتش]] انداختن خلیل‌الله با نمرودیان همراه بود و جای [[تأمّل]] آنکه [[نمرود]] از به [[سلامت]] رَستن ابراهیم از این [[توطئه]]، اظهار [[شگفتی]] کرده، می‌گوید: اگر کسی خدایی می‌گیرد، چه بهتر که خدای ابراهیم را برگزیند <ref>بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۳۹.</ref> یا به آزر می‌گوید: فرزندت نزد خدایش چه گرامی است!<ref>الامالی، طوسی، ص ۶۵۹؛ بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۳۹.</ref> ولی آزرِ [[بت‌پرست]] بر کفر خود پای فشرد و تا صدور [[حکم]] [[تبعید]] ابراهیم از [[بابل]]، با نمرو همراه شد و خطاب به ابراهیم گفت: {{متن قرآن|قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> ولی ابراهیم [[حلیم]]، هنگام [[هجرت]] و تودیع، بر آزر [[سلام]] کرد و با [[وعده]] [[استغفار]] برای او از وی جدا شد: {{متن قرآن|قَالَ سَلَامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا}}<ref>«گفت: درود بر تو، از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست که او با من مهربان است» سوره مریم، آیه ۴۷.</ref><ref>[[علی اکبر ارجی|ارجی]] و [[علی خراسانی|خراسانی]]، [[آزر - ارجی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آزر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>
در [[آیات]] {{متن قرآن| إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا }}<ref>«هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟ ای پدر! بی‌گمان من به چیزی از دانش دست یافته‌ام که تو بدان دست نیافته‌ای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم. ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است. ای پدر! من می‌هراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی» سوره مریم، آیه ۴۲-۴۵.</ref> بخشی از [[کوشش]] مشفقانه [[حضرت]] را بیان می‌کند؛ امّا برهان‌های صریح و روشن ابراهیم در [[دل]] سخت آزر اثر نکرد و با [[عتاب]] و [[تهدید]] [[ابراهیم]]، بر [[عناد]] و [[کفر]] خود افزود: {{متن قرآن|قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> [[آزر]] تا به [[آتش]] انداختن خلیل‌الله با نمرودیان همراه بود و جای [[تأمّل]] آنکه [[نمرود]] از به [[سلامت]] رَستن ابراهیم از این [[توطئه]]، اظهار [[شگفتی]] کرده، می‌گوید: اگر کسی خدایی می‌گیرد، چه بهتر که خدای ابراهیم را برگزیند <ref>بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۳۹.</ref> یا به آزر می‌گوید: فرزندت نزد خدایش چه گرامی است!<ref>الامالی، طوسی، ص ۶۵۹؛ بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۳۹.</ref> ولی آزرِ [[بت‌پرست]] بر کفر خود پای فشرد و تا صدور [[حکم]] [[تبعید]] ابراهیم از [[بابل]]، با نمرو همراه شد و خطاب به ابراهیم گفت: {{متن قرآن|قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«گفت: ای ابراهیم! آیا تو از خدایان من روی می‌گردانی؟ اگر دست نکشی تو را با سنگ خواهم راند و از من چند گاهی دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> ولی ابراهیم [[حلیم]]، هنگام [[هجرت]] و تودیع، بر آزر [[سلام]] کرد و با [[وعده]] [[استغفار]] برای او از وی جدا شد: {{متن قرآن|قَالَ سَلَامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا}}<ref>«گفت: درود بر تو، از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست که او با من مهربان است» سوره مریم، آیه ۴۷.</ref><ref>[[علی اکبر ارجی|ارجی]] و [[علی خراسانی|خراسانی]]، [[آزر - ارجی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آزر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص211.</ref>


== استغفار ابراهیم برای آزر ==
== استغفار ابراهیم برای آزر ==
گویا اهتمام ابراهیم به [[ایمان]] آزر، او را بر آن داشت تا در [[کوشش]] هدایت‌گرانه خود تا مرز استغفار برای آزر پیش رود: {{متن قرآن|وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«و از پدرم درگذر که او از گمرهان است» سوره شعراء، آیه ۸۶.</ref> در اینجا این [[پرسش]] مطرح می‌شود که چرا ابراهیم برای آزر [[مشرک]] و بت‌پرست آمرزش‌ طلبید؛ در حالی‌ که در [[قرآن]] چنین آمده است: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> دانش‌وران [[اسلامی]] بر این امر اتّفاق نظر دارند: برای مشرکی که در حال [[شرک]] و [[کفر]] از [[دنیا]] رفته، [[طلب آمرزش]] جایز نیست؛ ولی در جواز [[استغفار]] برای [[مشرک]] زنده [[اختلاف]] نظر دارند. [[تفسیر]] عبارت {{متن قرآن|مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}} در این اختلاف مؤثّر بوده است:
گویا اهتمام ابراهیم به [[ایمان]] آزر، او را بر آن داشت تا در [[کوشش]] هدایت‌گرانه خود تا مرز استغفار برای آزر پیش رود: {{متن قرآن|وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«و از پدرم درگذر که او از گمرهان است» سوره شعراء، آیه ۸۶.</ref> در اینجا این [[پرسش]] مطرح می‌شود که چرا ابراهیم برای آزر [[مشرک]] و بت‌پرست آمرزش‌ طلبید؛ در حالی‌ که در [[قرآن]] چنین آمده است: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> دانش‌وران [[اسلامی]] بر این امر اتّفاق نظر دارند: برای مشرکی که در حال [[شرک]] و [[کفر]] از [[دنیا]] رفته، [[طلب آمرزش]] جایز نیست؛ ولی در جواز [[استغفار]] برای [[مشرک]] زنده [[اختلاف]] نظر دارند. [[تفسیر]] عبارت {{متن قرآن|مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}} در این اختلاف مؤثّر بوده است:
#گروهی با استناد به عبارت یاد شده، [[استغفار]] برای [[مشرکان]] را تا زمانی که زنده‌اند، جایز دانسته‌اند؛ زیرا جهنّمی بودن مشرک تا پیش از [[مرگ]] روشن نیست؛ چون تا زمانی که زنده است می‌تواند از شرک دست بردارد و در [[مسیر حق]] قرار گیرد؛ بنابراین می‌توان برای او آمرزش خواست و [[ابراهیم]] تا زمانی که [[آزر]] زنده بود، برایش استغفار می‌کرد؛ ولی وقتی بر شرک و [[بت‌پرستی]] مُرد و جهنّمی بودن او آشکار شد، از او بی‌زاری جست؛ همان‌گونه که در [[آیه]] بعد آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> [[مؤیّد]] این [[رأی]]، گفته ابن‌عبّاس است که ابراهیم، پیوسته برای آزر استغفار می‌کرد تا او مُرد و چون در حال شرک از دنیا رفت، بر [[حضرت]] آشکار شد که او دشمن خدا است و آن وقت از او بی‌زاری جست.<ref>جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص ۶۲.</ref> [[مجاهد]]، [[قتاده]] و ضحّاک نیز می‌گویند: با مرگ آزر در حال شرک، بر ابراهیم آشکار شد که او دشمن خدا است.<ref>جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص ۶۳.</ref> برخی از اینکه موضوع استغفار ابراهیم در آیه {{متن قرآن|وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«و از پدرم درگذر که او از گمرهان است» سوره شعراء، آیه ۸۶.</ref> پس از [[گفت‌وگو]] با [[بت‌پرستان]] طرح شده، نتیجه گرفته‌اند که استغفارِ [[حضرت]]، پیش از خروج از [[بابل]] و در [[زمان]] [[حیات]] [[آزر]] بوده است؛ ازاین‌رو، احتمالِ استغفارِ پس از [[مرگ]] یا پس از خروج از بابل را نمی‌پذیرند.<ref>قاموس قرآن، ج ۱، ص ۷۳.</ref> [[بیضاوی]]، در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> می‌گوید: جهنّمی بودن افراد فقط در صورت مردنشان به حال [[کفر]] آشکار می‌شود. وی آیه را [[دلیل]] بر جواز [[استغفار]] برای [[مشرکان]] در حال حیات دانسته و این استغفار را به [[طلب]] [[توفیق]] در [[ایمان]] معنا کرده است.<ref>بیضاوی، ج ۳، ص ۱۷۶.</ref> [[آلوسی]] نیز آشکار شدن جهنّمی بودن را در صورتی می‌داند که [[کافر]] بر کفر بمیرد و یا جهنّمی بودن او از [[طریق وحی]] آشکار شود؛ از این رو، وی این آیه را دلیل جواز و صحّت استغفار برای مشرکان زنده می‌شمرد.<ref> روح‌المعانی، مج ۱۵، ج ۲۸، ص ۱۰۵ و ۱۰۶.</ref> برخی [[مفسّران]] معاصر نیز {{متن قرآن|تَبَيَّنَ}} را به مرگ یا اعلام [[خداوند]] [[تفسیر]] نموده‌اند و نتیجه می‌گیرند که استغفار برای [[مشرک]] جایز است؛ چه رسد برای کسی که در حال جست و جو و بررسی [[حقیقت]] است و یا کسی که با [[وعده]] استغفار به [[حق]] [[گرایش]] می‌یابد. [[ابراهیم]] نیز از گفته آزر {{متن قرآن|وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«از من چند گاهی دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> استفاده کرده بود که آزر در این مدّت، قصد تحقیق و تفحّص از حق را دارد؛ از این رو به او وعده استغفار داد: {{متن قرآن|سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي}}<ref>«از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست» سوره مریم، آیه ۴۷.</ref><ref>الفرقان، ج ۱۰ و ۱۱، ص ۳۲۰ و ۳۲۱.</ref> آلوسی، در پاسخ کسانی که استغفار برای مشرک را جایز نمی‌دانند، می‌گوید: [[استغفار]] اگر [[حرام]] باشد، با وعده برطرف نمی‌شود.<ref>روح‌المعانی، مج ۱۵، ج ۲۸، ص ۱۰۵.</ref>
#بیش‌تر مفسّران، با استناد به آیه {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> استغفار برای مشرکانِ زنده را جایز ندانسته و تبیّنِ دوزخی بودن [[کافران]] را به اظهار کفر و [[شرک]] و [[اصرار]] بر آن می‌دانند؛ از این رو، درصدد توجیه [[استغفار]] [[ابراهیم]] برای [[آزر]] [[مشرک]] برآمده‌اند.
##[[شیخ طوسی]] می‌گوید: آزر [[وعده]] [[ایمان]] و ابراهیم وعده استغفار داد؛ آن گاه آزر، ابراز ایمان و ابراهیم برای او استغفار کرد؛ سپس [[خداوند]] به او [[وحی]] کرد که ایمان آزر منافقانه بوده است، و ابراهیم از او [[تبرّی]] جست.<ref>التبیان، ج ۵، ص ۳۰۹.</ref>
##[[ابوالفتوح]] [[معتقد]] است: آزر به ابراهیم وعده ایمان داد و [[حضرت]] برای او به صورت مشروط، [[استغفار]] کرد: {{عربی|"اللّهُمَّ اغفِر لِأَبِي إِذا ءَامَنَ"}}<ref>روض‌الجنان، ج ۱۰، ص ۶۰.</ref>
##به نظر [[زمخشری]]، ابراهیم به پدرش وعده استغفار داد و مادامی که [[امید]] به [[هدایت]] وی داشت، برای او استغفار می‌کرد و شاید او [[گمان]] داشت استغفار برای کافری که به هدایت وی امید است، جایز باشد؛ چرا که [[عقل]] آن را تجویز می‌کند و [[دلیل شرعی]] هم بر منع آن نبود.<ref> الکشّاف، ج ۲، ص ۳۱۵.</ref>
##برخی دیگر از [[مفسّران]] معتقدند که آزر وعده ایمان داد و ابراهیم برای او استغفار کرد تا ایمان وی محقّق شود و بعد که ایمان نیاورد، از او تبرّی جست.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۲۱۰.</ref>
##برخی گفته‌اند: مقصود از استغفار ابراهیم برای آزر، [[دعوت]] او به ایمان بوده است.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۲۱۰.</ref>
##گروهی توجیه کرده‌اند که ابراهیم برای آزر، استغفار نکرد؛ بلکه وعده استغفار داد <ref>روض‌الجنان، ج ۱۰، ص ۶۰.</ref> و آن‌چه جایز نیست، استغفار است. ابوالفتوح، این قول را خلاف [[ظاهر قرآن]] می‌داند؛ زیرا از [[قرآن]] استفاده می‌شود که ابراهیم به وعده خود عمل کرد.<ref>روض الجنان، ج ۱۰، ص ۶۰.</ref>
##به گفته برخی مفسّران؛ ابراهیم، آزر را [[مؤمن]] می‌پنداشت و همواره برای او استغفار می‌کرد؛ ولی در [[روز قیامت]] برای او آشکار می‌شود که آزر ایمان نداشته است؛ ازاین رو، ازاو بی‌زاری می‌جوید.<ref>جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص ۶۴.</ref>
##[[حسن بصری]] از [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> استفاده کرده که استغفار برای [[مشرک]] در صورتی‌که [[وعده]] [[ایمان آوردن]] دهد، جایز است.<ref> التبیان، ج ۹، ص ۵۸۰؛ تنزیه الأنبیا، ص ۵۵.</ref>


الف. گروهی با استناد به عبارت یاد شده، [[استغفار]] برای [[مشرکان]] را تا زمانی که زنده‌اند، جایز دانسته‌اند؛ زیرا جهنّمی بودن مشرک تا پیش از [[مرگ]] روشن نیست؛ چون تا زمانی که زنده است می‌تواند از شرک دست بردارد و در [[مسیر حق]] قرار گیرد؛ بنابراین می‌توان برای او آمرزش خواست و [[ابراهیم]] تا زمانی که [[آزر]] زنده بود، برایش استغفار می‌کرد؛ ولی وقتی بر شرک و [[بت‌پرستی]] مُرد و جهنّمی بودن او آشکار شد، از او بی‌زاری جست؛ همان‌گونه که در [[آیه]] بعد آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> [[مؤیّد]] این [[رأی]]، گفته ابن‌عبّاس است که ابراهیم، پیوسته برای آزر استغفار می‌کرد تا او مُرد و چون در حال شرک از دنیا رفت، بر [[حضرت]] آشکار شد که او دشمن خدا است و آن وقت از او بی‌زاری جست.<ref>جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص ۶۲.</ref> [[مجاهد]]، [[قتاده]] و ضحّاک نیز می‌گویند: با مرگ آزر در حال شرک، بر ابراهیم آشکار شد که او دشمن خدا است.<ref>جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص ۶۳.</ref> برخی از اینکه موضوع استغفار ابراهیم در آیه {{متن قرآن|وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ}}<ref>«و از پدرم درگذر که او از گمرهان است» سوره شعراء، آیه ۸۶.</ref> پس از [[گفت‌وگو]] با [[بت‌پرستان]] طرح شده، نتیجه گرفته‌اند که استغفارِ [[حضرت]]، پیش از خروج از [[بابل]] و در [[زمان]] [[حیات]] [[آزر]] بوده است؛ ازاین‌رو، احتمالِ استغفارِ پس از [[مرگ]] یا پس از خروج از بابل را نمی‌پذیرند.<ref>قاموس قرآن، ج ۱، ص ۷۳.</ref> [[بیضاوی]]، در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> می‌گوید: جهنّمی بودن افراد فقط در صورت مردنشان به حال [[کفر]] آشکار می‌شود. وی آیه را [[دلیل]] بر جواز [[استغفار]] برای [[مشرکان]] در حال حیات دانسته و این استغفار را به [[طلب]] [[توفیق]] در [[ایمان]] معنا کرده است.<ref>بیضاوی، ج ۳، ص ۱۷۶.</ref> [[آلوسی]] نیز آشکار شدن جهنّمی بودن را در صورتی می‌داند که [[کافر]] بر کفر بمیرد و یا جهنّمی بودن او از [[طریق وحی]] آشکار شود؛ از این رو، وی این آیه را دلیل جواز و صحّت استغفار برای مشرکان زنده می‌شمرد.<ref> روح‌المعانی، مج ۱۵، ج ۲۸، ص ۱۰۵ و ۱۰۶.</ref> برخی [[مفسّران]] معاصر نیز {{متن قرآن|تَبَيَّنَ}} را به مرگ یا اعلام [[خداوند]] [[تفسیر]] نموده‌اند و نتیجه می‌گیرند که استغفار برای [[مشرک]] جایز است؛ چه رسد برای کسی که در حال جست و جو و بررسی [[حقیقت]] است و یا کسی که با [[وعده]] استغفار به [[حق]] [[گرایش]] می‌یابد. [[ابراهیم]] نیز از گفته آزر {{متن قرآن|وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا}}<ref>«از من چند گاهی دور شو» سوره مریم، آیه ۴۶.</ref> استفاده کرده بود که آزر در این مدّت، قصد تحقیق و تفحّص از حق را دارد؛ از این رو به او وعده استغفار داد: {{متن قرآن|سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي}}<ref>«از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست» سوره مریم، آیه ۴۷.</ref><ref>الفرقان، ج ۱۰ و ۱۱، ص ۳۲۰ و ۳۲۱.</ref> آلوسی، در پاسخ کسانی که استغفار برای مشرک را جایز نمی‌دانند، می‌گوید: [[استغفار]] اگر [[حرام]] باشد، با وعده برطرف نمی‌شود.<ref>روح‌المعانی، مج ۱۵، ج ۲۸، ص ۱۰۵.</ref>
اکنون از موجّه بودن [[استغفار]] [[ابراهیم]] برای [[آزر]] می‌توان نتیجه گرفت که براساس [[آیه]] {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}<ref>«بی‌گمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونه‌ای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید بیزاریم، شما را انکار می‌کنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی می‌آوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref> ابراهیم در همه امور برای [[مؤمنان]] [[اسوه]] است و چنان‌که گروهی از [[مفسّران]] احتمال داده‌اند، جمله {{متن قرآن|إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ}} استثنا از [[فرمان خدا]] به [[اُسوه]] گرفتن ابراهیم نیست؛ بلکه استثنا از مضمون جمله یاد شده {{متن قرآن|إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ}} بی‌زاری از [[قوم]]) است؛ البتّه بسیاری از مفسّران، چون [[طبری]]، <ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۸، ص ۸۰.</ref> [[طوسی]]،<ref>التبیان، ج ۹، ص ۵۸۰.</ref> [[طبرسی]] <ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۴۰۷.</ref> و [[فخر رازی]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص ۳۰۰.</ref> استثنا را از تأسّی به ابراهیم دانسته و استفاده کرده‌اند که [[حضرت]] در همه امور، جز در استغفار برای آزرِ مشرک و [[بت‌پرست]] برای مؤمنان اسوه است. در پاسخ این گروه گفته شده که [[پیامبر]] بزرگی چون ابراهیم، در تمام امور اسوه و [[سرمشق]] است و اگر همان شرایط آزر در بعضی از [[مشرکان]] دیگر هم باشد می‌توان برای آنها استغفار کرد.<ref>نمونه، ج ۲۴، ص ۲۰.</ref> [[سیدمرتضی]] گفته است: استثنا از تأسّی به ابراهیم در آیه یاد شده، به این منظور است که مؤمنان توجّه کنند که استغفار ابراهیم برای آزر، پس از وعده او به [[پذیرش]] [[ایمان]] و اظهار آن بوده است که در این صورت، [[استغفار]] نیکو است.<ref> تنزیه الأنبیاء، ص ۵۵.</ref> آزر، در ۲۵۰ یا ۲۶۰ سالگی در حرّان، یکی از شهرهای [[عراق]] درگذشت<ref>اعلام القرآن، ص ۱۶.</ref><ref>[[علی اکبر ارجی|ارجی]] و [[علی خراسانی|خراسانی]]، [[آزر - ارجی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آزر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص211-214.</ref>
 
ب. بیش‌تر مفسّران، با استناد به آیه {{متن قرآن|مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}}<ref>«پیامبر و مؤمنان نباید برای مشرکان پس از آنکه بر ایشان آشکار شد که آنان دوزخیند آمرزش بخواهند هر چند خویشاوند باشند» سوره توبه، آیه ۱۱۳.</ref> استغفار برای مشرکانِ زنده را جایز ندانسته و تبیّنِ دوزخی بودن [[کافران]] را به اظهار کفر و [[شرک]] و [[اصرار]] بر آن می‌دانند؛ از این رو، درصدد توجیه [[استغفار]] [[ابراهیم]] برای [[آزر]] [[مشرک]] برآمده‌اند.
# [[شیخ طوسی]] می‌گوید: آزر [[وعده]] [[ایمان]] و ابراهیم وعده استغفار داد؛ آن گاه آزر، ابراز ایمان و ابراهیم برای او استغفار کرد؛ سپس [[خداوند]] به او [[وحی]] کرد که ایمان آزر منافقانه بوده است، و ابراهیم از او [[تبرّی]] جست.<ref>التبیان، ج ۵، ص ۳۰۹.</ref>
# [[ابوالفتوح]] [[معتقد]] است: آزر به ابراهیم وعده ایمان داد و [[حضرت]] برای او به صورت مشروط، [[استغفار]] کرد: {{عربی|"اللّهُمَّ اغفِر لِأَبِي إِذا ءَامَنَ"}}<ref>روض‌الجنان، ج ۱۰، ص ۶۰.</ref>
# به نظر [[زمخشری]]، ابراهیم به پدرش وعده استغفار داد و مادامی که [[امید]] به [[هدایت]] وی داشت، برای او استغفار می‌کرد و شاید او [[گمان]] داشت استغفار برای کافری که به هدایت وی امید است، جایز باشد؛ چرا که [[عقل]] آن را تجویز می‌کند و [[دلیل شرعی]] هم بر منع آن نبود.<ref> الکشّاف، ج ۲، ص ۳۱۵.</ref>
# برخی دیگر از [[مفسّران]] معتقدند که آزر وعده ایمان داد و ابراهیم برای او استغفار کرد تا ایمان وی محقّق شود و بعد که ایمان نیاورد، از او تبرّی جست.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۲۱۰.</ref>
# برخی گفته‌اند: مقصود از استغفار ابراهیم برای آزر، [[دعوت]] او به ایمان بوده است.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۲۱۰.</ref>
# گروهی توجیه کرده‌اند که ابراهیم برای آزر، استغفار نکرد؛ بلکه وعده استغفار داد <ref>روض‌الجنان، ج ۱۰، ص ۶۰.</ref> و آن‌چه جایز نیست، استغفار است. ابوالفتوح، این قول را خلاف [[ظاهر قرآن]] می‌داند؛ زیرا از [[قرآن]] استفاده می‌شود که ابراهیم به وعده خود عمل کرد.<ref>روض الجنان، ج ۱۰، ص ۶۰.</ref>
# به گفته برخی مفسّران؛ ابراهیم، آزر را [[مؤمن]] می‌پنداشت و همواره برای او استغفار می‌کرد؛ ولی در [[روز قیامت]] برای او آشکار می‌شود که آزر ایمان نداشته است؛ ازاین رو، ازاو بی‌زاری می‌جوید.<ref>جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص ۶۴.</ref>
# [[حسن بصری]] از [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعده‌ای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بی‌گمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> استفاده کرده که استغفار برای [[مشرک]] در صورتی‌که [[وعده]] [[ایمان آوردن]] دهد، جایز است.<ref> التبیان، ج ۹، ص ۵۸۰؛ تنزیه الأنبیا، ص ۵۵.</ref>
 
اکنون از موجّه بودن [[استغفار]] [[ابراهیم]] برای [[آزر]] می‌توان نتیجه گرفت که براساس [[آیه]] {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}<ref>«بی‌گمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونه‌ای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید بیزاریم، شما را انکار می‌کنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی می‌آوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.</ref> ابراهیم در همه امور برای [[مؤمنان]] [[اسوه]] است و چنان‌که گروهی از [[مفسّران]] احتمال داده‌اند، جمله {{متن قرآن|إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ}} استثنا از [[فرمان خدا]] به [[اُسوه]] گرفتن ابراهیم نیست؛ بلکه استثنا از مضمون جمله یاد شده {{متن قرآن|إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ}} بی‌زاری از [[قوم]]) است؛ البتّه بسیاری از مفسّران، چون [[طبری]]، <ref>جامع‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۸، ص ۸۰.</ref> [[طوسی]]،<ref>التبیان، ج ۹، ص ۵۸۰.</ref> [[طبرسی]] <ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۴۰۷.</ref> و فخررازی،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص ۳۰۰.</ref> استثنا را از تأسّی به ابراهیم دانسته و استفاده کرده‌اند که [[حضرت]] در همه امور، جز در استغفار برای آزرِ مشرک و [[بت‌پرست]] برای مؤمنان اسوه است. در پاسخ این گروه گفته شده که [[پیامبر]] بزرگی چون ابراهیم، در تمام امور اسوه و [[سرمشق]] است و اگر همان شرایط آزر در بعضی از [[مشرکان]] دیگر هم باشد می‌توان برای آنها استغفار کرد.<ref>نمونه، ج ۲۴، ص ۲۰.</ref> [[سیدمرتضی]] گفته است: استثنا از تأسّی به ابراهیم در آیه یاد شده، به این منظور است که مؤمنان توجّه کنند که استغفار ابراهیم برای آزر، پس از وعده او به [[پذیرش]] [[ایمان]] و اظهار آن بوده است که در این صورت، [[استغفار]] نیکو است.<ref> تنزیه الأنبیاء، ص ۵۵.</ref> آزر، در ۲۵۰ یا ۲۶۰ سالگی در حرّان، یکی از شهرهای [[عراق]] درگذشت<ref>اعلام القرآن، ص ۱۶.</ref><ref>[[علی اکبر ارجی|ارجی]] و [[علی خراسانی|خراسانی]]، [[آزر - ارجی و خراسانی (مقاله)|مقاله «آزر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش