←مقدمه
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = حضرت لقمان| عنوان مدخل = حضرت لقمان| مداخل مرتبط = حضرت لقمان در قرآن | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == حکیم فرزانهای که قرآن از او به نیکی یاد کرده و برخی پند و اندرزهایش را گزارش فرموده است. در عربی بودن و یا نبود...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
لقمان شخصیتی است شناخته شده نزد [[عرب قبل از اسلام]] که نوشتهای (ظاهراً [[تحریف]] شده) منسوب به او، در [[صدر اسلام]] وجود داشته و داستانش مورد [[پرسش]] [[رسول خدا]] قرار گرفته است<ref>التحریر، ج۲۱، ص۹۶-۹۸.</ref>. | لقمان شخصیتی است شناخته شده نزد [[عرب قبل از اسلام]] که نوشتهای (ظاهراً [[تحریف]] شده) منسوب به او، در [[صدر اسلام]] وجود داشته و داستانش مورد [[پرسش]] [[رسول خدا]] قرار گرفته است<ref>التحریر، ج۲۱، ص۹۶-۹۸.</ref>. | ||
گویند: هنگام ظهر در [[خواب]] ندایی به [[گوش]] لقمان رسید: آیا [[تمایل]] داری [[خلیفه خدا در زمین]] شده و بین [[مردم]] [[حکم]] کنی؟ گفت: اگر [[خدا]] امر کند سراپا گوش و مطیعم، و اگر مختار باشم [[عافیت]] را بر [[آزمایش]] بر میگزینم؛ به دنبال آن [[حکمت]] به او و [[نبوت]] به [[داود]] اعطاء شد<ref>تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۵۹-۶۲.</ref>. قول مشهور این است که: بر [[لقمان]]، نه [[وحی]] میشده و نه مَلکی با او سخن گفته است. حکمتش هم به او [[الهام]] میشده است؛ [[تأیید]] این سخن جمله {{متن قرآن|وَهُوَ | گویند: هنگام ظهر در [[خواب]] ندایی به [[گوش]] لقمان رسید: آیا [[تمایل]] داری [[خلیفه خدا در زمین]] شده و بین [[مردم]] [[حکم]] کنی؟ گفت: اگر [[خدا]] امر کند سراپا گوش و مطیعم، و اگر مختار باشم [[عافیت]] را بر [[آزمایش]] بر میگزینم؛ به دنبال آن [[حکمت]] به او و [[نبوت]] به [[داود]] اعطاء شد<ref>تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۵۹-۶۲.</ref>. قول مشهور این است که: بر [[لقمان]]، نه [[وحی]] میشده و نه مَلکی با او سخن گفته است. حکمتش هم به او [[الهام]] میشده است؛ [[تأیید]] این سخن جمله {{متن قرآن|وَهُوَ يَعِظُهُ}}<ref>«در حالی که بدو اندرز میداد» سوره لقمان، آیه ۱۳.</ref> میباشد که بیان کننده این است که: وی تنها [[اهل]] [[تعلیم]] بوده؛ نه [[تبلیغ]] و نه [[تشریع احکام]]. این نظر با خبری از [[ابن عمر]] تأیید شده است. | ||
برخی هم سیاه چهره بودنش را دلیل [[نفی]] نبوتش میدانند. با این وجود برخلاف مشهور، برخی حِکمتش را دلیل نبوتش میدانند<ref>التحقیق، ج۱۰، ص۲۲۶.</ref>. به نظر این گروه، [[حکیم]] کسی است که پس از طی مراحل [[تهذیب]]، بر [[معارف]] [[قطعی]] و [[حقایق]] [[واقعی]] [[آگاه]] شده و به [[موعظه]] [[مأمور]] میشود و غیر [[نبی]] به این [[مقام]] نمیرسد. | برخی هم سیاه چهره بودنش را دلیل [[نفی]] نبوتش میدانند. با این وجود برخلاف مشهور، برخی حِکمتش را دلیل نبوتش میدانند<ref>التحقیق، ج۱۰، ص۲۲۶.</ref>. به نظر این گروه، [[حکیم]] کسی است که پس از طی مراحل [[تهذیب]]، بر [[معارف]] [[قطعی]] و [[حقایق]] [[واقعی]] [[آگاه]] شده و به [[موعظه]] [[مأمور]] میشود و غیر [[نبی]] به این [[مقام]] نمیرسد. | ||
افزون بر این که در [[قرآن]] در مواردی مانند [[داود]]{{ع}} [[حکمت]] مرادف [[نبوت]] آمده است {{متن قرآن|وَشَدَدْنَا | افزون بر این که در [[قرآن]] در مواردی مانند [[داود]]{{ع}} [[حکمت]] مرادف [[نبوت]] آمده است {{متن قرآن|وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ}}<ref>«و فرمانروایی او را استوار کردیم و به او فرزانگی و گفتار پایانبخش (در داوری) دادیم» سوره ص، آیه ۲۰</ref>؛ {{متن قرآن|يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی میبخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند؛ و جز خردمندان در یاد نمیگیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>. | ||
[[حکمت]] اعم از نبوت [[تفسیر]] شده است و این که حکمت، [[شناخت]] [[حقیقت اشیاء]] است که بالاترین رتبه آن، نبوت است بنابر این اعطاء حکمت به لقمان یعنی [[مقام نبوت]]. دیدگاه سومی هم وجود دارد که مقام بین نبوت و حکمت را به او میدهد<ref>التحریر، ج۲۱، ص۹۶-۹۸.</ref>. | [[حکمت]] اعم از نبوت [[تفسیر]] شده است و این که حکمت، [[شناخت]] [[حقیقت اشیاء]] است که بالاترین رتبه آن، نبوت است بنابر این اعطاء حکمت به لقمان یعنی [[مقام نبوت]]. دیدگاه سومی هم وجود دارد که مقام بین نبوت و حکمت را به او میدهد<ref>التحریر، ج۲۱، ص۹۶-۹۸.</ref>. | ||
در [[قرآن کریم]]، نام [[لقمان حکیم]] دو مرتبه {{متن قرآن|وَلَقَدْ | در [[قرآن کریم]]، نام [[لقمان حکیم]] دو مرتبه {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ}}<ref>«و به راستی ما به لقمان فرزانگی دادهایم، که خداوند را سپاس گزار! و هر که سپاس گزارد به سود خویش سپاس گزارده است؛ و هر که ناسپاسی ورزد خداوند، بینیازی ستوده است و (یاد کن) آنگاه را که لقمان به پسرش- در حالی که بدو اندرز میداد- گفت: پسرکم! به خداوند شرک مورز که شرک، ستمی سترگ است» سوره لقمان، آیه ۱۲-۱۳.</ref> به کار رفته است. در این [[آیات]] از [[بخشش]] [[حکمت]] به [[لقمان]] خبر میدهد و در ادامه، از سخنان حکمتآمیز لقمان در قالب [[نصیحت]] به فرزند، از مواردی همچون: دوری از [[شرک]]، حضور هر چیز در پیشگاه [[خدا]]، [[امر]] به به پا داشتن [[نماز]]، [[امر به معروف]]، [[نهی از منکر]]، [[صبر]] بر [[گرفتاریها]]، [[تواضع]] در برابر [[مردم]]، [[میانهروی]] در [[راه رفتن]] و [[سخن گفتن]] با [[طمأنینه]] گزارش میدهد. | ||
[[طبری]] گوید: به لقمان [[فقه]]، [[عقل]] و راست گفتاری بخشیده شد<ref>جامع البیان، ج۲۱، ص۴۳.</ref>. به گفته [[قرطبی]]، لقمان [[اهل]] [[فتوا]] بوده اما از [[زمان]] [[نبوت]] [[داود]] و به [[احترام]] او دیگر فتوا نداد<ref>تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۵۹-۶۲.</ref>. | [[طبری]] گوید: به لقمان [[فقه]]، [[عقل]] و راست گفتاری بخشیده شد<ref>جامع البیان، ج۲۱، ص۴۳.</ref>. به گفته [[قرطبی]]، لقمان [[اهل]] [[فتوا]] بوده اما از [[زمان]] [[نبوت]] [[داود]] و به [[احترام]] او دیگر فتوا نداد<ref>تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۵۹-۶۲.</ref>. | ||