جنگ صفین در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
خط ۱۶۰: | خط ۱۶۰: | ||
بر اساس [[عهدنامه]] ماه صفر، بنا شد داوران دو طرف در [[ماه رمضان]] همان سال [[مذاکره]] کنند. امام [[عبدالله بن عباس]] را [[انتخاب]] کرد که با [[مخالفت]] [[اشعث]] روبهرو شد<ref>منقری، وقعة صفین، ص۵۰۰.</ref> و به رغم [[تمایل]] به انتخاب «[[مالک اشتر]]»، به [[اجبار]]، [[نمایندگی]] [[ابوموسی اشعری]] را پذیرفت و به او دستور داد «طبق [[کتاب خدا]] [[حکم]] کن و از آن [[تجاوز]] نکن». امام [[پیشبینی]] کرد که [[ابوموسی]] [[فریب]] میخورد، اما نمیتوانست به [[علم]] خود عمل کند<ref>ابن طاووس، الطرائف، ص۵۱۱.</ref>. معاویه، [[عمروعاص]] را برگزید و به او گفت: عراقیان، علی را به تعیین ابوموسی مجبور کردند، اما من و شامیان به انتخاب تو خشنودیم. | بر اساس [[عهدنامه]] ماه صفر، بنا شد داوران دو طرف در [[ماه رمضان]] همان سال [[مذاکره]] کنند. امام [[عبدالله بن عباس]] را [[انتخاب]] کرد که با [[مخالفت]] [[اشعث]] روبهرو شد<ref>منقری، وقعة صفین، ص۵۰۰.</ref> و به رغم [[تمایل]] به انتخاب «[[مالک اشتر]]»، به [[اجبار]]، [[نمایندگی]] [[ابوموسی اشعری]] را پذیرفت و به او دستور داد «طبق [[کتاب خدا]] [[حکم]] کن و از آن [[تجاوز]] نکن». امام [[پیشبینی]] کرد که [[ابوموسی]] [[فریب]] میخورد، اما نمیتوانست به [[علم]] خود عمل کند<ref>ابن طاووس، الطرائف، ص۵۱۱.</ref>. معاویه، [[عمروعاص]] را برگزید و به او گفت: عراقیان، علی را به تعیین ابوموسی مجبور کردند، اما من و شامیان به انتخاب تو خشنودیم. | ||
در [[سال ۳۸ق]] دو طرف همراه با چهارصد نفر در [[دومة الجندل]] گرد آمدند. امام با نامهای از [[عمرو بن عاص]] خواست با معاویه [[همراهی]] نکند<ref>جاحظ، البیان و التبیان، ج۱، ص۱۷۲.</ref>، اما او خود را طرفدار [[حق]] شمرد و [[داوری]] را به خدا واگذار کرد. عمرو بن عاص و ابوموسی توافق کردند که علی{{ع}} و معاویه را برکنار کنند و [[عبدالله بن عمر]] را که در این [[جنگ]] حاضر نبود، برگزینند<ref>ابن عبدربه، عقد الفرید، ج۳، ص۳۴۰.</ref>. ابوموسی علی{{ع}} و معاویه را [[خلع]] کرد، ولی عمرو بن عاص [[رفیق]] خود را [[استوار]] ساخت که به درگیری لفظی میان دو داور انجامید. هر دو گروه به [[دیار]] خود بازگشتند<ref>طبری، تاریخ، ج۵، ص۷۰.</ref> و [[ابوموسی]] به [[مکه]] گریخت. با توجه به اینکه در متن [[عهدنامه]] تصریح شده بود، اگر هر دو داور طبق [[کتاب خدا]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} [[داوری]] نکنند، [[مسلمانان]] به [[جنگ]] خود ادامه خواهند داد<ref>مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۴۰۳؛ طبری، تاریخ، همان، ج۳، ص۲۹.</ref>، بعد از برگشت به [[کوفه]]، [[امام علی]]{{ع}} [[سپاه]] خود را آماده [[نبرد]] با [[معاویه]] میکرد که [[خوارج]] پدیدار شدند و [[حضرت]] مجبور شد برای [[سرکوب]] شرارتهای آنان، وارد جنگ با آنان شود.<ref>گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]] ص ۵۳.</ref> | در [[سال ۳۸ق]] دو طرف همراه با چهارصد نفر در [[دومة الجندل]] گرد آمدند. امام با نامهای از [[عمرو بن عاص]] خواست با معاویه [[همراهی]] نکند<ref>جاحظ، البیان و التبیان، ج۱، ص۱۷۲.</ref>، اما او خود را طرفدار [[حق]] شمرد و [[داوری]] را به خدا واگذار کرد. عمرو بن عاص و ابوموسی توافق کردند که علی{{ع}} و معاویه را برکنار کنند و [[عبدالله بن عمر]] را که در این [[جنگ]] حاضر نبود، برگزینند<ref>ابن عبدربه، عقد الفرید، ج۳، ص۳۴۰.</ref>. ابوموسی علی{{ع}} و معاویه را [[خلع]] کرد، ولی عمرو بن عاص [[رفیق]] خود را [[استوار]] ساخت که به درگیری لفظی میان دو داور انجامید. هر دو گروه به [[دیار]] خود بازگشتند<ref>طبری، تاریخ، ج۵، ص۷۰.</ref> و [[ابوموسی]] به [[مکه]] گریخت. با توجه به اینکه در متن [[عهدنامه]] تصریح شده بود، اگر هر دو داور طبق [[کتاب خدا]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} [[داوری]] نکنند، [[مسلمانان]] به [[جنگ]] خود ادامه خواهند داد<ref>مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۴۰۳؛ طبری، تاریخ، همان، ج۳، ص۲۹.</ref>، بعد از برگشت به [[کوفه]]، [[امام علی]]{{ع}} [[سپاه]] خود را آماده [[نبرد]] با [[معاویه]] میکرد که [[خوارج]] پدیدار شدند و [[حضرت]] مجبور شد برای [[سرکوب]] شرارتهای آنان، وارد جنگ با آنان شود.<ref>گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]] ص ۵۳.</ref> | ||
==[[بصریان]] در [[جنگ صفین]]== | |||
پس از خاتمه [[فتنه]] [[جمل]]، در حالی حضرت به [[کوفه]] وارد شدند که همه [[بلاد اسلامی]] غیر از [[شام]] با ایشان [[بیعت]] کرده بودند. [[امام]]{{ع}} پس از استقرار در کوفه، نامهای به [[معاویه]] نوشت و او را به بیعت و [[کنارهگیری]] از [[حکومت شام]] خواند. معاویه پاسخی به [[نامه امام]] نداد و تنها [[نامه]] سفیدی را که در آن نوشته شده بود: «از معاویه به [[علی بن ابیطالب]]». برای آن حضرت فرستاد. پس از آنکه امام{{ع}} مطمئن شد معاویه قصد بیعت و [[اطاعت]] ندارد و [[بزرگان کوفه]] مدافع حضرت در [[جنگ]] با شاماند، در خطبهای عمومی، [[مردم]] را به [[جهاد]] فراخواند. سپس دستور داد منادی ندا دهد که مردم در اردوگاه [[نخیله]] جمع شوند. [[حضرت علی]]{{ع}} [[ابومسعود انصاری]] را که از جمله هفتاد تن [[بیعتکنندگان]] در شب [[عقبه]] با [[پیامبر]] بود، [[جانشین]] خود در کوفه قرار داد و خود به نخیله حرکت کرد. [[عمار بن یاسر]] هم پیشاپیش حرکت کرد. حضرت علی{{ع}} در نخیله [[اردو]] زد و برای [[کارگزاران]] خود نامه نوشت که نزد او بیایند. | |||
عموم مردم با حضرت حرکت کردند؛ به جز [[یاران]] [[عبدالله بن مسعود]] و [[عبیده سلمانی]] و [[ربیع بن خثیم]] که همراه چهارصدتن از [[قاریان]] به حضور ایشان آمدند و گفتند: | |||
ای [[امیرمؤمنان]] با آنکه معترف به فضل شما هستیم، ولی درباره این جنگ گرفتار [[شک]] و تردیدیم. | |||
شما و [[مسلمانان]] از گروهی که با [[مشرکان]] جنگ کنند [[بینیاز]] نیستید. ما را برای نگهداری یکی از مرزها گسیل فرمایید تا آنجا جهاد کنیم. | |||
حضرت آنان را برای [[مرزبانی]] [[ری]] و [[قزوین]] فرستاد و ربیع بن خثیم را [[فرمانده]] آنان کرد و برای او پرچمی بست و این نخستین پرچمی بود که در کوفه بسته شد<ref>الاخبار الطوال، ص۲۰۵-۲۰۶.</ref>. | |||
حضرت قبل از حرکت به نخیله برای [[ابنعباس]] [[حاکم بصره]]، نامهای به این مضمون نوشته است: | |||
اما بعد، مسلمانان و مؤمنانی را که در منطقه تو هستند، نزدم گسیل دار. [[آزمون]] مرا از ایشان و گذشت مرا از آنان خاطرنشان کن و ادامه علاقهام را نسبت به آنها، بدیشان یادآور شو و آنان را به [[جهاد]] [[تشویق]] کن و از فضیلتی که در این کار است [[آگاه]] ساز. | |||
هنگامی که [[ابنعباس]] از محتوای [[نامه]] باخبر شد، [[بصریان]] را جمع کرد و برای آنان خطبهای خواند و آنان را از نامه [[امیرالمؤمنین]] آگاه کرد. | |||
ای [[مردم]]، برای عزیمت نزد [[امام]] خود آماده شوید و در راه، سازوبرگ سبک و سنگین خود را برگیرید و به [[جان]] و [[مال]] خویش به جهاد پردازید؛ زیرا شما با گروهی که [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]] شمرده و از [[حق]] سرتافتهاند، و با کسانی که [[قرآن]] نمیخوانند و [[حکم]] [[کتاب خدا]] را نمیشناسند، [[پیکار]] میکنید. همراه با [[امیرمؤمنان]]، و [[پسرعم]] [[پیامبر خدا]]{{صل}}، کسی که [[امر به معروف و نهی از منکر]] میکند و برای حق میجنگد و بر [[راه هدایت]] میرود و به حکم قرآن [[فرمان]] میدهد، و در [[حکومت]] خود [[رشوه]] نمیدهد و از [[تبهکاران]] [[تملّق]] نمیشنود و در [[راه خدا]] از [[سرزنش]] هیچ ملامتگری نمیهراسد. | |||
پس از سخنان او [[احنف بن قیس]] برخاست و گفت: | |||
«آری، به خدا [[سوگند]] که ما به تو پاسخ مثبت میدهیم و همراه تو، چه آسان و چه دشوار و چه گوارا باشد یا ناگوار، رهسپار میشویم و در این امر حساب خیر میکنیم و از [[خداوند]] [[امید]] پاداشی بزرگ داریم». | |||
سپس [[خالد بن معمر سدوسی]] به [[سخنرانی]] پرداخت و گفت: «هرگاه [[اراده]] کنی، ما آمادهایم و هر لحظه که ما را بخوانی، پاسخ ما مثبت خواهد بود و [[فرمانبردار]] هستیم». | |||
[[عمرو بن مرجوم عبدی]] نیز برخاست و گفت: | |||
خداوند امیرمؤمنان را موفق بدارد و کار [[مسلمانان]] را با او راست گرداند و بسامان رساند و حلالشمارانِ حرام و سرتافتگان از حق و آن کسانی را که قرآن نمیخوانند، [[لعنت]] کند. به خدا سوگند که ما بر ایشان [[خشم]] گرفتهایم و برای [[پیکار در راه خدا]] از [[شهر]] و [[دیار]] خود دور میشویم. هر [[زمان]] که تو بخواهی پیاده و سواره همراهت میشویم. | |||
[[ابنعباس]]، [[ابوالاسود دوئلی]] را به [[جانشینی]] خود بر [[بصره]] [[انتخاب]] کرد و با پنج [[فرمانده]] دیگر از بصره حرکت کرد تا نزد [[امیرالمؤمنین]] برسند؛ خالد بن معمّر سدوسی فرمانده [[قبیله]] [[بکر بن وائل]]، [[عمرو بن مرجوم عبدی]] فرمانده قبیله بنی [[عبدقیس]]، [[صبرة بن شیمان ازدی]] فرمانده قبیله [[بنیازد]]، [[احنف بن قیس]] سالار [[قبایل]] [[تمیم]] و ضبّه و [[رباب]] و نیز [[شریک بن اعور حارثی]] فرمانده [[مردم]] عالیه. پس همگی در [[نخیله]] نزد حضرت حضور یافتند. امیرالمؤمنین تا زمانی که ابنعباس [[مردم بصره]] را نزدش نیاورد، از نخیله حرکت نکرد. قبل از حرکت، [[امام علی]]{{ع}} هفت تن از [[کوفیان]] را به [[فرماندهی]] هفت [[لشکر]] گماشت: | |||
#[[سعد بن مسعود ثقفی]] را به فرماندهی قبایل [[بنی قیس]] و بنی عبدقیس؛ [[معقل بن قیس یربوعی]] را به فرماندهی قبایل تمیم، [[ضبه]]، رباب، [[قریش]]، [[بنیکنانه]] و [[بنیاسد]]؛ | |||
#[[مخنف بن سلیم]] را به سرداری قبایل بنیازد، [[بجیله]]، [[خثعم]]، [[انصار]] و [[خزاعه]]؛ | |||
#[[حجر بن عدی کندی]] را به فرماندهی قبایل کنده، حضرموت، [[قضاعه]] و [[مهره]]؛ | |||
#[[زیاد بن نضر]] را به فرماندهی قبایل [[بنیمذحج]] و [[اشعریان]]؛ | |||
#[[سعید بن قیس بن مره همدانی]] را به سرداری [[بنیهمدان]] و کسانی از [[حمیریان]] که با ایشان بودند؛ | |||
#[[عدی بن حاتم]] را به سرداری [[بنیطی]] که با بنیمذحج [[دعوت]] [[بسیج]] را پذیرفته بودند؛ | |||
ولی هر کدام پرچمی جداگانه داشتند. [[پرچمداری]] [[قبیله مذحج]] با زیاد بن نضر و پرچمداری [[قبیله طی]] با [[عدی بن حاتم طائی]] بود<ref>وقعة صفین، ص۱۶۳-۱۶۵.</ref>. | |||
در [[امامت]] و [[سیاست]] آمده است: پس از رسیدن [[نامه]] امیرالمؤمنین به بصره و [[سخنرانی]] ابنعباس و دیگران درباره اعزام [[سپاه]] برای [[یاری]] حضرت، تنها هزار و ۵۰۰ نفر در کنار احنف بن قیس تجمع کردند و آماده [[جهاد]] شدند. در این حال ابنعباس برای [[بصریان]] [[خطبه]] خواند و ضمن [[تحریض]] آنان برای [[جنگ]] و جهاد گفت: بصریان بدون حساب [[زنان]] و [[کودکان]] و غلامانشان ۶۰۰ هزار نفر هستند؛ درحالیکه فقط یک هزار و ۵۰۰ نفر با [[احنف بن قیس]] حرکت کردند؛ اکنون به [[جاریة بن قدامه]] بپیوندید و از این [[سفر]] [[جنگی]] کنار نکشید و خود را در معرض [[مؤاخذه]] قرار ندهید؛ پس اگر کسی مؤاخذه شد جز خودش را ملامت نکند. بدین ترتیب یک هزار و ۷۰۰ تن نیز به [[جاریه]] پیوستند و با او به سمت [[نخیله]] حرکت کردند. پس از [[بصره]] فقط ۳ هزار و ۲۰۰ تن در [[صفین]] حضور داشتند<ref>امامت و سیاست، ص۱۷۳.</ref>. | |||
[[آرایش]] [[سپاه]] حضرت در [[جنگ]] اینگونه بود که [[عمار بن یاسر]] را [[فرمانده]] کل سواران قرار داد. [[فرماندهی]] کل پیادگان را به [[عبدالله بن بدیل بن ورقای خزاعی]] سپرد. [[هاشم بن عتبةبن ابیوقاص زهری]] را به [[پرچمداری]] کل سپاه برگزید. سپهسالاری جناح راست [[سوارهنظام]] سپاه را به [[اشعث بن قیس]] و سپهسالاری [[جناح چپ]] سوارهنظام سپاه را به [[عبدالله بن عباس]] داد. [[سلیمان بن صرد خزاعی]] را به سپهسالاری جناح راست [[پیادهنظام]] سپاه و [[حارث بن مره عبدی]] را به سپهسالاری جناح چپ پیاده [[نظام]] گماشت. [[مضریان]] [[کوفه]] و بصره را در میانه و [[قلب]] سپاه جای داد. یمانیان را در جناح راست و [[بنیربیعه]] را در جناح چپ سپاه قرار داد. | |||
[[سرداران]] و [[فرماندهان]] [[بصری]] که پرچمهای [[قبایل]] به نام آنها بسته شد، به این قرار هستند: | |||
#[[حضین بن منذر]]: سردار بکریان بصره؛ | |||
#[[احنف بن قیس]]: سردار [[تمیمیان]] بصره؛ | |||
#[[جاریة بن قدامه سعدی]]: سرداری [[بنیسعد]] و [[بنیرباب]] بصره؛ | |||
#[[اعین بن ضبیعه]]: سرداری [[بنیعمرو]] و بنیحنظله بصره؛ | |||
#[[خالد بن معمر سدوسی]]: سرداری [[ذهل]] بصره؛ | |||
#[[حریث بن جابر حنفی]]: سرداری لهازم بصره؛ | |||
#[[عمرو بن حنظله]]: سرداری [[بنیعبد]] قیس بصره؛ | |||
#[[حارث بن نوفل هاشمی]]: سرداری [[قریش]] بصره؛ | |||
#[[قبیصة بن شدّاد هلالی]]: سرداری [[بنیقیس]] بصره<ref>وقعة صفین، ص۱۸۱-۱۸۲.</ref>. | |||
در ابتدا، [[پرچمداری]] [[کوفیان]] و [[بصریان]] [[ربیعه]] با [[خالد بن معمر]] و [[سعید بن ثور سدوسی]] بود. بزرگان دو گروه موافقت کردند تا [[پرچم]] [[طایفه]] [[بکر بن وائل]] را که از [[مردم بصره]] بودند، به [[حصین بن منذر]] بسپارند؛ ولی چون بر سر پرچمداری رقابتی [[سختی]] به وجود آمد، حضرت [[پرچم]] تمام [[قبیله ربیعه]] را به خالد بن معمّر از [[مردم بصره]] سپرد<ref>وقعة صفین، ص۳۹۴.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۵۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == |