حضرت مریم در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۰: خط ۴۰:
در [[قرآن کریم]] آمده است: «هر گاه که [[زکریا]] بر [[مریم]] وارد می‌‌شد، پیش او [[رزق و روزی]] می‌یافت، [[زکریا]] گفت: ای مریم! اینها از کجا برای تو می‌رسند؟ مریم گفت: از جانب [[خدا]] زیرا او هر کس را که بخواهد بی‌حساب روزی می‌دهد {{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب (و شمار) روزی می‌دهد» سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref>.
در [[قرآن کریم]] آمده است: «هر گاه که [[زکریا]] بر [[مریم]] وارد می‌‌شد، پیش او [[رزق و روزی]] می‌یافت، [[زکریا]] گفت: ای مریم! اینها از کجا برای تو می‌رسند؟ مریم گفت: از جانب [[خدا]] زیرا او هر کس را که بخواهد بی‌حساب روزی می‌دهد {{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب (و شمار) روزی می‌دهد» سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref>.


در [[سوره مریم]]، از [[آیه]] ۱۶ به بعد، داستان مریم و زاده شدن [[عیسی]] این‌گونه آمده است: «پس [[روح]] خود را به سوی او فرستادیم تا به شکل بشری خوش‌اندام بر او نمایان شد. [مریم] گفت: اگر [[پرهیزکاری]]، من از تو به [[خدای رحمان]] [[پناه]] می‌برم. گفت: من فقط فرستاده [[پروردگار]] تو برای این که به تو پسری [[پاکیزه]] ببخشم. گفت: چگونه مرا پسری باشد آنکه دست بشری به من نرسیده و [[بدکار]] نبوده‌ام، گفت: [[[فرمان]]] چنین است، پروردگار تو گفته که آن بر من آسان است، و تا او را نشانه‌ای برای [[مردم]] و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم، و [این] [[دستوری]] [[قطعی]] بود پس مریم به او عیسی آبستن شد و با او به مکان دورافتاده‌ای پناه جست. تا درد زایمان، او را به سوی تنه درخت خرمایی کشانید. گفت: ای کاش، پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش شده بودم، پس، از زیر پای او [[[فرشته]]]، وی را ندا داد که: [[غم]] مدار، پروردگارت زیر [پای] تو چشمه آبی پدید آورده است. و تنه درخت خرما را به طرف خود [بگیر] بتکان، تا بر تو خرمای تازه فرو ریزد. و بخور و بنوش و دیده روشن دار پس اگر کسی از [[آدمیان]] را دیدی بگوی: من برای [خدای] [[رحمان]] رور [[نذر]] کرده‌ام و امروز مطلقاً با [[انسانی]] [[سخن]] نخواهم گفت. پس مریم در حالی که او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد. گفتند: ای مریم به [[راستی]] کار بسیار ناپسندی مرتکب شده‌ای. ای [[خواهر]] [[هارون]]، پدرت مرد [[بدی]] نبود و مادرت [نیز] بدکاره نبود. [[مریم]] به سوی ([[عیسی]]) اشاره کرد. گفتند: چگونه با کسی که در گهواره و [[کودک]] است سخن بگوییم؟ [کودک] گفت: منم [[بنده خدا]]، به من کتاب داده و مرا [[پیامبر]] قرار داده است، هرجا که باشم مرا با [[برکت]] ساخته و تا زنده‌ام به [[نماز]] و [[زکات]] سفارش کرده است، و مرا نسبت به مادرم [[نیکوکار]] کرده و زورگور و نافرمانم نگردانیده است. و [[درود]] بر من، روزی که زاده شدم و روزی که می‌میرم و روزی که زنده برانگیخته می‌شوم» {{متن قرآن| فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلامًا زَكِيًّا قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا وَالسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا }}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت. (مریم) گفت: من از تو، به (خداوند) بخشنده پناه می‌برم؛ اگر پرهیزگاری (از من دور شو). گفت: من، تنها فرستاده پروردگار تو هستم تا به تو پسری پاکیزه ببخشم. گفت: چگونه مرا پسری تواند بود که بشری به من دست نزده است و بدکاره هم نبوده‌ام. گفت: چنین است؛ پروردگارت می‌فرماید که آن (کار) بر من آسان است و (بر آنیم) تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است. پس (مریم) بدو باردار شد و با او در جایگاهی دور گوشه گزید. آنگاه درد زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشاند؛ گفت: کاش پیش از این مرده و از یاد رفته بودم. پس او را از فرو دست وی ندا داد که: غمگین مباش، خداوند از بن (پای) تو جویباری روان کرده است. و تنه نخل را به سوی خود بتکان تا خرمایی چیده بر تو فرو ریزد. پس (از این خرما) بخور و (از آب آن جویبار) بنوش و دیده (به فرزند) روشن دار و اگر از مردم کسی را دیدی بگو برای (خداوند) بخشنده روزه‌ای نذر کرده‌ام و امروز به هیچ روی با کسی سخن نمی‌گویم. سپس در حالی که او را در آغوش داشت نزد قوم خویش آوردش گفتند: ای مریم! بی‌گمان چیز ناپسند شگفتی پیش آورده‌ای. ای خواهر هارون! نه پدرت مردی بد و نه مادرت بدکاره بود. (مریم) به او اشارت کرد؛ گفتند: چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوییم؟! (نوزاد) گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است. و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است  و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است. و بر من روزی که زاده شدم و روزی که درگذرم و روزی که زنده برانگیخته گردم درود باد» سوره مریم، آیه ۱۷-۳۳.</ref>
در [[سوره مریم]]، از [[آیه]] ۱۶ به بعد، داستان مریم و زاده شدن [[عیسی]] این‌گونه آمده است: «پس [[روح]] خود را به سوی او فرستادیم تا به شکل بشری خوش‌اندام بر او نمایان شد. [مریم] گفت: اگر [[پرهیزکاری]]، من از تو به [[خدای رحمان]] [[پناه]] می‌برم. گفت: من فقط فرستاده [[پروردگار]] تو برای این که به تو پسری [[پاکیزه]] ببخشم. گفت: چگونه مرا پسری باشد آنکه دست بشری به من نرسیده و [[بدکار]] نبوده‌ام، گفت: [[فرمان]] چنین است، پروردگار تو گفته که آن بر من آسان است، و تا او را نشانه‌ای برای [[مردم]] و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم، و [این] [[دستوری]] [[قطعی]] بود پس مریم به او عیسی آبستن شد و با او به مکان دورافتاده‌ای پناه جست. تا درد زایمان، او را به سوی تنه درخت خرمایی کشانید. گفت: ای کاش، پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش شده بودم، پس، از زیر پای او [[فرشته]]، وی را ندا داد که: [[غم]] مدار، پروردگارت زیر [پای] تو چشمه آبی پدید آورده است. و تنه درخت خرما را به طرف خود بگیر بتکان، تا بر تو خرمای تازه فرو ریزد. و بخور و بنوش و دیده روشن دار پس اگر کسی از [[آدمیان]] را دیدی بگوی: من برای خدای [[رحمان]] رور [[نذر]] کرده‌ام و امروز مطلقاً با [[انسانی]] [[سخن]] نخواهم گفت. پس مریم در حالی که او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد. گفتند: ای مریم به [[راستی]] کار بسیار ناپسندی مرتکب شده‌ای. ای [[خواهر]] [[هارون]]، پدرت مرد [[بدی]] نبود و مادرت نیز بدکاره نبود. [[مریم]] به سوی ([[عیسی]]) اشاره کرد. گفتند: چگونه با کسی که در گهواره و [[کودک]] است سخن بگوییم؟ کودک گفت: منم [[بنده خدا]]، به من کتاب داده و مرا [[پیامبر]] قرار داده است، هرجا که باشم مرا با [[برکت]] ساخته و تا زنده‌ام به [[نماز]] و [[زکات]] سفارش کرده است، و مرا نسبت به مادرم [[نیکوکار]] کرده و زورگور و نافرمانم نگردانیده است. و [[درود]] بر من، روزی که زاده شدم و روزی که می‌میرم و روزی که زنده برانگیخته می‌شوم» {{متن قرآن| فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلامًا زَكِيًّا قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا وَالسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا }}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت. (مریم) گفت: من از تو، به (خداوند) بخشنده پناه می‌برم؛ اگر پرهیزگاری (از من دور شو). گفت: من، تنها فرستاده پروردگار تو هستم تا به تو پسری پاکیزه ببخشم. گفت: چگونه مرا پسری تواند بود که بشری به من دست نزده است و بدکاره هم نبوده‌ام. گفت: چنین است؛ پروردگارت می‌فرماید که آن (کار) بر من آسان است و (بر آنیم) تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است. پس (مریم) بدو باردار شد و با او در جایگاهی دور گوشه گزید. آنگاه درد زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشاند؛ گفت: کاش پیش از این مرده و از یاد رفته بودم. پس او را از فرو دست وی ندا داد که: غمگین مباش، خداوند از بن (پای) تو جویباری روان کرده است. و تنه نخل را به سوی خود بتکان تا خرمایی چیده بر تو فرو ریزد. پس (از این خرما) بخور و (از آب آن جویبار) بنوش و دیده (به فرزند) روشن دار و اگر از مردم کسی را دیدی بگو برای (خداوند) بخشنده روزه‌ای نذر کرده‌ام و امروز به هیچ روی با کسی سخن نمی‌گویم. سپس در حالی که او را در آغوش داشت نزد قوم خویش آوردش گفتند: ای مریم! بی‌گمان چیز ناپسند شگفتی پیش آورده‌ای. ای خواهر هارون! نه پدرت مردی بد و نه مادرت بدکاره بود. (مریم) به او اشارت کرد؛ گفتند: چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوییم؟! (نوزاد) گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است. و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است  و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است. و بر من روزی که زاده شدم و روزی که درگذرم و روزی که زنده برانگیخته گردم درود باد» سوره مریم، آیه ۱۷-۳۳.</ref>


با این که [[حضرت مریم]] از جهت [[وحی]] و [[نبوت]] عنوانی ندارد اما از نظر [[تاریخی]] و [[معتقدات دینی]]، دارای [[مقام]] با اهمیتی است. [[قرآن]] از قول [[فرشتگان]] گزارش می‌کند که: [[خداوند]]، مریم را برگزید و [[پاکیزه]] ساخت و بر [[زنان]] [[جهان]] [[برتری]] داد {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۴۲.</ref>.
با این که [[حضرت مریم]] از جهت [[وحی]] و [[نبوت]] عنوانی ندارد اما از نظر [[تاریخی]] و [[معتقدات دینی]]، دارای [[مقام]] با اهمیتی است. [[قرآن]] از قول [[فرشتگان]] گزارش می‌کند که: [[خداوند]]، مریم را برگزید و [[پاکیزه]] ساخت و بر [[زنان]] [[جهان]] [[برتری]] داد {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۴۲.</ref>.
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش