جز
جایگزینی متن - 'ولیکن' به 'لکن'
جز (جایگزینی متن - 'برخی از علما' به 'برخی از دانشمندان') |
جز (جایگزینی متن - 'ولیکن' به 'لکن') |
||
| خط ۴۴۶: | خط ۴۴۶: | ||
پاسخ: باید توجه داشت اگر دلیلی که ارائه شده، [[عقلی]] و درست باشد، صدر [[دلیل]] ذیل آن را [[باطل]] میکند، چون اگر چیزی محال ذاتی شد، دیگر استثنا بر نمیدارد، که با خبر دادن مخبر صادق از محال بودن برگشته، و ممکن شود، بلکه مخبر هر که باشد وقتی از وقوع امری محال خبر میدهد، باید فورا صادق بودنش را تخطئه کرد، و به فرضی که نتوانیم در صادق بودنش [[شک]] کنیم، ناگزیر باید خبرش را [[تاویل]] کنیم، و معنایی به آن بدهیم، که ممکن باشد، به طوری که از محال بودن در آید. | پاسخ: باید توجه داشت اگر دلیلی که ارائه شده، [[عقلی]] و درست باشد، صدر [[دلیل]] ذیل آن را [[باطل]] میکند، چون اگر چیزی محال ذاتی شد، دیگر استثنا بر نمیدارد، که با خبر دادن مخبر صادق از محال بودن برگشته، و ممکن شود، بلکه مخبر هر که باشد وقتی از وقوع امری محال خبر میدهد، باید فورا صادق بودنش را تخطئه کرد، و به فرضی که نتوانیم در صادق بودنش [[شک]] کنیم، ناگزیر باید خبرش را [[تاویل]] کنیم، و معنایی به آن بدهیم، که ممکن باشد، به طوری که از محال بودن در آید. | ||
اینکه چیزی که از [[قوه]] به فعلیت در آمده، دیگر محال است بالقوه شود، مطلب صحیحی است، | اینکه چیزی که از [[قوه]] به فعلیت در آمده، دیگر محال است بالقوه شود، مطلب صحیحی است، لکن [[رجعت]] از این باب نیست، زیرا مورد فرض مختلف است، مورد فرض او کسی است که [[عمر]] طبیعی خود را کرده، و به [[مرگ طبیعی]] از [[دنیا]] رفته باشد، که برگشتن او به [[دنیا]] مستلزم آن امر محال است، و اما [[مرگ]] اخترامی که عاملی [[غیرطبیعی]] از قبیل [[قتل]] و یا [[مرض]] باعث آن شود برگشتن [[انسان]] بعد از چنین مرگی به [[دنیا]] مستلزم هیچ محذور و اشکالی نیست، چون ممکن است [[انسان]] بعد از آنکه به [[مرگ]] [[غیر طبیعی]] از دنیا رفته در زمانی دیگر مستعد کمالی شود، که در زمانی غیر از زمان زندگیش موجود و فراهم باشد، و بعد از مردن دوباره زنده شود تا آن کمال را بهدست آورد. | ||
و یا ممکن است اصل استعدادش مشروط باشد به اینکه مقداری در [[برزخ]] [[زندگی]] کرده باشد، چنین کسی بعد از مردن و دیدن [[برزخ]] دارای آن استعداد میشود، و دوباره به [[دنیا]] بر میگردد، که آن کمال را به دست آورد، که در هر یک از این دو فرض مسأله [[رجعت]] و برگشتن به [[دنیا]] جایز است، و مستلزم محذور محال نیست.<ref>المیزان، ج ۲، ص ۱۰۶، ذیل آیه ۲۱۰ سوره بقره. برای مطالعه بیشتر ر.ک: بازگشت به دنیا در پایان تاریخ، ص ۱۷۱.</ref> لازم به ذکر است قائلین به [[رجعت]] میگویند [[انسان]] به همان صورتی که از [[دنیا]] رفته، دوباره به [[دنیا]] باز میگردد و روحش وارد همان بدنی میشود که در [[دنیا]] داشته و از آن جدا شده بود، با همان فعلیتهایی که در [[دنیا]] کسب کرده بود. لذا [[رجعت]] با بحث [[رجوع]] از فعل به [[قوه]] ارتباطی ندارد. | و یا ممکن است اصل استعدادش مشروط باشد به اینکه مقداری در [[برزخ]] [[زندگی]] کرده باشد، چنین کسی بعد از مردن و دیدن [[برزخ]] دارای آن استعداد میشود، و دوباره به [[دنیا]] بر میگردد، که آن کمال را به دست آورد، که در هر یک از این دو فرض مسأله [[رجعت]] و برگشتن به [[دنیا]] جایز است، و مستلزم محذور محال نیست.<ref>المیزان، ج ۲، ص ۱۰۶، ذیل آیه ۲۱۰ سوره بقره. برای مطالعه بیشتر ر.ک: بازگشت به دنیا در پایان تاریخ، ص ۱۷۱.</ref> لازم به ذکر است قائلین به [[رجعت]] میگویند [[انسان]] به همان صورتی که از [[دنیا]] رفته، دوباره به [[دنیا]] باز میگردد و روحش وارد همان بدنی میشود که در [[دنیا]] داشته و از آن جدا شده بود، با همان فعلیتهایی که در [[دنیا]] کسب کرده بود. لذا [[رجعت]] با بحث [[رجوع]] از فعل به [[قوه]] ارتباطی ندارد. | ||