بحث:تحریف در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'واحدی' به 'واحدی'
جز (جایگزینی متن - 'رازی' به 'رازی')
جز (جایگزینی متن - 'واحدی' به 'واحدی')
 
خط ۲۶: خط ۲۶:
#بر اساس [[آیات]] ۴۱ ـ ۴۲ [[سوره]] [[مائده]]، برای گروهی از [[یهودیان]] معاصر [[پیامبر]]{{صل}} حادثه‌ای رخ می‌دهد. [[عالمان]] [[یهود]] به سبب پاره‌ای ملاحظات، برخلاف آموزه‌های صریح [[تورات]] درباره آن [[حکم]] کرده، سپس افرادی را نزد [[پیامبر ‌اکرم]] می‌فرستند تا در این باره [[داوری]] کند. به این افراد توصیه می‌شود در صورتی که [[پیامبر]]{{صل}} [[حکم]] خلاف آنان را [[تأیید]] نکرد، آن را نپذیرند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَاؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref> ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش می‌سپارند جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامده‌اند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش می‌کنند؛ (به همدیگر) می‌گویند اگر به شما این (حکمی که ما می‌خواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچ‌گاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دل‌هایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند.گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام  خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمی‌توانند رساند  و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست می‌دارد؛ سوره مائده، آیه: ۴۱- ۴۲.</ref> بر اساس [[تفسیر]] [[ابن عباس]]، [[سدّی]] و [[ابن زید]] {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ}} نخست به معنای "گوش دهندگان" و دومی به معنای "پذیرندگان" و {{متن قرآن|يُحَرِّفُونَ}} صفت [[قوم]] است؛ یعنی گروهی که نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند، به سخنان [[دروغ]] "[[احکام]] [[تحریف]] شده [[تورات]]" گوش داده و گفته‌های تحریف‌گرانِ "[[قوم]]" آموزه‌های [[تورات]] را بی‌چون‌ و‌ چرا پذیرفته، [[پیروی]] می‌کردند<ref>ر. ک: مجمع‌البیان، ج۳، ص‌۳۰۱؛ تفسیر ابی السعود، ج‌۳، ص‌۳۶ ـ ۳۸؛ زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۳۵۷ ـ ۳۵۸.</ref>. این  [[تفسیر]] را بیشتر [[مفسران]]، مانند [[طبری]]<ref>جامع البیان، ج‌۶، ص‌۳۱۹.</ref>، [[شیخ طوسی]]<ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۵۲۲.</ref>، [[زمخشری]]<ref>الکشاف، ج‌۱، ص‌۶۳۳.</ref>، [[قرطبی]]<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۱۱۸.</ref> و [[صاحب]] [[المیزان]]<ref>المیزان، ج‌۵، ص‌۳۳۹ ـ ۳۴۰.</ref>، پذیرفته‌اند. بر اساس [[شأن نزول]] مشهور و سیاق [[آیات]]، [[عالمان]] [[یهود]] [[خیبر]] در ازای گرفتن [[رشوه]]، [[حکم]] [[تورات]] را به سود برخی افراد [[تحریف]] کردند. گفته‌اند: [[زن]] و مردی از اشراف مرتکب زنای محصنه شدند؛ لکن برخلاف [[حکم]] [[تورات]] مبنی بر سنگسار شدن، به تازیانه و تشهیر "سوار کردن [[مجرم]] بر الاغ و نمایش دادن وی در معابر عمومی" محکوم شدند؛ گویا در پی [[اعتراض]] به این [[تبعیض]]، [[عالمان]] مزبور گروهی را برای [[داوری]] خواستن از [[پیامبر]]{{صل}} نزد وی می‌فرستند. به دنبال [[حکم]] [[پیامبر]]{{صل}} به رجم با استناد به وجود آن در [[تورات]] و عدم پذیرش آن از سوی فرستادگان [[احبار]]، پیشنهاد [[پیامبر]]{{صل}} مبنی بر [[داوری]] [[داناترین]] فرد زمان به مضامین [[تورات]]، یعنی "[[ابن صوریا]]"، را می‌پذیرند و او وجود [[حکم]] رجم در [[تورات]] را [[تأیید]] می‌کند<ref>جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۳۱۹ـ۳۲۱؛ التبیان، ج‌۳، ص‌۵۲۲ ـ ۵۲۳؛ الکشاف، ج‌۱، ص‌۶۳۳.</ref>. [[تأیید]] [[ابن صوریا]] و تصریح [[قرآن]] به وجود [[حکم]] مورد [[اختلاف]] در [[تورات]]، می‌نماید که [[تحریف]] یاد شده در [[آیه]] از نوع دست بردن در متن [[تورات]] نبوده است<ref>روح المعانی، ج‌۶، ص‌۲۰۲؛ فتح القدیر، ج‌۲، ص‌۴۳؛ تفسیر‌بیضاوی، ج‌۲، ص‌۳۲۵.</ref>، بلکه آنان با [[کتمان]] حد رجم که در [[تورات]] کنونی نیز هست<ref>کتاب مقدس، تثنیه، ۲۲ : ۲۰ ـ ۲۴.</ref>، [[حکم]] تازیانه و تشهیر را حکمی [[الهی]] معرفی کرده‌اند<ref>ر. ک: تفسیر المنار، ج‌۶، ص‌۳۰۳.</ref>. بی‌سوادی اغلب [[اهل کتاب]] و عدم آشنایی آنان با [[تورات]] زمینه این کار را فراهم می‌ساخت. در تفسیری دیگر از [[آیه]]، مفسرانی چون [[شیخ طبرسی]]<ref>مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۰۳.</ref>، [[نحاس]]<ref>معانی القرآن، نحاس، ج‌۲، ص‌۳۰۷.</ref>، [[فخر رازی]]<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۲۳۲.</ref> و [[ابی‌ السعود]]<ref>تفسیر ابی السعود، ج‌۳، ص‌۳۷.</ref>، "لام" در {{متن قرآن|لِلْكَذِبِ}} را به معنای تعلیل، {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ}} و دوم را به معنای جاسوسان گرفته‌اند؛ یعنی یهودیانی که نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند جاسوسان آن گروه از یهودیانی بودند که نزد [[پیامبر]] نیامده بودند. اینان شنیده‌های خود را به آنها و دیگر [[دشمنان]] گزارش می‌کردند. تا با [[تحریف]] و کم و زیاد کردن آن، به [[پیامبر خدا]] [[دروغ]] و افترا ببندند. [[زمخشری]] این [[تفسیر]] را برنمی‌تابد<ref>الکشاف، ج‌۱، ص‌۶۳۳.</ref><ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>.
#بر اساس [[آیات]] ۴۱ ـ ۴۲ [[سوره]] [[مائده]]، برای گروهی از [[یهودیان]] معاصر [[پیامبر]]{{صل}} حادثه‌ای رخ می‌دهد. [[عالمان]] [[یهود]] به سبب پاره‌ای ملاحظات، برخلاف آموزه‌های صریح [[تورات]] درباره آن [[حکم]] کرده، سپس افرادی را نزد [[پیامبر ‌اکرم]] می‌فرستند تا در این باره [[داوری]] کند. به این افراد توصیه می‌شود در صورتی که [[پیامبر]]{{صل}} [[حکم]] خلاف آنان را [[تأیید]] نکرد، آن را نپذیرند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَاؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref> ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش می‌سپارند جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامده‌اند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش می‌کنند؛ (به همدیگر) می‌گویند اگر به شما این (حکمی که ما می‌خواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچ‌گاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دل‌هایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند.گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام  خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمی‌توانند رساند  و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست می‌دارد؛ سوره مائده، آیه: ۴۱- ۴۲.</ref> بر اساس [[تفسیر]] [[ابن عباس]]، [[سدّی]] و [[ابن زید]] {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ}} نخست به معنای "گوش دهندگان" و دومی به معنای "پذیرندگان" و {{متن قرآن|يُحَرِّفُونَ}} صفت [[قوم]] است؛ یعنی گروهی که نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند، به سخنان [[دروغ]] "[[احکام]] [[تحریف]] شده [[تورات]]" گوش داده و گفته‌های تحریف‌گرانِ "[[قوم]]" آموزه‌های [[تورات]] را بی‌چون‌ و‌ چرا پذیرفته، [[پیروی]] می‌کردند<ref>ر. ک: مجمع‌البیان، ج۳، ص‌۳۰۱؛ تفسیر ابی السعود، ج‌۳، ص‌۳۶ ـ ۳۸؛ زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۳۵۷ ـ ۳۵۸.</ref>. این  [[تفسیر]] را بیشتر [[مفسران]]، مانند [[طبری]]<ref>جامع البیان، ج‌۶، ص‌۳۱۹.</ref>، [[شیخ طوسی]]<ref>التبیان، ج‌۳، ص‌۵۲۲.</ref>، [[زمخشری]]<ref>الکشاف، ج‌۱، ص‌۶۳۳.</ref>، [[قرطبی]]<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۱۱۸.</ref> و [[صاحب]] [[المیزان]]<ref>المیزان، ج‌۵، ص‌۳۳۹ ـ ۳۴۰.</ref>، پذیرفته‌اند. بر اساس [[شأن نزول]] مشهور و سیاق [[آیات]]، [[عالمان]] [[یهود]] [[خیبر]] در ازای گرفتن [[رشوه]]، [[حکم]] [[تورات]] را به سود برخی افراد [[تحریف]] کردند. گفته‌اند: [[زن]] و مردی از اشراف مرتکب زنای محصنه شدند؛ لکن برخلاف [[حکم]] [[تورات]] مبنی بر سنگسار شدن، به تازیانه و تشهیر "سوار کردن [[مجرم]] بر الاغ و نمایش دادن وی در معابر عمومی" محکوم شدند؛ گویا در پی [[اعتراض]] به این [[تبعیض]]، [[عالمان]] مزبور گروهی را برای [[داوری]] خواستن از [[پیامبر]]{{صل}} نزد وی می‌فرستند. به دنبال [[حکم]] [[پیامبر]]{{صل}} به رجم با استناد به وجود آن در [[تورات]] و عدم پذیرش آن از سوی فرستادگان [[احبار]]، پیشنهاد [[پیامبر]]{{صل}} مبنی بر [[داوری]] [[داناترین]] فرد زمان به مضامین [[تورات]]، یعنی "[[ابن صوریا]]"، را می‌پذیرند و او وجود [[حکم]] رجم در [[تورات]] را [[تأیید]] می‌کند<ref>جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۳۱۹ـ۳۲۱؛ التبیان، ج‌۳، ص‌۵۲۲ ـ ۵۲۳؛ الکشاف، ج‌۱، ص‌۶۳۳.</ref>. [[تأیید]] [[ابن صوریا]] و تصریح [[قرآن]] به وجود [[حکم]] مورد [[اختلاف]] در [[تورات]]، می‌نماید که [[تحریف]] یاد شده در [[آیه]] از نوع دست بردن در متن [[تورات]] نبوده است<ref>روح المعانی، ج‌۶، ص‌۲۰۲؛ فتح القدیر، ج‌۲، ص‌۴۳؛ تفسیر‌بیضاوی، ج‌۲، ص‌۳۲۵.</ref>، بلکه آنان با [[کتمان]] حد رجم که در [[تورات]] کنونی نیز هست<ref>کتاب مقدس، تثنیه، ۲۲ : ۲۰ ـ ۲۴.</ref>، [[حکم]] تازیانه و تشهیر را حکمی [[الهی]] معرفی کرده‌اند<ref>ر. ک: تفسیر المنار، ج‌۶، ص‌۳۰۳.</ref>. بی‌سوادی اغلب [[اهل کتاب]] و عدم آشنایی آنان با [[تورات]] زمینه این کار را فراهم می‌ساخت. در تفسیری دیگر از [[آیه]]، مفسرانی چون [[شیخ طبرسی]]<ref>مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۰۳.</ref>، [[نحاس]]<ref>معانی القرآن، نحاس، ج‌۲، ص‌۳۰۷.</ref>، [[فخر رازی]]<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۲۳۲.</ref> و [[ابی‌ السعود]]<ref>تفسیر ابی السعود، ج‌۳، ص‌۳۷.</ref>، "لام" در {{متن قرآن|لِلْكَذِبِ}} را به معنای تعلیل، {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ}} و دوم را به معنای جاسوسان گرفته‌اند؛ یعنی یهودیانی که نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند جاسوسان آن گروه از یهودیانی بودند که نزد [[پیامبر]] نیامده بودند. اینان شنیده‌های خود را به آنها و دیگر [[دشمنان]] گزارش می‌کردند. تا با [[تحریف]] و کم و زیاد کردن آن، به [[پیامبر خدا]] [[دروغ]] و افترا ببندند. [[زمخشری]] این [[تفسیر]] را برنمی‌تابد<ref>الکشاف، ج‌۱، ص‌۶۳۳.</ref><ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>.
#گروهی از [[یهودیان]]، هنگام سخن گفتن با [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}} افزون بر سخنان غیر مؤدبانه، با کاربرد برخی عبارات و واژگان، معنا و مفهوم توهین‌آمیزی از آن قصد می‌کرده‌اند: {{متن قرآن|مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً}}<ref> برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابه‌جا می‌کنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین می‌گویند: «شنفتیم و نپذیرفتیم» و (یا): «بشنو و باور مکن» و (یا) «راعنا» و اگر می‌گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم» و «بشنو و ما را بنگر» برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد ای اهل کتاب! به آنچه فرستاده‌ایم که کتاب آسمانی نزد شما را راست می‌شمارد ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهره‌هایی را ناپدید سازیم و آنان را واپس گردانیم یا آنان را لعنت کنیم چنان که «اصحاب سبت» را لعنت کردیم و فرمان خداوند، انجام یافتنی است؛ سوره نساء، آیه:۴۶ - ۴۷.</ref>. برخی از [[مفسران]]، مراد از {{متن قرآن|كَلِمَ}} را [[تورات]]، و [[تحریف]] را به  معنای عام آن دانسته‌اند. در این دیدگاه، حذف و اضافه و تغییر برخی آموزه‌های [[تورات]] یا ارائه تفسیری نادرست از آن، همچنین [[تفسیر]] نادرست سخنان [[حضرت موسی]]{{ع}} درباره [[بعثت]] [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}}، از مصادیق [[تحریف]] یاد شده است؛ اما ظاهر و سیاق [[آیات]] نشان می‌دهد که مراد از {{عربی|يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ}}، [[تحریف]] در کاربرد و معانی برخی جمله‌ها و واژگان، هنگام سخن گفتن با [[پیامبر]]{{صل}} است<ref>المیزان، ج‌۴، ص‌۳۶۴ ـ ۳۶۵.</ref>، بر این اساس، جمله‌های پس از {{عربی|يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ}}، عطف تفسیری و بیان مصداق است<ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>
#گروهی از [[یهودیان]]، هنگام سخن گفتن با [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}} افزون بر سخنان غیر مؤدبانه، با کاربرد برخی عبارات و واژگان، معنا و مفهوم توهین‌آمیزی از آن قصد می‌کرده‌اند: {{متن قرآن|مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً}}<ref> برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابه‌جا می‌کنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین می‌گویند: «شنفتیم و نپذیرفتیم» و (یا): «بشنو و باور مکن» و (یا) «راعنا» و اگر می‌گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم» و «بشنو و ما را بنگر» برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد ای اهل کتاب! به آنچه فرستاده‌ایم که کتاب آسمانی نزد شما را راست می‌شمارد ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهره‌هایی را ناپدید سازیم و آنان را واپس گردانیم یا آنان را لعنت کنیم چنان که «اصحاب سبت» را لعنت کردیم و فرمان خداوند، انجام یافتنی است؛ سوره نساء، آیه:۴۶ - ۴۷.</ref>. برخی از [[مفسران]]، مراد از {{متن قرآن|كَلِمَ}} را [[تورات]]، و [[تحریف]] را به  معنای عام آن دانسته‌اند. در این دیدگاه، حذف و اضافه و تغییر برخی آموزه‌های [[تورات]] یا ارائه تفسیری نادرست از آن، همچنین [[تفسیر]] نادرست سخنان [[حضرت موسی]]{{ع}} درباره [[بعثت]] [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}}، از مصادیق [[تحریف]] یاد شده است؛ اما ظاهر و سیاق [[آیات]] نشان می‌دهد که مراد از {{عربی|يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ}}، [[تحریف]] در کاربرد و معانی برخی جمله‌ها و واژگان، هنگام سخن گفتن با [[پیامبر]]{{صل}} است<ref>المیزان، ج‌۴، ص‌۳۶۴ ـ ۳۶۵.</ref>، بر این اساس، جمله‌های پس از {{عربی|يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ}}، عطف تفسیری و بیان مصداق است<ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>
#[[آیات]] ۷۸ ـ ۷۹ [[سوره]] بقره، [[یهودیان]] عصر [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}} را در ارتباط با کتاب [[دینی]] خویش به دو گروه باسواد و بی‌سواد قسمت می‌کنند: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاَ يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلاَّ أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ }}<ref> و برخی از آنان بی‌سوادانی هستند که از کتاب آسمانی (تورات) جز خیال‌های خام چیزی نمی‌دانند و جز به پندار نمی‌گرایند.بنابراین، وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دست‌های خود می‌نویسند آنگاه می‌گویند که این از سوی خداوند است تا با آن بهایی کم به دست آورند؛ و وای بر آنان از آنچه دست‌هایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند؛ سوره بقره، آیه: ۷۸- ۷۹.</ref>. بر اساس این [[آیات]]، امّیها به سبب [[ناتوانی]] در [[خواندن و نوشتن]]، از آموزه‌های [[تورات]] [[آگاهی]] درستی نداشته‌اند. دانستنیهایی را که آموزه‌های [[تورات]] می‌دانستند،  [[آرزوها]]، پندارهای [[باطل]] و باورهای [[تحریف]] شده‌ای بود که از [[عالمان]] خویش فراگرفته بودند<ref>جامع‌البیان، ج۱، ص۵۲۸ ـ ۵۳۲؛ التبیان، ج‌۱، ص‌۳۱۸؛ الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۵۷.</ref>. گروه دوم، [[عالمان]] و [[احبار]] [[یهود]] و آشنا به [[خواندن و نوشتن]] و [[آگاه]] از [[تورات]] بوده‌اند. این‌دسته با توجه به بی‌سوادی گروه نخست و [[ناآگاهی]] آنان از [[تورات]]، مطالبی را از پیش خود نوشته و آن را به نام سخنان [[خدا]] به [[مردم]] معرفی می‌کرده‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج۳، ص۱۳۸ـ۱۳۹؛ المیزان، ج۱، ص۲۱۵.</ref>. از "فای" تفریع {{متن قرآن|فَوَيْلٌ}} برمی‌آید که پندارهای نادرست گروه نخست که آنها را [[تعالیم]]  [[تورات]] می‌پنداشتند، برگرفته از نوشته‌های نادرست [[احبار]] بوده است. این کار [[احبار]] نسبت [[دروغ]] به [[خداوند]] بود و [[گمراه]] شدن [[مردم]] را در پی داشت، بدین سبب به شدت [[نکوهش]]<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳، ص‌۱۴۰.</ref> و به آن [[وعده]] [[عذاب]] داده شده است: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ }}<ref> و وای بر آنان از آنچه دست‌هایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند؛ سوره بقره، آیه: ۷۹.</ref>. مصداق "کتاب نوشته شده" و "نویسندگان آن" مورد [[اختلاف]] است. اغلب [[مفسران]] نخست، همانند [[ابن‌ عباس]]، [[قُتاده]]، [[ابوالعالیه]]، [[ابن زید]]<ref>جامع‌البیان، ج۱، ص۵۳۵ـ۵۳۶؛ زادالمسیر، ج۱،ص۱۰۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۱، ص‌۱۲۲.</ref>، [[عکرمه]]، [[کلبی]] و [[سفیان ثوری]]<ref>تفسیر ابن زمنین، ج‌۱، ص‌۱۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۱، ص‌۱۲۲؛ الدرالمنثور، ج‌۱، ص‌۱۵۹ ـ ۱۶۰.</ref>، مراد از آن را [[تورات]] و نویسندگان را [[احبار]] و [[عالمان]] [[یهود]] در عصر [[پیامبر]]{{صل}} دانسته‌اند. بیشتر [[مفسران]] متأخر و معاصر، مانند [[طبری]]، [[شیخ طوسی]]، [[زمخشری]]<ref>جامع البیان، ج‌۱، ص‌۵۲۹؛ التبیان، ج‌۱، ص‌۳۱۸؛ الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۵۷.</ref>، [[ابن جوزی]]، [[واحدی]] و [[علامه طباطبایی]]<ref>زادالمسیر، ج‌۱، ص‌۱۰۶؛ اسباب النزول، ص‌۱۵ ـ ۱۶؛ المیزان، ج‌۱، ص‌۲۱۵.</ref> نیز  با اشاره به الف و لام تعریف در {{متن قرآن|الْكِتَابَ}}، این دیدگاه را پذیرفته‌اند. بنابراین نظر، [[احبار]] [[یهود]] با [[هدف]] تردید افکنی در [[دل]] توده‌های [[مردم]] عامی و جلوگیری از [[گرایش]] آنان به [[اسلام]]، ویژگیهای یاد شده برای [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}} در [[تورات]]  را تغییر داده، آن‌گاه ویژگیهای [[پیامبر]]{{صل}} را با اوصاف آمده در [[تورات]] ناسازگار خواندند. در شمار انگیزه‌های این [[تحریف]]، [[رشوه]] گرفتن و حفظ [[ریاست]] و [[زعامت]] خویش و [[منافع]] آن، آمده است<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۲؛ اسباب النزول، ص‌۱۵ ـ ۱۶؛ نمونه، ج‌۱، ص‌۳۱۷ ـ ۳۱۸.</ref>. ویژگیهای یاد شده برای [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}} در [[تورات]] و نیز اوصافی که [[احبار]] [[یهود]] جایگزین آن کردند، از سوی [[مفسران]]، متفاوت گزارش شده است<ref>تفسیر منسوب به [[امام عسکری]]{{ع}}، ص‌۳۰۲ ـ ۳۰۳؛ التبیان، ج‌۱، ص‌۳۲۲؛ تفسیر سمعانی، ج‌۱، ص‌۱۰۰.</ref>. این [[شأن نزول]] در برخی [[احادیث]] نیز [[تأیید]] شده<ref>ر. ک: جامع البیان، ج‌۱، ص‌۵۳۶؛ مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۲؛ اسباب النزول، ص‌۱۵ ـ ۱۶.</ref> و با ظاهر و سیاق [[آیات]] سازگار است. [[طبرسی]]، [[سمعانی]]، [[ابوحیان]] و برخی دیگر از [[مفسران]]، ضمن گزارش [[شأن نزول]] مشهور، آن را به دیده تردید نگریسته‌اند<ref>مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۰ ـ ۲۹۲؛ تفسیر سمعانی، ج‌۱، ص‌۱۰۰؛ البحر المحیط، ج‌۱، ص‌۴۴۶.</ref>. [[آلوسی]] با پذیرش اصل [[شأن نزول]]، درباره مصداق کتاب نظر دیگری دارد. به [[اعتقاد]] وی [[احبار]] با پنهان ساختن نسخه‌های اصلی [[تورات]]، مطالبی را که به دلخواه خویش نوشته بودند، به نام [[تورات]] در میان توده‌های [[یهود]] و [[عرب]] رایج ساختند؛ همچنین گفته است: شاید مراد از "کتاب"، تفسیرها و تأویلهای نادرستی از [[تورات]] باشد که [[احبار]] نوشته و رایج کردند<ref>روح‌المعانی، ج‌۱، ص‌۴۷۶ ـ ۴۷۸.</ref>. دو [[تفسیر]] نادر نیز در این باره وجود دارد: الف.‌ [[سدّی]]، کتاب نوشته شده را اشاره به [[تورات]] ندانسته و [[معتقد]] است که شماری از [[یهود]] مطالبی را از پیش خود ساخته و پرداخته و به نام [[کتاب آسمانی]] به گروهی از عربهای [[امی]] و فاقد [[کتاب آسمانی]] فروختند<ref>جامع‌البیان، ج۱، ص‌۵۳۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۱، ص‌۱۲۲.</ref> ب. [[ابو مالک]] [[آیه]] را در [[شأن]] [[عبدالله بن سعد بن سرح]] نازل دانسته است. گفته‌اند: وی از کاتبان [[وحی]] بود و چون می‌خواسته [[آیات قرآن]] را برخلاف املای [[پیامبر]]{{صل}} بنویسد، [[مرتد]] گردید<ref>البحرالمحیط، ج۱، ص۴۴۶؛ مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۲.</ref>. ظاهر و سیاق [[آیات]] با این دو دیدگاه سازگار نیست<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۲.</ref><ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>
#[[آیات]] ۷۸ ـ ۷۹ [[سوره]] بقره، [[یهودیان]] عصر [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}} را در ارتباط با کتاب [[دینی]] خویش به دو گروه باسواد و بی‌سواد قسمت می‌کنند: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاَ يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلاَّ أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ }}<ref> و برخی از آنان بی‌سوادانی هستند که از کتاب آسمانی (تورات) جز خیال‌های خام چیزی نمی‌دانند و جز به پندار نمی‌گرایند.بنابراین، وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دست‌های خود می‌نویسند آنگاه می‌گویند که این از سوی خداوند است تا با آن بهایی کم به دست آورند؛ و وای بر آنان از آنچه دست‌هایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند؛ سوره بقره، آیه: ۷۸- ۷۹.</ref>. بر اساس این [[آیات]]، امّیها به سبب [[ناتوانی]] در [[خواندن و نوشتن]]، از آموزه‌های [[تورات]] [[آگاهی]] درستی نداشته‌اند. دانستنیهایی را که آموزه‌های [[تورات]] می‌دانستند،  [[آرزوها]]، پندارهای [[باطل]] و باورهای [[تحریف]] شده‌ای بود که از [[عالمان]] خویش فراگرفته بودند<ref>جامع‌البیان، ج۱، ص۵۲۸ ـ ۵۳۲؛ التبیان، ج‌۱، ص‌۳۱۸؛ الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۵۷.</ref>. گروه دوم، [[عالمان]] و [[احبار]] [[یهود]] و آشنا به [[خواندن و نوشتن]] و [[آگاه]] از [[تورات]] بوده‌اند. این‌دسته با توجه به بی‌سوادی گروه نخست و [[ناآگاهی]] آنان از [[تورات]]، مطالبی را از پیش خود نوشته و آن را به نام سخنان [[خدا]] به [[مردم]] معرفی می‌کرده‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج۳، ص۱۳۸ـ۱۳۹؛ المیزان، ج۱، ص۲۱۵.</ref>. از "فای" تفریع {{متن قرآن|فَوَيْلٌ}} برمی‌آید که پندارهای نادرست گروه نخست که آنها را [[تعالیم]]  [[تورات]] می‌پنداشتند، برگرفته از نوشته‌های نادرست [[احبار]] بوده است. این کار [[احبار]] نسبت [[دروغ]] به [[خداوند]] بود و [[گمراه]] شدن [[مردم]] را در پی داشت، بدین سبب به شدت [[نکوهش]]<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳، ص‌۱۴۰.</ref> و به آن [[وعده]] [[عذاب]] داده شده است: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ }}<ref> و وای بر آنان از آنچه دست‌هایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند؛ سوره بقره، آیه: ۷۹.</ref>. مصداق "کتاب نوشته شده" و "نویسندگان آن" مورد [[اختلاف]] است. اغلب [[مفسران]] نخست، همانند [[ابن‌ عباس]]، [[قُتاده]]، [[ابوالعالیه]]، [[ابن زید]]<ref>جامع‌البیان، ج۱، ص۵۳۵ـ۵۳۶؛ زادالمسیر، ج۱،ص۱۰۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۱، ص‌۱۲۲.</ref>، [[عکرمه]]، [[کلبی]] و [[سفیان ثوری]]<ref>تفسیر ابن زمنین، ج‌۱، ص‌۱۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۱، ص‌۱۲۲؛ الدرالمنثور، ج‌۱، ص‌۱۵۹ ـ ۱۶۰.</ref>، مراد از آن را [[تورات]] و نویسندگان را [[احبار]] و [[عالمان]] [[یهود]] در عصر [[پیامبر]]{{صل}} دانسته‌اند. بیشتر [[مفسران]] متأخر و معاصر، مانند [[طبری]]، [[شیخ طوسی]]، [[زمخشری]]<ref>جامع البیان، ج‌۱، ص‌۵۲۹؛ التبیان، ج‌۱، ص‌۳۱۸؛ الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۵۷.</ref>، [[ابن جوزی]]، واحدی و [[علامه طباطبایی]]<ref>زادالمسیر، ج‌۱، ص‌۱۰۶؛ اسباب النزول، ص‌۱۵ ـ ۱۶؛ المیزان، ج‌۱، ص‌۲۱۵.</ref> نیز  با اشاره به الف و لام تعریف در {{متن قرآن|الْكِتَابَ}}، این دیدگاه را پذیرفته‌اند. بنابراین نظر، [[احبار]] [[یهود]] با [[هدف]] تردید افکنی در [[دل]] توده‌های [[مردم]] عامی و جلوگیری از [[گرایش]] آنان به [[اسلام]]، ویژگیهای یاد شده برای [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}} در [[تورات]]  را تغییر داده، آن‌گاه ویژگیهای [[پیامبر]]{{صل}} را با اوصاف آمده در [[تورات]] ناسازگار خواندند. در شمار انگیزه‌های این [[تحریف]]، [[رشوه]] گرفتن و حفظ [[ریاست]] و [[زعامت]] خویش و [[منافع]] آن، آمده است<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۲؛ اسباب النزول، ص‌۱۵ ـ ۱۶؛ نمونه، ج‌۱، ص‌۳۱۷ ـ ۳۱۸.</ref>. ویژگیهای یاد شده برای [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}} در [[تورات]] و نیز اوصافی که [[احبار]] [[یهود]] جایگزین آن کردند، از سوی [[مفسران]]، متفاوت گزارش شده است<ref>تفسیر منسوب به [[امام عسکری]]{{ع}}، ص‌۳۰۲ ـ ۳۰۳؛ التبیان، ج‌۱، ص‌۳۲۲؛ تفسیر سمعانی، ج‌۱، ص‌۱۰۰.</ref>. این [[شأن نزول]] در برخی [[احادیث]] نیز [[تأیید]] شده<ref>ر. ک: جامع البیان، ج‌۱، ص‌۵۳۶؛ مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۲؛ اسباب النزول، ص‌۱۵ ـ ۱۶.</ref> و با ظاهر و سیاق [[آیات]] سازگار است. [[طبرسی]]، [[سمعانی]]، [[ابوحیان]] و برخی دیگر از [[مفسران]]، ضمن گزارش [[شأن نزول]] مشهور، آن را به دیده تردید نگریسته‌اند<ref>مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۰ ـ ۲۹۲؛ تفسیر سمعانی، ج‌۱، ص‌۱۰۰؛ البحر المحیط، ج‌۱، ص‌۴۴۶.</ref>. [[آلوسی]] با پذیرش اصل [[شأن نزول]]، درباره مصداق کتاب نظر دیگری دارد. به [[اعتقاد]] وی [[احبار]] با پنهان ساختن نسخه‌های اصلی [[تورات]]، مطالبی را که به دلخواه خویش نوشته بودند، به نام [[تورات]] در میان توده‌های [[یهود]] و [[عرب]] رایج ساختند؛ همچنین گفته است: شاید مراد از "کتاب"، تفسیرها و تأویلهای نادرستی از [[تورات]] باشد که [[احبار]] نوشته و رایج کردند<ref>روح‌المعانی، ج‌۱، ص‌۴۷۶ ـ ۴۷۸.</ref>. دو [[تفسیر]] نادر نیز در این باره وجود دارد: الف.‌ [[سدّی]]، کتاب نوشته شده را اشاره به [[تورات]] ندانسته و [[معتقد]] است که شماری از [[یهود]] مطالبی را از پیش خود ساخته و پرداخته و به نام [[کتاب آسمانی]] به گروهی از عربهای [[امی]] و فاقد [[کتاب آسمانی]] فروختند<ref>جامع‌البیان، ج۱، ص‌۵۳۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۱، ص‌۱۲۲.</ref> ب. [[ابو مالک]] [[آیه]] را در [[شأن]] [[عبدالله بن سعد بن سرح]] نازل دانسته است. گفته‌اند: وی از کاتبان [[وحی]] بود و چون می‌خواسته [[آیات قرآن]] را برخلاف املای [[پیامبر]]{{صل}} بنویسد، [[مرتد]] گردید<ref>البحرالمحیط، ج۱، ص۴۴۶؛ مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۲.</ref>. ظاهر و سیاق [[آیات]] با این دو دیدگاه سازگار نیست<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۲.</ref><ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>
#بر اساس ظاهر [[آیه]] ۷۸ [[سوره]] [[آل عمران]] شماری از [[عالمان]] [[یهود]]، نوشته‌های غیر وحیانی را با لحن و آهنگ ویژه [[تورات]] [[تلاوت]] می‌کرده‌اند تا [[مسلمانان]] [[گمان]] کنند که جزئی از آن است. آنان برای تأکید بیشتر،‌ نوشته‌های مزبور را [[وحی الهی]] می‌خواندند. آیه‌ یاد شده، جزئی از [[تورات]] و سخن [[خدا]] بودن آن نوشته‌ها را نفی و تأکید می‌کند که آنها خود نیز وحیانی نبودن آن نوشته‌ها را می‌دانند؛ ولی با این حال به [[خداوند]] نسبت [[دروغ]] می‌دهند: {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref> و برخی از آنان گروهی هستند که به تحریف کتاب (آسمانی) زبان می‌گردانند تا آن را از کتاب بپندارید در حالی که از کتاب نیست و می‌گویند که از سوی خداوند است و از سوی خداوند نیست؛ آنان دانسته بر خداوند دروغ می‌بندند؛ سوره آل عمران، آیه:۷۸.</ref>. مشهور [[مفسران]] [[آیه]] را اشاره به شماری از [[احبار]] [[یهود]] [[مدینه]]، مانند [[کعب بن اشرف]]، [[مالک بن ضیف]] و [[حی‌ بن اخطب]] دانسته‌اند<ref>تفسیر مقاتل، ج‌۱، ص‌۲۸۶؛ تفسیر بغوی، ج‌۱، ص‌۲۴۸؛ التفسیر الکبیر، ج‌۸، ص‌۱۱۳ ـ ۱۱۴؛ جامع البیان، ج‌۳، ص‌۴۳۸.</ref>. [[ابن عباس]] گفته است: [[آیه]] درباره [[یهود]] و [[نصارا]] نازل شده است؛ گروهی که هم مطالبی را از [[تورات]]  و [[انجیل]] حذف کرده و هم بر آن افزودند<ref>زادالمسیر، ج‌۱، ص‌۴۱۱؛ تفسیر بغوی، ج‌۱، ص‌۲۴۸؛ تفسیر ثعلبی، ج‌۳، ص‌۱۰۱.</ref>. [[مفسران]] درباره نوع [[تحریف]] یاد شده در [[آیه]]، دیدگاه یکسانی ندارند؛ گروهی چون [[مجاهد]]، [[ربیع]]، [[ابن عباس]]، [[وهب‌ بن منبه]]، بر این باورند که [[احبار]] نوشته‌های ساختگی خود، از جمله درباره ویژگیهای [[پیامبر]]{{صل}} را همانند [[تورات]] [[تلاوت]] و جزئی از کتاب نازل شده بر [[حضرت موسی]]{{ع}} قلمداد می‌کردند<ref>جامع البیان، ج‌۳، ص‌۴۳۹ ـ ۴۴۰.</ref>. بر اساس این [[تفسیر]]، نخستین "کتابِ" یاد شده در [[آیه]]، همان کتاب یاد شده در [[آیه]] ۷۹ [[سوره]] بقره است: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ }}<ref> وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دست‌های خود می‌نویسند آنگاه می‌گویند که این از سوی خداوند است؛ سوره بقره، آیه: ۷۹.</ref>. [[قمی]]، [[مقاتل]]، [[طبری]]، <ref>تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۱۳۳؛ تفسیر مقاتل، ج‌۱، ص‌۲۸۶؛ جامع البیان، ج‌۳، ص‌۴۳۹.</ref> [[زرکشی]]، [[علامه طباطبایی]]<ref>البرهان، ج‌۴، ص‌۹۷؛ المیزان، ج‌۳، ص‌۲۶۶.</ref> و برخی دیگر از [[مفسران]] نیز این دیدگاه را پذیرفته‌اند. در مقابل، به [[اعتقاد]] [[فخر‌ رازی]] و [[آلوسی]]، [[احبار]] هنگام [[تلاوت]] [[تورات]]، اِعراب و حرکات بخشهایی از آن را تغییر داده و در نتیجه معنای آن را دگرگون ساخته و همان الفاظ را عین جملات نازل شده می‌خواندند<ref>روح المعانی، ج‌۳، ص‌۳۲۷ ـ ۳۲۸؛ التفسیر الکبیر، ج‌۸، ص‌۱۱۳ ـ ۱۱۵.</ref> از گفته‌های [[شیخ طوسی]]، [[طبرسی]] و برخی دیگر نیز می‌توان این [[تفسیر]] را به دست آورد<ref>التبیان، ج‌۱، ص‌۲۲۲؛ مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۷۸۰؛ نمونه، ج‌۲، ص‌۶۲۹.</ref> در  [[نقلی]] دیگر از [[ابن عباس]]، وی [[آیه]] را اشاره به حذف و اضافه بخشهایی از [[تورات]] دانسته است<ref>تفسیر ثعلبی، ج‌۳، ص‌۱۰۱؛ مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۷۸۰.</ref><ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>
#بر اساس ظاهر [[آیه]] ۷۸ [[سوره]] [[آل عمران]] شماری از [[عالمان]] [[یهود]]، نوشته‌های غیر وحیانی را با لحن و آهنگ ویژه [[تورات]] [[تلاوت]] می‌کرده‌اند تا [[مسلمانان]] [[گمان]] کنند که جزئی از آن است. آنان برای تأکید بیشتر،‌ نوشته‌های مزبور را [[وحی الهی]] می‌خواندند. آیه‌ یاد شده، جزئی از [[تورات]] و سخن [[خدا]] بودن آن نوشته‌ها را نفی و تأکید می‌کند که آنها خود نیز وحیانی نبودن آن نوشته‌ها را می‌دانند؛ ولی با این حال به [[خداوند]] نسبت [[دروغ]] می‌دهند: {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref> و برخی از آنان گروهی هستند که به تحریف کتاب (آسمانی) زبان می‌گردانند تا آن را از کتاب بپندارید در حالی که از کتاب نیست و می‌گویند که از سوی خداوند است و از سوی خداوند نیست؛ آنان دانسته بر خداوند دروغ می‌بندند؛ سوره آل عمران، آیه:۷۸.</ref>. مشهور [[مفسران]] [[آیه]] را اشاره به شماری از [[احبار]] [[یهود]] [[مدینه]]، مانند [[کعب بن اشرف]]، [[مالک بن ضیف]] و [[حی‌ بن اخطب]] دانسته‌اند<ref>تفسیر مقاتل، ج‌۱، ص‌۲۸۶؛ تفسیر بغوی، ج‌۱، ص‌۲۴۸؛ التفسیر الکبیر، ج‌۸، ص‌۱۱۳ ـ ۱۱۴؛ جامع البیان، ج‌۳، ص‌۴۳۸.</ref>. [[ابن عباس]] گفته است: [[آیه]] درباره [[یهود]] و [[نصارا]] نازل شده است؛ گروهی که هم مطالبی را از [[تورات]]  و [[انجیل]] حذف کرده و هم بر آن افزودند<ref>زادالمسیر، ج‌۱، ص‌۴۱۱؛ تفسیر بغوی، ج‌۱، ص‌۲۴۸؛ تفسیر ثعلبی، ج‌۳، ص‌۱۰۱.</ref>. [[مفسران]] درباره نوع [[تحریف]] یاد شده در [[آیه]]، دیدگاه یکسانی ندارند؛ گروهی چون [[مجاهد]]، [[ربیع]]، [[ابن عباس]]، [[وهب‌ بن منبه]]، بر این باورند که [[احبار]] نوشته‌های ساختگی خود، از جمله درباره ویژگیهای [[پیامبر]]{{صل}} را همانند [[تورات]] [[تلاوت]] و جزئی از کتاب نازل شده بر [[حضرت موسی]]{{ع}} قلمداد می‌کردند<ref>جامع البیان، ج‌۳، ص‌۴۳۹ ـ ۴۴۰.</ref>. بر اساس این [[تفسیر]]، نخستین "کتابِ" یاد شده در [[آیه]]، همان کتاب یاد شده در [[آیه]] ۷۹ [[سوره]] بقره است: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ }}<ref> وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دست‌های خود می‌نویسند آنگاه می‌گویند که این از سوی خداوند است؛ سوره بقره، آیه: ۷۹.</ref>. [[قمی]]، [[مقاتل]]، [[طبری]]، <ref>تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۱۳۳؛ تفسیر مقاتل، ج‌۱، ص‌۲۸۶؛ جامع البیان، ج‌۳، ص‌۴۳۹.</ref> [[زرکشی]]، [[علامه طباطبایی]]<ref>البرهان، ج‌۴، ص‌۹۷؛ المیزان، ج‌۳، ص‌۲۶۶.</ref> و برخی دیگر از [[مفسران]] نیز این دیدگاه را پذیرفته‌اند. در مقابل، به [[اعتقاد]] [[فخر‌ رازی]] و [[آلوسی]]، [[احبار]] هنگام [[تلاوت]] [[تورات]]، اِعراب و حرکات بخشهایی از آن را تغییر داده و در نتیجه معنای آن را دگرگون ساخته و همان الفاظ را عین جملات نازل شده می‌خواندند<ref>روح المعانی، ج‌۳، ص‌۳۲۷ ـ ۳۲۸؛ التفسیر الکبیر، ج‌۸، ص‌۱۱۳ ـ ۱۱۵.</ref> از گفته‌های [[شیخ طوسی]]، [[طبرسی]] و برخی دیگر نیز می‌توان این [[تفسیر]] را به دست آورد<ref>التبیان، ج‌۱، ص‌۲۲۲؛ مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۷۸۰؛ نمونه، ج‌۲، ص‌۶۲۹.</ref> در  [[نقلی]] دیگر از [[ابن عباس]]، وی [[آیه]] را اشاره به حذف و اضافه بخشهایی از [[تورات]] دانسته است<ref>تفسیر ثعلبی، ج‌۳، ص‌۱۰۱؛ مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۷۸۰.</ref><ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>
#بنی‌ [[اسرائیل]] هنگام ورود به سرزمین کنعان، [[فرمان]] یافتند که با حالتی خاص، از دری معین وارد شده و عبارتی مشخص را مبنی بر طلب [[آمرزش]] بر زبان جاری کنند تا [[خداوند]] از [[گناهان]] گذشته آنان درگذرد؛ اما گروهی با تغییر و [[تحریف]] آن عبارت خاص، جمله‌ای تمسخرآمیز بر زبان آورده و در نتیجه به [[عذاب الهی]] دچار آمدند: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که گفتیم: بدین شهر در آیید و از (نعمت‌های) آن از هر جا که خواستید فراوان بخورید و با فروتنی از دروازه وارد شوید و بگویید: از لغزش ما بگذر! تا از لغزش‌های شما درگذریم، و به زودی (پاداش) نکوکاران را می‌افزاییم.امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که می‌کردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم؛ سوره بقره، آیه: ۵۸- ۵۹.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ }}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که به ایشان گفته شد: در این شهر (بیت المقدس) جای گیرید و از هر جای آن خواستید بخورید و بگویید: «از لغزش ما بگذر!»  و از این دروازه، سجده‌کنان (به شهر) در آیید تا گناهانتان را بیامرزیم، به زودی بر (پاداش) نیکوکاران می‌افزاییم اما ستمگران از ایشان گفتاری را به جای آنچه به آنان گفته شده بود جایگزین کردند آنگاه ما بر آنان برای ستمی که می‌کردند عذابی از آسمان فرستادیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۶۱- ۱۶۲.</ref> [[مفسران]] درباره معنا و [[عربی]] و دخیل بودن واژه {{متن قرآن|حِطَّةٌ}} و نیز واژه یا جمله‌ای که به جای آن گفته شد، بر یک نظر نیستند<ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>
#بنی‌ [[اسرائیل]] هنگام ورود به سرزمین کنعان، [[فرمان]] یافتند که با حالتی خاص، از دری معین وارد شده و عبارتی مشخص را مبنی بر طلب [[آمرزش]] بر زبان جاری کنند تا [[خداوند]] از [[گناهان]] گذشته آنان درگذرد؛ اما گروهی با تغییر و [[تحریف]] آن عبارت خاص، جمله‌ای تمسخرآمیز بر زبان آورده و در نتیجه به [[عذاب الهی]] دچار آمدند: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که گفتیم: بدین شهر در آیید و از (نعمت‌های) آن از هر جا که خواستید فراوان بخورید و با فروتنی از دروازه وارد شوید و بگویید: از لغزش ما بگذر! تا از لغزش‌های شما درگذریم، و به زودی (پاداش) نکوکاران را می‌افزاییم.امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که می‌کردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم؛ سوره بقره، آیه: ۵۸- ۵۹.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ }}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که به ایشان گفته شد: در این شهر (بیت المقدس) جای گیرید و از هر جای آن خواستید بخورید و بگویید: «از لغزش ما بگذر!»  و از این دروازه، سجده‌کنان (به شهر) در آیید تا گناهانتان را بیامرزیم، به زودی بر (پاداش) نیکوکاران می‌افزاییم اما ستمگران از ایشان گفتاری را به جای آنچه به آنان گفته شده بود جایگزین کردند آنگاه ما بر آنان برای ستمی که می‌کردند عذابی از آسمان فرستادیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۶۱- ۱۶۲.</ref> [[مفسران]] درباره معنا و [[عربی]] و دخیل بودن واژه {{متن قرآن|حِطَّةٌ}} و نیز واژه یا جمله‌ای که به جای آن گفته شد، بر یک نظر نیستند<ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش