←دین و شریعت امّتها
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*در سوره توبه پس از اعلام وعده عذاب، خطاب به منافقان و کافران، از منافقان و کافران امتهای پیشین چنین یاد میکند: آنان دارای اموال و فرزندان فزونتری بودند و مانند شما از لذات دنیا بهرهمند شده و در غفلت و شهوات غرق گردیدند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلادًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}﴾}}<ref> حال و روز شما منافقان) همانند پیشینیانتان (است) که نیرومندتر و داراتر و پرفرزندتر از شما بودند؛ آنان بهره خویش بردند شما نیز بهره خویش گرفتید همچون کسانی که پیش از شما به بهره خویش رسیدند و (در یاوه گویی) فرو رفتید چنانکه آنان فرو رفتند؛ آنانند که کردارهاشان در این جهان و در جهان واپسین تباه است و آنانند که زیانکارند؛ سوره توبه، آیه: ۶۹.</ref><ref>التبیان، ج ۵ ، ص ۲۵۵؛ المیزان، ج ۹، ص ۳۳۷.</ref> در روایات نیز بر مشابهت رفتارهای امّت اسلامی با امّتهای پیشین به ویژه یهود و نصارا تأکید شده است. [[عبدالله بن عباس]] در ذیل آیه فوق چنین گفته است: چقدر امشب با شب پیشین همسان است؟ شما چقدر به امّتهای پیشین شباهت دارید؟ اینان بنیاسرائیلاند که ما به آنان شباهت رساندهایم. بیشتر از این نمیدانم، جز آنکه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: سوگند به آنکه جانم به دست اوست شما از پیشینیان پیروی میکنید، بهگونهای که اگر یک تن از آنان در سوراخ سوسماری وارد شده باشد شما نیز چنین خواهید کرد<ref>مجمعالبیان، ج۶، ص۷۴؛ بحارالانوار، ج ۲۸، ص ۷.</ref>. در بخشی از روایت پیشین پیروی امّت اسلامی از امّتهای پیشین در حدّ ذِراع "حدود نیم متر" و شِبْر "وجب به وجب" دانسته شده است<ref>جامعالبیان، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۲۲۵؛ تفسیر ابنکثیر، ج ۲، ص ۳۸۲؛ بحارالانوار، ج ۲۸، ص ۷.</ref>. | *در سوره توبه پس از اعلام وعده عذاب، خطاب به منافقان و کافران، از منافقان و کافران امتهای پیشین چنین یاد میکند: آنان دارای اموال و فرزندان فزونتری بودند و مانند شما از لذات دنیا بهرهمند شده و در غفلت و شهوات غرق گردیدند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلادًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}﴾}}<ref> حال و روز شما منافقان) همانند پیشینیانتان (است) که نیرومندتر و داراتر و پرفرزندتر از شما بودند؛ آنان بهره خویش بردند شما نیز بهره خویش گرفتید همچون کسانی که پیش از شما به بهره خویش رسیدند و (در یاوه گویی) فرو رفتید چنانکه آنان فرو رفتند؛ آنانند که کردارهاشان در این جهان و در جهان واپسین تباه است و آنانند که زیانکارند؛ سوره توبه، آیه: ۶۹.</ref><ref>التبیان، ج ۵ ، ص ۲۵۵؛ المیزان، ج ۹، ص ۳۳۷.</ref> در روایات نیز بر مشابهت رفتارهای امّت اسلامی با امّتهای پیشین به ویژه یهود و نصارا تأکید شده است. [[عبدالله بن عباس]] در ذیل آیه فوق چنین گفته است: چقدر امشب با شب پیشین همسان است؟ شما چقدر به امّتهای پیشین شباهت دارید؟ اینان بنیاسرائیلاند که ما به آنان شباهت رساندهایم. بیشتر از این نمیدانم، جز آنکه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: سوگند به آنکه جانم به دست اوست شما از پیشینیان پیروی میکنید، بهگونهای که اگر یک تن از آنان در سوراخ سوسماری وارد شده باشد شما نیز چنین خواهید کرد<ref>مجمعالبیان، ج۶، ص۷۴؛ بحارالانوار، ج ۲۸، ص ۷.</ref>. در بخشی از روایت پیشین پیروی امّت اسلامی از امّتهای پیشین در حدّ ذِراع "حدود نیم متر" و شِبْر "وجب به وجب" دانسته شده است<ref>جامعالبیان، مج ۶ ، ج ۱۰، ص ۲۲۵؛ تفسیر ابنکثیر، ج ۲، ص ۳۸۲؛ بحارالانوار، ج ۲۸، ص ۷.</ref>. | ||
==[[دین]] و شریعت امّتها== | ==[[دین]] و شریعت امّتها== | ||
در برخی از آیات از همسانی دین و آیین امت اسلامی با دین و آیین | *در برخی از آیات از همسانی [[دین]] و آیین امت اسلامی با [[دین]] و آیین [[حضرت نوح]]، [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت موسی]] و [[حضرت عیسی]]{{عم}} سخن به میان آورده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}﴾}}<ref> از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان میخوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون میگردد؛ سوره شوری، آیه:۱۳.</ref> با توجه به اینکه از این پیامبران به عنوان [[اولوا العزم]] و صاحبان کتاب و شریعت یاد شده میتوان نتیجه گرفت که اسلام همان [[دین]] سایر امتهای پیشین است، چنانکه در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ}}﴾}} <ref>سوره آلعمران، آیه:۱۹.</ref> به این امر تصریح شده است. در جای دیگر نیز پس از یادکرد اسامی پیامبران پیشین و اعلام اینکه خداوند به آنان کتاب، حکم و [[نبوت]] بخشید و آنان بر هدایت الهیاند، از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} خواسته شده که به هدایتشان اقتدا کند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمیخواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست؛ سوره انعام، آیه:۹۰.</ref> و پیروی از هدایت آنان به معنای امضای دین و همسانی آیین اسلام با آیین پیامبران پیشین است. | ||
از سوی دیگر در برخی از آیات بر جدایی راه و شریعت* امّتهای مختلف تأکید شده است: «لِکلِّ اُمَّة جَعَلنا مَنسَکـًا» (حجّ/۲۲، ۳۴)، «لِکلِّ اُمَّة جَعَلنا مَنسَکـًا هُم ناسِکوهُ» (حجّ/۲۲، ۶۷) لِکلّ جَعَلنا مِنکم شِرعَةً و مِنهاجـًا» (مائده/۵ ، ۴۸) همسان دانستن ادیان آسمانی و چندگانه شمردن شریعت هر امّت نوعی ناهماهنگی را در بدو امر متبادر میسازد. مفسران در تبیین ارتباط این دو دسته از آیات میگویند که هر دین الهی از دو دسته آموزههای بنیادین شامل عقاید و احکام تشکیل یافته است.[۲۱] عقاید مجموعهای از آموزههاست که تفسیر آن دین درباره واقعیات هستی همچون خدا، عالم ملکوت، انسان، دین، پیامبران، جهان آخرت و ... را منعکس میسازد و احکام که از آن به «شریعت» یا «فقه» یاد میشود تفسیرگر چند و چون رفتارهای فردی و روابط اجتماعی و قوانین کیفری و جزایی است. | *از سوی دیگر در برخی از آیات بر جدایی راه و شریعت* امّتهای مختلف تأکید شده است: «لِکلِّ اُمَّة جَعَلنا مَنسَکـًا» (حجّ/۲۲، ۳۴)، «لِکلِّ اُمَّة جَعَلنا مَنسَکـًا هُم ناسِکوهُ» (حجّ/۲۲، ۶۷) لِکلّ جَعَلنا مِنکم شِرعَةً و مِنهاجـًا» (مائده/۵ ، ۴۸) همسان دانستن ادیان آسمانی و چندگانه شمردن شریعت هر امّت نوعی ناهماهنگی را در بدو امر متبادر میسازد. مفسران در تبیین ارتباط این دو دسته از آیات میگویند که هر دین الهی از دو دسته آموزههای بنیادین شامل عقاید و احکام تشکیل یافته است.[۲۱] عقاید مجموعهای از آموزههاست که تفسیر آن دین درباره واقعیات هستی همچون خدا، عالم ملکوت، انسان، دین، پیامبران، جهان آخرت و ... را منعکس میسازد و احکام که از آن به «شریعت» یا «فقه» یاد میشود تفسیرگر چند و چون رفتارهای فردی و روابط اجتماعی و قوانین کیفری و جزایی است. | ||
آنچه به عنوان «دین» معرفی میشود ناظر به آموزههای دسته نخست است که با گذشت زمان و با تغییر امتها دگرگون نمیشود، هرچند بر اثر تفاوت سطح استعدادهای فکری امّتهای پیشین و همگام با رشد این استعدادها با گذر زمان آموزههای اعتقادی از نقصان به کمال گراییده است و گویا با روشن شدن بیشتر جوانب آن از عمق بیشتری نیز برخوردار شده است، و آنچه به عنوان «شریعت» یاد میشود ناظر به آموزههای دسته دوم است که با گذشت زمان و بسته به نیازها و مقتضیات هر عصر و هر امتی میتواند تغییر و تحول یابد، بدین جهت قرآن دین همه امتها را یکسان، و شریعتها را متفاوت دانسته است. اختلاف بر سر نوع و چگونگی ادای فرایضی همچون نماز، روزه، حجّ، زکات از نمونههای اختلاف شرایع است و پدیده نسخ ادیان ناظر به این دست از اختلافات بوده و از پایان یافتن شرایط و مقتضیات عصر پیشین و رویکرد شرایط و مقتضیاتی که به جعل شریعت نو پدید انجامیده، حکایت دارد.[۲۲] | آنچه به عنوان «دین» معرفی میشود ناظر به آموزههای دسته نخست است که با گذشت زمان و با تغییر امتها دگرگون نمیشود، هرچند بر اثر تفاوت سطح استعدادهای فکری امّتهای پیشین و همگام با رشد این استعدادها با گذر زمان آموزههای اعتقادی از نقصان به کمال گراییده است و گویا با روشن شدن بیشتر جوانب آن از عمق بیشتری نیز برخوردار شده است، و آنچه به عنوان «شریعت» یاد میشود ناظر به آموزههای دسته دوم است که با گذشت زمان و بسته به نیازها و مقتضیات هر عصر و هر امتی میتواند تغییر و تحول یابد، بدین جهت قرآن دین همه امتها را یکسان، و شریعتها را متفاوت دانسته است. اختلاف بر سر نوع و چگونگی ادای فرایضی همچون نماز، روزه، حجّ، زکات از نمونههای اختلاف شرایع است و پدیده نسخ ادیان ناظر به این دست از اختلافات بوده و از پایان یافتن شرایط و مقتضیات عصر پیشین و رویکرد شرایط و مقتضیاتی که به جعل شریعت نو پدید انجامیده، حکایت دارد.[۲۲] | ||