پرش به محتوا

امیة بن خلف جمحی قریشی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر'
جز (جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر')
خط ۳۷: خط ۳۷:
# چون امیّة بن خلف با [[مسخره کردن]] و استهزای پیوسته پیامبر {{صل}} و [[مسلمانان]] [[قلب]] آن [[حضرت]] را می‌آزرد، [[مفسران]] و مؤرخان او را از مصادیق بارز {{متن قرآن|الْمُسْتَهْزِئِينَ}} در [[آیات]] پایانی [[سوره حجر]] دانسته‌اند: {{متن قرآن|إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ}}<ref>«ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسنده‌ایم» سوره حجر، آیه ۹۵.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آنان که با خداوند، خدایی دیگر می‌نهند و به زودی (فرجام این کار را) خواهند دانست» سوره حجر، آیه ۹۶.</ref><ref> السیر والمغازی، ص ۲۱۱؛ مبهمات القرآن، ج ۲، ص ۹۶.</ref>
# چون امیّة بن خلف با [[مسخره کردن]] و استهزای پیوسته پیامبر {{صل}} و [[مسلمانان]] [[قلب]] آن [[حضرت]] را می‌آزرد، [[مفسران]] و مؤرخان او را از مصادیق بارز {{متن قرآن|الْمُسْتَهْزِئِينَ}} در [[آیات]] پایانی [[سوره حجر]] دانسته‌اند: {{متن قرآن|إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ}}<ref>«ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسنده‌ایم» سوره حجر، آیه ۹۵.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آنان که با خداوند، خدایی دیگر می‌نهند و به زودی (فرجام این کار را) خواهند دانست» سوره حجر، آیه ۹۶.</ref><ref> السیر والمغازی، ص ۲۱۱؛ مبهمات القرآن، ج ۲، ص ۹۶.</ref>
# بر پایه [[نقل]] [[سیوطی]]، روزی [[پیامبر]] {{صل}} بر امیّة بن خلف، [[ولید بن مغیرة]] و [[ابوجهل ‌بن هشام]] می‌گذشت. آنان با [[استهزا]] و [[تمسخر]] آن حضرت [[خشم]] ایشان را برانگیختند. [[خداوند]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«و بی‌گمان پیش از تو پیامبرانی ریشخند شده‌اند؛ آنگاه آنچه به ریشخند می‌گرفتند ریشخندکنندگان آنان را فرا گرفت» سوره انعام، آیه ۱۰.</ref> را فرو فرستاد <ref>الدرالمنثور، ج ۳، ص ۲۵۲.</ref> و آنان را به [[سرنوشت]] شوم پیشینیان [[تهدید]] کرد.
# بر پایه [[نقل]] [[سیوطی]]، روزی [[پیامبر]] {{صل}} بر امیّة بن خلف، [[ولید بن مغیرة]] و [[ابوجهل ‌بن هشام]] می‌گذشت. آنان با [[استهزا]] و [[تمسخر]] آن حضرت [[خشم]] ایشان را برانگیختند. [[خداوند]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«و بی‌گمان پیش از تو پیامبرانی ریشخند شده‌اند؛ آنگاه آنچه به ریشخند می‌گرفتند ریشخندکنندگان آنان را فرا گرفت» سوره انعام، آیه ۱۰.</ref> را فرو فرستاد <ref>الدرالمنثور، ج ۳، ص ۲۵۲.</ref> و آنان را به [[سرنوشت]] شوم پیشینیان [[تهدید]] کرد.
# به گفته [[میبدی]] نیز [[مرجع]] [[ضمیر]] {{متن قرآن|يَأْتِيهِمْ}} در آیه پنجم همین [[سوره]] امیّة بن خلف و دو تن دیگر از سران قریش‌اند که پیامبر {{صل}} را به مسخره می‌گرفتند: {{متن قرآن|فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«بی‌گمان حق را هنگامی که نزدشان آمد دروغ شمردند، به زودی اخبار آنچه را که ریشخند می‌کردند به آنان خواهد رسید» سوره انعام، آیه ۵.</ref><ref>کشف الأسرار، ج ۳، ص ۲۹۳.</ref>
# به گفته [[میبدی]] نیز [[مرجع]] ضمیر {{متن قرآن|يَأْتِيهِمْ}} در آیه پنجم همین [[سوره]] امیّة بن خلف و دو تن دیگر از سران قریش‌اند که پیامبر {{صل}} را به مسخره می‌گرفتند: {{متن قرآن|فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«بی‌گمان حق را هنگامی که نزدشان آمد دروغ شمردند، به زودی اخبار آنچه را که ریشخند می‌کردند به آنان خواهد رسید» سوره انعام، آیه ۵.</ref><ref>کشف الأسرار، ج ۳، ص ۲۹۳.</ref>
# همچنین گفته‌اند: امیّه از جمله بزرگان مشرکی بود که چون [[قرآن]] را می‌شنید از آن چیزی درنمی‌یافت و آن را افسانه پیشینیان می‌شمرد. خداوند آیه {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«و برخی از آنان کسانی هستند که به تو گوش می‌دهند در حالی که بر دل‌هایشان پوشش‌هایی افکنده‌ایم تا درنیابند و در گوش‌هایشان سنگینی‌یی (نهاده‌ایم) و اگر هر نشانه‌ای ببینند به آن ایمان نمی‌آورند تا آنجا که چون نزد تو آیند با تو چالش می‌ورزند؛ کافران می‌گویند این (چیزی) جز افسانه‌های پیشینیان نیست» سوره انعام، آیه ۲۵.</ref> را درباره آنان نازل کرد <ref> روض‌الجنان، ج ۷، ص ۲۵۷.</ref> و از سنگینی گوشهای وی و بسته بودن قلبش خبر داد.
# همچنین گفته‌اند: امیّه از جمله بزرگان مشرکی بود که چون [[قرآن]] را می‌شنید از آن چیزی درنمی‌یافت و آن را افسانه پیشینیان می‌شمرد. خداوند آیه {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«و برخی از آنان کسانی هستند که به تو گوش می‌دهند در حالی که بر دل‌هایشان پوشش‌هایی افکنده‌ایم تا درنیابند و در گوش‌هایشان سنگینی‌یی (نهاده‌ایم) و اگر هر نشانه‌ای ببینند به آن ایمان نمی‌آورند تا آنجا که چون نزد تو آیند با تو چالش می‌ورزند؛ کافران می‌گویند این (چیزی) جز افسانه‌های پیشینیان نیست» سوره انعام، آیه ۲۵.</ref> را درباره آنان نازل کرد <ref> روض‌الجنان، ج ۷، ص ۲۵۷.</ref> و از سنگینی گوشهای وی و بسته بودن قلبش خبر داد.
# به [[روایت]] سدّی امیّة بن [[خلف]] از کسانی بود که در واپسین روزهای زندگانی [[ابوطالب]] نزد وی رفتند از [[پیامبر]] {{صل}} به او [[شکایت]] کردند و از وی خواستند تا [[حضرت]] را از رسالتش باز دارد. چون پیامبر {{صل}} خواسته‌های آنان را شنید فرمود: اگر [[شهادتین]] بر [[زبان]] جاری سازید دست از شما برمی‌دارم؛ امّا آنها گفتند: خدایانمان پاسخ دشنامهای تو را خواهند داد و ما نیز تو و خدایت را [[دشنام]] خواهیم داد. به گفته [[طبری]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و به آنهایی که مشرکان به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانند دشنام ندهید تا آنان (نیز) از سر دشمنی به نادانی خداوند را دشنام ندهند؛ بدینسان ما کردار هر امتی را (در دیدشان) آراسته‌ایم سپس بازگشتشان به سوی پروردگارشان است آنگاه آنان را از آنچه انجام می‌داده‌اند آگاه می‌گرداند» سوره انعام، آیه ۱۰۸.</ref> در این باره نازل شد <ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۴۰۴.</ref> و [[مسلمانان]] را از دشنام دادن به معبودان آنها باز داشت.  
# به [[روایت]] سدّی امیّة بن [[خلف]] از کسانی بود که در واپسین روزهای زندگانی [[ابوطالب]] نزد وی رفتند از [[پیامبر]] {{صل}} به او [[شکایت]] کردند و از وی خواستند تا [[حضرت]] را از رسالتش باز دارد. چون پیامبر {{صل}} خواسته‌های آنان را شنید فرمود: اگر [[شهادتین]] بر [[زبان]] جاری سازید دست از شما برمی‌دارم؛ امّا آنها گفتند: خدایانمان پاسخ دشنامهای تو را خواهند داد و ما نیز تو و خدایت را [[دشنام]] خواهیم داد. به گفته [[طبری]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و به آنهایی که مشرکان به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانند دشنام ندهید تا آنان (نیز) از سر دشمنی به نادانی خداوند را دشنام ندهند؛ بدینسان ما کردار هر امتی را (در دیدشان) آراسته‌ایم سپس بازگشتشان به سوی پروردگارشان است آنگاه آنان را از آنچه انجام می‌داده‌اند آگاه می‌گرداند» سوره انعام، آیه ۱۰۸.</ref> در این باره نازل شد <ref>جامع‌البیان، مج ۵، ج ۷، ص ۴۰۴.</ref> و [[مسلمانان]] را از دشنام دادن به معبودان آنها باز داشت.  
۲۲۷٬۳۸۹

ویرایش