آسیبشناسی سیاسی حکومت اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - ' آنکه ' به ' آنکه '
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
جز (جایگزینی متن - ' آنکه ' به ' آنکه ') |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
# عدالت در اخذ [[مالیات]]؛ | # عدالت در اخذ [[مالیات]]؛ | ||
# عدالت در سپردن [[مسئولیتها]] و [[امور سیاسی]] به افراد صلاحیتدار<ref>جمالی، نصرت الله، عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه، ص۸۴.</ref>. | # عدالت در سپردن [[مسئولیتها]] و [[امور سیاسی]] به افراد صلاحیتدار<ref>جمالی، نصرت الله، عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه، ص۸۴.</ref>. | ||
[[حضرت امیر]] عمل به عدل را موجب [[تحکیم]] [[قدرت]] تلقی میکند<ref>ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج۴، ص۳۱۵.</ref>؛ بنابراین، [[حکومت]] با عدالت اداره میشود، نه با جود و بخشش. عدالت سبب دوام قدرت میشود، و این امر چیزی نیست، جز | [[حضرت امیر]] عمل به عدل را موجب [[تحکیم]] [[قدرت]] تلقی میکند<ref>ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج۴، ص۳۱۵.</ref>؛ بنابراین، [[حکومت]] با عدالت اداره میشود، نه با جود و بخشش. عدالت سبب دوام قدرت میشود، و این امر چیزی نیست، جز آنکه [[مردم]] و [[حاکمان]] حقوق خود را بشناسند و به آن عمل کنند: | ||
[[ثبات]] حکومت در عدالت است<ref>ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج۴، ص۳۱۶: {{متن حدیث|ثَباتُ المُلكِ فِي العَدلِ}}.</ref>. | [[ثبات]] حکومت در عدالت است<ref>ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج۴، ص۳۱۶: {{متن حدیث|ثَباتُ المُلكِ فِي العَدلِ}}.</ref>. | ||
عدالت داشته باش تا قدرتت تداوم یابد<ref>ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج۴، ص۳۱۶: {{متن حدیث|اعدِل، تَدُم لَكَ القُدرَةُ}}.</ref>. | عدالت داشته باش تا قدرتت تداوم یابد<ref>ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج۴، ص۳۱۶: {{متن حدیث|اعدِل، تَدُم لَكَ القُدرَةُ}}.</ref>. | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
چراکه [[یکسونگری]] و خود را از همه [[برتر]] دیدن، چه بسا به [[ادعای الوهیت]] نیز منجر شود. [[فرعون]]، خود را [[خدای بزرگ]] [[بنی اسرائیل]] نامید: {{متن قرآن|قَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}}<ref>«و گفت: من پروردگار برتر شمایم،» سوره نازعات، آیه ۲۴.</ref>. [[خداوند]]، روزی فرشتهای را [[مأمور]] ساخت تا از فرعون بپرسد که اگر بردهای در مقابل مولایش [[عصیان]] کند، با او چه باید کرد؟ وی در پاسخ گفت: [[حق]] آن است که دهان او را با گل پر، و او را در [[رود نیل]] [[غرق]] کنند. غرق شدن فرعون با این کیفیت در رود نیل<ref>{{متن قرآن|فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ...}} «بنابراین از آنان انتقام گرفتیم و برای آنکه آیات ما را دروغ شمردند و از آنها غافل بودند آنان را در دریا غرق کردیم» سوره اعراف، آیه ۱۳۶.</ref>، نسخهای بود که خود پیشتر پیچیده بود، و [[خداوند متعال]] این آینه تمام نمای [[تکبر]] را برای دیگران [[سرمشق]] قرار داد: {{متن قرآن|فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ}}<ref>«بنابراین امروز تو را با کالبد بیجانت بر ساحل میافکنیم تا برای آیندگانت نشانهای باشی و بیگمان بسیاری از مردم از نشانههای ما غافلند» سوره یونس، آیه ۹۲.</ref>. | چراکه [[یکسونگری]] و خود را از همه [[برتر]] دیدن، چه بسا به [[ادعای الوهیت]] نیز منجر شود. [[فرعون]]، خود را [[خدای بزرگ]] [[بنی اسرائیل]] نامید: {{متن قرآن|قَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}}<ref>«و گفت: من پروردگار برتر شمایم،» سوره نازعات، آیه ۲۴.</ref>. [[خداوند]]، روزی فرشتهای را [[مأمور]] ساخت تا از فرعون بپرسد که اگر بردهای در مقابل مولایش [[عصیان]] کند، با او چه باید کرد؟ وی در پاسخ گفت: [[حق]] آن است که دهان او را با گل پر، و او را در [[رود نیل]] [[غرق]] کنند. غرق شدن فرعون با این کیفیت در رود نیل<ref>{{متن قرآن|فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ...}} «بنابراین از آنان انتقام گرفتیم و برای آنکه آیات ما را دروغ شمردند و از آنها غافل بودند آنان را در دریا غرق کردیم» سوره اعراف، آیه ۱۳۶.</ref>، نسخهای بود که خود پیشتر پیچیده بود، و [[خداوند متعال]] این آینه تمام نمای [[تکبر]] را برای دیگران [[سرمشق]] قرار داد: {{متن قرآن|فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ}}<ref>«بنابراین امروز تو را با کالبد بیجانت بر ساحل میافکنیم تا برای آیندگانت نشانهای باشی و بیگمان بسیاری از مردم از نشانههای ما غافلند» سوره یونس، آیه ۹۲.</ref>. | ||
امام علی {{ع}}، استبداد و خود رأیی را سبب نابودی، خطر و [[لغزش]] معرفی میکند: {{متن حدیث|مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱.</ref>؛ {{متن حدیث|مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ فَقَدْ خَاطَرَ وَ غَرَّرَ}}<ref>غررالحکم (شرح خوانساری)، ج۵، ص۴۶۱.</ref>؛ {{متن حدیث|مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ زَلَّ}}<ref>غررالحکم (شرح خوانساری)، ج۵، ص۱۷۰.</ref>. از این بالاتر | امام علی {{ع}}، استبداد و خود رأیی را سبب نابودی، خطر و [[لغزش]] معرفی میکند: {{متن حدیث|مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱.</ref>؛ {{متن حدیث|مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ فَقَدْ خَاطَرَ وَ غَرَّرَ}}<ref>غررالحکم (شرح خوانساری)، ج۵، ص۴۶۱.</ref>؛ {{متن حدیث|مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ زَلَّ}}<ref>غررالحکم (شرح خوانساری)، ج۵، ص۱۷۰.</ref>. از این بالاتر آنکه اگر کسی به [[رأی]] خود قانع شود نیز زمینه نابودی خویش را آماده ساخته است: {{متن حدیث|مَنْ قَنِعَ بِرَأْيِهِ فَقَدْ هَلَكَ}}<ref>غررالحکم (شرح خوانساری)، ج۵، ص۱۵۸.</ref>. | ||
افزون بر [[کبر]]، عامل دیگری که در ایجاد صفت [[استبداد]] تأثیر دارد، [[جهل]] و [[ناآگاهی]] است. [[حضرت علی]] {{ع}} میفرماید: | افزون بر [[کبر]]، عامل دیگری که در ایجاد صفت [[استبداد]] تأثیر دارد، [[جهل]] و [[ناآگاهی]] است. [[حضرت علی]] {{ع}} میفرماید: | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
[[مشاوره]] با عاقل ناصح برای تو [[رشد]] و مبارکی و [[توفیق]] به همراه دارد؛ پس هنگامی که تو را [[نصیحت]] کند، مخالفت مکن که هلاک میشوی<ref>برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ص۶۰۲: {{متن حدیث|مُشَاوَرَةُ الْعَاقِلِ النَّاصِحِ رُشْدٌ وَ يُمْنٌ وَ تَوْفِيقٌ مِنَ اللَّهِ، فَإِذَا أَشَارَ عَلَيْكَ الْعَاقِلُ النَّاصِحُ، فَإِيَّاكَ وَ الْخِلَافَ، فَإِنَّ فِي ذَلِكَ الْعَطَبَ}}.</ref>. | [[مشاوره]] با عاقل ناصح برای تو [[رشد]] و مبارکی و [[توفیق]] به همراه دارد؛ پس هنگامی که تو را [[نصیحت]] کند، مخالفت مکن که هلاک میشوی<ref>برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ص۶۰۲: {{متن حدیث|مُشَاوَرَةُ الْعَاقِلِ النَّاصِحِ رُشْدٌ وَ يُمْنٌ وَ تَوْفِيقٌ مِنَ اللَّهِ، فَإِذَا أَشَارَ عَلَيْكَ الْعَاقِلُ النَّاصِحُ، فَإِيَّاكَ وَ الْخِلَافَ، فَإِنَّ فِي ذَلِكَ الْعَطَبَ}}.</ref>. | ||
برای | برای آنکه [[میزان]] تأثیر مسئله [[شورا]] در [[آسیبشناسی]] [[سیاسی]] [[حکومت اسلامی]] مشخص شود، به برداشتهای گوناگون از [[روایات]] و [[آیات قرآنی]] در این زمینه اشاره میکنیم. در دو [[آیه]] از آیات قرآنی بر [[اصل شورا]] تأکید شده است<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}} «و آنان که (فراخوان) پروردگارشان را اجابت کردهاند و نماز را بر پا داشتهاند و کارشان رایزنی میان همدیگر است و از آنچه روزیشان دادهایم میبخشند» سوره شوری، آیه ۳۸؛ {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}} «پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست میدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>؛ اما «در خصوص [[وحی]] مسلم و [[احکام]] [[قطعی]] [[الهی]]، جایی برای [[مشورت]] وجود ندارد»<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}} «و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref>. | ||
از دیدگاه [[امام علی]] {{ع}} و دیگر [[امامان]]، [[وزیران]] و مستشاران نباید از میراثخواران [[رژیم]] [[فاسد]] گذشته، افراد بدون [[اندیشه]]، [[بخیل]]، [[حریص]]، احمق، [[فرومایه]]، [[مستبد]] به [[رأی]]، متلون و لجوج باشند. برعکس، ویژگیهایی از جمله [[خشیت الهی]]، [[عقل]] و [[خرد]]، [[حلم]]، تجربه، ناصح بودن و [[تقوا]] در ایشان شرط است: | از دیدگاه [[امام علی]] {{ع}} و دیگر [[امامان]]، [[وزیران]] و مستشاران نباید از میراثخواران [[رژیم]] [[فاسد]] گذشته، افراد بدون [[اندیشه]]، [[بخیل]]، [[حریص]]، احمق، [[فرومایه]]، [[مستبد]] به [[رأی]]، متلون و لجوج باشند. برعکس، ویژگیهایی از جمله [[خشیت الهی]]، [[عقل]] و [[خرد]]، [[حلم]]، تجربه، ناصح بودن و [[تقوا]] در ایشان شرط است: | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
[[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} پس از انعقاد [[قرارداد صلح]] تحمیلی با [[معاویه]]، نظر [[عبدالله بن ودیعه انصاری]] و [[مردم]] را در محیطی گرم و دوستانه جویا شد. او هم در کمال [[آزادی]] پاسخ داد که برخی آن را پسندیدهاند و برخی دیگر آن را خوش ندارند، انصاری گفت: صاحبنظران معتقدند شما نباید اطرافیان خود را پراکنده میساختید، و بهترین راه، [[نبرد]] تا [[پیروزی]] یا [[شهادت]] بود. امام نیز در کمال [[بردباری]] به انتقادهای وی گوش داد و از مواضع خود [[دفاع]]، و نقش تخریبی [[خوارج]] در آن جنگ را افشا کرد. | [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} پس از انعقاد [[قرارداد صلح]] تحمیلی با [[معاویه]]، نظر [[عبدالله بن ودیعه انصاری]] و [[مردم]] را در محیطی گرم و دوستانه جویا شد. او هم در کمال [[آزادی]] پاسخ داد که برخی آن را پسندیدهاند و برخی دیگر آن را خوش ندارند، انصاری گفت: صاحبنظران معتقدند شما نباید اطرافیان خود را پراکنده میساختید، و بهترین راه، [[نبرد]] تا [[پیروزی]] یا [[شهادت]] بود. امام نیز در کمال [[بردباری]] به انتقادهای وی گوش داد و از مواضع خود [[دفاع]]، و نقش تخریبی [[خوارج]] در آن جنگ را افشا کرد. | ||
[[آزادی بیان]] مردم حتی در [[جنگها]]، و آزادی اشخاصی چون [[اشعث]] نشان میدهد که تا وقتی مخالف، [[سلاح]] برنمیداشت و [[قیام مسلحانه]] نمیکرد، آزادی کامل داشت<ref>ر. ک: جمالی، نصرت الله، عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه، ص۱۶۴ - ۱۷۰؛ مهوری، محمد حسین، «سیره و روش حضرت علی {{ع}} در برخورد با مخالفان خود»، حکومت اسلامی، ش۱۶، تابستان ۷۹.</ref>. [[ابن ابی الحدید]] میگوید: هر [[فتنه]] و [[تباهی]] زیر سر اشعث بود؛ اما امام با او برخوردی کریمانه داشت. خوارج نیز از [[ناسزاگویی]] و هتاکی و سعی در برهم زدن [[نماز جماعت]] و اغتشاش در [[سخنرانی امام]] دریغ نمیکردند؛ اما [[حضرت]] با برخوردی معقول موفق شد دو سوم آنها را [[هدایت]] کند. وقتی [[خوارج]] [[شعار]] {{متن حدیث|لَا حَكَمَ إِلَّا اللَّهُ}} را در بین کلمات [[امام]] سر دادند. حضرت پاسخ داد: این کلمه حقی است که از آن [[باطل]] را [[اراده]] کردهاید. وی سپس اعلام کرد اولاً مانع ورود شما به [[مساجد]] نمیشویم؛ ثانیاً حقوقتان را از [[بیت المال]] قطع نمیکنیم؛ و سوم | [[آزادی بیان]] مردم حتی در [[جنگها]]، و آزادی اشخاصی چون [[اشعث]] نشان میدهد که تا وقتی مخالف، [[سلاح]] برنمیداشت و [[قیام مسلحانه]] نمیکرد، آزادی کامل داشت<ref>ر. ک: جمالی، نصرت الله، عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه، ص۱۶۴ - ۱۷۰؛ مهوری، محمد حسین، «سیره و روش حضرت علی {{ع}} در برخورد با مخالفان خود»، حکومت اسلامی، ش۱۶، تابستان ۷۹.</ref>. [[ابن ابی الحدید]] میگوید: هر [[فتنه]] و [[تباهی]] زیر سر اشعث بود؛ اما امام با او برخوردی کریمانه داشت. خوارج نیز از [[ناسزاگویی]] و هتاکی و سعی در برهم زدن [[نماز جماعت]] و اغتشاش در [[سخنرانی امام]] دریغ نمیکردند؛ اما [[حضرت]] با برخوردی معقول موفق شد دو سوم آنها را [[هدایت]] کند. وقتی [[خوارج]] [[شعار]] {{متن حدیث|لَا حَكَمَ إِلَّا اللَّهُ}} را در بین کلمات [[امام]] سر دادند. حضرت پاسخ داد: این کلمه حقی است که از آن [[باطل]] را [[اراده]] کردهاید. وی سپس اعلام کرد اولاً مانع ورود شما به [[مساجد]] نمیشویم؛ ثانیاً حقوقتان را از [[بیت المال]] قطع نمیکنیم؛ و سوم آنکه تا نجنگید، با شما نمیجنگیم<ref>مهوری، محمد حسین، «سیره و روش حضرت علی {{ع}} در برخورد با مخالفان خود»، حکومت اسلامی، ش۱۶، تابستان ۷۹، به نقل از: انساب الاشراف، ج۲، ص۳۵۹.</ref>. امام چون [[دو دلی]] برخی افراد در جریان [[حکمیت]] را [[مشاهده]] کرد، فرمود: | ||
{{متن حدیث|لَقَدْ كُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَأْمُوراً وَ كُنْتُ أَمْسِ نَاهِياً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَنْهِيّاً وَ قَدْ أَحْبَبْتُمُ الْبَقَاءَ وَ لَيْسَ لِي أَنْ أَحْمِلَكُمْ عَلَى مَا تَكْرَهُونَ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۸.</ref>؛ «من دیروز [[فرمان]] میدادم و امروز فرمانم میدهند. دیروز باز میداشتم و امروز بازم میدارند. شما زنده ماندن را [[دوست]] دارید، و مرا نرسد به چیزی وادارمتان که ناخوش میانگارید».<ref>[[سید صادق حقیقت|حقیقت، سید صادق]]، [[آسیبشناسی حکومت (مقاله)| مقاله «آسیبشناسی حکومت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۶]]، ص ۸۹.</ref> | {{متن حدیث|لَقَدْ كُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَأْمُوراً وَ كُنْتُ أَمْسِ نَاهِياً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَنْهِيّاً وَ قَدْ أَحْبَبْتُمُ الْبَقَاءَ وَ لَيْسَ لِي أَنْ أَحْمِلَكُمْ عَلَى مَا تَكْرَهُونَ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۸.</ref>؛ «من دیروز [[فرمان]] میدادم و امروز فرمانم میدهند. دیروز باز میداشتم و امروز بازم میدارند. شما زنده ماندن را [[دوست]] دارید، و مرا نرسد به چیزی وادارمتان که ناخوش میانگارید».<ref>[[سید صادق حقیقت|حقیقت، سید صادق]]، [[آسیبشناسی حکومت (مقاله)| مقاله «آسیبشناسی حکومت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۶]]، ص ۸۹.</ref> | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
[[امام علی]] {{ع}} [[مالک اشتر]] را از فزونخواهی و [[برتریطلبی]] در مسائلی که مردم در آن اشتراک دارند، برحذر میدارد: | [[امام علی]] {{ع}} [[مالک اشتر]] را از فزونخواهی و [[برتریطلبی]] در مسائلی که مردم در آن اشتراک دارند، برحذر میدارد: | ||
و بپرهیز از | و بپرهیز از آنکه چیزی را به خود مخصوص داری که بهره همه مردم در آن یکسان است، و از [[غفلت]] در آنچه بدان توجه باید، و در دیدهها نمایان است. چه آن را که به ناروا ستاندهای از چنگ تو درآرند و به زودی پرده [[کارها]] از پیش دیدهات بردارند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref><ref>[[سید صادق حقیقت|حقیقت، سید صادق]]، [[آسیبشناسی حکومت (مقاله)| مقاله «آسیبشناسی حکومت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۶]]، ص ۹۲.</ref> | ||
'''رویگردانی از اصول اساسی و روی آوردن به سیاستهای ابزارگرایانه''': [[حاکم اسلامی]] از دیدگاه امام علی {{ع}} باید اصولگرا باشد و با تضییع اصول، به [[فروع]] روی نیاورد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. اگر امام علی {{ع}} [[اهل]] [[مصلحتاندیشی]] بود، پس از به دست گرفتن زمام قدرت، درگیر سه [[جنگ]] مهم نمیشد، و دولتش آن قدر زودگذر نمیبود. وی خود فرمود: | '''رویگردانی از اصول اساسی و روی آوردن به سیاستهای ابزارگرایانه''': [[حاکم اسلامی]] از دیدگاه امام علی {{ع}} باید اصولگرا باشد و با تضییع اصول، به [[فروع]] روی نیاورد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. اگر امام علی {{ع}} [[اهل]] [[مصلحتاندیشی]] بود، پس از به دست گرفتن زمام قدرت، درگیر سه [[جنگ]] مهم نمیشد، و دولتش آن قدر زودگذر نمیبود. وی خود فرمود: | ||